Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791108-50593S22

Date of Document: 2001-01-28

آتشگاه اصفهان طلائي كه خاك مي شود در نخستين اجلاس وزيران جهانگردي كشورهاي اسلامي در اصفهان فرانچسكو فرانجيالي دبير كل سازمان جهاني توريسم گفته بود كه شهر اصفهان خود به تنهايي يك موزه خيلي بزرگ است. هتل، باغ، خيابانها، بازار همه، موزه است. و در همين اجلاس به اتفاق نظر كليه حاضران، اصفهان به عنوان پايتخت تمدن اسلامي تثبيت شد. اصفهان داراي بناها و ساختمانهاي بسيار زياد قديمي، تاريخي و باستاني است كه به واسطه قرار گرفتن در فواصل مختلف شهر، بافت شهر را صورتي سنتي تاريخي داده، گرچه در سالهاي اخير با ساخت و سازهاي جديد، تركيب قديمي شهرتغيير يافته ولي هنوز به عنوان يك شهر قديمي و تاريخي مطرح ومورد ستايش همه گردشگران جهان است. يكي ازآثار بسيار قديمي كه قدمت آن از تمام بناهاي تاريخي اصفهان بيشتر بناهاي است، كوه آتشگاه است كه شايد قدمت آنها از مدفن انبياي بني اسرائيل مثل شعياي نبي درجوار امام زاده اسماعيل هم بيشتر باشد. بسياري مي پندارند آتشگاه فقطمكان نگهداري و حفظ آتش در آئين زرتشت بوده، غافل از اين كه قبل از زرتشت، هزاران سال اين مكان معبد مردمان آن زمان با هر اعتقادي به شمار مي رفته و بنا به نظر پرستشگاه شرق شناسان، مظهر ستارگان ( ستاره با 5 ماه و خورشيد )بوده است. حمزه اصفهاني در كتاب اصفهان مي گويد: درعهد طهمورث آن را مينوذرخوانده اند و مردم از شهرهاي دور و نزديك مشرق زمين براي زيارت به اينجا به مي آمده اند مرور زمان، اين معبدبه دست اسفندياريا به قول مسعودي شاه گشتاسببه آتشكده تبديل مي شود. آتشكده روي قله كوه آتشگاه و ويرانه هاي زياد اطراف آن، در روزگاران قبل بناهايي آباد و محل زندگاني مغان و اجراي مراسم مذهبي بوده است. بناهايي كه در اثر مرور زمان و عدم توجه و علاقه در نگهداري آنها از بين رفته و درحال حاضرفقط ديواره هاي آن كه از خشت و سنگ ساخته شده باقي مانده است و 50خشت هايي باابعاد قطر بيش از 10 سانتي متركه انسانهاي آن زمان به نيروي ايمان و با سختي و مشقت و قبول خطر اين خشت هاي سنگين را به بالاي كوه حمل كرده اند. اكنون جاي تاسف است كه اين قسمت از موزه تاريخي كشورمان مورد بي لطفي قرار گرفته و مسئولان حفظ ميراث فرهنگي نسبت به نگهداري و مرمت اين مكان توجه لازم را ندارند و هر بيننده وقتي به ديدار اين بناها مي رود و مي بيندكه در حال فروريزي و ويراني كامل است، افسوس مي خورد. درحال حاضر علاوه بر تاثيرات جوي و گذشت زمان، عبور و مرور بازديدكنندگان بر تخريب آنها مي افزايد، به طوري كه با ويراني و ريزش تدريجي بناها زير پا انباشته از خاك ناشي از ريزش ساختمانها است. برمسئولان حفظ ميراث فرهنگي است كه با احساس مسئوليت و دلسوزي در حفظ و ترميم و نگهداري اين اثر مهم اقدام كنند. چنين مكاني اگر در كشورهاي پيشرفته جهان بود، آنهايي كه به آثار باستاني خود بيش از ما ارج مي نهند، با چنگ و دندان در حفظ و نگهداري آن مي كوشيدند وآن را در ويترين محافظت شديد قرار مي دادند و به خود مي باليدند. ذره ذره ديوارهاي اين بناي مخروبه ونيمه ويرانه ارزش عتيقه دارد ولي چون فرو ارزش مي ريزد، خاك كف كوچه باغ ها را پيدا مي كند، آيا انصاف است كه يكي از آثار باارزش موزه تاريخي كشورمان به مرورنابود شود و كسي مسئول وجوابگو؟ نباشد اصفهان - منصور تابان