Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791117-50684S9

Date of Document: 2001-02-06

اقتصاد، سياست و ذخاير سازمان تامين اجتماعي گفت وگو با دكتر محمد ستاري فر - ( بخش پاياني ) اشاره: دكتر محمد ستاري فرد در ادامه گفت وگو با همشهري تاكيد مي كند كه اگر هم اكنون نيز در دانشگاه بود، سخنان فراواني براي انتقاد داشت، اما به لحاظ اينكه سازمان تامين اجتماعي بايد از سياست آسيب نبيند، ترجيح داده است كه سكوت كند. بخش نخست اين گفت وگو روز شنبه 15 بهمن در همين صفحه آمده اينك بود بخش پاياني گفت وگو با وي را مي خوانيد. گروه اقتصادي * آيا شما موافق اين نيستيد كه سال 10در گذشته دولت ها در توليد كالاي عمومي فيزيكي مثل راه، فرودگاه، نيروگاه، پالايشگاه، توليد آب، برق، گاز مخابرات و... موفق، بوده اند. اما دربخش ديگر كالاهاي عمومي مثل ثبات، امنيت، آرامش فكري، ايجاد فضاي مناسب سياسي، آيا دولت مي تواندبه تنهايي آنها را فراهم؟ كند به نظر مي رسد كه دولت تمايل زيادي دارد كه اين كالاها را توليد و در اختيار جامعه بگذارد، اما شرايط محيطي كه شما نيز قبلا به آن اشاره كرديد به گونه اي است كه اين كار از توان دولت خارج شده است. آيا با اين ارزيابي موافق؟ هستيد - من مي پذيرم كه دولت هاي سال 10 گذشته در توليد كالاهاي عمومي فيزيكي خوب عمل كرده اند. سرمايه گذاري هاي انجام شده براي آموزشهاي عمومي، آموزش عالي، بهداشت و درمان، سوادآموزي، مخابرات، تامين آب آشاميدني سالم و تامين برق مناسب بوده است و ما در اين بخش پيشرفت هاي خوبي داشته ايم. اما واقعيت اين است كه در انباشت كالايي مثل امنيت و نشان دادن افق بهتر در آينده ناتوان بوده ايم. اگر مردم احساس كنند كه فردا از امروز بدتر است، ما در توليد كالاي عمومي كم آورده ايم. كره جنوبي در دهه 1970 در 1980و توليد كالاي عمومي فيزيكي از ايران جلوتر نبوده است، اما در جنبه انساني كالاي عمومي بسيار موفق عمل كرده است. اما ما نتوانستيم در اين زمينه به موفقيت برسيم. ممكن است ما از نظر كلان قضيه در نظريه خوب بوده ايم، اما در عمل و در مرحله جزيي تر بدكار كرده ايم. برنامه نوشته ايم، اما با صدور بخشنامه ها آن را لغو كرده ايم. به همين دليل است كه بخش خصوصي از اينكه بتواند از سرمايه گذاري خود فايده ببرد عاجز است. ما در اين بعد سرمايه گذاري نكرده ايم. اين، تلقي كه امروزه بخش خصوصي داردومي گويد سرمايه گذاري در صنعت و كشاورزي جواب نمي دهد، محصول عملكرد دولت، قوه قضاييه و مجلس در اين شما سالهاست به مساله بودجه 1380 نگاه كنيد. بعضي از وزيران مي گويند بودجه 1380 مطابق با برنامه توسعه سوم نيست. اين همان بي ثباتي است. به نظر مي رسد كه ايران در 50 سال اخير فقط به اين دليل بودجه سالانه تهيه كرده است كه يك سند سياسي داشته باشد. ما به دنبال اين نيستيم كه بودجه بنويسيم و خودمان عمل كنيم. اما اين كه مي گوييد نهاد دولت تمايل دارد كه امنيت، ثبات و آرامش ايجاد كند و نمي تواندرا قبول دارم. نهادهاي ديگر نيز بايد او را همراهي كنند و در مسير اين خواست دولت، مانع تراشي نكنند. اما خوب كه به كاركرد دولت نگاه مي كنيم، اينقدر تعدد بخشنامه ها داريم، به قدري در حرف و نظر بين اعضاي اقتصادي دولت ناسازگاري وجود دارد كه خود اين مسائل بي ثباتي مي آورد. * به نظر مي رسد كه صدور هربخشنامه يا دستورالعمل بازتاب يك يا چند رخداد سياسي، اقتصادي و اجتماعي در جامعه است. يعني مسئولان اقتصادي دولت بدون دليل كه بخشنامه صادر؟ نمي كنند - يك دولت توسعه گرا، نبايد كار آتش نشاني را انجام دهد كه هر جاآتشي ديد بخواهد آن را خاموش كند. دولت توسعه گرا بايد بسترسازي كند و خير و صلاح جامعه را درآن بسترها بروياند و پس از بسترسازي در مقابل مخالفت ها نيز پايداري نشان دهد. دولتي كه بخواهد در مقابل هررخدادي كه در جامعه اتفاق مي افتد سخني بگويد و واكنشي نشان دهد كه دولت توسعه گرا نيست. * اما دولت كه نمي تواند امور روزمره جامعه را به حال خود رها كند و معطل اين بماند كه حالا بسترسازي شود و بسترها آماده شوند و پس ازآن عمل؟ كند - پس چه كسي بايد بستر سازي؟ كند دولت خيلي كارها بايد انجام دهد. اما تازماني كه بستر سازي نكند موفق نمي شود. يك دولت توسعه گرا در قلمرو خودش، بستر سازي عمومي مي كند. الان در خود دولت اين كار انجام نشده است. اكثريت وزيران دولت در حيطه وزارتخانه خود حاضر نيستند در اين قلمروها سرمايه گذاري كنند. دولت توسعه گرا، دولتي است كه جدي و عميق كار كرده مطالعه است كرده است و مصمم است و سعي مي كند ساير متغيرها را با خواسته هاي از پيش انديشيده خود تطبيق دهد. * آيا دولت آقاي خاتمي را توسعه گرا؟ مي دانيد - در چه؟ بخشي * با همين تعريفي كه از دولت توسعه گرا داريد. - آقاي خاتمي بحث جامعه مدني را مطرح كردند، اما دولتي كه شكل دادند، خودش نسبت به اين شعار جامعه مدني اعتقادي نداشت. پس از برنده شدن آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري، وي بايد ابتدا يك دولت مدني شكل مي داد تا بتواند يك جامعه مدني درست را شكل اما دهد در اين زمينه سرمايه گذاري كافي نشد. اين سخن به اين معني نيست كه آدمهاي ضعيف و بد به كابينه آمدند; همه، آدمهاي خوب و درستي بودند، اما تيم خوبي نبودند. دولت از نظر سياسي موفقيت هايي داشت و در دستيابي به شعار جامعه مدني در اين بخش تا حدي خوب عمل كرد، اما جامعه مدني در اقتصاد خوب پياده نشد. دولت مدني، دولت قانونمند و منضبط است. دولتي است كه اعضايش اقتصاد را يك جور بفهمند. اگر با اين معيار مسائل را بسنجيم، مي بينيم كه در زمان آقاي خاتمي هم ما نمي توانستيم نمره خوبي بياوريم. خوب، اگر در اوايل مصاحبه به من چپگرا مي گفتيد، حالا نمي دانم مرا چه مي ناميد!؟ * به نظر مي رسد كه سابقه فكري شما از نظر اقتصادي موجب شده است كه از سوي رئيس جمهوري براي رياست سازمان تامين اجتماعي تاييد شويد. پيش از آمدن جنابعالي مديران ديگري در اين سازمان بوده اند كه برنامه هاي خاصي را كه مطابق با سياست هاي هر مقطع بوده است در سازمان اعمال كرده اند. شما پس از اينكه تصدي مديريت عاملي سازمان تامين اجتماعي را برعهده گرفتيد، كدام يك از سياست هاي قبلي را كنار؟ گذاشتيد كدام سياست هاي تازه را به لحاظ تئوري جايگزين كرديد و براي اجراي تفكر خودتان چه تغييراتي در سازمان و تشكيلات سازمان تامين اجتماعي انجام؟ داديد - در دنباله بحث هاي قبلي بايد اين را بگويم كه من بحث هاي مربوط به توسعه را از 1358 انجام مي دهم و كتاب هم در اين زمينه نوشته ام و نمي دانم كه به لحاظ تفكر اقتصادي چپ هستم يا راست. من اين مرزبندي ها را قبول ندارم. از نظر تفكر اقتصادي كه به من نسبت مي دهيد، من تفكر خودم را گفتم. اين طور نبوده است كه چون آقاي هاشمي رفسنجاني بوده است، مخالفت مي كرده ام و حالا چون آقاي خاتمي آمده است بخواهم سكوت كنم. اگر درا ين 3 سال سخني نگفته ام به اين دليل بوده است كه مدير عامل سازمان تامين اجتماعي بوده ام. اگر در دانشگاه بودم خيلي حرف ها مي زدم و كارهاي فراواني مي كردم. * آقاي ستاري فر، شما مي توانستيد كه در سازمان تامين اجتماعي نباشيد و همان حرفها را بزنيد. اينطور؟ نيست - بلي. اما مي گويم كه چرا در اين سازمان هستم ببينيد، سازمان تامين اجتماعي يك صندوق است كه پول و سرمايه 26 ميليون نفر در آن ذخيره شده است. نمي شود مدير عامل صندوقي پولي - مالي بود كه از ذخاير 26 ميليون نفر تشكيل شده است، و بحث هاي سياسي نيز راه انداخت. هر انساني خط مشي سياسي دارد. من نيز دارم. مديران سازمان نيز حتما خط مشي سياسي دارند. اما در اين 3 سال تلاش مضاعفي شده كه سازمان تامين اجتماعي كاركرد سياسي نداشته باشد. اين سازمان اگر بخواهد كاركرد سياسي داشته باشد، سم مهلكي است براي امانت مردم مستضعف و زحمتكش كه پول خود را در آن گذاشته اند. بنابر اين پرچم اين سازمان بايد سفيد باشد و از گرايش سياسي به احزاب و گروهها دور باشد. سازمان تامين اجتماعي، نه دوم خردادي است، نه قبل از دوم خردادي، نه متعلق به وزارت كار است، نه متعلق به وزارت بهداشت و درمان، نه خانه كارگري است، نه راست است، نه چپ. ما بايد تمرين كنيم كه يك كار توسعه اي در سازمان انجام دهيم. بايد ملي فكر كنيم. اين محدوديت ها موجب شده است در اين مدت دنبال كار سياسي نباشيم. در زمان آقاي هاشمي نيز براي اينكه فعاليت كنم و حرف بزنم از سازمان برنامه و بودجه كناره گيري كردم. اگر الان هم از اين سازمان بيرون بروم، فكر مي كنم يك ماه بعد شروع كنم و كار خودم را ادامه محدوديت هايي بدهم كه دارم به خاطر صندوق است. اما درباره اينكه پس از اينكه مديريت عاملي سازمان را بر عهده گرفتم، چه كارهايي انجام شده است، در مراسم توديع رئيس قبلي سازمان گفتم كه خداوند به ما بينش بدهد كه آن اقدامهايي كه كارآمد بوده را ادامه داده و ارتقاء ببخشيم و تلاش كنيم كه اصلاح و بازسازي و نوسازي را نيز در كنار آن انجام دهيم. به اين ترتيب هيچ كاري در سازمان متوقف نشد و هيچ برنامه اي تغيير داده نشد. اما عقيده و باور من اين بود كه سازمان بيمه گر - در بعد درمان - بايد تامين درمان كند، نه توليد درمان. سازمان تامين اجتماعي قبلا فعاليت هاي خود را عمدتا بر توليد درمان متمركز كرده بود. اين شيوه وتفكر موجب مي شد كه منابع سازمان به مسير احداث بيمارستان بيفتد. بيمارستان سازي نيز در سالهاي گذشته با توجه به شرايط خاص كشور، بيشتر تابع سياست هاي جغرافيايي و مسايل غيراقتصادي شده بود و از مسايل اقتصادي تبعيت نمي كرد.