Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791108-50586S1

Date of Document: 2001-01-28

روش 5 براي مبارزه با اعتياد جوانان اشاره: شيوع اعتياد در ميان جوانان اخيرا همگان را بر آن داشته تا به طور همه جانبه از گسترش آن جلوگيري به عمل آورند تا آنجا كه سازمانهاي بين المللي نيز با ارائه گزارشهايي در اين خصوص اقدام به تفحص در اين زمينه نموده اند. مسئولين و دست اندركاران نيز به طور جدي خواهان مبارزه با عوامل و دلائل گسترش اين پديده مي باشند. اعتياد در مدارس و در ميان نوجوانان از مشكلات جديدي است كه حكايت از يك ناهنجاري ساختاري و فرهنگي دارد كه نياز به يك تجديدنظر كلي را در ذهن تداعي مي نمايد. با توجه به محتواي فرهنگي، سنتي و ديني جامعه امروز، كنترل و مبارزه با اعتياد امر دشواري نخواهد بود و شرط اصلي تنها انطباق شرايط موجود با محتواي مذكور و واقعيات جامعه است. بنابراين با پيشگيري به موقع و اقدام موثر رسيدن به چنين هدفي چندان دور نخواهد بود. آنچه پيش روي شماست خلاصه اي از پيشنهادي است كه در اين زمينه به سازمان ملي جوانان ارائه شده است. اعتياد پديده اي است مختص جوامع صنعتي امروز كه با توجه به شرايط جغرافيايي، فرهنگي و اجتماعي از جامعه اي به جامعه ديگر متفاوت است. اين تفاوت در پراكندگي، نحوه شيوع، تعداد، مصرف و ساير خصوصيات اعتياددر جوامع مختلف برخوردهاي متفاوتي را نيز مي طلبد. اعتياد در جوامعي مانند جوامع غرب كه عمدتا در ميان جوانان ديده مي شود، پديده اي است جوان كه ناشي از آنومي جوامع صنعتي امروزي، ضعف ارتباط عاطفي و بحران معنويت. ولي اعتياد به مواد مخدر در جوامع شرقي ريشه در ديرينه تاريخي اين تمدنها داشته وهمواره در دوره هاي تاريخي اين تمدنها به صور گوناگون ديده مي شود، از استفاده هاي سياسي (استفاده از مواد مخدر توسط حسن صباح در ارتباط با حشاشين ) گرفته تا استفاده هاي مذهبي (در معابد خاور دور و هند ). اين پديده نه تنها همواره در برهه هاي مختلف تاريخ اين جوامع نقشي ايفا مي كرده بلكه در نمونه هايي سرنوشت ملتها را در قالب جنگهاي خونين رقم مي زده (اشاره به جنگ ترياك در چين ). باعنايت به مطالب فوق مي توان به ديرينگي حضور اين پديده در جوامع شرقي پي برد (حتي اين پديده در عهد مصر باستان نيز وجود داشته است ). در مجموع اعتياد پديده اي است كه با توجه به تئوريهاي اجتماعي همواره به عنوان يكي از آسيبهاي اجتماعي زندگي بشر به حساب مي آيد، ولي هرگونه تغيير در وضعيت و تركيب معتادان در يك جامعه و بالا رفتن درصد آنها نسبت به جمعيت جامعه حاكي از يك ناهنجاري است و همت جدي براي مبارزه و كنترل آن مي طلبد هرچندمبارزه با اعتياد نمي تواند به معناي ريشه كن كردن اين پديده باشدولي دست كم تلاشي است براي رساندن آن به درصدي متعارف و قابل اغماض. از آنجا كه اعتياد به مواد مخدر ارتباط تنگاتنگي با سطح فرهنگ، آموزش و نحوه زيست انسانها دارد بنابراين تحولات فرهنگي در بطن جامعه، آموزش همگاني و ارتقاي آگاهي عمومي بيشترين نقش را در مبارزه با اين پديده ايفا مي نمايد، حتي اهميت آن از مبارزه با قاچاق اين كالا نيز بيشتر است، مصداق ادعاي فوق مي تواند اعتياد به سيگار باشد، در جايي كه هيچ نقطه اي در جهان را نمي توان يافت كه فروش و عرضه سيگار منع شده باشد با اين حال تعداد غيرسيگاريها نيز در دنيا كم نيست و اين تنها به اراده شخص و نحوه تفكر فرد بازمي گردد. دليل اعتياد به مواد مخدر نيز مانند سيگار در سطح بالاتر عمدتا عوامل فرهنگي، اجتماعي و شخصيتي است، اگرچه مبارزه با عرضه و توزيع آن نيز نقش مهمي در تحديد و مبارزه با آن ايفا مي نمايد ولي بدون شك نمي تواند عامل عمده در مبارزه با آن باشد. اعتياد در ايران اعتياد در ايران نيز همچون تمدنهاي ديگر شرقي قدمت زيادي دارد و در طول تاريخ به صور گوناگون مصرف مي شده است. با توجه به سير تاريخي امروزه مواد مخدر خصوصا ترياك از جايگاه خاصي برخوردار است و در فرهنگها ي بسياري استفاده از آن به عنوان يك عمل ارزشي و اشرافي به حساب مي آيد، بنابراين مواد مخدررا در ايران مي توان از دو جنبه متفاوت كه جايگاه متفاوتي را در جامعه به خود اختصاص داده بررسي كرد. هر جايگاه طبقه و دسته خاصي از اجتماع را در كام خود كشيده و در مجموع خيل عظيم معتادين به مواد مخدررا تشكيل داده است (بالغ بر دو ميليون نفر به جز كساني كه تفنني از مواد مخدر استفاده مي نمايند و بلاشك رقمي بيش از رقم مذكور را تشكيل مي دهند. ) دسته اول بزرگسالان و سالخوردگاني هستند كه مصرف ترياك را به صورت سنتي به دلايل گوناگون توجيه كرده و آن را ارزش مي پندارند، از اهم دلايل فوق مي توان عوارض درماني مانند كاهش قند خون يا تسكين دردهاي مزمن يا مبارزه با خواب آلودگي به ويژه در ميان رانندگان وسايط نقليه بين شهري را نام برد، اما اين دلايل تنها توجيهي است براي ادامه اعتياد ناخودآگاه آنها. يكي از دلايل مهم ديگر ارزش و اعتبار خاصي است كه مصرف ترياك در بعضي از نقاط با فرهنگهاي ويژه در ميان سالمندان و بزرگسالان قوم برخوردار است. در اين نوع فرهنگها كه در نقاط مختلف ايران شاهد آن هستيم استفاده از ترياك براي پذيرايي از ميهمانان به صورت يك امر ارزشي و نشانگر احترام به ميهمان است. توجيه بيشتر چنين كساني اشاره به پيشينيان و تمول مالي است. در صورتي كه تعريف از يك معتاد تنها منحصر به افراد مفلوك و رنجوري كه عوارض ناشي از فقدان مواد مخدر آنها را از ساير مصرف كنندگان متمايز مي كند نيست، بلكه طبق تعريف جامع از معتاد هر كسي كه مواد مخدر را به صورت متناوب مصرف نمايد معتاد است خواه متمول باشد، خواه از بزرگان يك قوم. دسته دوم جوانان و نوجواناني هستند كه در دام اعتياد مدرن گرفتار شده اند، اين اعتياد از همان نوع اعتيادي است كه در جوامع غربي نيز وجود دارد و دلايل آن در مقدمه ذكر مواد شد، مخدر جديد با اثراتي بسيار مخرب و جواناني تنوع طلب كه خواسته يا ناخواسته در دام اين پديده شوم قرن اخير گرفتار مي آيند. مواد مخدر با تخريب شخصيت از يك سو و اضمحلال جسماني معتاد از سوي ديگر فرد را مستعد هرگونه آسيب اجتماعي مي نمايد. موقعيت جغرافيايي ايران، همسايگي با كشورهاي توليد كننده و ترانزيت مواد مخدر باعث سهولت در دستيابي به آن مي گردد و اين امر مبارزه با آن را در خور تلاش مستمر مي كند، چرا كه تداوم و تشديد اعتياد در ايران از همين امر نشات مي گيرد. روشها و راه حلهاي مبارزه با مواد مخدر - 1 روشهاي فرهنگي و مبارزه از درون اينكه براي ريشه كن كردن اين پديده نياز به يك تحول فكري در قالب فعاليتهاي فرهنگي خصوصا بر روي نسل جديد مي باشد براي هيچ كس پوشيده نيست، اما اين فعاليتهاي فرهنگي خود نياز به يك بستر مناسب اجتماعي دارد. اين بستر شامل يك محيط سالم اجتماعي با آزاديهاي نسبي است كه با اصلاح و تغيير در نگرش به ساختار اجتماعي قابل حصول مي باشد. جوانان نسل جديد در ايران خصوصا بعد از جنگ تحميلي از رفاه نسبي برخوردار شده و از ارزشهاي نسل قبل از خود فاصله زيادي گرفته اند، اين رفاه نسبي در بيشتر موارد همگام با ساختار اجتماعي موجود نبوده، از طرف ديگر سيستم سرمايه داري مسلط به بازار و روابط اقتصادي موجب شده است تا اين نسل كه عمري از شكوفايي آن نمي گذرد و به دليل رشد آني جمعيت در سالهاي بعد از انقلاب روبه فزوني است، شخصيت كاملا متفاوتي از همسالان خود در سالهاي قبل داشته باشند. در اين سن جوانان، نه تنها بحران سن خود را مي گذرانند بلكه دچار نوعي بحران هويت كه آنها را در مقابل آسيبهاي اجتماعي آسيبپذير مي كنند نيز هستند. عموما جوانان در اين سنين به دلايل مختلف از جمله تخليه برون فكني، انرژي، عقده خود بزرگ بيني، پر كردن خلاء عاطفي گرايشات خاصي به تفريحات ناسالم پيدا مي كنند. از اين گرايشات در حالت عادي مي توان به عنوان شيطنت خاص اين سنين ياد كرد اما توام شدن آن با بي پروايي و تنوع طلبآن را مبدل به انحرافات اجتماعي و از جمله اعتياد مي كند. بي شك بيكاري در رتبه بندي عوامل اعتياد مقام نخست را به خود اختصاص خواهد داد، همانطور كه در بالا اشاره شد رشد ناگهاني جمعيت جوان و مشكلات اقتصادي امروزه بيش از هر روز موجب رشد بيكاري در سطح كشور شده و اين امر نه تنها موجب اتلاف سرمايه هاي انساني مي گردد، بلكه موجب بروز آسيبهاي جدي اجتماعي نيز همچنين مي گردد عدم توزيع مناسب منابع انساني از جمله مشكل مازاد متخصص و كمبود نيروي ماهر در بخشهاي مختلف خصوصي و دولتي به دليل عدم برنامه ريزي صحيح آموزشي از دلايل ديگر رشد بيكاري در كشور است. راه حلهاي پيشنهادي صرفنظر از تلاشهاي مسئولين محترم در خصوص جذب سرمايه هاي سرگردان با منشا داخلي و خارجي و همچنين تعادل تراز بازرگاني در سطح اقتصاد كلان به منظور اشتغال در سطح جامعه پاره اي از اصلاحات آموزشي به منظور توزيع مناسب منابع انساني ازهدر رفتن نيروي متخصص و سرگرداني جوانان در سنين پايين جلوگيري مي كند. پيشنهاد اول: (طرح ساماندهي جوانان و نوجوانان ) از آنجا كه بزهكاري و اعتياد در ميان نوجوانان عمدتا با ترك تحصيل در مقاطع راهنمائي و متوسطه همراه است و مي توان از آن به عنوان شروع سرگرداني نوجوان ياد كرد مي بايست به اين قشر آسيبپذير و زمان حساس آنها با برنامه ريزي صحيح توجه خاص مبذول داشت. برنامه ريزي در اين خصوص مي تواند شامل اين باشد كه مسئولين مدارس را موظف به اين نمايد كه در هر مقطعي دانش آموز قصد انصراف داشته باشد با رضايت والدين دانش آموز به يكي از مراكز دولتي جهت ادامه تحصيل و آموزش معرفي گردد. الف: مراكز آموزش فني و حرفه اي (جذب نيروي كار ماهر مورد نياز جامعه ) ب: مراكز آموزشي ورزشي - فرهنگي - هنري با ارائه گواهي ج: مراكز نظامي و انتظامي (جذب پرسنل ) تضمين اجرائي براي اجراي اين طرح مي تواند شامل ارائه گواهي از هر يك از مراكز فوق به اداره ثبت و احوال براي عكس دار كردن شناسنامه و تعويق تحويل مدارك مقطعي كه دانش آموز در آن مقطع اقدام به ترك تحصيل نموده است تا ارائه گواهي پايان دوره هاي مذكور باشد. با اين روش ضمن جلوگيري از به هدررفتن منابع انساني جوان مي توان با برنامه ريزي صحيح نيروي نيمه ماهر مورد نياز جامعه را نيز برآورده نمود. اين امر با ارائه تسهيلات ويژه به موسسات ومراكزي كه به جذب نيرو از مراكز آموزشي فني و حرفه اي اقدام مي كنند عملي و قابل حصول است. به طور مثال تخفيف در پرداخت حق بيمه نيروهاي جذبي از مراكز فوق يا اعطاي تسهيلات بانكي به اين دسته از موسسات و مراكز. اين طرح به منظور ساماندهي جوانان نتايج متفاوتي را به بار مي آورد كه از مهمترين آن رهنمود شدن جوانان به حرفه و تخصص به منظور بهره ور كردن نيروي انساني و هدف بخشيدن به زندگي جوانان است چراكه بسياري از نوجوانان استعداد خود را در حرفه و تخصص غير از تحصيل آكادميك و كلاسيك مي دانند و به راستي ادامه تحصيل آنها جز هدر كردن عمرشان نيست. نتيجه دوم پر كردن ايام بيكاري جواناني است كه با ترك تحصيل عملابيكارند و در هجوم انواع آفات اجتماعي قرار دارند. نتيجه سوم جلوگيري از روي آوردن جوانان به شغلهاي كاذب و متعاقبا كمك به كنترل تورم و نابساماني اقتصادي است و نتيجه چهارم كمك به افزايش درآمد ناخالص ملي وتقويت بنيه نظامي كشور است. پيشنهاد دوم (طرح لختي با جوانان ) ارتباط والدين با مسئولين مدارس در قالب انجمنهاي خانه و مدرسه و ساير جلسات منظم توسط مدارس تدريجا اهميت وجودي خود را از دست داده و نتيجتانه از سوي مسئولين و نه والدين رغبتي به برگزاري آن ديده نمي شود و در صورت برگزاري نيز تنها جنبه تشريفاتي به خود گرفته، مهمترين عاملي كه والدين رغبتي به شركت در اين جلسات نشان نمي دهند علاوه بر گرفتاري روزمره آنها برخورد ناصحيح با اين گونه جلسات توسط مسئولين است چون غالبا در اين جلسات صحبت از عدم تكافوي بودجه مدارس و تقاضاي همياري والدين است، والدين همواره اين جلسات را به بهانه درخواست كمك مالي پنداشته و آن را بي محتوا مي نامند، از اين رو انتظار مي رود جلساتي فارغ از دغدغه هاي مالي اگرچه انكارناپذيرند تنها با هدف بسط و توسعه ارتباط مسئولين باوالدين و همچنين مسئولين با جوانان و والدين با جوانان به صورت سه جانبه جداگانه و يا توام بنا به دستور جلسه تشكيل و در آن به آموزش والدين در رفتار با سنين بحراني جوانان و در ميان گذاشتن مشكلات آنها و گوش فرا دادن به مسائل جوانان در كنار ارائه استعدادهاي درخشان و تشويق موفقيتهاي علمي و هنري جوانان اقدام نمود. اين جلسات ضمن ارج نهادن به جوانان و خواسته هاي آنان مي تواند ابزاري سودمند در جهت كنترل آنها در مدرسه و خانه باشد. با اين طرح والدين مي توانند جايگاه اجتماعي فرزندان خود را در خارج از خانواده بررسي وبازبيني نمايند، دوستان وي و نحوه ارتباطات آنها را از نزديك شاهد باشندو در صورت لزوم روي آن كنترل نامحسوس داشته باشند. والدين در چنين جلساتي با آشنا شدن با دنياي جوانان فاصله اختلاف نسلي خودشان رابا آنها كم كنند و نسبت به خواسته ها و افكار اين نسل انعطاف بيشتري به خرج دهند. در راستاي تحقق اين طرح مي توان مسئولين را به نزديك تر كردن ارتباطشان با جوانان فرا خواند تا از اين رهگذر بتوانند شاهد هر گونه تغيير ناهنجار در خصوص احتمال آلودگي جوانان به مواد مخدر باشند و ضمن كنترل آن با آنها به مشاوره اين بپردازند در حالي است كه براي جلب اعتماد جوانان مي توان موضوع را كاملا خصوصي قلمداد كرده و از مطلع كردن والدين بپرهيزند. پيشنهاد سوم (طرح مدارا در خصوص جوانان ) اعطاي آزادي به جوانان و آزادگذاشتن آنها در حوزه ارتباطات و زندگي اجتماعي مبحثي است كه همواره مورد توجه همگان خصوصا والدين بوده است، چرا كه آزادي به منزله اهرم كنترل نقش بسزائي در زندگي جوانان و نوجوانان ايفا مي كند. از طرفي اعطاي آزادي بي حد و حصر باعث لجام گسيختگي و عدم ارضاي آنها از امكانات موجود مي شودو از طرف ديگر حصر آزادي موجب عقده هاي مختلف رواني و سرانجام واكنشهاي منفي در اين راستا مي گردد. آزادي نامحدود آنچه در غرب در جريان است جوانان را بيش از پيش تنوع طلب و ماجراجو تا مي كند، جائي كه حتي در اعتياد نيز به دنبال پديده هاي جديدتر و غيرعادي تر هستند. ولي آزاديهاي مشروع و مشروط مي تواند جوانان را دائم به خود مشغول دارد، چرا كه آنان دائما در تلاش براي كسب وحفظ اين آزاديها هستند و آن را براي خود بديهي قلمداد نكرده، بنابراين كمتر به فكر آزاديهاي بيشتر از نوع غربي آن هستند، در حقيقت با سياست بين خوف و رجا نگه داشتن جوانان مي توان آزاديهاي آنها را كنترل نمود، ولي حذف كامل آزاديها همان طور كه اشاره شد موجب سرخوردگي و روي آوردن به پنهاني ترين تفريحات ناسالم كه اعتياد از آن جمله است مي گردد چرا كه استفاده از مواد مخدر مي تواند كاملا پنهاني و بدون هيچ نشانه و ردپايي باشد. شايد مثال مرتبط با مقوله فوق نمونه هاي كشورهاي عربي و خاورميانه باشد چرا كه با دادن آزاديهاي مشروط و كنترل شده و با توجه به زمينه مذهبي جوانان ذهن آنان معطوف به آزاديهاي پيرامون خود شده و كمتر به حال خود رها مي شوند اگرچه كنترل هاي اجرائي بر روي مواد مخدر در اين كشورها مثال زدني است. موضوع تفريحات ناسالم در زندگي جوانان يك اصل انكارناپذير است، بيشترجوانان در سنين خاصي از دوران جواني خود گرايش وتمايل زيادي به انجام انواع تفريحات ناسالم پيدا مي كنند. اين موضوع با توجه به بافت و طبقه اجتماعي از فرهنگي به فرهنگ ديگر و از منطقه اي به منطقه ديگر تفاوت دارد. تفريحات ناسالم با توجه به فرهنگ طبقات اجتماعي مي تواندتنها منحصر به شطينت هاي عادي جوانان باشد و در طبقات ديگر اجتماعي گاهي در حد يك بزه نيز قلمداد گردد، اما به هرحال وجود آن به جز در موارد استثنا قابل انكار نيست. كنترل تفريحات جوانان و آموزش آنها در اين خصوص نياز به پذيرش اين اصل دارد چرا كه براي كنترل تفريحات جوانان نه تنها نبايد به حذف كامل تفريحات پرداخت بلكه مي بايست تمايز بين اعمال مخالف اراده جمعي و جرم را با تفريحاتي كه هنجار و خاص سنين جواني است را براي آنان توضيح و آنان را به سوي تفريحات سالم سوق داد. ارتباط صميمانه و صادقانه با نوجوانان و جوانان و بكارگيري اصل تسامح و تساهل درخصوص رفتار آنان بهترين روش كنترل تفريحات جوانان است، در چنين وضعيتي فرزند هيچ دليلي براي پنهان كردن اعمال خود و احيانا اعمال خلاف خود نمي بيند چرا كه معمولا اعتياد و بزه نوجوانان از تفريحات ناسالم پنهاني با همسالان خود شروع مي شود. پيشنهاد چهارم: (خانه جوانان ) ايجاد مراكز فرهنگي و مشاوره در فرهنگسراها و ساير اماكن عمومي به چند منظور مي تواند پيشرو بهبود ارتباطات جوانان و حل مشكلات آنها باشد. در اين مراكز مددكاران اجتماعي مي توانند در محيطي كاملا دوستانه و فارغ از هرگونه سوءظن و تدابير تنبيهي به مشكلات جوانان پرداخته و آنها را تشويق به در ميان گذاشتن مشكلاتشان و درد دل نمايند. اين بدان معني است كه جوانان بدون هيچ واهمه اي از عواقب گفتگو به طرح مشكلاتشان و ناگفته ها نمايند امين بودن و رازدار بودن مددكار بايد براي جوانان محرز باشد. سالنهاي مختلف تفريحي، بازيهاي رايانه اي، سالن اينترنت، سالن ملاقاتها، كافه تريا، كتابخانه، نگارخانه، كه عمدتا در فرهنگسراها قابل دسترسي است مي تواند مكانهايي به منظور بسط و توسعه ارتباط جوانان خصوصا رابطه كنترل شده دختران و پسران در چهارچوب آزاديهاي تعريف شده و در حضور متصدي سالنهاي مذكور باشد، اين امر به خارج كردن جوانان از انزوا و جمود فكري و نهايتا رشد فرهنگي آنان كمك بسزايي مي كند. اين ارتباطات كنترل شده مي تواند گامي مثبت در جهت آشنايي ابتدايي دختران و پسران به منظور ازدواج و نتيجتا كاهش اعتياد باشد چرا كه اعتياد پديده اي است كه در ميان مجردان بيش از متاهلين ديده مي شود و اين امر با بالا رفتن سن ازدواج شيوع بيشتري پيدا مي كند. پيشنهاد پنجم: (طرح آموزش همگاني ) طرحهاي آموزش همگاني در قالب بروشورها، برنامه هاي تلويزيوني، دوره هاي آموزشي و غيره مي توانددر بالا بردن آگاهي عمومي نقش مهمي داشته باشد. از مهمترين نكاتي كه در اين آموزشها مي توان به آن اشاره نمود شامل دو بخش است آموزش والدين و آموزش عمومي. آموزش والدين آموزش درخصوص بودجه بندي براي جوانان ونوجوانان و كنترل بر روي مخارج آنان براي بررسي تغييرات مخارج آنها و نحوه صرف آنها چرا كه استقلال مالي و يا پرداخت بي رويه به نوجوانان موجب بروز بسياري از مشكلات از جمله اعتياد است، هرگونه خرج كرد غيرعادي توسط فرزندان مي بايست توسط والدين پيگيري و ريشه يابي از گردد آنجا كه ارتباط با افراد نامناسب سرآغاز هر بزهي است گزينش دوست و نحوه ارتباط با افراد پيرامون از اهميت بسزايي برخوردار است، براي كنترل بهتر ارتباطات و دوستان فرزندان توسط والدين جا دارد تا ارتباط و ملاقات فرزندان را با دوستانشان فارغ از هرگونه تعصب و ملاحظه منحصر به خانه نمود. ارتباط صميمانه با دوستان فرزندمان و استقبال از آنها در خانه و اعطاي استقلال براي ملاقاتهاي آنها مي تواند اقداماتي در جهت تحقق اين امر باشد. در حاشيه اين ملاقاتها نه تنها از نحوه ارتباط آنها بلكه با آنها از نزديك و روبه رو آشنا خواهيد شد و از اين راه ارزيابي دقيقي از دوستان وي داشته باشيد و در مورد وي با آنها صحبت نماييد چون صحبت در مورد دوستان معمولا از جالبترين مقولات براي جوانان است. ترغيب نمودن جوانان به فعاليتهاي هنري و ورزشي و آشنا نمودن آنها به رشته هاي مختلف اين فنون مي تواند بخوبي اوقات فراغت آنان را پر نموده و به رشد فكري و شخصيتي آنان كمك نمايد. آموزش والدين در خصوص يادآوري ارزشها و گوشزد كردن ضد ارزشها و عمل به آن به طوري كه براي جوانان جنبه الگو پيدا كند. آموزش عمومي دادن آگاهي درخصوص عدم تظاهر به مصرف مواد مخدر و خودداري از نقل قول و تعريف در اين خصوص بويژه نزد جوانان و عدم حضور در جلساتي كه اقدام به مصرف مواد مخدر مي گردد و قطع ارتباط با كساني كه احتمال آلودگي آنها مي رود چرا كه تقليد از عوامل مهم گسترش و اشاعه اين پديده مانند ساير پديده هاي ديگر اجتماعي است. آگاه كردن از عوارض جانبي و مخرب مصرف مواد مخدر و تاثيرگذاري آن بر روي شخصيت افراد خصوصا بزرگسالان كه گاها از خواص درماني مصرف مواد مخدر بالاخص ترياك ياد مي كنند چرا كه بسياري از اين افراد به بهانه هاي درماني (دردهاي قندخون، مزمن، مبارزه با خوابآلودگي عمدتا در ميان رانندگان بياباني ) اقدام به مصرف ترياك مي نمايند. چون دليل اعتياد نمي تواند تنها جنبه فيزيولوژيكي داشته باشد و در موارد بسياري جنبه هاي رواني در اعتياد به مواد مخدر دخيل است، بنابراين زدودن اين مطلب شايع كه بعضي از مواد مخدر اعتياد ندارند. از ذهن جوانان از موارد مهم آموزش همگاني مي باشد. در بسياري از موارد دلائل رواني به تنهايي براي ادامه اعتياد به اين گونه مواد مخدر كفايت مي كند. - 2 روشهاي اجرايي و مبارزه از خارج با توجه به تحولات اخير در افغانستان كشوري كه در توليد و عرضه مواد مخدر بنام است نيروي انتظامي در مرزهاي شرقي كشور در دور جديدي از مبارزه با سوداگران مرگ كه به انواع تجهيزات سبك و سنگين نظامي مسلح هستند، مي باشند، از اين رو در سالهاي اخير تني چند در اين راه به شهادت رسيده و خونهايي در اين راه ريخته شده است. در مجامع بين المللي و جلسات بين المللي مبارزه با مواد مخدر همواره از نقش مثبت ايران در مبارزه با قاچاق مواد مخدر خصوصابا توجه به وضعيت حساس و خطرناك ترانزيتي ايران براي مواد مخدر قدرداني و ياد شده است. در چنين وضعيتي و مبارزه سرسختانه مرزبانان با قاچاق اين مواد وجود خرده فروشان مواد مخدر در پاركها و اقصي نقاط شهرهاي ايران كه آزادانه و بي محابا به فروش مواد مخدر حتي در ملاء عام اقدام مي نمايند. (كمتر كسي است كه در گذر از پاركهاي تهران به چنين افرادي برنخورده باشد ) پايمال شدن خون شهيداني است كه در راه مبارزه با مواد مخدر جان باخته اند و همچنين بي اثر كردن مبارزات مرزي است. اگر چه همواره نيروي انتظامي تحت مانورهاي مختلف و عمليات غافلگيركننده اقدام به پاكسازي و جمع آوري اين گونه افراد مي نمايد ولي با اين حال اين افراد به طور پراكنده در محلهاي معين اقدام به اين عمل مي نمايند. بنابراين همانگونه كه مبارزه با ورود مواد مخدر در مبادي ورودي جدي و همه جانبه انجام مي گيرد مبارزه با توزيع و پخش آن نيز نياز به مبارزات مستمر و جدي دارد چرا كه توزيع كننده مواد مخدر در سطح شهرها اگر چه خرده فروش است ولي به عنوان آخرين حلقه اين زنجيره مرگ، نماينده مهره اصلي است و به همان ميزان مسئول و گناهكار است. از آنجايي كه اعتياد به مواد مخدر فاجعه است و درصد زيادي از كساني كه از مراكز بازپروري به آغوش جامعه بازمي گردند مجددا بر اثر بيكاري و عدم برنامه ريزي و وجود شرايط سابق به اعتياد كشيده مي شوند. بنابراين اعطاي تسهيلات اجتماعي، ايجاد فرصتهاي شغلي و رفع سوءپيشينه احتمالي از آنها اقدام موثري در جهت عدم بازگشت آنها به اعتياد و از سر گرفتن يك زندگي سالم است. تحقق و وعده اين امر همچنين مي تواند به ارائه يك ديد تازه به اين گونه مراكز و جذب بيشتر افراد كمك نمايد. در مجموع مي توان از فعاليتهاي درازمدت درخصوص سرمايه گذاري در جهت اشتغال و كمك به رشد اقتصادي و جلوگيري از روند مهاجرت روستاييان به شهرها به عنوان روشهايي براي مهار اعتياد نام برد. مهدي عابدي دانشجوي دكتراي جامعه شناسي