Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791108-50586S3

Date of Document: 2001-01-28

خنده بر هر درد بي درمان، دواست آيا مي دانيد.. خنديدن نوعي آنتي بيوتيك طبيعي است كه محرومان جهان با استفاده از آن، مي توانند بسياري از دردهاي خود را تخفيف؟ دهند ..خنده ارزان ترين داروي پيشگيري و مبارزه با بسياري از بيماريهاست و باعث پايين آمدن ضربان قلب و كاسته شدن فشار خون مي گردد و از آنجا كه شخص را وادار مي كند نفس عميق بكشد، موجب مي شود ميزان اكسيژن بافت ها افزايش يابد، لذا خنده باعث طولاني شدن عمر مي شود. امروزه دانشمندان كشف كرده اند كه خنده سيستم دفاعي بدن را فعال تر ساخته و در بهبودي بسياري از بيماريها نقش سريع و موثري دارد. ترشح هورمون ايمونوگلوبولين با ميزان خنديدن بدن ماارتباط مستقيم دارد. در روزهاي شاد و خندان ميزان ترشح ايموگلوبولين به مقدار زياد صورت مي گيرد، اما در روزهاي حزن انگيز، ميزان ترشح آن بسيار پايين افرادي است كه ميزان كمتري ايمونوگلوبولين دارند، بيشتر در معرض آلودگي ويروسي و ميكروبي قرار مي گيرند. ايمونوگلوبولين به مبارزه دستگاه ايمني بدن با باكتري ها و ميكربها و بيماري ها، كمك كرده و شخص را براي مقابله با بيماريهاي جدي، از آمادگي بيشتري برخوردار مي سازد. هورمون ساتياكنياز كه به آن هورمون شادي نيز گفته مي شود، در اثر شاد بودن و خنديدن، ترشح شده و دستگاه ايمني بدن را قوي تر مي سازد. در اثر خنديدن، نوعي ماده شيميايي خاص سيستم عصبي به نام اندورفين توليد مي شود كه در شخص اعتماد به نفس و سرخوشي ايجاد اندورفين مي كند ماده اي مشابه مرفين است كه در بدن ساخته مي شود. مقدار اين ماده در خون، در اثر ورزش و فعاليت هاي نشاطآور، بالا مي رود. برخي از اطباء اعتقاد دارند كه ده دقيقه خنده از ته دل، در طول روز، مي تواند در كاستن از دردهاي شديد، موثر باشد و امكان استراحت پيوسته بيمار را فراهم مي كند. انسان با فكرش زندگي مي كند. به عبارت ديگر خوشبختي، بدبختي، شادي و غم هاي انساني، تابع شرايط بيروني نيستند، بلكه ساخته و پرداخته افكار وانديشه ما هستند! ... در حقيقت حوادث پيش آمده چندان مهم نيستند، بلكه طرز برخورد و نوع واكنش، نسبت به رخدادها، مهم بوده و نقش تعيين كننده دارند. به قول شكسپير: هيچ چيزي به خودي خود، خوب يا بد نيست، بلكه نيروي انديشه است كه بدي، خوبي، سعادت و يا شقاوت را مي آفريند... آبراهام لينكلن گفته است: اغلب مردم تقريبا به همان اندازه شاد هستند كه انتظارش را دارند. مثلا دو نفر از پنجره، بيرون را تماشا مي كنند، يكي لكه ها و ذرات كثيف شيشه را مي بيند و ديگري مناظر زيباي طبيعت را... يك عده اي به زيبايي گل ها توجه دارند و گروهي ديگر به خارهاي همان گل ها عنايت دارند... يك ضربالمثل تركي مي گويد: اي مردم، چرا سعادت را در خارج؟ مي جوييد سعادت در درون شماست! حضرت سليمان مي فرمايد: دل شادمان و مسرور، خاصيت نوشدارو دارد... رول سيمون عقيده دارد كه: خنده فكر را قوي و بدن را توانا مي سازد.. دكتر جانسن مي گويد: سرور و خوشحالي يا حزن و ملالت شخصي، بسته به ميل و اراده خود انسان است. چه كساني خوشحال تر و شادتر؟ هستند در شاد بودن افراد، عواملي چون ثروت سن،، طبقه بندي اقتصادي نژاد،، مذهب سطح، معلومات و جنسيت چه نقشي بازي؟ مي كنند..و آيا ملل ثروتمند، شادتر از ملل فقيرتر؟ هستند آمارهاي منتشره نشان جهاني، مي دهند كه ثروت عامل ضعيفي در ايجاد شادي است! ... و همچنين از نظر شادبودن، بين ملل ثروتمند و فقير تفاوت زيادي نيست! ... و حتي بر خلاف باورهاي عمومي، كساني كه از همه چيز بهره مند هستند، شادتر و خوشبخت تر از ديگران نيستند!! مثلا به نظر مي رسد كه: گروهي از انسان ها، كه از بسياري مواهب بهره مند هستند و با توجه به امكانات بالقوه شان، از نظر ديگران بايد زندگي شادتر و پرطراوت تري داشته و خوشبخت باشند.. در حالي كه از نظر خود افراد مورد بحث، موضوع كاملا متفاوت است... بسياري از اين افراد زندگي پرآشوب، تلخ و پرتشنجي دارند. تازه شكايت و گله و ناله آن ها در بسياري موارد، از افراد عادي هم بيشتر است. ايجاد شادي و غم، خوشبختي و بدبختي در انديشه و تفكر ما، شكل مي گيرند! .. ما اقتدار دنياي خود هستيم، ما به همان چيزي مي رسيم كه در انديشه، به آن فكر مي كنيم... جهان مانند آيينه اي است كه اگر بخنديم ما را خندان.. و اگر با چهره ناخرسند بدان نگاه كنيم، قيافه زشت به ما نشان خواهد داد... اگر خواهان زندگي شاد و پرطراوت هستيم، بايد انديشه هاي شاد و پرمهر در مغزمان بپرورانيم و دست به كارهايي بزنيم كه موجب شادمانيمان گردد. و با شادماني به حل مشكلات برويم. روانشناسان معتقدند: هر اعتقادي درباره خود يا درباره زندگي داشته باشيم، حتما برايمان به واقعيت درخواهد آمد.. به قول گوستاولوبن يكي از بهترين طرق خوشبخت شدن، اين است كه انسان معتقد باشد كه، واقعا خوشبخت است يا روزي خوشبخت خواهد شد. انسان هاي شاد و همواره موفق، از سد مشكلات با شادماني و به آساني مي گذرند. بودا مي فرمايد: آن كه درون آرامي دارد، گفتار پندار، وكردارش هم آرام است. شادماني و سعادت ما در اين نيست كه چقدر ثروتمندو يا چه موقعيتي داشته چيزي باشيم، كه ما مهم است، چقدر از آنچه در اختيارمان است، بهره درست مي بريم و خود را در مسيرشاد زيستن و خوشبخت بودن قرار مي دهيم. به قول كنفوسيوس با آب ساده و نان خشك و بازوزيرسر، هم مي شود خوشبخت بود. اما شاد بودن هميشه آسان نيست، شاد بودن مي تواند يكي از بزرگترين مبارزات ما در صحنه زندگي باشد. براي شاد بودن، بايد برافكارشاد اما تمركزكنيم، غالبا برعكس عمل مي كنيم، مثلا اغلب تعريف و تمجيدهارا ناشنيده گرفته وياظرف چند دقيقه فراموش در مي كنيم، حالي كه حرف هاي ناخوشاينديا اهانت ها را سالها به خاطر مي سپاريم و سالها درد، رنج و سوهان روح خويش را با خودحمل مي كنيم. گاه شاد بودن، بس دشوار مي شود. لازمه شاد زيستن، مثبت انديشي و جستجوي زيبايي هاو خوبي هاست. يكي زيبايي منظره را مي بيندو ديگري كثيفي پنجره را، در واقع اين ما هستيم و انتخاب مي كنيم كه چه چيز را ببينيم و به چه چيزبينديشيم. به عبارت ديگر، در مقابل رخدادها وحوادث، با توجه به باورهايمان ما تصميم مي گيريم با حوادث برخوردكرده و چگونه ديگران را ببينيم و درحقيقت هر كسي خالق واقعيت هاي خوش است. هيچ كس بي عيب و نقص نيست و همه انسانها در هر سني دچار اشتباه شده و به نوعي از بداقبالي رنج مي برند. هنر خوب زندگي كردن و شاد زيستن، يعني توانايي درخنديدن به مشكلات زندگي در كوتاه ترين زمان ممكن است. وقتي كه مي خنديم همه چيز به نفع جسم و ذهن ما پيش رفته و تغييرات شيميايي مثبت در مغز و بدن به وجودمي آورد. مثلا در اثر آندروفين خنديدن، در سيستم عصبي توليد مي شودكه نشاطآور بوده و اعتماد به نفس ما را بالا تنفس مان مي برد، عميق گشته و قدرت دفاعي بدنمان در مقابل ميكروبها و بيماريهازيادترو فعال تر مي گردد. هنر خوب و با شادماني زيستن يعني در زمان حال زندگي كردن است. بدين معني از هر كاري كه درحال انجام آن هستيم، به خاطر خود آن كار، لذت ببريم نه اينكه صرفا به دنبال هدف نهايي، خود حال را فداي نامعلوم آينده كرده و يا در گذشته غيرقابل تغيير غرق شويم. يكي از بزرگترين و جالبترين مسئوليت هاي ما در مقابل ديگران، آن است كه از زندگي لذت زيرا ببريم، با شاد و مثبت بودن، احساس بهتر و كارآيي بيشتري خواهيم داشت. به عبارت وقتي ديگر، روحيه ما پرنشاطو عالي باشد رفتار و افكارمان نيز براي ديگران سرشار از سازندگي، عشق، محبت، شور و شوق خواهد بود، درست همانند يك بخاري كه در درون آن آتش شعله وربوده و به اطراف خود گرما پخش كند. برعكس آن هم درست است، يعني وقتي روحيه منفي، افسرده و غمگين يا خشمگينانه داشته باشيم رفتار و افكارمان نيز براي خود و ديگران، منفي، مخرب، افسرده و حتي ويران گرانه خواهد بود. بي دليل نيست كه مي گويند، افسرده افسرده دل، كند انجمني را. گروهي از روانشناسان عقيده دارند كه آدم هاي خوشحال چهار خصوصيت مشترك دارند: اول: مردم دوست و داراي عزت نفس بالا بوده و اغلب خود راباهوش و پايبنداصول اخلاقي مي دانندواينكه با ديگران بهتر كنار مي آيند و سالم تراز مردم متوسط هستند. دوم: آدم هاي خوشحال، به طوربارزي برخود مسلطهستند. برعكس افرادي كه اصلابر روي خود كنترل ندارند، يا كم دارند. مثل زندانيان، بيماران بستري در خانه يا گروه هاي به شدت فقير يا منزوي و شهروندان رژيم هاي مستبد از روحيه پايين ترو سلامت برخوردار كم تري، هستند. سوم: افراد خوشحال اغلبخوشبين هستند. چهارم: بيشتر آدم هاي خوشحال و شاد برون هستند گرا. با تقويت موارد فوق زندگي مان را شادتربسازيم تا بتوانيم از مواهبزندگي بيشتر استفاده نماييم. مطلب را با فرمايش حضرت امير ( ع ) به پايان مي رسانيم: خوشخويي و گشاده رويي، دام دوستي است و گور بردباري، عيبها. ميرعمادالدين فريور مدرس دانشگاه منابع: - 1 شفاي زندگي نوشته لوئيز. هي ترجمه گيتي خوشدل - 2 راز شاد زيستن نوشته اندرو مينوس ترجمه وحيد افضلي راد - 3 هزار و يك پرسش وپاسخ جلد ششم ميرعمادالدين فريور - 4 روزنامه جامعه شماره. 16