Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791115-50668S2

Date of Document: 2001-02-04

خشونت رواني عليه زنان مهلك تر از خشونت جسماني است گروه اجتماعي: يك روانشناس گفت: پژوهشهاي بسياري نشان مي دهد از هر 5 نفر از جمعيت زنان در جهان حداقل يك نفر در مرحله اي از زندگي اش مورد تجاوز و يا خشونت جسمي قرار مي گيرد. شكوه نوابي نژاد، عضو كميته امحاي خشونت عليه زنان افزود: خشونت عليه زنان در سطح گسترده اي در جهان، علت جدي مرگ و يا ناتواني آنان در سن باروري ويا بيماريهاي شديد و گاه غيرقابل علاج شده است. وي، خشونت عليه زنان و دختران را نه تنها پديدآورنده مشكلات بهداشتي كه نقض حقوق بشر دانست و اظهار داشت: بسياري از زنان باردار و دختران جوان بارها در معرض حملات خشونت آميز شديد واقع شده اند. نوابي نژاد افزود: بي ترديد خشونت عليه زنان از ديد همگان محكوم با است، اين حال گزارش پي گيريهاي قضايي و پليسي عليه مرداني كه مرتكب خشونت هاي جسمي نسبت به زنان و يا دختران شده اند، در قياس با تعداد زياد قربانيان خشونت، متاسفانه بسيار نادر است. اين روانشناس اضافه كرد: بنابراين خشونت به عنوان وسيله اي براي حفظ وتقويت تمكين و تسليم شدن محض زن در مقابل مرد مورد استفاده قرار مي گيرد. عضو كميته امحاي خشونت افزود: در جوامع مختلف، مطالعات زيادي در مقياس وسيع در ارتباط با خشونت خانگي بويژه خشونت جسماني صورت گرفته است. دكتر نوابي نژاد تصريح كرد: اين مطالعات حاكيست بين 16 تا 52 درصد اززنان توسط شريك زندگي و يا فرد بسيار نزديك در خانواده شان مورد تجاوز ياخشونت جسمي قرار گرفته اند. به رغم افزايش قابل توجه درصد خشونت، آمار و اطلاعات دقيق در اين باره بسيار نادر و محدود است كه اين امر ناشي از عوامل فرهنگي ازيك سو و احساس منفي و تحقيرآميز زن در ارائه اين گزارش از سوي ديگر است. مادامي كه گزارشي دقيق در مورد فراواني درصد خشونت عليه زنان و دختران در دست نباشد مساله به صورت جدي مطرح نخواهد شد و درنتيجه اقدامات اساسي توسط دولتها و سازمانهاي غيردولتي انجام نخواهد شد. مشكل اساسي آنجاست كه بيشتر زنان به دليل نداشتن اعتمادبه نفس، خود را مستوجب دريافت خشونت از طرف مرد مي دانند. برخي ديگر نيزبيم آن دارند كه بازگويي خشونت و يا تجاوزي كه نسبت به حقوق آنان روا مي شود، به آزارهاي بيشتر از سوي همسر منجر گردد. افزون بر همه اين عوامل، در بسياري از جوامع از جمله جامعه ما قوانين مشخصي براي برخورد با خشونت خانگي و آنچه در حريم مقدس خانواده و توسط افراد بسيار نزديك اعمال مي شود، وجود ندارد. احتمالا اين مجموعه شرايط باعث مي شود مساله خشونت خانگي عليه زن در جوامع صنعتي و در حال توسعه آنگونه كه بايد و شايد جدي گرفته نشود. وي در خصوص خشونت رواني در خانواده نيز گفت: خشونت رواني شامل مزاحمت هاي رواني، محدوديت، محروميت از منابع فيزيكي، مالي و شخصي در راه رشد وتعالي زن و دختر در خانه است. همچنين توهين تحقير و، به كارگيري كلمات زشت نسبت به زن و تضعيف شخصيت و كم ارزش شمردن او و در نهايت از بين بردن عزت نفس واعتماد به نفس در زنان از ديگر مصاديق خشونت رواني است. اين درحالي است كه خانواده، پناهگاه عاطفي، اخلاقي و اجتماعي و يك نهاد مهم ارزشي، تربيتي در جامعه و جايي است كه انسان باتمامي غمها و شاديها، موفقيتها و شكستها براي تقويت نقاط مثبت و تسكين آلام خود به اميد يك تعامل دوستانه، عاطفي و آرامش بخش به آن پناه مي آورد. اعمال خشونتهاي عاطفي و رواني مانند توهين، تهديد وتحقير عليه زنان و دختران در خانواده به مراتب دردناكتر و غيرقابل تحمل تراز خشونت هاي جسماني است. زيرا خشونت عاطفي امنيت و آرامش زن را از بين مي برد. در پژوهشي كه يك محقق در زمينه خشونت خانگي درمورد مراجعان زن و قربانيان خشونت در مراكز مشاوره خانواده انجام داده 85 درصد زنان بر اين اعتقاد بودند كه بدترين و دهشتناك ترين جنبه كتك خوردن از مرد صرف خشونت جسمي نبوده است، بلكه جنبه خشونت رواني و حالت ترس و احساس سرخوردگي است كه آنان در حين كتك خوردن تجربه كرده اند. اقدامات لازم براي پيشگيري از خشونت و مقابله با اين پديده زشت درباره زنان و دختران، فرهنگ سازي براي تقويت جايگاه و ارزش صرفنظر انسان، از جنسيت است.