Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791115-50662S2

Date of Document: 2001-02-04

سه ركن انقلاب يادداشت هايي درباره انقلاب اسلامي مردم ايران ( ) 3 حضرت امام در فرازي از يكي از سخنراني هايشان به هر سه اين عناصراشاره مي نمايند (صحيفه ج 2116 نور) و نتيجه مي گيرند كه چنين انقلاب ريشه داري در تاريخ ايران و بلكه تاريخ اسلام سابقه نداشته است (كوثر ج ) 1531 تا آن تاريخ و بلكه تا يك سال پس از آن هم هيچيك از مدعيان كهنه كار دنياي سياست را درا يران كه بعضا به پيشتازي و رهبري خويش بر قيام گمان داشتند، نتوانستند به عمق معني كلام امام كه من به اين حركت اميدها دارم و اين قيام را عديم النظير مي خواندند، پي ببرند و با آرمان هاي بلند ايشان همراه اين شوند كه از ميان اين شيفتگان پرمدعاي رهبري، در يك گزينش كاملا آزاد و مردمي، جامعه به سوي امام روي آورد، تنها به سبب مرجعيت و كسوت روحاني ايشان نبود; بلكه از ظرفيت بالاي انقلابي و استعداد ذاتي ايشان در راهبري اين حركت عظيم هم نشئت مي گرفت كه مي توانست انتظارات فراخاسته آنان را برآورده سازد. سه ركن اساسي در هر حركت انقلابي كه مورد قبول و تامل اغلب جامعه شناسان انقلاب قرار گرفته، ايدئولوژي، سازمان و رهبري انقلاب است. در تمامي انقلابات تاريخ معاصر، بلااستثناء جلوه و صورتي از اين سه عنصر پايه اي را مي توان مشاهده كرد; هر چند كه هيچ دو انقلابي، وضع و صورت كاملا همساني نداشته اند. انقلاب اسلامي در ايران نيز جلوه منحصر به فردي از اين عناصر سه گانه را در تركيب و تعاملي بي نظير نمايان ساخت و تجربه نويني در تاريخ انقلابها از خود برجاي تجربه اي گذارد كه در هر يك از اجزا و مراحل خويش، باور شايع و فرض پذيرفته شده اي را به چالش فرا مي خواند و نقض مي كرد. هر چند كه دنياي جديد با حركت ها و تحولات ماندگاري كه از هاي انگيزه ديني منبعث و رو به هاي آرمان ديني داشته باشد، بيگانه نيست; ليكن توسل به باور و ايمان ديني به مثابه يك ايدئولوژي انقلابي آن، هم در جهاني كه به سمت سكولاريزه شدن پيش مي رود، اتفاق بديع و نامنتظري بود كه تنها در ايران رخ داد. اگر چه جهان معاصر با پديده رهبران كاريزماتيك كه توانسته اند سيل كثيري از انسان هاي شيفته و آماده جانفشاني را در خيابان هاي شهر و ميادين جنگ به راه بيندازند، غريبه نيست; اما تجلي چنين اقتداري را در شخصيت كهنسالي فرهيخته، با كسوتي روحاني و در موضع ارشاد ديني توقع نداشت و با توجه به تشديد روند به حاشيه رانده شدن دين و متوليان ديني در يكي دو سده اخير، ظهور چنين پديده اي را به هيچ وجه انتظار نمي كشيد. اما آنچه كه بيش از هر چيز اعجاب همگان را برانگيخت، عدم مشاهده سازماني مشخص و تشكيلاتي منسجم در بسيج و هدايت خيل عظيم مردمي بود كه توانستند پايه هاي اقتدار رژيم به ظاهر مستحكم و با ثبات شاه را به لرزه درآورند و با كمترين هزينه و خسارتي آن را سرنگون سازند و بالاخره اگر چه فقدان ساخت هاي حزبي در حركت هاي توده وار و جنبش هاي كاريزمايي كه اصولا از ساخت هاي سيال و غير رسمي برخوردارند، فرض پذيرفته شده اي است و براي انديشمندان اجتماعي پديده اي آشناست; اما آنچه كه تعجب تمامي ناظران و تحليلگران انقلاب را در ايران برانگيخت، وجود نظم و انسجام بي نظير، سرعت انتقال شگفت انگيز، گستردگي روابط و داشتن برنامه و هاي تاكتيك مناسب، براي هر مرحله از اين حركت انقلابي بود; بي آنكه هيچ سازمان آشكار و تشكيلات معيني در پس پشت و در كار اداره آن نشسته باشد. عليرضا شجاعي زند