Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791112-50632S1

Date of Document: 2001-02-01

نگاهي به نمايشگاه هنرهاي تجسمي 2001 با موضوع گفت وگوي تمدنها در شيراز: يادداشت هاي زيرزمين وقتي از پلكان نگارخانه پايين تا رفتيم، انتهايي دور از چشم تابلوهاي جالبي را روي ديوارها و ستون ها آويزان ديديم; آثاري كه قدم به قدم از نظر سبك و فرم ومحتوا با هم متفاوت بود و نقطه آغاز، خوشنويسي هايي باحروف لاتين بود كه رسم الخطي شبيه به نوشته كتابهاي افسانه اي غربي داشتند وحتما متونشان هم در منطق عنوان نمايشگاه كه گفت وگوي تمدنهاست، به معنا مي رسيد در خياباني كه خانه قديمي زينت الملك شيراز در يكي از كوچه هاي تنگ آن قراردارد، ديدن عمارت ها وسكونتگاههاي فرتوت و معابري باريك بامعماري دهه هاي اوليه قرن حاضر مي تواند بي حضور اتومبيل ها، احساسي از سكون زمان را درآدمي برانگيزاند. هر چند به بافت قديمي شهرها از منظرهاي گوناگون نگريسته مي شود و گروهي بر بازسازي آن براي جلب توريست و شايد تهييج نوعي نوستالژي اصرار دارند و از زاويه اي ديگر نيز طرفداران مدرن سازي شهرها به دليل درهم تنيدگي معابر وعدم امكان دسترسي خدمات شهري و ازدحام ناهمگون آدم ها آن را مايه خون دل مي دانند. به هر حال دليل حضور ما در اين محله برپايي نمايشگاهي از آثار تجسمي جوانان شيرازي با عنوان گفت وگوي تمدن ها در منزل قديمي زينت الملك است، اگرچه به هنگام ورود به عمارت مورد اشاره كه مقر بنياد فارس شناسي هم هست، آثار و ادوات بازسازي ساختمان كه در حياط پراكنده بود، ذوق ما را از تماشاي دوباره گچبري ها و آينه كاري ها كور كرد، ولي به نظر مي رسيد كه اين بناي پير از بازپيرايي بي نياز نيست. بگذريم. نگارخانه فارس كه نمايشگاه در آن برقرار بود، زيرزمين خانه زينت الملك است با نشانه هاي زيرزمين هاي دوره قاجار با طاق نماهاي ضربي و همان پنجره هاي چوبي ظريف كه هر كدام باطاقچه دالاني كوچك و دريچه اي مشبك به حياط مشرفند و حتي ديوارهاي آن با آجرهاي بندكشي شده كه در بعضي جاها، شوره زده، آن را مطابق با اصل كرده است. حتي نورافكن هاي كوچك مينياتوري هم به گونه اي پرتوافشاني مي كنند كه سايه روشن هاي پديد آمده از آنها، زيرزمين را به خاطرات قديمش پيوند مي زند. وقتي از پلكان نگارخانه پايين تا رفتيم، انتهايي دور از چشم تابلوهاي جالبي را روي ديوارها و ستون ها آويزان ديديم; آثاري كه قدم به قدم از نظر سبك و فرم ومحتوا با هم متفاوت بود و نقطه آغاز، خوشنويسي هايي باحروف لاتين بود كه رسم الخطي شبيه به نوشته كتابهاي افسانه اي غربي داشتند وحتما متونشان هم در منطق عنوان نمايشگاه كه گفت وگوي تمدنهاست، به معنا مي رسيد و اينها آثار استاداني بود كه هنرجويانشان ديگر آثارآويخته بر ديوارهاي نگارخانه را آفريده بودند; اثر 150 از 60 هنرمند جوان شيرازي از مينياتور و نقاشي خط گرفته تا تذهيب و گرافيك و حجم سازي و... كه ذهن را به ضيافتي از رنگ و انديشه دعوت مي كرد. سياه قلم هايي از چهره ايران دفتري و نيكي كريمي هنرپيشه هاي قديم وجديد، چهره زرتشت، مريم و كوير، مسيح، طبيعت بي جان و طرح هايي از حيوانات به خصوص گربه ها و گربه سانان، شبه مينياتوري با رعايت قواعد پرسپكتيو از مردي ني زن ايستاده روي صخره كه موهاي عجيبش از زير عرقچيني بيرون زده و انگار در فضا منتشر شده، تابلوي بزرگ مردي مصري كه براي تخت جمشيد سبدي تخم مرغ خاكستري به ارمغان آورده، پيرزني در حال نخ كردن سوزن، اينجا و آنجا هم طرح هايي در مايه هاي مدرن و بعضا پست مدرن از درآميختگي رنگها و اشياء هندسي كه درك پيام آنها نياز به تامل داشت. در حين تفرج ما در نمايشگاه به تدريج بر تعداد بازديدكنندگان كه اكثرا جوان بودند، افزوده مي شد وبالاخره در تودرتوي نگارخانه مسئولان نمايشگاه را يافتيم، نوخطاني كه هيجان زده و با شوقي قابل درك، توضيحات يكديگر را پوشش مي دادندكه گفتند: كانون جوانان و گفت وگوي تمدن ها كه زير نظر مركز بين المللي گفت وگوي تمدن هاست، باني اين نمايشگاه بوده; مهدي نقدآبادي و حميده خيرآبادي اصرار دارند كه حتما از همكاري بي دريغ بنياد فارس شناسي يادي بشود، آنها نشاني ايستگاه نقاشي اطفال مهدكودك ها و بچه هاي بي سرپرست بهزيستي را كه در قسمت انتهايي زيرزمين است مي دهند و نيز مي گويند: به دليل كمبود اين امكانات، نمايشگاه بدون فراخوان بوده و تنها به هنرجويان جوان شيرازي در دسترس اكتفا شده وگرنه تعداد كارها از اين كه هست بيشتر مي شد واگر مي شد حتما ديوار كم مي آمد. در حالي كه دوست عكاسم با تصوير پيرمردي سبيل چخماقي كه شبيه تابلو معروف چهره ونسان ونگوگ است، كلنجار مي رود، من از دريچه هاي زيرزميني به تابلوي پا پس كشيدن آفتاب و سيطره آرام تاريكي در حياط خانه زينت الملك نگاه مي كنم. منظره اي كه پايان سياحتي شعف انگيز را اعلام مي كند. حسين مالكي، خبرنگار همشهري در استان فارس