Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791111-50623S4

Date of Document: 2001-01-31

چرا خجالتي؟ هستيد مشاهده گريس 32 ساله در رستوراني در نيوجرسي مشغول به صرف ناهار چيزي شبيه به معجزه است. شايد گازهاي كوچكي كه به ساندويچ اش مي زدمهم به نظر نرسد، اما براي كسي چون او پيشرفت قابل توجهي بود. در دوران مدرسه نمي توانست در رستوران غذا بخورد چون فكر مي كرد تمام همكلاسي ها چهار چشمي مواظبش هستند. بين 20 تا 30 سالگي بود كه هراس و اضطراب به سراغش آمد و متوجه شد كه دچار نوعي اختلال است كه نگراني از حضور در اجتماع نام دارد و به اجتماع گريزي هم معروف اما است با وجود موفقيت هايي در روان درماني و استفاده از دارو، گريس هنوز از تلاش دست بردار نيست و مي گويد: اگر هر روز تحت اين درمانها قرار نمي گرفتم شخصي متفاوت و در دنيايي متفاوت بودم. خجالت از خصائص عمومي انسانهاست. تقريبا همه تا حدي به آن مبتلا هستند و نيمي از دانشجوياني كه مورد بررسي قرار گرفتند خود را خجالتي معرفي اما مي كردند طي يك بررسي كه در سراسر كشور انجام شد، در برخي از مقاطع زندگي يك هشتم افراد به حدي خجالتي مي شوند كه به اجتماع گريزي مبتلا مي گردند. در بعضي برخوردها ضربان قلب بالا مي رود، كف دستان عرق مي كند، دهان خشك مي شود، مطلبمورد نظر فراموش مي شود، افكار مغشوش شده و نيرويي، انسان را وادار مي كند كه از جمع بگريزد. اين افراد اجتماع گريز مبتلا به سومين بيماري رواني شايع در ايالات متحده مي باشند كه بعد از افسردگي و اعتياد به الكل قرار دارد. عده اي از رفتن به توالت هاي عمومي يا صحبت با تلفن اجتناب مي كنند. برخي ديگر در مقابل رئيس و يا فردي از جنس مخالفشان قادر به صحبت نيستند. در موارد حاد عملا از تماس با ديگران خودداري كرده و يك زندگي عزلت بار در پيش مي گيرند. آيا وضع از اين هم بدتر؟ مي شود گرچه علائم بيماري ترس از اجتماع از زمان هيپوكرات (پزشك يوناني كه به پدر علم پزشكي معروف است ) مشاهده شده، اما اين اختلال تا سال 1980 در كتابهاي روانكاوي وارد نشد. امروزه برخي از روانشناسان پيش بيني مي كنند كه فرهنگ اينترنت ممكن است خجالت را تشديد كند. فيليپ. جي. زيمباردو پروفسور روانشناس در دانشگاه آكسفورد مي گويد: براي كساني كه تمايل اندكي به خجالتي بودن داشتند، اكنون شرايط برخورد نداشتن با ديگران فراهم شده و اين امر باعث تشديد خجالتشان مي شود. گرچه برخي افراد به طور مادرزاد گرايش دارند كه شديدا خجالتي باشند اما علم زيست شناسي تنها تعيين كننده سرنوشت نيست. جروم كاگان محقق دانشگاه هاروارد نشان داده است كه نوزادان ماهگي 4تا تمايل به خجالت و ياجسارت دارند. تقريبا يك پنجم آنها وقتي با شيئي جديد مواجه مي شوند به آن ضربه زده يا جيغ مي كشند، در حالي كه عده اي ديگر به غريبه ها دست مي زنند و يا اشياء جديد را در دست مي گيرند. در عين حال بعضي بچه هاي خجالتي ممكن است افرادي اجتماعي بارآيند و بچه هاي اجتماعي امكان دارد كه بزرگسالاني خجالتي و يا حتي اجتماع گريز شوند. تجارب زندگي مي تواند به مرور زمان با تاثير بر مغز، انسان را بيشتر يا كمتر خجالتي كند. روانشناسان اظهار مي كنند كه مغز نوعي نشانه ترس را با جزئيات ( مكان، زمان و.. ) وضعيتي تلخ و تكان دهنده همراه مي كند. در نتيجه، مثلا وقتي كودكي از معلمش زخم زباني مي شنود تا مدتي از قدم گذاشتن در كلاس احساس ترس مي كند. اما مغز گاهي اوقات اين ارتباط و همراهي را چنان خوب انجام مي دهد كه با ديدن هر كلاس و معلمي اضطراب به سراغ شخص مي آيد. به گفته مورياراين روانپزشك دانشگاه پنسيلوانيا، روش معمول بچه هايي كه نمي دانند چگونه با اين فشارهاي روحي كنار بيايند اين است كه كاملا نسبت به مسائل اطراف بي توجه شوند. ممكن است ديگر دوستانشان را دعوت نكنند، فقط با افراد خاصي صحبت كرده و از رفتن به مدرسه خودداري كنند. اين بچه ها از موقعيت هايي كه بايد با آنها مواجه شوند دوري مي كنند، در نتيجه توانايي شان در زمينه مهارت هاي اجتماعي كاهش مي يابد. تاثير والدين پدر يا مادر بسيار خرده گير و عيبجو بچه اي بار مي آورند كه از خجالت گوشه اي كز اما مي كند حتي مهربانترين و آرام ترين پدر و مادرها هم ممكن است كودكي ترسو و خجالتي پرورش دهند. ريچارد هيمبرگ رئيس كلينيك اضطراب بزرگسالان در فيلادلفيا، مي گويد: اگر اوليا از شركت در محيطهاي اجتماعي اجتناب كنند و يا بيش از اندازه نسبت به افكار ديگران راجع به خود نگران باشند، پيامي كه به كودكشان مي دهند اين است كه دنيا پر است از خطر و تحقير. اجتماع گريزي حدود نيمي از مبتلايانش را تا 8 سالگي گرفتار مي كند و بقيه را طي دوران بزرگسالي. در برخي افراد نوعي اختلال روحي به صورت نهفته وجود دارد كه به هنگام رويارويي با صحنه هاي اجتماعي مثل دانشگاه يا شغل جديد خود را نشان مي دهد. تصور مي رود كه خانم ها بيشتر از آقايان به هراس اجتماعي مبتلا مي شوند. اما چون خجالت در مردان امري پسنديده و قابل قبول نيست آنها بيشتر در جستجوي راه چاره هستند. استيوفاكس چنان اجتماع گريز بود كه دختران با سلام دادن به او شوخي و تفريح مي كردند، چرا كه مي ديدند مثل لبو سرخ مي شود. او از صحبت كردن در كلاس خودداري مي كرد و هرگز با كسي قرار ملاقات نمي گذاشت. راه رفتن جلوي ديگران باعث عرق كردن دستهايش مي شد. وقتي به 19 سالگي رسيد پدرش آنقدر نگرانش شد كه او را نزد پزشك برد و با داروو درمان بهبود يافت. او اكنون 24 سال دارد و اخيرا در مقابل 1700 نفر سخنراني كرده و با يكي از نخاله هايي كه قبلا به خاطر خجالتش سربه سرش مي گذاشت ازدواج كرده است. وقتي افراد اجتماع گريز براي درمان نزد متخصصان مي روند، آنها معمولا چند ماه اول را به رفتاردرماني اختصاص هدف مي دهند اين است تا با آنچه كه ايزاك تايليم، روانپزشك مركز درماني بروكلين درنيويورك، آن هسته را اصلي اجتماع گريزي مي داند مبارزه شود: اين باور كه ديگران نسبت به شما قضاوت منفي مي كنند و از اين بابت خجالت مي كشيد. يكي از خانم هاي خانه دار اهل كنتاكي مي گويد: دعوتهايي را كه براي صرف ناهار از من مي شود رد مي كنم حتي اگر از طرف كساني باشد كه به آنها علاقه دارم، گرچه واقعادوست دارم كه بروم. تصور مي كنم وقتي دور هم جمع مي شويم آنها از اين كه مرا دعوت كرده اند پشيمان مي شوند و مي خواهند از شر من خلاص شوند. اجتماع گريزان از طريق درمان مي آموزند تا افكار واقعي را جايگزين افكار غلط نمايند و با ترسي كه زندگيشان را فلج كرده مبارزه شايد كنند يكي از برجسته ترين ويژگي هاي هراس اجتماعي اين باشد كه فرد احساس مي كند اضطراب كاملا احاطه اش كرده است. تقريبا تمام مردم گهگاه در اولين دقايق صحبت اين احساس را دارند. در بسياري اين ناآرامي زود فروكش مي كنداما شخص اجتماع گريزتا بيش از ساعتي ناآرام است و تنها بر اثر خستگي ناشي از اين حالت است كه آرام مي گيرد. روان درمانان اغلببه اين بيماران توصيه مي كنندكه آنقدر در محيط هراس آور بمانند تا علائم بيماري كاهش يابد وبرايشان روشن شودكه هيچ اتفاق بدي نخواهد افتاد. برخورد با غريبه ها اولين مكاني كه مليندا استنلي پروفسور، روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي تگزاس، بيماران بسياري را در آنجا جمع كرد يك سالن بود و هر بيماردر مقابل تعداد كمي شنونده مي ايستاد و سعي مي كرد براي مدت كوتاهي صحبت كند و خود پروفسور استنلي مي گويد: گاهي اين كار وقت زيادي مي گيرد اما بالاخره قلب بيمار كه از ترس افكار شنوندگان درموردش به شدت مي تپيد آرام، مي گيرد. روان درمانان ديگر، بيماران اجتماع گريزرا براي قدم زدن به مكانهايي مي برند كه برايشان اضطرابآور و نامطلوباست، مثل راه رفتن در راهروي شلوغ يك هتل. چون بعضي بيماران اجتماع گريز از صحبت كردن با ديگران پرهيز مي كنندروان درمانان به آنها كمك مي كنند تا مهارتهاي اجتماعي خود را تقويت نمايند. به عنوان مثال: افراد بسيار خجالتي هرگز عادت ندارند كه هنگام ديدن شخصي در محيط اجتماعي به او سلام كنند واغلب مي خواهند زود گفتگورا قطع نمايند و پاسخ هاي يك كلمه اي به سوالات مي دهند. ريك رابينز 32 ساله كه اجتماع گريزي اش باعث شد دانشگاه را ترك كند مي گويد: بايد مي آموختم كه اگر كسي با اولين كلمه اي كه ازدهانم خارج مي شود مشتاق به شنيدن به نظر نرسيد نبايد راهم را بگيرم و بروم. او اكنون مي گويد: قبل از خارج شدن از منزل چهار، پنج موضوع براي صحبت درموردشان در ذهنم مي آورم به، اين ترتيبمعمولا موضوعي براي گفت وگو دارم و دستپاچه نمي شوم. جي برناردو. كاردوسي رئيس موسسه تحقيقاتي مشكلات خجالتي ها در دانشگاه اينديانا معتقد است كه بهترين روش درماني براي يك فرد خجالتي اين است كه به خودش نپردازد. كاردوسي بيماران را به مكانهايي كه اغذيه رايگان به مردم بيمارستان هاو مي دهند، خانه هاي سالمندان مي فرستد تا از شر خودمحوري خلاص شوند. رابينزمي گويد: اين كار موثر واقع مي شودچرا كه انسان مي بيند افرادديگر هم چقدر مي توانند خجالتي باشند و آن وقت خودش را آنقدر تنها ومتفاوت از ديگران احساس نمي كند. در مواردحاد استفاده بيماري، از دارومي تواند موثر باشد و اين در حالي است كه هنوز درمان دارويي كامل و دقيقي يافت نشده است. درحال حاضر رايج ترين آنهاآرام بخش هايي هستند كه به (اس. اس. آر. آي ) معروفند. استفاده از (اس. اس. آي آر ) در بيش از نيمي از بيماران نتايج قابل توجهي داشته است. بتابلاكرها كه معمولا به عنوان داروي قلبي به كار مي روند معلوم شده كه مي توانند براي صحبت كردن و حضور درجمع به افراد كمك اما كنند، براي مصرف طولاني مناسب نيستند. لين هندرسون رئيس، كلينيك درمان كم رويي در كاليفرنيا، از اين موضوع ابرازنگراني مي كند كه داروها اغلببه عنوان آرام بخش موقتي به كار مي روند. وي هشدار مي دهد كه: به محض قطع دارو بيماري عودمي كند. تحقيقات نشان داده است كه معالجه در درازمدت موثر واقع مي شود. بسياري ازروان درمانان مي گويند كه اگر اجتماع گريزها بتوانند بر تشويش خود غلبه كنند دنياي بهتري خواهيم داشت. بسياري از چهره هاي محبوب ودوست داشتني تاريخي خجالتي بوده اند كه النيور روزولت رابرت، و فراست آلبرت اينشتين ازآن جمله اند. خجالت در اشكال ضعيفش با عاطفي بودن، هوش و ذكاوت و زودرنجي همراه است، خصوصياتي كه به هيچ وجه خجالت آور نيستند. مراتب خجالت خجالت طبيعي: در شروع صحبت عصبي و ناآرام هستيد اما كمي بعد احساس رضايت مي كنيد. در ابتداي گفت وگو مطالب را فراموش مي كنيد اما بالاخره قادر به صحبت مي شويد. در يك مصاحبه شغلي كف دستتان عرق مي كند، اما با تفكر و تعمق به سوالات پاسخ مي دهيد. خجالت شديد: وقتي مي بينيدديگران نگاهتان مي كنند ضربان قلبتان بالا مي رود. به هنگام صحبت كردن در جمع مي لرزيد حتي، وقتي فقط مي خواهيد نامتان را بگوييد. اجتناباز صحبت كردن از ترس اينكه مبادا حرف نامناسبي بزنيد. اجتماع گريزي: براي دوري از برخوردو آشنايي با ديگران دست به هر كاري مي زنيد. خجالت مي كشيد در ملاء عام غذا بخوريد. احساس مي كنيد كه هرگز نمي توانيد تاثير مثبتي بر ديگران بگذاريد و بر اين باوريد كه در برخوردهاي اجتماعي توفيقي نداريد. اجتماع گريزي شديد: فقط به هنگام تنهايي احساس آرامش مي كنيد و به ندرت مي توانيد از منزل خارج شويد. دائما از اينكه ديگران شما را دستپاچه يا تحقير كنند نگرانيد. اغلب دچار هراس واضطراب هستيد و به جاي ماندن در جمع و صحبت كردن، ميدان را خالي مي كنيد. منبع: ريدرزدايجست ترجمه: بهاره كيائي