Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791110-50610S1

Date of Document: 2001-01-30

سماع براي درك عظمت پروردگار سفر به قونيه ( بخش پاياني ) سماع با فتح سين در فرهنگ معين به معناي وجد و سرور و پايكوبي و دست افشاني صوفيان، منفردا يا جمعا با آداب و تشريفاتي خاص آمده است اما تركان، سماع را سما و باكسر سين مي خوانند و به چرخ زدن درويشان به صورت گروهي به همراه موسيقي سنتي كه با آداب و رسوم خاص از مريدان حضرت مولانا به يادگار باقي مانده است، مي گويند. درويشان از اين رو در سماع مي چرخند كه معتقدند پايه و اساس حيات عالم بر حركت و چرخش نهاده شده و كليه كائنات دائم در حركت و دورانند; از دوران نوترون ها و الكترون ها گرفته تا خورشيد و ماه و زمين و ستارگان. از اين روست كه درويش هم چرخ زنان به سوي معشوق ره مي نوازد تا در او فنا يابد. و از چپ به راست چرخ مي زند، حول محور قلبش كه محل عشق ست او. پس از جايگزيني نوازندگان و آيين خوانان در جايگاه خود، درويش 18 سماع كننده ( به 18 معناي عدد ابجد حي و نيز نوشتن 18 بيت اول مثنوي به خط خود مولانا ) خرقه بر دوش و سكه برسر پشت سر سماع زن باشي كه وظيفه هماهنگي سماع كنندگان را داردمي شوند. در ميان آنها پيرمردي 70 تاساله 80 ديده مي شد و نيز چند جوان كه نونياز مي خوانندشان. نونيازان چرخ زدن را تازه آموخته اند. سكه (كلاه مولويه ) را به نشانه سنگ قبر بر سر گذاشته و تنوره (لباس سفيد سماع ) را به ازاي كفن خود بر تن مي كنند و پيش از آغاز چرخ زدن و سماع خرقه را به نشانه دل بريدن و دور انداختن علايق دنيوي از تن به در كرده و گوشه اي مي نهند. با ورودآنان سكوتي عميق بر تمامي تماشاگران غالب شد. سكوتي كه در آن جز جذبه و احترام عميق ديده نمي شد. آغاز به قرائت نعت شريف در ستايش حضرت محمد (ص ) قسمت اول سماع است و اين نعت در اشاره به آيه قرآن لولاك لاخلقت الافلاك / اگر تو نبودي افلاك را خلق نمي كردم خوانده مي شود. در مرحله دوم سماع، قدوم ها (دو طبلك كوچك و از سازهاي موسيقي سنتي تركيه ) نواخته مي شوند. پس از ضربه هاي منقطع قدوم كه به آيه كن فيكون و آغاز خلقت عالم اشاره دارد، ني نوازان آغاز به حكايت مي كنند و حديث عشق را بازگو مي كنند و بدين ترتيب سلام ها آغاز مي شود. در سماع مولويه 4 سلام وجود دارد كه هر يك با معني و اشارات خاص اجرا مي شود. با پايان يافتن ني، سماع زنان (نام ديگر سماع كنندگان سماع زن يا جان است ) كه در دو رديف 9 نفره روبه روي هم بر پوست هاي سفيد نشسته اند (رنگ پوست شيخ، قرمز رنگ و مظهر شمس تبريزي است ) و دست بر زانو سكوت اختيار دارند. پيش از آغاز رقص در چرخ زمين را سجده وار بوسه مي دهند و به پا مي خيزند. شيخ در حالت ايستاده به آرامي سر مي شكند و پاسخ سلام سماع زنان را مي دهد. (اصطلاح سلام گفتن در عرفاي مولويه سرشكستن نام دارد ). ابتدا دور ولدي به ياد سلطان ولد فرزند مولانا آغاز مي شود. دور ولدي چرخ زدن روي حلقه اي به دور مركز سماع خانه است. در حين حركت روي اين دايره، سماع زنان در جلوي پوست قرمز دوبه دو به يكديگر سرمي شكنند و گردش حلقه وار آنها تا سه بار پشت سر شيخ ادامه مي يابد. پس از اين دور سماع زنان خرقه ها را به نشان بر كندن علايق دنيوي از تن خارج مي كنند و سلام اول را با بوسيدن دست شيخ (شيخ نيز به مقابل بر سكه آنها بوسه مي زند ) و رخصت طلبيدن، چرخ زدن را آغاز مي كنند. بوسيدن دست شيخ با حالت دستهاي ضربدر شده روي سينه كه عدد يك را ساخته و نشان از وحدت وجود و وحدت خالق و مخلوق را دارد انجام مي شود و با شروع سلام ها و چرخ، آرام آرام دست سماع زن از حالت ضربدر به بالاي شانه ها رفته و علامت لا را مي سازد به معني هيچ چيز جز معبود نيست، آرام آرام دستها از حالت لا به صورت كف دست راست به سوي آسمان و كف دست چپ به سوي زمين درآمده و چرخ سماع زن از چپ به راست آغاز مي شود. سماع 4 سلام دارد. سلام اول نماد تولد دوباره براي درك عظمت پروردگار است. سلام دوم به معناي خروج انسان از حيرت و ورود به دنيا است و فدا كردن عقل در راه عشق. سلام سوم به معناي بازگشت از معراج روحاني و تسليم در برابر معبود در است اين سلام صداي آهنگين آيين خوانان در حالي كه به زبان فارسي شعر اي قوم به حج رفته كجاييد كجاييد - معشوق همينجاست بياييد بياييد سالن را در كنار دف و ني و تنبور آكنده از عشق محسوس به تمام كائنات كرده است. سلام چهارم اشاره به پيروي از اولياء الله دارد و در همين سلام اوج سماع و چرخ خلسه وار درويشان ديده مي شود. در اين سلام ضرباهنگ آيين خوانان و آيين نوازان نيز سنگين تر و كوبنده تر مي شود و سماع نيز تندتر مي شود. در اين سلام شعر سلطان مني سلطان مني - اندردل و جان ايمان مني در، من بدمي من زنده شوم - يك جان چه شود صد جان مني خوانده مي شود. اشعار و غزليات شمس هر چند به لهجه تركي اما زيبا خوانده مي شود و هر بيننده معتقد و غيرمعتقدي را به سكوتي عميق و تامل وامي دارد. سلام چهارم كه به حكم موتوا قبل ان تموتوا; بميريد قبل از آن كه شما را بميرانند، اشاره دارد، سماع زن را بيش از هر چيز بر نفس كشي معطوف مي كند. پايان سلام چهارم، پايان سماع است. در همين سلام در سال 1925 بود كه سماع زنان در اجراي قانون 677 آتاتورك براي هميشه از سماع جمعي و عرفاني در انظار ممنوع شدند. پس از برگشتن سماع زنان از حالت چرخ و سماع به حالت عادي، در دو رديف قرار مي گيرند تا خرقه ها را بر دوش اندازند و شنواي دعاي پاياني شيخ شوند. شيخ در حالي كه اسم جلاله ونام الله را زمزمه مي كند جلوي پوست قرمزايستاده است. سماع زنان خرقه برتن مي اندازند و آرام و با سكوتي عميق پس از يك ساعت چرخ زدن به تلاوت قرآن گوش مي سپارند. قرائت قرآن از آيه سوره 115 بقره مورد تاكيد است. پس از پايان قرآن شيخ فرمان فاتحه مي دهد. زمين را سجده كرده و مي ايستد تا دعاي پايان مراسم را بخواند. جالب اينجا بود كه دعا نيز به زبان فارسي بازگو مي شد. در دعاي خاتمه از ذكر، محمد رسول خدا (ص ) حضرت، علي (ع ) امام، حسن ( ع ) امام، حسين (ع )، شهداي كربلا آغاز و تمامي شاگردان ونزديكان مولانا و چلبيان مورد دعا قرار مي گيرند وحتي براي دولت تركيه، رئيس دولت وملت و.. دعا مي شود. پس از اين دعاي شيخ و فاتحه با تكبير الله اكبر و لااله الاالله و صلوات مراسم پايان مي يايد. تفاوت مراسم سماع شب عرس با شبهاي ديگر در دعاي پاياني است. در مراسم سماع عادي چنانكه در گزارش سفر استاد ابوالقاسم تفضلي مرور كردم، شيخ پس از سلام چهارم دعاي زير را به فارسي قرائت مي كند: عنايت يزدان، همت مردان، بر ما حاضر و ناظر باد - قلوب عاشقان گشاده باد - دم حضرت مولانا، سرجناب شمس تبريزي و كرم امام علي و شفاعت محمدالنبي الاميه - رحمه للعالمين ديه ليم هو [بگوييم ] و سماع زنان به هنگام ذكر نام مولانا، شمس و امام علي سر مي شكنند و تعظيم مي كنند. پس از پايان قرائت دعا پوست شيخ نوازندگان نشين و، آيين خوانان را نيز با سرشكستن مورد عنايت قرار مي دهد وخارج مي شود و سماع زنان يكي يكي پس از او با احترام نسبت به پوست قرمز رنگ سالن را ترك مي كنند. *** وقتي مراسم پايان يافت و چراغ هاي باشگاه روشن هنوز شد، بسياري از شيفتگان بي حركت نشسته و به زمين خالي از سماع زنان خيره بودند. هر چند مراسم به صورت نمايشي برگزار مي شد اما چنان جذبه اي در بين بسياري از تماشاگران انداخته بود كه مي شدحالات عميق آنان را آنها خواند هيچگاه اين مراسم را از ياد نخواهند برد، چنانكه من. سحر نمازي خواه