Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791112-50634S2

Date of Document: 2001-02-01

بهداشت رواني دانش آموزان اشاره: بهداشت رواني دانش و هنري است كه به افراد كمك مي كند تا با ايجاد روشهاي صحيح رواني و عاطفي بتوانند بامحيط خود سازگاري حاصل نموده و براي حل مشكلات خود از راههاي مطلوب اقدام نمايند. در بهداشت رواني تنها نداشتن علائم بيماري كافي نيست، بهداشت رواني مناسب بايد افراد را قادر سازد تاتوانائيهاي جسمي و رواني خود را به حداكثر رسانيده، از استرسهاي ناشي ازتعامل بين افراد جلوگيري كرده، زندگي اجتماعي - اقتصادي بارور و هماهنگ با محيط داشته باشند. سلامت رواني در زمره بالاترين افرادي نعمتهاست كه به نحوي از انحاء با بيماران رواني و عقبماندگيهاي ذهني سروكار دارند به اين امر اعتقاد كامل دارند. بديهي است عواملي كه بهداشت رواني افراد را برهم مي زند مخصوص يك قشر و يا طبقه خاص نبوده و تمام طبقات جامعه را شامل مي گردد و امكان ابتلا به بيماريهاي رواني و رفتاري براي همه جامعه وجود دارد و اين خطر مرتبا نسل فعلي و آينده را تهديد مي كند. از آنجايي كه قشر اعظم جامعه را دانش آموزان تشكيل مي دهند و آينده سازان جامعه نيز آنها خواهند بود، بايستي بهداشت رواني دانش آموزان را مورد بررسي قرارداد و ناهنجاريها را در محيط خانه و مدرسه ريشه كن نمود تا جامعه اي سالم به وجودآيد. مطلب ذيل در اين خصوص تهيه شده است كه ازنظرتان مي گذرد. محيط خانه محيط خانه اولين مكاني است كه كودك در آنجا پابه عرصه وجودمي نهد و با تربيت و پرورش (پدر و مادر، بزرگ مي شود ) كه اگر پدر و مادر در آن محيط از نظر تربيت فرزندانشان تفاهم نداشته باشند و خودشان نيز اختلاف پيدا كنند محيط خانه سرد و بدون عشق و محبت خواهد بود و در نتيجه از همان اوايل زندگي دراخلاق و رفتار كودك تاثير گذاشته و سلامتي بهداشت رواني او را با خطر مواجه خواهد كرد. البته كودكان نيازهاي متعددي دارند كه مهمترين آنهامحبت است. كودك براي نخستين بار از طريق پدر و مادر وساير افراد خانواده با محبت آشنا مي شود، اگر اين احساس در او برآورده نشود كودك به صورتهاي ديگر و در مكانهايي به غير از خانواده به جستجوي آن خواهد پرداخت. اگر مي بينيد كه فرزندانتان نسبت به شما توجه كافي و لازم را ندارند و با عصبانيت و خشونت به شما پاسخ مي دهند مفهوم آن اين است كه بين افراد خانواده محبت وجود ندارد، چنين فردي ممكن است محبت را بين همسالان خود جستجو كند. اما وقتي كودك توسط عشق و محبت والدينش سيراب مي شود احساس مي كند كه به گروهي تعلق دارد و بنابراين با ديد مثبتي به جامعه نگاه مي كند. بعداز عشق نياز به احترام و عزت نفس و خودشكوفايي در او شكل مي گيرد، در آخرين مرحله نيازمند آن است كه بتواند به فطرت پاك انساني خود كه خداوند در وجودش به وديعه گذاشته است جنبه عيني ببخشد و تماميت مثبت و سازنده خود را آشكار كند و اين موثر نمي شود مگر با بهره گيري از تعاليم مذهبي. در اين هنگام است كه او متوجه مي شود كه عشق هدف نيست، درواقع عشق يك وظيفه است. وظيفه اي كه به وسيله آن مي تواند از شناخت و منطق بهتري برخوردار شود. عشق وسيله اي است براي احساس امنيت و آرامش فكري و دوري از تنهايي (الا بذكرالله تطمئن القلوب ) كه ياد خدا مايه آرامش قلبهاست. با برآورده شدن نياز عشق و محبت، فرزندتان مي تواند فعاليت سازنده اجتماعي انجام دهد و به دستاوردهايي نايل شود و در زمينه هاي مادي و معنوي به پيشرفتهايي برسد كه همگي اينها در خدمت آن خودشكوفايي است. تغذيه تغذيه مناسب در محيط خانه از اهميت خاص برخوردار است. تغذيه مناسب در پيشبرد رشد و تكامل طبيعي اطفال نقش اصلي را دارد، در اين ميان در سالهاي ابتدايي زندگي اين امر نقش مهمتري را ايفا مي كند به طوري كه 70 درصد رشد مغزي تا 3 سالگي ودرصد 30 آن تا هفت سالگي تكميل مي شود پس اهميت موضوع تغذيه در اين سنين بر كسي پوشيده نيست كه در سلامت بهداشت روان كودكان تاثير دارد. محيط مدرسه مدرسه كه جامعه اي بزرگترازجامعه خانواده است عوامل فيزيكي و عوامل انساني آن نقش موثري در كودك دارند. عوامل فيزيكي مانند: ابزارها و وسايل ايمني، سرما و گرما، وسايل رفت و آمد و آرامش محيط. عوامل انساني مانندعزت نفس و رضايت معلم، سازش محيط مدرسه با دانش آموز، موفقيت تحصيلي، درون گرايي و برون گرايي، نگرشها، ادراكها و تعارفها. عوامل انساني عزت نفس: عزت نفس ارزش و احترامي است كه شخص براي خود قائل است كه اين نظر ازطريق ارزيابي هر شخص از رفتارها، ظاهر، هوش وموقعيت اجتماعي فرد مي باشد كه در آنها مي توان نترسيدن از خطرات، بالا رفتن رقابتها، حساس نشدن به انتقاد ديگران و داشتن اهداف والا را نام برد. يعني دانش آموزي كه به دفعات شكست مي خورد عزت نفس در او پايين مي آيدو برعكس نيز صادق است، يعني با موفقيت پي درپي عزت نفس او بالا مي رود. اين است كه مديران و معلمان براي دانش آموزان خود بايستي رقابتهايي را به وجود آورند كه بتوانند موفقيتي به دست آورند و عزت نفس آنان نيز بالا رود. معلم نبايد شكست دانش آموز را بزرگ جلوه دهدو هر روز به رخ او بكشد و عزت نفس او را پايين بياورد. نگرش مثبت يا منفي معلم در بهداشت روان دانش آموز در محيط مدرسه بسيار موثر است. اگر نگرشي به عملكرد مثبت باشد كارآيي و خلاقيت اخلاق و رفتار بالا مي رود، يعني دانش آموز نه دروغ مي گويد و نه غيبت مي كند و نه ناهنجاري به وجود مي آيد، ليكن اگر نگرش منفي باشد كارآيي او كاهش يافته و برعكس عمل مي كند، در نتيجه سلامتي رواني او به خطر مي افتد. درون گرايي و برون گرايي: موضوع ديگري كه در مورد دانش آموزان اهميت بيشتري دارد درون گرايي و برون گرايي است. برون گرايي با رفتار كلامي و غيركلامي رسا و گوياست. درون گرايي با رفتارهاي نارسا و توام با خجالت همراه است. دانش آموزي كه برون گراست براي همه درد دل مي كند، هرچه دردل دارد بيرون مي ريزد، خيلي زود روابط اجتماعي برقرار مي كند، شاد و خندان است و به راحتي دوست مي شود و با اين رفتارها مي تواند خوب درس بخواند و در زندگي موفق بوده و براي وطن خويش فرد مفيدي باشد. ولي دانش آموز درون گرا در خود فرود مي رود و به راحتي روابط اجتماعي برقرار نمي كند، در محيط مدرسه دوستان زيادي به دست نمي آورد درنتيجه اين رفتارهاي ناهنجار بر سلامتي بهداشت رواني او تاثير خواهد داشت. بنابراين دانش آموز برون گرا در محيط مدرسه و همچنين در خانه سرزنده بوده و بازده بيشتري خواهدداشت ولي درون گراها در آن محيطها آرام و ساكت بوده و بازده كمتري خواهند داشت. احترام و حفظ شخصيت كودك: احترام گذاشتن و حفظ شخصيت كودك از اهميت والايي برخوردار است. چنانچه پيامبر اكرم ( ص ) مي فرمايند: اكرموا اولادكم و احسنوا آدابكم (به فرزندان خود احترام كنيد و با آداب و روش پسنديده معاشرت كنيد. ) اين سفارشي است كه پيامبر اكرم (ص ) به همه پدران و مادران و مربيان نموده كه اگر چنين عمل كنند در دنيا و آخرت خوشبخت خواهند شد. بنابراين كساني كه مي خواهند فرزند باشخصيت بپرورند قطعا بايد به آموزش عميق و عالمانه رسول اكرم ( ص ) عمل كنند، پدران و مادراني كه فرزندان خود را احترام نمي كنند و با رفتار زشت و ناپسند خود به توهين و تحقير آنها مي پردازند نمي توانند فرزنداني ارزشمند و باشخصيت تربيت كنند و به خاطر همين مسئوليت بيشتري بردوش پدران و مادران و مربيان هست. كه در برخوردها خيلي دقت نموده و فرزندانشان را تحقير نكنند. اين را هم بدانيم كه اعمال و رفتارها چه در خانه و چه در مدرسه بيشتر از گفتارمان در كودكان تاثير مي گذارد و چگونگي رفتار كودك بر اثر محيطي كه در آنجا زندگي مي كند شكل مي گيرد. اصولا رفتار، پاسخ سيستم عصبي -حركتي بدن به تحريك خاص مي باشد و تكامل اين سيستم همانند ساير سيستمهاي بدن عمدتا تحت تاثير عوامل ژنتيك است، اما بايد توجه داشت كه اثر اصلي محيط بر تكامل رفتار اين است كه مي تواند الگوي طبيعي را تغيير دهد. برطبق اصل جبرگرايي رواني در نظريه فرويد هيچ پديده رواني از روي شانس يا اتفاق روي نمي دهد، بلكه براساس حوادث رواني قبلي تعيين پس مي شود يكي از عوامل موثر در ايجاد پديده هاي رواني با تكامل آنها بحث يادگيري است كه چنين عنوان مي كنند كه رفتار عمدتا براثر محيط شكل مي گيرد و مي توان با دستكاري و تغيير انتظارات و عواقب اجتماعي يك رفتار، رفتارهاي ناپسند را تعديل و در مقابل رفتارهاي پسنديده را افزايش داد. در علم رفتار، شرطي شدن روندي است كه از طريق آن مي توان با تغيير و دستكاري در محيط، رفتاري را اصلاح و تعديل نمود. نتيجه اينكه رفتار موجود در يك كودك سيستمي است كه بيشتر از طريق والدين به كودك القاء شده است. براساس نظريه شناخت پياژه انتظارات غيرواقعي والدين اغلب از عدم فهم آنها از تفاوت ميان منطق كودك و بزرگسال منشا مي گيرد كه مي توان در الگوي تغذيه و رفتارهاي تغذيه اي كودك متوجه بسياري از اين واقعيات شد. عوامل فيزيكي: محيط مدرسه، يعني فضايي كه به عنوان مدرسه دانش آموز وارد آن مي شود ازقبيل حياط، سالن و كلاسهاي درس را نام برد كه اگر هر كدام از آنها تميزتر و زيباتر و مرتب و منظم باشد در روحيه دانش آموز تاثير خواهد گذاشت. بنابراين بهتر است فضاي مناسبي براي دانش آموزان بخصوص دانش آموزان كلاس اول فراهم شود تا اين دانش آموزان خردسال و جديد بتوانند به هنگام تفريح از حملات و تعرضات اجتماعي ديگر دانش آموزان مصون باشند. درهر صورت ناظمان، مربيان و معلمان بايستي در تمام طول سال تحصيلي از دانش آموزان كلاس اول مراقبت بيشتري بنمايند تا با راحتي كامل اين عزيزان بتوانند خود را با محيط آموزشي تطبيق دهند و با دبستان، معلمان و ديگر دانش آموزان انس بگيرند و معلمان نيز سعي كنند در سالهاي اول مدرسه عوامل نفرت مثل تنبيه و توبيخ در مدرسه را از بين ببرند كه برخورد سالم و بجا در سلامت بهداشت روان كودكان تاثير بسزايي دارد. فشارهاي اجتماعي: آخرين مطلب فشارهاي اجتماعي است، علاوه بر خانه و مدرسه عواملي همچون محروميتها و آسيبهاي اجتماعي، ناسازگاريهاي شغلي، سلطه و فشارهاي گروهي، مقايسه ها و برتري طلبيهاي نژادي، تقويت شخصيت انفعالي، پرخاشگريها، تقبيح و تهديد صراحتها و شجاعتهاي اخلاقي به توسط صاحبان زور و واليان تزوير، ترويج فرهنگ خصومت و خشونت و لجام گسيختگي نفساني در جامعه از ديگر عوامل زمينه ساز فزوني اضطراب، تشديد كمرويي و رفتارهاي گوشه گيرانه مي تواند باشد. اين عوامل و عوامل بسيار ديگري دست به دست هم مي دهند و سلامتي بهداشت رواني كودكان را به خطر مي اندازند. نهايتا اينكه والدين بايد خصايص طبيعي كودك ومقتضيات شخصيتي او را شناخته و براساس ساختار شخصيتي و رواني او رفتارهايش را تحليل نموده و واكنش نشان دهند، آنها بايد از آزردن كودك اجتناب نموده، با ملاحظه و احترام با او رفتار كنند تا به تدريج كودك رشد يافته و الگوهاي مطلوب در سايه رشد ذهني و رواني، تجربه و آموزش مفيد و متناسب در او شكل گيرد. مهدي مرندي