Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791115-50656S2

Date of Document: 2001-02-04

مسير سبز و باغي پر از ماه نگاهي به فيلم هاي خارجي نوزدهمين جشنواره بين المللي فيلم فجر مسير سبز كارگردان: فرانك /دارابونت فيلمنامه: فرانك دارابونت، استفن /كينگ فيلمبرداري: ديويدتاتر /سال تدوين: ريچارد فرانسيس /بروس موسيقي: تامس /نيومن بازيگران: تام هنكس، ديويد مورس، باني هانت، مايكل كلارك دانكن، جيمز كرومول، داگ /هاچينس تهيه كنندگان: فرانك دارا بونت، ديويد /والدس محصول آمريكا 1999 / 188 دقيقه. داستان روي پل اجكومب تمركز دارد كه نگهبان امنيتي هنگامي زندان آريزوناست كه جان كافي مرد سياهپوست درشت هيكلي كه متهم به قتل دو دختر سفيد پوست است به زندان آنها مي آيد زندگي پل براي هميشه تغيير مي كند. كافي به يك قاتل رواني شباهتي ندارد. او مهربان و آرام است و از تاريكي مي ترسد. اجكومب به تدريج متوجه مي شود كه كافي غير از خوبيهاي ساده خويش، توانايي هاي بيشتري نيز دارد. نان و گلهاي سرخ كارگردان: كن /لوچ فيلمنامه: پل /لاورتي فيلمبرداري: بري /آكرويد تدوين: جاناتان /موريس موسيقي: جورج /فنتون بازيگران: پيلارپاديلا، الپيديا آدرين برودي، كاريلو، جك مك تهيه كننده /گي: ربكا /اوبرين محصول انگلستان 2000 / 110 دقيقه. ماياي پرشور به عنوان يك پناهنده غيرقانوني مكزيكي به لس آنجلس مي رود. خواهر اورزادر يكي از دفاترواقع در آپارتمانهاي بلند شهر كه تعدادشان بسيار زياد است برايش به عنوان نظافتچي كاري پيدا مي ساعت كند كار او طولاني است، حقوق ناچيزي دريافت مي كند وشرايط كار غيرقابل اما تحمل است، بيشتر كارگران يا بيش از حد مي ترسند يا بيش از حد نااميد هستند و به همين دليل اعتراض نمي كنند. سام (آدرين برودي )عضو فعال اتحاديه كه مخالف شيوه هاي سنتي است مايا و همكارانش را متقاعد مي كند كه هماهنگ شوند و با برخوردمستقيم براي به دست آوردن حقوقشان مبارزه كنند. اين مبارزه امرار معاش و خانواده آنهارا تهديد مي كند و خطر اخراج آنها از كشور را در پي دارد. - نامزد دريافت نخل طلا (كن ) 2000 مال اين دنيا نيست كارگردان: جوزپه /پيچوني فيلمنامه: جوزپه پيچوني، گاليترو روسلا، /لوسيازي فيلمبرداري: /لوكابيگانزي تدوين: اسمرالداكالا /بريا موسيقي: لودوويكو /اينودي بازيگران: مارگريتا باي، سيلويواورلاندو، كارولينا فرشي، ماريا كريستيناميزوا، سونيا جوليانا جسنر، لوجوديكه، مارينا ماسيروني، فابيوسارتور، الساندرودي ناتاله، ريكاردودي /توربرونا تهيه كننده: /لايونلوكري محصول 100 /ايتاليا 1999 دقيقه. كاترينا (مارگريتاباي )پرستاري است كه در آستانه اجراي مراسم سوگند جاودانه يك نوزادسر راهي پيدا مي كند و نسبت به او احساس شديد مادرانه اي پيدا او مي كند در جستجوي خانواده نوزادبا ارنستو (سيلويو اورلاندو ) برخوردمي كند. ارنستو فردي گوشه گير و ديرآشناست كه اعتراف مي كند ممكن است پدر كودك باشد. برخورد تصادفي آن دوزندگيشان را به شكلي غيرقابل پيش بيني تغيير مي دهد. به سوي خانه كارگردان: ژانگ /پيمو فيلمنامه: بائوشي; براساس رماني نوشته /خودش فيلمبرداري: /هويونگ تدوين: ژايي /رو موسيقي: سان /بائو بازيگران: ژانگ زي يي، سان ژنگ هانگلي، هائو، /ژائويوئلين تهيه كننده: ژائو /يو محصول 92 /چين 1999 دقيقه. لويوشنگ مرد شهرنشين اهل تجارت به زادگاه خود واقع در شمال چين بازمي گردد تا در مراسم تشييع جنازه پدرش كه معلم ده بوده، شركت نمايد. او متوجه مي شودكه مادر پيرش اصراردارد كه تمامي سنتهاي قديمي مراسم دفن رعايت شوند، با وجودي كه زمانه تغيير كرده است. يوشنگ با مشاهده سرسختي مادرش به داستانهايي كه در گذشته شنيده فكر مي كند، داستانهايي كه هنگام كودكي درباره عشق والدينش به يكديگر شنيده بود. يوشنگ با مشاهده وفاداري و عشق طولاني والدينش نسبت به در يكديگر، مي يابدكه بايد به تمامي آرزوهاي مادرش در مورد مراسم به خاك سپاري احترام بگذارد. بنابراين پول كافي فراهم مي كند تا چند مرد را استخدام كند براي اينكه تابوت پدرش را از بيمارستان به محل آرامگاه ابدي اش در دهكده بياورند. در روز مراسم، بيش از صد نفر از شاگردان سابق پدرش حضور پيدا مي كنند كه مي خواهند تابوت را حمل كنند، هيچكدام از آنان پولي قبول نمي كنند. قبل از بازگشت به شهر، يوشنگ به مهمترين آرزوي پدرش عمل مي كند: او يك روز را صرف تدريس در مدرسه ده مي كند. - برنده جايزه خرس نقره اي جشنواره فيلم برلين 2000 برنده جايزه كليساي جهاني برلين 2000 شهر كارگردان: يوسري نصرالله / فيلمنامه: يوسري نصرالله، كلردنيس /ناصرعبدالرحمن، فيلمبرداري: سمير /بهسان تدوين: /تامرقاتي موسيقي: تامر /عزت بازيگران: باسم سمرا، ابلاكامل، احمد فواد محمد سليم، نقاتي، رشدي /زم تهيه كننده: همبرت /بالسان محصول /مصر1999 96 دقيقه. علي جوان خوش قيافه وجذابي است كه مي خواهد بازيگر شود. او احساس مي كند در شهر محل تولدش محدود شده و در تنگنا قرار دارد. او اين شهر را تنها جايي مي بيند كه در آن پدر زورگويش آزارش مي دهد و مي خواهداو را مجبور به ازدواج و همكاري در اداره مغازه قصابي نمايد. او با اين اعتقادكه در شهر نوربخت هاي بيشتري درانتظارش است خانواده و دوستانش را ترك مي كند تا سرنوشت متفاوتي براي خود ايجاد كند. جوايزبين المللي فيلم درجشنواره لوكارنو:جايزه 1999. IC. C. A.E جايزه ويژه سوئيس اير. جايزه هيات داوران جوان. ابرهاي بهاري كارگردان: نوري جيلان /بيلگه فيلمنامه: نوري جيلان /بيلگه فيلمبرداري: نوري جيلان /بيلگه تدوين: آيهان ارگورسل، نوري جيلان /بيلگه موسيقي: يوهان سباستين باخ، هندل، /شوبرت بازيگران: م. امينجيلان، مظفر ازدمير، فاطمه محمد جيلان، م زيمبقلو.امين، صديق توپراك، /اينسسو تهيه كننده: نوري جيلان بيلگه، صديق /اينسسو محصول 130 /تركيه 2000 دقيقه. زندگي در يك شهر كوچك منطقه آناتولي در ماه مي امسال داغتر و نفس گيرتر از سالهاي قبل به نظر مي رسد. با اين وجود مردم شهر با تمامي نگرانيها و يكنواختي زندگيشان، همچنان به زندگي با نوعي رضايت آرامش طلبانه نگاه مي كنند. اگر چه اين رضايت آرامش طلبانه مايه دلخوشي همه نيست. مظفر در نظر دارد در اين محل فيلمي بسازد، در شهري كه بزرگ شده است، اما رضامندي از خود كه در شهر وجود دارد پيشرفت كار او را تهديد مي كند.. پدر مظفر، امين، بشدت تلاش مي كند كه به طريقي مقامات شهررا به اين نتيجه برساند كه قطعه زميني را به او بدهند كه مدعي مالكيت آن است. سافت 22 ساله كه به دوستانش شباهتي ندارددر دومين امتحان دانشگاه ناموفق مي ماند. بنابراين امكان رفتن او به استانبول بشدت كم مي شود. هنگامي كه مظفربه سافت پيشنهاد مي دهد كه در فيلمش بازي كند او به شوق مي آيد. مظفر همدلي و درك كمي نسبت به مشكلات نزديكانش دارد. تاآنجا كه به او مربوط مي شود، آنچه اهميت دارد ساختن فيلمش است. روزي كه مظفر و عوامل فني فيلمش مي خواهند فيلمبرداري را آغاز كنند، فرا مي رسدو اين زماني است كه مشكلات آغاز مي شود... كاناديانا كارگردان: يون آنيارسون /گوستافسون فيلمنامه: يون آنيارسون گوستافسون، ايور پروكاك رابرت، تام رايدر، /شيولر فيلمبرداري: برايان تدوين /روگيو: ديويد مك /گانيگال موسيقي: بازيگران /دنيل گريوز: تام شيولر، دنيل مستررايدر، گريوز، /كريستي ويلكز تهيه كنندگان: جمي يون براون، آنيارسون تام گوستافسون، شيولر، تورپردكاك محصول /موسسه كاناديانا 85 /كانادا 2000 دقيقه. در ويني پگ زمستان و همه جا برفي است. استيون پس از سه سال از زندان استوني مانتين آزاد شده است. برادر بزرگتر و كمي ديوانه ترش كريستين او را سوار مي كند و با او درباره آخرين كاري كه نقشه اش را كشيده، صحبت مي كند. كريستين مي گويد ديده است شخصي معمولا بسته هايي را از يك فروشنده الماس مي گيرد و به جواهر فروشان ويني پگ مي رساند. آنها كار را انجام مي دهند و بسته اي حاوي 25 الماس را مي دزدند. به سمت شمال حركت مي كنند و از شهرخارج مي شوند. كريستين هم در همان مسير حركت مي كند، او قصد دارد به كنار درياچه اي در منطقه گيملي اينترليك برود و دوستانش را ببيند: هنگامي كه كريستين در يك پمپ بنزين توقف كرده برادران سارق به آنجا مي رسندو درحالي كه پليس درحال جستجوي درون اتومبيل آنهاست، آنها اسلحه و الماسها را پشت وانت كريستين مي اندازند. حالا آنها بايد دختري را كه به كنار درياچه اي مي رفته همراه با وانتش پيدا كنند و در منطقه هزاران درياچه وجود دارد. باغي پر از ماه كارگردان: ويتالي /ملنيكوف محصول روسيه. 2000 ملودرامي درباره مردان و زنان مسن و كهنسال، درباره عشق كه همچون جرقه اي در پايان زندگي است و آخرين روزها را زيباتر مي كند. زوج كهنسال و بازنشسته ساكن پترزبورگ وراآندريونا و گريگوري پترويج زندگي آرامي را مي گذرانند. گريگوري در حال نوشتن خاطرات دوران ورا بازنشستگي اش است يك معلم بازنشسته است كه تدريس خصوصي مي كند، زيرا حقوق بازنشستگي اش اندك است. يك اتفاق ناگهاني باعث مي شودزندگي معمولي اين زوج كهنسال به هم بخورد. وراآندريونا به سراغ الكسي اولين عشق زندگي اش مي رود... داستان عشق اين فرد كهنسال كه با فلاش بك هايي همراه است همانند يادبود و بزرگداشتي از جواني آنان است.