Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791108-50587S3

Date of Document: 2001-01-28

گاه اميد و نااميدي... گزارشي علمي از تاريخچه، روند، توسعه و درمان بيماري سرطان درحال حاضر در كشور ما با توجه به آلودگي هاي محيطي بويژه آلودگي هوا، سرطان ريه در رديف دومين سرطان كشنده پس از سرطان دستگاه گوارش قرار گرفته است * امروزه بيشتر سرطان ها اگر در مراحل اوليه به موقع تشخيص داده شوند، قابل درمان بوده و بيماران به روند طبيعي زندگي خود ادامه مي دهند در دانشگاه بود كه با او آشنا شد. دختري با وقار و در عين حال پر از شور و نشاط امتحانات زندگي پايان ترم بود كه او تصميم نهايي خودش را براي ازدواج با اين دختر گرفت. هر دوي آنها فاقد تكيه گاهي به نام پدر به بودند او گفته بودند كه دختر مورد علاقه اش در ابتداي جنگ پدر خود را در حملات موشكي عراق از دست داده است. بالاخره اين مهندس جوان به همراه مادرش به خواستگاري او رفتند و پاسخ شنيدند كه دلبند خود را به شهري كه فرسنگ ها از خانه هادورتر است، اماآن قدر نمي دهيم او بارها و بارها به منزل آنها رفته و تمنايش را تكرار كرد تا بالاخره مادر و برادر دختر به اين ازدواج رضايت دادند. دختر جوان به خانه بختي كه با زادگاهش فاصله اي به درازاي دو شب در قطار بودن داشت، رفت و شيرين ترين روزهاي زندگي را در كنار همسر آغاز كرد. در نخستين ماههاي زندگي مشتركش بود كه دردهاي خفيفي در درون سينه احساس كرد و سرفه هايي كه كم كم امان اورا بريد. تشخيص هاي اوليه حكايت از بيماري سختي مي كرد كه با آب شدن تدريجي او همراه بود. او مبتلا به سرطان ريه شده بود، اما كسي نمي خواست اين حقيقت را بپذيرد و بيش از همه، مهندس جواني كه شاهد از دست رفتن محبوبش بود. اما سحرگاه يكي از روزها چشمان دختري كه تنها چند ماه پيش شرمگينانه و در پاي سفره عقد دزدانه و از مقابل آينه به او نگاه كرده بود، براي هميشه بسته شد و او با بغضي به وسعت تمام دردهاي همسرش فرياد مي كرد: ؟ چرا وجه تسميه سرطان به اين نام، به دليل شكل ظاهري عملكرد اين بيماري در بدن انسان است كه در ابتدا با تشكيل يك هسته مركزي به تدريج بر ساير بافت هاي سالم چنگ انداخته و آنها را نابود مي كند و اين شيوه رفتاري، بسيار شبيه خرچنگ با آن زوائد و دست و پاهاي عجيبي است كه دارد. در پاپيروس هاي باقي مانده از مصريان باستان، به اين بيماري مهلك اشاره شده است و نشانه هايي از سرطان سينه و استخوان در موميايي هاي كشف شده ديده شده است. ابن سينا، سرطان را ناشي از بلغم سياه يا سوداي سياه دانسته است. سرطان در گذشته تنها از راه علايم ظاهري آن قابل شناسايي طبيبان بود، يعني جزء آن دسته بيماري هايي بود كه همراه با علايم شناخته مي شد. بنابراين تمام بيماراني كه مراجعه مي كردند در مرحله اي از ابتلا به سرمي بردند كه سرطان آنها با علايم ظاهري قابل رويت بوده و به ميزان زيادي احتمال بهبودي آنها به ناچيزترين ميزان خود رسيده بود و بيشتر آنها با فاصله اي اندك از زمان تشخيص، مي مردند. بنابراين از قديم اين هراس همراه با تشخيص سرطان در وجود بيماران وجود داشته است كه سرطان يك بيماري غير قابل علاج بوده و ابتلاي به آن، مساوي با انتهاي زندگي خواهد بود. در حالي كه امروزه بيشتر سرطان ها اگر در مراحل اوليه و به موقع تشخيص داده شوند، قابل درمان بوده و بيماران به روند طبيعي زندگي خود ادامه مي دهند. از ابتداي قرن بيستم تاكنون تفاوتهاي چشمگيري نسبت به گذشته به وجود آمده است. شناسايي علل يا اتيولوژي بيماري سرطان، شيوع و فراگيري منطقه اي، علايمي كه بسته به نوع جايگزيني تومور درقسمت هاي مختلف بدن است و نهايتا تفاوتهايي كه در انواع سرطان وجود دارد، از جمله پيشرفت ها و دستاوردهاي علم پزشكي در مبارزه با اين بيماري پيچيده است كه هر روز بر دامنه تحقيقات و پژوهشهاي آن نيز افزوده مي شود. اما اساسي ترين گام هاي اين مبارزه در 4 دهه اخير برداشته شده است، به ويژه با پيگيري هاي سازمان بهداشت جهاني (O. H. W) در حال حاضر شناخت زودرس در بيشتر بيماريها، مقدم بر درمان و مداواي بيماري است و مسئولان به دنبال آن هستند كه برنامه پيشگيري را براي يك اجتماع مبتلابه نحوي پياده كنند كه تقريبا و تحقيقا آن بيماري ريشه كن شود، مانند طاعون يا جذام كه براي نسل فعلي و به ويژه جوانان تقريبا ناشناخته است. دكتر قوام نصيري، از پيشگامان مبارزه با سرطان در ايران مي گويد: در كشور ما بسته به اينكه در چه موقعيت جغرافيايي به سر بريم، انواع مختلفي از سرطان شيوع دارد. براي مثال كمربند شمالي ايران كه از سرخس و بجنورد در شمال خراسان شروع مي شود به سمت غرب يعني استان گلستان، گيلان مازندران، تا آذربايجان شرقي و غربي، سرطان مري و معده شيوع دارد و اين كمربند در شرق ايران كه تركمنستان و شمال افغانستان است و در غرب كه تركيه قرار دارد نيز شيوع دارد و تداوم آن حتي درچين، تبت و مغولستان نيز ديده مي شود. البته گاهي اين شيوع به دليل ويژگي هاي رفتاري دريك منطقه داراي تفاوت هايي است كه براي نمونه مي توان به شيوع سرطان حفره دهان در سيستان و بلوچستان اشاره كرد كه بيشتر به علت استفاده مردم اين منطقه از ناس و برگ گياهان ومواد تحريك كننده اي است كه طي ساليان دراز مي تواندمنجر به تحريك مزمن حفره دهان و نهايتا سرطان گردد و اين بيماري در هند و پاكستان كه بيش از ايران عادت به استفاده از اين مواد دارند شيوع بيشتري نيز دارد. درجنوب غربي ايران وخوزستان انواع سرطان هاي مثانه و دهانه رحم ديده مي شود و درمركز ايران و اصفهان سرطان لنفوم (غدد لنفاوي ) شيوع دارد. انواع سرطان هاي معده، روده بزرگ و پستان نيز از ديگر موارد ذكر شده در ايران است، اما براساس آمار غيررسمي، سرطان پوست در رتبه اول قرار داردكه توجيه علمي آن نيز به دليل موقعيت جغرافيايي كشور ما وتابش طولاني مدت آفتاب مي باشد. در تاييد اين گفته مي توان به استراليا اشاره كرد كه به دليل ميزان تابش آفتاب و روشن بودن پوست ساكنان آن كه از مهاجران اروپايي بيشترين هستند، آمار بيماران سرطاني آن سرزمين مربوط به سرطان پوست است. اما به هر حال سرطان ريه شايع ترين سرطان كشنده در تمام دنياست. دكتر مسلم بهادري استاد پاتولوژي دانشگاه علوم پزشكي تهران درهمين باره مي گويد: درحال حاضر در كشور ما با توجه به آلودگي هاي محيطي بويژه آلودگي هوا، سرطان ريه در رديف دومين سرطان كشنده پس از سرطان دستگاه گوارش قرار گرفته است ومتاسفانه اين سرطان به دليل افزايش آلودگي هوا و استفاده روز افزون از سيگار روبه افزايش است، همچنين سرطان سينه در ميان زنان ايراني كشنده ترين نوع سرطان است. يكي از مسائل اساسي درمان در هر نوع بيماري، تشخيص به موقع، مراجعه به موقع و شروع به موقع درمان است. در بيماريهاي مهلكي مانند سل يا مننژيت كه نزد عوام شناخته شده است اگر سه مورد ياد شده به موقع انجام شود بيمار بهبودمي يابد، در سرطان هم اين گونه است و درصد بسيار بالايي از بيماران پس از بهبودي كامل، عمر طبيعي مي كنند و برعكس اگر دير تشخيص داده شود و سرطان هم ازنوع ديررس باشد، نتيجه درمان مثبت نخواهد بود. زمان دو برابر شدن تعداد سلولهاي سرطاني و رشد تومورها، عامل تقسيم انواع سرطانها به زودرس يا ديررس بودن آنهاست. دكتر قوام نصيري انواع سرطانها را در اين تقسيم بندي چنين شرح مي دهد: سرطانهاي ديررس مانند دهانه رحم، پوست، معده، پروستات و برخي انواع سرطانهاي سر و گردن و سرطانهاي زودرس شامل ملانوم پوست، خون در انواع حاد، سلولهاي ژرمينال - كه در دستگاه تناسلي يافت مي شوند - و غدد لنفاوي بدن است. برخي از سرطانها علائم تكنيكي مشخص و سريعي دارند يا اين كه در بخشهاي حساس بدن قرار دارند مانند سرطان محدوده چشم و سروصورت و همچنين با خونريزي و درد همراه هستند و بيمار وادار مي شود كه زودتر به پزشك مراجعه كند. در سرطانهاي ديررس، بيماري در حفرات داخلي بدن قرار داشته واز پيشرفت سريعي برخوردار نيست بنابراين مريض دير متوجه رشد سرطان در درون بدن خودمي شود مانند سرطان معده كه علائم آن ناچيز و شبيه سوءهاضمه است و سوءهاضمه هم امروزه در بيشتر نقاط جهان به دليل عوامل محيطي مانند آلودگي هوا ونحوه خاص زندگي وهمچنين استرس وغيره يك چيز كاملا عادي و رايج است. به هر حال ترش كردن و دردهاي خفيف معده و يا حتي انواع بيماريهاي اثني عشر ومري علائم مشتركي با سرطان معده دارد، بنابراين امكان ندارد هر بيمار كه داراي اين علائم باشد به ديده سرطاني نگريسته و او را آندوسكوپي ونمونه برداري كرد و مطمئنا بيشتر بيماران اين موضوع را نپذيرفته وتحمل نمي كنند بويژه آن كه اگر مخارج هنگفت وتحمل سختي ها همراه با تشخيص يك بيماري ساده ومعمولي باشد. براي همين بيشتر سرطانهاي معده با پيشرفت بالايي همراه بوده و به دليل دير مراجعه كردن بيماران، مداوا با تاخير زيادي آغاز مي شود و نهايتا اين كه راه حل مناسبي هم براي اين نوع سرطانهاي ديررس وجود ندارد. اما دكتر قوام نصيري معتقد است كه راه حل هاي جديد، اميدواري را در مبتلايان به اين نوع سرطانها بيشتر كرده است. او مي گويد: طي بيست سال اخير با پيشرفت هايي كه در علوم پايه و بويژه علم مهندسي ژنتيك بوجود آمده است، دانشمندان موادي را در خون شناسايي كرده اند كه مختص بيماران سرطاني است و در واقع آنتي ژنها يا مواد مترشحه سلولهاي سرطاني يا بافت هاي غير طبيعي در خون مورد شناسايي علوم آزمايشگاهي قرار مي گيرد. او در ادامه مي گويد: سرطانهاي پانكراس، پروستات و ملانوم پوست داراي آنتي ژنهايي اختصاصي هستند كه به طور غير قابل انكاري وجود اين نوع سرطانها را در فرد مبتلا تاييد مي كند. آنتي ژنهاي سلولهاي سرطاني به دو صورت كلي و اختصاصي در خون بيماران ديده مي شود براي مثال در ملانوم بدخيم كه آنتي ژن كلي ديده مي شود و با ساير سرطانها مشترك است يك آنتي ژن اختصاصي هم وجود دارد كه فقط ويژه اين نوع سرطان است البته آنتي ژنهاي اختصاصي سرطان چشم كه بيشتر در شبكه حساس به نور و در اطفال به وجود مي آيد و همچنين سرطانهاي پستان، تخمدان و جسم رحم نيز در خون بيماران يافت شده است. اين كه چگونه سلولهاي سرطاني مي توانند تومور ايجاد شده را رها كنند و در بافت ديگري به رشد خود ادامه دهند، تاكنون مساله اي گيج كننده و سئوال برانگيز بوده است. اين فرايند كه با نام متاساز شناخته مي شود، امكان درمان سرطان را با شيمي درماني و يا اشعه درماني با مشكل مواجه مي كند. دكتر دانيل هامر از دانشگاه پنسيلوانيا براين عقيده است كه همكارانش نوعي مكانيزم كليدي را كشف كرده اند كه نحوه خروج سلولهاي سرطاني از جريان خون و نفوذ آنها به بافت هاي انتخابي را نشان مي دهد. البته اين فرايند در مورد بعضي از عملكردهاي طبيعي بدن همچون واكنش سيستم ايمني نسبت به مهاجمان خارجي ضروري و حياتي به نظر مي رسد. دكتر هامر در اين باره مي گويد: اين ويژگي تعدادي مولكول در سطح سلول سرطاني است كه به سلول مي فهماند چه موقع و كجا از جريان خون خارج شود. اين مولكولهاي سطحي دقيقا همانند نوعي كدپستي عمل مي كنند كه سلول را به محل مناسب رهنمون مي سازد. هنگامي كه سلول سرطاني مسير خود را در سياهرگ دنبال مي كند مولكولهاي مزبور با گيرنده هاي موجود در ديواره سلول سرطاني پيوند برقرار مي كنند. اين اتصال ايجاد شده به سلول سرطاني مي فهماند كه آيا آزادانه به سير و سفر خود در جريان خون ادامه دهد يا آنقدر توقف نمايد كه بتواند از طريق جداره سياهرگ به بافت مجاور آن راه يابد. دكتر هامر در ادامه مي گويد: از اين رو در مورد سلولهاي خارج شده از جريان خون، ما قادر خواهيم بود نوعي ماده چسبنده مناسب را مورد استفاده قرار دهيم، اين ماده چسبنده نه بايد آنقدر قوي باشد كه سلول سرطاني محكم به سياهرگ بچسبد و نه آنقدر سست باشد كه سلول سرطاني به حركت خود ادامه دهد. عوارض جانبي شيمي درماني دربيماران سرطاني گاهي چنان اختلالاتي رابه دنبال دارد كه تحمل آن از عهده اين بيماران خارج مي شود. اين عوارض در پاره اي اوقات موجب از دست دادن برخي ويژگيهاي طبيعي بدن مي شود مانند از بين رفتن قدرت باروري كه در زنان و مردان سرطاني به كرات ديده شده اما است به تازگي دانشمندان راهي براي توقف فرايندي كه موجب مي شود شيمي درماني، تخمك هاي ذخيره شده در تخمدانها را نابود سازد، يافته اند. اين شيوه در تئوري بدان معناست كه توان باروري حفظ شده و از عوارض مخرب يائسگي زودهنگام نيز جلوگيري مي شود. اين پژوهشگران اعلام كرده اند، راهي براي ايجاد وقفه در روند شيميايي وقايعي كه منجر به از بين رفتن تخمك ها و يائسگي زودهنگام در زنان جواني كه شيمي درماني شده اند، يافته اند و اميدوارند تكنيك مزبور كه در موشها با موفقيت همراه بوده است بتواند از تخمك هاي انسان در مقابل پيامدهاي معالجات سرطان محافظت نمايد. همچنين امروزه بسياري از زنان در رژيم غذايي خود دو هورمون استروژن و پروجستين را مصرف مي كنند. استفاده از هورمون استروژن به تنهايي خطر ابتلا به سرطان رحم را افزايش مي دهد درحاليكه پروجستين اين خطر را خنثي مي كند. نتيجه آنكه اين دو هورمون بايد با هم مصرف شوند اما مطالعه اي كه به وسيله كاترين اشاميرر در مركز ملي سرطان درآمريكا انجام شد نشان داد اخيرا در ميان مصرف كنندگان، زناني كه از اين دو هورمون به مدت 5 سال استفاده كرده اند در مقايسه با زناني كه هيچگونه هورموني استفاده نكرده اند 40 درصد خطر ابتلا به سرطان سينه در آنها بيشتر بوده است. دكتر اشاميرر مي گويد: ترس از ابتلا به سرطان سينه در زنان نبايد مانع استفاده از هورمون دركوتاه مدت ( 3 2 يا سال ) باشد اما استفاده درازمدت سرطان هاي زيادي رابه همراه خواهد داشت. براي مقابله با سرطان و درمان اين بيماري مهلك، از همه امكانات و شيوه هاي درماني استفاده مي شود كه برخي از آنها به صورت تركيبي و مكمل يكديگر مي باشد و از روشهاي مورد تاييد بيشتر پزشكان روان درماني است كه در كنار استفاده از انواع داروهاي شناخته شده، از اين روش نيز بهره مي برند. مي دانيم كه استرس يكي از عوامل بسياري از بيماري ها و به ويژه سرطان است. استرس هاي تكرار شونده هرچند هم كه مختصر باشند موجب بيماري هستند، استرس يا تغييرات ناگهاني در زمان هاي كوتاه موجب وارد شدن برخي مواد شيميايي دستگاههاي داخلي بدن در خون مي شود كه موجب اختلال كلي در بدن مي شوند و اين حالت بسته به اينكه كدام عضو را دچار آسيب كنند در درازمدت موجب سرطان در آن عضو مي شود. همچنين ثابت شده است كه استرس موجب ضعيف شدن سيستم دفاعي بدن مي شود و اين عامل مشترك در تمام بيماران سرطاني بوده است زيرا سيستم ايمني بدن فاقد توانايي شناسايي سرطان و مقابله با آن است. امروزه بحث ايمونولوژي در سرطان از بحث هاي داغ علمي در بين دانشمندان و پژوهشگران است. دكتر قوام نصيري در اين باره مي گويد: برگشت يا بهبود خود به خودي سرطان از موارد مورد توجهي است كه در مقوله روان درماني جايگاه خاصي دارد. اگر شخص بيمار از نظر روحي و رواني قوي باشد مسلما توانايي بيشتر و بهتري براي مقابله با بيماري خواهد داشت بنابراين اگر فرد سرطاني ترسيده و بگويد كه تشخيص سرطان من مساوي با مرگ است، معالجه چنين فردي با تمام خصوصيات مشابه فردي كه نمي ترسد بسيار متفاوت خواهد بود. وي در عين حال مي افزايد: ما در اجتماعمان هنوز نمي توانيم به بيمارانمان به طور واضح بگوييم كه شما مبتلا به سرطان هستيد زيرا هنوز جامعه ما به آن حد از آگاهي علمي و فرهنگي براي پذيرش واقعيات دست نيافته است براي مثال پرستاري را ديده ام كه به محض اطلاع از ابتلا به سرطان سينه، حتي براي معالجه نيز مراجعه نكرد زيرا ترس از عوارض شيمي درماني و جراحي موجب شده بود كه او خود را تسليم محض به مرگ كند. اين واقعيت كه هميشه در ايران بين بيماران و پزشكان پرده اي نامريي وجود داشته است واقعيتي غيرقابل انكار و توجيه ناپذير است. هيچگاه بيماري به طور مستقيم به پزشك خود نمي گويد كه من مي دانم به سرطان دچار شده ام و اگر سالها براي ادامه مداوا نزد پزشك خود برود نه چيزي مي گويد و نه چيزي مي پرسد و پزشك هم علنا به او هرگز نخواهد گفت كه شما سرطان داريد. اما در ديگر كشورهاي پيشرفته در همان روز اول به بيمار مي گويند كه مثلا تو سرطان ريه داري و اين عكس و آزمايش ها نشان دهنده تومور سرطاني تو مي باشد و اين درمانها را نيز ما انجام خواهيم داد و مداواي تو با اين ميزان درصد از احتمال معالجه قطعي يا عدم معالجه نيز همراه است. اما اين همه ماجرا نيست. دكتر قوام نصيري اعتقاد دارد كه نقص برنامه ريزي علت اصلي عقبماندگي كشور ما در درمان بيماري سرطان است. وي مي گويد: مسلما ما كمبود دارو داريم و مدام هم خيابان ناصرخسرو را در تلويزيون نشان مي دهند و نمي دانم كه منظور از نمايش ناصر خسرو به عنوان عامل اين معضل چيست و چرا با اين عامل به ظاهر كوچك برخورد قطعي و نهايي از نمي شود سوي ديگر مشكلات سرطان تاكنون ناشناخته مانده است كه بيشتر به دليل كوتاهي مسئولاني است كه بايد آن را در مراكز تصميم گيري به صورت دقيق و حساب شده ارائه مي كردند كه تا به حال نكرده اند. متاسفانه هنوز هم اتيولوژي يا تشخيص و علت يابي سرطان با وجود پيشرفت هاي جهاني در كشور ما مبهم باقي مانده است. دكتر مسلم بهادري در اين باره مي گويد: در ايران تاكنون روي سرطان كار چنداني صورت نگرفته است و عدم وجود مركزي براي تحقيق در مورد سرطان موجب شده كه با وجود تنوع اين بيماري آمار صحيحي در دسترس نباشد. دكتر قوام نصيري نيز مي گويد: اگر حقيقت را بخواهيم بيان كنيم بايد بگويم كه به خاطر عقبماندن ما در تحقيقات و در مقايسه با مراكز علمي جهان فاصله غيرقابل قياسي وجود دارد هر چند طي 2 يا 3 سال اخير فعاليت هاي پژوهشي رشد يافته است، ما هنوز راه درازي را در پيش رو داريم، ولي با همين مختصري كه كار شده است مشاهده مي شود كه حرفهايي براي گفتن در مجامع علمي جهان داريم كه موجب افتخار و دلگرمي است. به نظر مي رسد كه براي دستيابي به يك راهكار عملي و اساسي در كاستن آلام بيماران سرطاني بايد مشكلات موجود توسط يك گروه ورزيده از محققان، پزشكان متخصص، خيرين و افرادي كه سالها از نزديك با اين بيماري سروكار داشته اند بررسي و نتايج به دست آمده در يك برنامه ريزي مناسب به سازمان مسئول كه ظاهرا وزارت بهداشت است، براي اجرا ارائه شود. در حال حاضر نتايج درمان بيماران سرطاني در تهران، مشهد و اصفهان با ديگر نقاط جهان اصلا قابل مقايسه نيست و به تاييد بيشتر متخصصان اين فاصله نه به دليل نيروي انساني كافي كه به خاطر كمبود امكانات بيمارستاني مانند راديوتراپي، اشعه درماني و شيميوتراپي است و نهايتا همياري سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و وزارت بهداشت با يكديگر، راهگشاي تخصيص اعتبارات لازم براي تجهيز مراكزي است كه تاكنون با دست خالي شاهد دردهاي هزاران بيمار سرطاني بوده اند كه به اميدي روي به اين مراكز درماني آورده اند. * سيدحسين ميربهرسي