Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791109-50606S8

Date of Document: 2001-01-29

يادداشت نگذاريد اقتصاد زمين گير شود تيترهاي برجسته برخي نشريات مخالف دولت و بزرگنمايي هاي تبليغاتي آنها درباره اقتصاد، يادآور بازي مشابهي در سال (6 73 فقط سال پيش ) است. هدف آن بازي كه وجه سياسي و فرهنگي اش اواخر دهه 60 آغاز شده بود، بي اعتباركردن دولت وقت بود كه حاضر نبود كيسه هاي گشاد زياده طلبان را پركند. بازي دهه 70 با تهاجم به سياست هاي فرهنگي دولت وقت - بويژه مداراي آن با حوزه كتاب و تسامح آن در برابر زندگي خصوصي مردم - شروع شد و تا زماني كه دولت هاشمي را از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي (سيدمحمد خاتمي ) محروم نكرد، از كوشش خود دست برنداشت; پس از آن پرونده فرهنگ و سياست بسته شد و پرونده تهاجم به مبناي اصلي دولت وقت يعني آزادسازي اقتصادي و رهايي اموال مردم از چنگال انحصارات دولتي گشوده شد. در آن مرحله مفسران رسمي كه تا چندي پيش از آن هرگونه تاكيد بر اقتصاد را شكمبارگي تفسير مي كردند و با استنادي باطل به عبارت حق بنيانگذار جمهوري كه فرموده بود ملت ما براي شكم قيام ] نكرد نقل به [مضمون، هواداران رفاه اقتصادي مردم را غيرارزشي تصوير مي كردند، به يكباره طرفدار اقتصاد شدند و بر دولت شوريدند كه محرومان را وانهاده اي. آنها كه خود را در هيچ عرصه ايجابي، مسئول نمي دانستند و فقط تهاجم عوام فريبانه را پيشه كرده بودند، دقيقا مي دانستند در كيسه درآمد ملي ايرانيان چيزي بيش از عايدات نفت (متوسط سالانه 15 ميليارد دلار ) وجود ندارد و از همين كيسه بايد ويراني هاي جنگ آباد شود، امنيت منطقه اي و جهاني تامين گردد، چرخ عظيم بوروكراسي سه قوه و دهها نهاد ديگر بچرخد، رسالت جهاني انقلاب، پيگيري شود، زير فشار همين عدالت خواهان، كالاهاي سوبسيدي وارد شود و... اما با وجود اين آگاهي، در كوره توقعات دميدند و آتش مطالبات فزاينده را به جان دولت انداختند و برنامه هايي را كه باكوشش كارشناسان تهيه و تدوين شده بود در محاق بردند. دولت خاتمي بارويكردي جديد ومتناسب باشرايط و نيازجامعه ابتدا به سياست و فرهنگ پرداخت و در اين حوزه ها تا حد توان خود پيش رفت وسنگ اندازان ازهيچ كوششي درسنگلاخ كردن اين راه فروگذار نكردند واكنون نيزكه قرار است به حوزه اقتصاد توجه بيشتري بشود، سنگ اندازان ديروز بار ديگر به ميدان آمده اند تا دولت را در اين حوزه به سنگلاخ بكشانند; گردانندگان پروژه جديد با اين توهم كه شايد بتوان با سوارشدن بر غريزه اقتصادي تهيدستان، آنان را به لشكريان راي در انتخابات 80 تبديل كرد هيچ ابايي ندارند كه اركان نظام را متزلزل مديران ساخته، نظام را خيانتكار وبرنامه هاي دولت را شكست خورده نشان دهند. اينان احتمالا نمي دانند اگر مردم قواي مقننه و مجريه كشور را آنگونه كه مهاجمان مي خواهند، به شمار آورند، ديگر چيزي به نام نظام سياسي باقي نخواهند ماند كه بتوان بر سر تصاحب آن جدال كرد. زيرا اگر مردم هم مانند اين مهاجمان، مجلس را آلت دست بيگانگان و مديران اقتصادي را ناشر اسكناس بي پشتوانه دولت، را بي توجه به نيازهاي مردم و نظاير اينها بپندارند، ديگر مشروعيتي براي نظام سياسي باقي نخواهد ماند. بنابراين، شايد ديگر وقت آن باشد كه دولت، مجلس و فعالان سياسي بخشي از نيروي خود را صرف نشان دادن عوام فريبي مهاجمان كنند و بخش اقتصادي كابينه را به عنوان پاره انفكاك ناپذير دولت، در برابر تهاجم آنان كه سياست و فرهنگ را زمين گير كردند، تنها نگذارند. محمود صدري