Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791117-50684S13

Date of Document: 2001-02-06

ديدگاه آثار منفي درآمد نفت در اقتصادايران دكتر رحمت الله نيكنام اشاره: دلارهاي نفتي نيم قرن است كه اجازه نداده، اقتصاد ايران از پا بيفتد و در رديف كشورهاي بسيار فقير قرار گيرد. دلارهاي نفتي شرايط مناسبي را براي رشد و توسعه صنعتي ايران - در حدفعلي - فراهم كرده است، اما از سوي ديگر پيامدهاي منفي در رفتار اقتصادي حكومت مردم، و كشور بر جاي گذاشته است. نوشته حاضر كه بخشي از گفت وگوي طولاني دكتر رحمت الله نيكنام با ماهنامه نفت، گاز و پتروشيمي ( 1379 15 ديماه ) است برخي از اين پيامدها را تشريح كرده است. گروه اقتصادي نفت در مدت سال 9080اين مشكلاتي براي ما ايجاد كرده است. بطور مثال درآمدهاي نفت باعث شده است كه نياز دولت به مردم به عنوان يك فراهم آورنده منابع مالي دولت (ماليات )كم شده و يا در بعضي از سالها اين احتياج بطور كلي از بين رفته است، در نتيجه دولت نيازي براي تكيه به مردم ندارد و اين امر باعث شده است كه بعد از مدتي يك دوگانگي ميان دولت و مردم بوجود آمده و اين دو نسبت به هم بيگانه شده و مردم به فكر خودشان و دولت هم در فكر خودش باشد. اين بيگانگي متقابل در طول 8070 سال گذشته از نظر اجتماعي، اثرات سوئي در جامعه ما از خود به جاي گذاشته است و به نظر من جامعه شناسان ما بايد در مورد اين مطلب تحقيق و مطالعه بيشتر داشته باشند چون اثرات نامطلوب اين قضيه بسيار عظيم و شديد است و دولت احتياج چنداني به تكيه بر مردم ندارد. دومين اثري كه نفت در اقتصاد ما گذاشته است اين است كه عملا دولت را در طول اين سال ها تبديل به يك دولت سوسياليستي كرده است. يعني دولتي كه بدون اينكه خودش هيچ زحمت زيادي كشيده باشد از جايي مقدار زيادي پول برايش فراهم شده و او هم با اولويتهايي كه به نحوي براي خودش تعيين كرده اين پولها را به مصرف رسانده و در حقيقت تبديل به ولي نعمت مردم شده مردم است هم از نظر اقتصادي به دولت به عنوان يك وسيله فراهم آورنده زندگي نگاه مي كنند، در صورتي كه در اصل، اين قضيه بايد بر عكس باشد و اين مردم باشند كه از طريق مالياتهايي كه مي پردازند براي دولت امكان حيات را فراهم اين كنند نقش معكوس خيلي مخرب بوده است و طبيعتا همه دولتها هم دوست دارند كه پول خرج كنند و پروژه هاي جديد را راه اندازي و افتتاح كنند و مردم هم براي آنها دست بزنند; پروژه هايي كه به هيچ وجه معلوم نيست كه مبتني بر احتياجات واقعي اقتصاد داخلي كشور باشند. بسياري از آنها كالاهايي را توليد مي كنند كه مي توان آن كالاها را به قيمت ارزانتري وارد كرد و هيچ گونه مزيتي هم از نظر اقتصادي ندارند. دخالت دولت در امر اقتصاد كه از طريق درآمدهاي نفتي از زمان احمدشاه فراهم شد موجب گرديد كه ما صاحب يك اقتصاد سوسياليستي در كشورمان باشيم. سومين مشكلي كه اين درآمدهاي نفتي براي ما به وجود آورده است كه تا حدودي هم به طرز فكر سوسياليستي در اقتصاد مربوط مي شود، امكان پرداخت يارانه هاي عظيم و فوق العاده مخرب از طرف دولت است كه در اقتصاد ما به وقوع مي پيوندد. فقط وجود درآمدهاي نفتي است كه مي تواند امكان انجام چنين فعاليتهايي را براي دولت فراهم كند. مثل يارانه نان. چندي پيش تلويزيون نشان مي داد كه كارگري كه نان خشك ها را با بيل جمع مي كرد بسيار از اين موضوع ناراحت بود و مي گفت همه اين اسراف ها نتيجه يارانه اي است كه دولت براي آرد پرداخت مي كند و اين براي من خيلي جالب بود كه يك كارگر بي سوادي كه هيچ اطلاعي از اقتصاد ندارد به اين موضوع پي برده است و معلوم نيست چرا هنوز مقامات به اين امر پي نبرده اند; يا يارانه اي كه براي انرژي پرداخت مي شود و يايارانه هاي ديگر كه از طريق ارزاق كوپني پرداخت مي شود، تمام اينها از طريق سيستم قيمت ها، در عرضه و تقاضا اختلال ايجاد مي كنند.