Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791108-50587S4

Date of Document: 2001-01-28

دردسرهاي واژه سازي به سبك نوين * ناصر نجمي در عهد فرمانروايي رضاخان، نمي دانم كدام شير پاك خورده اي از فرهنگ مداران نوپرداز آمد و فرهنگستاني گسترده در آن سوي ساختمان جديد و نوساز مسجد سپهسالار قديم تشكيل داد و جماعتي از واژه سازان را در آن ساختمان جديدالولاده مستقر ساخت و فرمان داد تا با پاكسازي كردن لغات و اصطلاحات قديمي به اصطلاحات فرسوده شده، واژه هاي ناب فارسي سره و يكسره! وضع كنند تا مگر با چنين شيوه هايي، واژه هاي نوين كه در نوشته ها، مكاتيب و حتي كتابها به كار مي گيرند يك پاكسازي و انقلاب به اصطلاح فرهنگي همه جانبه در عرصه ادبيات ملي ايراني ايجاد كنند. البته كار زياده روي ها و مبالغه هايي كه در خلق و ابداع واژه هاي نامانوس و نوظهور عجيبي كه ساخته و پرداخته شد كه هيچگاه جايي در انديشه ها و ذهن ها نگرفت سهل است منشا استهزاء طنزنويسان نيز واقع گردد تا جايي كه حسن تقي زاده كه معروف به ادبپروري و خالص گردانيدن زبان فارسي و پيرايش آن بود در مجله مهرگان نوشت: عده اي نااهل، جمع آمده اند به گرد هم و دائما مي بافند جفنگ!!، همين قضيه موجب خشم شاه وقت گرديده تقي زاده مقرب بارگاه و سياستمدار خدمتگزار شاهانه را مغضوب و از كار بركنار كرد. اين يك مقدمه بود براي رسيدن به مقصودي كه منظور نويسنده است: مدت مديدي است كه چند سازمان دولتي و از جمله شبكه هاي تلويزيوني احتمالا به منظور پاكسازي كردن واژه هاي كهن فارسي كه البته صد البته در آثار ارجمند فردوسي و سعدي و غيره ذكر شده است يك سلسله لغات نوين آورده اند كه معاني و مفاهيم آن براي نسل حاضر دشوار و اصولا وافي و كافي به مقصود نيست. نگارنده چند نمونه از اين نوع واژه سازي هاي نابجا و نامناسب را در اينجا مي آورد، شايد اسباب تنبه پردازندگان اين گونه كارهايي باشد كه در اين وادي متراكم شدن مشكلات اجتماعي و اقتصادي از ارتكاب به برخي تظاهرات و ساخت و سازهاي بي دليل جلوگيري گفته شود مي شود كه گويندگان و انشا گردانندگان اين زمره كارها، پاكسازي كردن لغات عربي و يا لاتيني و غيره باشد، ولي همين گونه اقدامات غيرضروري نه تنها مشكلي را از سر راه واژه هاي قديمي كه داراي تركيبات غربي و يا عربي و تازي است برنمي دارد و مردم ما را دچار نوعي سرگرداني مي كند، بلكه قضيه از چاله به چاه افتادن را در ذهن ها تداعي مي گرداند. در بسياري اصطلاحات و عناويني كه گاه و بيگاه در مراسلات و حتي در رسانه هايي از جمله راديو و شبكه هاي تلويزيوني ديده ويا شنيده مي شود عنوان صنعت گردشگري و يا جهانگردي ديده مي شود. من نمي دانم صنعت آدميان و صنعتگران كه قرن هاست معني خاص خود را دارد، چه ارتباطي با گردشگري دارد و يا واژه ( نرخ ) كه درازمدتي است كه بها و قيمت كالاها را در پي دارد با مثلا رشد جمعيت كه شنيده مي شود در رسانه ها گويندگان و نويسندگاني اديب و خوش كلام آن را مكررا به كار مي برند به چه منظور است، آخر نرخ ها چه ربطي با ذي روح هر دارند كدام جا و مكان خاصي را دارند. در اين گير و دار يك كلمه (ديدار ) هم به ميان واژه هاي جديد دويده و جاخوش كرده است اين كلمه ديدار به جاي (مسابقه ) به كار گرفته شده و من نمي دانم در حالي كه از كلمه ديدار بوي خوش دوستي و مهر و محبت مي آيد و بسياري از ديدارها چشم و دل ها را روشن مي گرداند، چرا در جايي به كار مي رود كه طرفين آنچنان با لگد و ضربات پي درپي مشت به جان هم مي افتند كه حاصل آن، حركت آمبولانس ها و برانكارها براي حمل پيكرهاي خون آلودي است كه محصول (ديدار ) به زعم گوينده تلويزيون است. در كنار اين واژه پردازيها واژه رايانه به جاي كامپيوتر و يارانه به جاي سوبسيد هم به كار گرفته مي شود كه البته وارد تفصيل قضيه نمي شويم، ولي اگر نظر حضرات، فارسي كردن كلمات غربي است، آن وقت تكليف تلفن و تلويزيون و بسياري از وسايل و نرم افزارهايي كه ساخته و پرداخته بيگانگان است، چه؟ مي شود آيا مي توان وسايلي كه ساليان دراز است چه از نوع غربي و چه از قماش شرقي در محاورات و گفتگوها و نوشتجات و كتابها نوشته و يا به چاپ رسيده است، يك باره تغيير داد و مردم ما را وادار كرد كه از لغات كهن ناگهان دست بردارند و به جاي آن واژه هاي نامانوس جايگزين؟ گردانند اين كار لطمه اي است بزرگ كه به ادبيات ديرپاي ما وارد مي شود.