Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791112-50641S14

Date of Document: 2001-02-01

بودجه، مديريت شهر، توسعه شهري ( بخش پاياني ) گفت و گو با دكتر اسماعيل ملك اخلاق عضو هيات علمي دانشگاه گيلان * در زماني كه چنين مركزي وجود ندارد و در حال حاضر كه مديريت شهرها به شكلي در اختيار شوراي شهر قرار گرفته چه راهكاري مي تواند به كار گرفته؟ شود - ما اگر مي خواهيم شوراي شهري داشته باشيم كه برنامه هاي علمي و حرفه اي داشته باشد، اين شورا بايد با يك سيستم باز، همه صاحبنظران و انديشمندان را در حوزه هاي گوناگون دعوت كند و از آنها برنامه ها و راهكارهايي را براي شكل گيري اقتصاد شهري و توسعه مديريت شهري بخواهد. در بين شهرهاي استان گيلان كمتر مشاهده مي كنيم كه شوراي شهر اين سيستم باز را ايجاد كرده باشد و يا يكسري جلسات ديگري كه گفت وگوهاي مستمري رابا صاحبنظران و انديشمندان در حوزه اقتصاد، مديريت و ساير حوزه ها شكل داده باشند. * به اين ترتيب، شما پيشنهاد مي كنيد پيش از شكل گيري مركز مطالعات توسعه، مدل كوچكتري از آن در درون شوراها تشكيل؟ شود -اين بله مي تواند در هر صورت يك اقدام مقطعي باشد براي شروع يك حركت. حالا * اگر بحث را روي درآمد سرانه شهروندان و درآمد شهرداري متمركز كنيم، بجز تلاشهاي نظري كه در شورا يا در مركز مطالعات توسعه صورت مي گيرد، چه راهكار عملي يا اجرايي را براي كوتاه مدت پيشنهاد؟ مي كنيد -بحث ارتقاي درآمد شهروندان برمي گردد به افزايش فرصت هاي شغلي و خيلي از فاكتورهايي كه جنبه محلي ندارند و ملي محسوب مي شوند. ما چون اين فاكتورها را در اختيار نداريم و اقتصاد ملي و منطقه اي ما كاملا مدون و تعريف نشده و قابل دفاع براي شهروندان نيست، گره هايي را در راه هاي ارتقاء درآمد شهروندان داريم. در شرايط فعلي تنها راهي كه مي شود پيشنهاد كرد اين است كه ما به حوزه كار و تجارت يا حوزه كسب و كار در سطح منطقه تحرك جديدي ببخشيم. اين تحرك جديد جز از طريق جذب سرمايه ها امكانپذير نيست و اين بايد از طريق جذب سرمايه هاي محلي، از طريق مشاركت و جمع آوري سرمايه هاي كوچك ميسر شود. سپس يك مديريت سرمايه كارآمد مي تواند تحرك اقتصادي را در منطقه ايجاد كند. * چند سالي است كه محوريت توسعه در گيلان مورد بحث قرار گرفته است. با توجه به پيوندي كه شما ميان توسعه شهري، درآمد سرانه شهروندان و توسعه اقتصادي تبيين كرديد، محور توسعه در استان گيلان و شهر رشت را چه؟ مي دانيد بازرگاني، صنعت، گردشگري يا؟ كشاورزي كدام يك از اينها با توجه به مزيت هاي نسبي موجود در گيلان مي توانند محور توسعه قرار؟ گيرند -در اينجا لازم است به مزيت رقابتي نيز اشاره شود. مزيت رقابتي يعني شما بايد در عرصه هايي وارد شويد كه قدرت رقابت داشته باشيد. حال اين قدرت رقابت را بايد تعريف كنيم. قدرت رقابت در بازار ملي و يا در همسايگان يا در بازارهاي جهاني،؟ كداميك نمي شود به راحتي گفت كه صنعت يا تجارت يا كشاورزي مي توانند محور توسعه قرار گيرند. ما نياز به اين داريم كه يك زنجيره را تعريف كنيم كه در آن زنجيره، مزيت هاي رقابتي خود را نشان دهند. تا زماني كه كشاورزي با صنعت گره نخورد و هر دوي اينها با يك بازاريابي علمي و يك بازرگاني حرفه اي گره نخورد، هيچ كدام از اينها زمينه ظهور ندارند. مزيت رقابتي نمي تواند صرفا در يك بخش ايجاد ايجاد شود آن نيازمند تلفيق بخش هاي گوناگون است، بنابراين عنوان كردن يك بخش به عنوان محور توسعه مبناي علمي و كارشناسانه ندارد. در * واقع شما با تفكيك محورهاي توسعه مخالفيد. در حالي كه سالهاست اين بحثها در برنامه ريزي كشور مطرح است و بر مبناي تقسيم بنديهايي از اين دست، محورهايي براي توسعه اقتصادي استانهاي كشور توصيه مي شود. -وقتي ما بحث از مزيت رقابتي مي كنيم بايد آن را به صورت يك سيستم ببينيم كه از كجا آغاز مي شود و تا پايان چه مراحلي را طي اگر مي كند در ارتباط با درآمدشهرداريها نيز بخواهيم برنامه ريزي كنيم، بايد به ساختار شهرداري ها در ايران نيز نگاهي نقادانه داشته باشيم. ساختار شهرداري ها در ايران يك ساختار سنتي، غيرحرفه اي و فاقد قدرت است. اقتصاد شهري دركشورهاي توسعه يافته صنعتي فرضادر اروپاي غربي، تحت تاثير قدرت اقتصادي شهرداريها است. شهرداري ها خودشان شركت هاي بزرگ ساخت و ساز و موسسات اعتباري براي دارند مثال به كمك سيستم اعتباري و به كمك شركت هاي ساخت و ساز تحت پوشش خودشان، ساخت و سازهاي شهري را در سطح انبوه شكل مي دهند. در بعضي از شهرها شايد 30 تادرصد 40 ساختمان ها متعلق به شهرداري است. يعني شهرداري ساخته و از آنها به شكل هاي فروش يا استيجاري كسب درآمدمي كند. شهرداري را در كشورهاي توسعه يافته يك بنگاه اقتصادي قوي مي دانند كه حوزه هاي مختلف كار و فعاليت براي خود تعريف كرده است. شهرداري در آنجاقلمرو تجاري و سرمايه گذاري دارد و به كمك اين فعاليت هاي متعدد و متنوع براي خودش اقتدار اقتصادي ايجاد مي كند و در سايه آن اقتدار اقتصادي، خدمات اجتماعي را شكل مي دهد. ما بدون اقتدار اقتصادي نمي توانيم خدمات اجتماعي را شكل من دهيم يك حوزه را تحت عنوان حوزه ساخت و ساز تعريف كردم. شركت هاي سرمايه گذاري در زمينه شكل دهي صنعت، در زمينه شكل دهي تجارت نيز مي توانند تاثيرگذار باشند. شهرداري و شوراها بايد يك سيستم علمي و حرفه اي داشته باشند كه بتوانند ساختارهايي را شكل بدهند كه در سايه آن ساختارها اعتلاي اقتصادي را براي خودشان تعريف كنند. شهرداري با اين سيستم سنتي نمي تواند تحرك اقتصادي و تحول اقتصادي در درآمد شهروندان ايجاد كند. * آيا قوانين موجود، اين اجازه را؟ مي دهد - فعلا نه. ما شوراها را در يك نظام اقتدارگرا تجربه مي كنيم. يعني اگر ما مي خواهيم مشاركت شورا، و توسعه محلي داشته باشيم ناگزير هستيم كه عدم تمركز اداري و همچنين توسعه مشاركت را تجربه كنيم. ما در نظام اداري فعلي كه كاملا يك نظام اقتدارگرا و متمركز است و با شهرداري موجود كه حوزه مسئوليت و فعاليت اش بسيار محدود است نمي توانيم به چنين اقداماتي بپردازيم. ما نياز به يك تعريف نو از شهرداري و كاركرد شهرداري ها داريم. شما اوج كاركرد شهرداري ها را در جوامعي مي بينيد كه داراي عدم تمركز هستند و با پارلمان محلي كار مي كنند. پس قدم اول بايد اصلاح ساختار سياسي و تدوين قوانيني متناسب با انتظارات شهروندان از شوراها و شهرداريها باشد.