Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791117-50687S1

Date of Document: 2001-02-06

رهايي جهاني اشاره: آيا جهاني شدن تنها به خواست يك ابرقدرت در حال شكل گيري؟ است اگر چنين بحثي را بپذيريم، درست مانند آن است بگوييم شخصي آب بشكه اي را به طرفالعيني سركشيده است. البته اين به آن معنا نيست كه قدرت هاي غربي در گردهمايي هايي چون داووس به تقسيم منابع جهاني براي رسيدن به اهداف خود نمي پردازند، بالعكس، كاركرد توانايي، جذب امكانات و قدرت بيشتر ولي است، سازوكار و كنش هاي ضعيف ترها، نسبت به قوي ترها، جزء اساسي در چرخه جهاني شدن به شمار مي رود، بي گمان اگر ضعيف ترها خود را با تدبير قوي كنند، تنها به روغن چرخ دنده هاي ماشين جهاني شدن تبديل نمي شوند و مي توانند جايگاه ويژه اي را براي خود در اين روند كسب كنند، مقاله كوتاه زير كه بررسي نگاه گيدنز به جهاني شدن است، تا اندازه اي سعي دارد ضمن توجه به نقش ديگران، نگاه تك عاملي اقتصادي درباره جهاني شدن را اصلاح نمايد و خواننده را به مسائل اساسي ديگر رهنمون سازد. گروه انديشه چگونه فرآيند جهاني شدن ( globalization) مي تواند زندگي ما را بازسازي؟ نمايد آنتوني گيدنز جامعه شناس و متخصص روابط بين الملل و رئيس دانشكده علوم اقتصادي و سياسي لندن در كتاب اخير خود سعي كرده به اين سوال پاسخ بگويد. اين كتاب پنج فصلي، بطور متوالي به كالبد شكافي مشكلات و مسائل جهاني شدن خطرات، آن سنت ها،، خانواده و دموكراسي مي پردازد. اين نوشته در اصل مجموع سخنرانيهاي گيدنز در يكي از برنامه هاي شبكه BBC است كه قبل از آن اكثر بزرگان فلسفه انگليس مانند برتراندراسل ديدگاه هاي خود را در چنين برنامه اي ابراز مي كردند. اين برنامه هماني است كه ادوارد سعيد در سال 1993 درباره نقش روشنفكر ( ) 1 به ارائه ديدگاه هاي خود در آن، پرداخته است. علاوه بر اين آنتوني گيدنز مجموع سخنرانيهايي نيز درباره مفاهيم اين كتاب در هنگ كنگ، لندن، دهلي و واشينگتن ايرادكرده است. وي درباره انتخاب نام كتاب تحت عنوان رهايي جهاني مي گويد: اين نام بيانگر دقيق واقعيت جهان امروز است. در جهاني كه ما امروز در آن زندگي مي كنيم، امواج تحرك بشري به هر سوئي گرايش دارد، بدون اينكه فردي بتواند خود را مسلط مطلق برآن بداند. به نظر مي آيد كه ما در برابر جهاني قرار گرفته ايم كه با شتاب در حال گذر است، شتابي كه ممكن است شكننده باشد، بدون اينكه بتوانيم به آن برسيم، كنترل جهاني، خارج از اراده انساني قرار گرفته و انسان در وراي آن و بدنبال آن حركت مي كند. او معتقد است كه جهاني شدن يك تجربه جديد تاريخي و انساني است كه تغييرات انقلابي در چنته خود دارد. اما اضافه مي كند كه بزرگترين اشتباه اين است كه فرآيند جهاني شدن را فقط در مسائل اقتصادي خلاصه كنيم. زيرا اين پديده حد و مرز اقتصادي را در مي نوردد و به فضاهاي سياسي، تكنولوژيك و فرهنگي چنگ مي زند. اين پديده تحت تاثير اختراعات شگرف در زمينه ارتباطات در دهه 1960 شكل گرفته است زماني كه اولين ماهواره در سال 1969 درمدارزمين قرار گرفت و در حال حاضر بيش از 200 ماهواره در فضاي خارجي زمين قرار گرفته است. اهميت ارتباطات ماهواره اي تنها درسرعت انتقال اطلاعات محدود نمي شود، بلكه آنها توانسته اند كه زندگي ما را چه فقير و چه غني تحت تاثير خود قرار دهند و از اينجاست كه ما متوجه مي شويم كه تاثير اين وسايل ارتباطي تنها به سازمان هاي بزرگ مانند مجموعه هاي اقتصادي و بازار سهام محدود نمي شود، بلكه وارد زندگي خصوصي و خانواده شده و به عنوان روش جديدي از زندگي در نظر گرفته مي شود. با اين وجود دفاع گيدنز از جهاني شدن به معني ناديده انگاشتن آثار سوء اين پديده و زيان هايي كه به اجتماعات فقيروارد مي سازد، نيست. بلكه باز خورد منفي اين پديده در نابودي جوامع فقير و اقتصاد آن، دربررسيهاي وي كاملا مشهود است. اعمال تخريبگر و غير مسئولانه براي شركت هايي كه پا را از حدود خود فراتر نهاده اند يا به نابودي محيطزيست جوامع فقير روي آورده اند يا ابزار و آلات فاسد شده به كار مي برند، از جمله مسائل منفي اين فرآيند مي باشند. او مي گويد: اين فرآيند جهاني شدن كه به دهكده جهاني تعبير مي شود، موجب به تاراج رفتن ثروت هاي جوامع ديگر نيز شده است، به همين خاطر بايستي اصطلاح (دهكده جهاني ) به (تاراج جهاني ) تبديل شود. اين مساله در اثر سلطه يك حكومت يا يك دولت نيست، بلكه در توانائيهاي موجود در جوامع مختلف است. توانائيهاي جوامع غربي به مراتب بالاتر از ديگر جوامع است. به همين خاطر يك انسان غربي وسايلي را مي تواند به كار گيرد كه بوسيله آنها انسان جامعه اي ديگر را به استثمار بكشد. دليل اين مساله وجود چنين وسايلي در جوامع غربي و فقدان آنها در جوامع ضعيف است. با اين وجود امروزه حتي جوامع قدرتمند غربي توانايي آن را ندارند كه سياستي مخالف با جهاني شدن اتخاذ نمايند. به عنوان مثال امريكا يا اتحاديه اروپايي قادر نيستند سياستي مخالف با تجارت آزاد انتخاب كنند. در صحنه جهاني، اين امر به عنوان يك انقلاب در نظر گرفته مي شود و واكنش نسبت به آن خيلي شديد خواهدبود، بنابراين، اين حكومت ها با چنين قدرتي، مجبورند كه از اصول جهاني شدن تبعيت كنند. در جايي ديگر آنتوني گيدنز به شكل گيري قدرت هاي جديد اقتصادي اشاره مي كند كه از طريق جهاني شدن خود را مطرح خواهند كرد. به عقيده گيدنز كشورهاي آمريكاي لاتين درآينده، نقش مهمي در بازارهاي آمريكا پيدا خواهند كرد، هنديها در تكنولوژي كامپيوتر بر رقباي خود پيشي خواهند گرفت. گيدنز در اين مرحله به مفهومي اشاره مي كند كه آن را استعمار معكوس نام مي نهد. جهاني شدن اين فرصت را به كشورهاي در حال رشد مي دهد تا ازمنابع اطلاعاتي و فني كشورهاي غني استفاده كرده و تلاش نمايند، دوره هاي استعماري گذشته را جبران كنند. از نظر گيدنز ممكن است جهاني شدن براي بعضي كشورها، دوره زيان موقت را به ارمغان آورد، اما اين حالت دائمي نيست. وي به تجربه مالزي در سال 1998 اشاره مي كند كه آن كشور با بحران مالي مواجه شد. سرمايه گذاران از طريق ارتباطات جهاني متوجه شدند كه امكان سرمايه گذاري در جائي بهتر از مالزي وجود به دارد، همين خاطرسرمايه خود را از آن كشور بيرون بردند. در اين زمينه دولت مالزي واردكار شد و ورود و خروج ارز را كنترل كرد تا بتواند برفرآيند فرار سرمايه از آن كشور مسلط شود. آنتوني گيدنز معتقد است كه فرآيند جهاني شدن بر محور عدم مداخله دولت ها بنا شده است و روندي كه در مالزي اتفاق افتاد، راه حل مسئله نمي باشد. به همين خاطر حكومت مالزي رفته رفته از سيطره كامل خود بر مسائل اقتصادي عقبنشيني كرد و اصول تجارت آزاد را پذيرفت. به اعتقاد گيدنز نقش حكومت ها در فرآيند جهاني شدن تضعيف خواهد شد و در برابر مسئله جهان واحد با اقتصاد آزاد و بر اثر فشارهاي داخلي متمايل به سوي جهاني شدن عقبنشيني خواهد كرد. با اين همه براي مدت هاي مديد يك كاركرد مهم براي حكومت ها همچنان باقي خواهد ماند و آن مسئله امنيت ملي است. به اعتقاد گيدنز، شكل حكومت ها تحت تاثير فرآيند جهاني شدن دچار تغييرات پي درپي خواهد شد و انعطاف زيادي ازخود نشان خواهند داد. در اين ميان حكومت هايي ضرر مي كنند كه به شكل منفعل با پديده جهاني شدن روبه رو مي شوند، زيرا كه جهان به صورت يك اجتماع كيهاني شكل مي گيرد كه در آن منافع و ارزش هاي همه ملل مورد مناقشه قرار مي گيرد و درباره سرنوشت انساني به طور كل تصميم گيري مي شود. حكومت هاي منفعل نقش بارزي در اين ميان ندارند. گيدنز معتقد است كه نسلي كه اكنون در آن به سر مي بريم، اولين نسل چنين اجتماع كيهاني مي باشد و روزي به عنوان بنيان گذاران جامعه جديد از آن نام خواهند برد. پانوشت: ) 1 اين كتاب توسط آقاي دكتر حيدر عضدانلو به فارسي برگردانده شده است