Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791106-50579S1

Date of Document: 2001-01-26

جستجوي معنويت و تربيت اخلاقي ذكري از استاد حسينعلي راشد، به مناسبت بيستمين سال درگذشت آن خطيب فقيد چندي پيش در انجمن مفاخر فرهنگي، مجلس بزرگداشتي به مناسبت بيستمين سال درگذشت يكي از خطيبان نيك نام و يكي از روحانيون دانشمند، برقرار اين شد مرد متقي، استاد فقيد حسينعلي راشد است كه شايد موفق ترين و محبوبترين سخنور ديني در سالهاي ماقبل انقلاب اسلامي محسوب مي شد و اگر با دقت در نقش و احوال و اقوال آن مرحوم نظر كنيم درمي يابيم كه وي نقشي بي بديل در استمرار روح دينداري و تداوم آن در ميان حداقل دو نسل از مردم ما - و بلكه همه پارسي زبانان - داشته و باتيزبيني و دقتي خاص اين نقش مقدس و محترم را دنبال نموده است. راشد اصلا اهل تربت حيدريه و فرزند يكي از رجال دانشور آن ديار بود. او دوره هاي عالي فقه و اصول و فلسفه را در مدت ده سال نزد بهترين معاريف و روحانيون مشهد آموخت و پس از آن، چنان خطابه هايش مورد توجه مستمعان قرار گرفت كه به اصرار عموم، تا پايان عمر در همين مسند به ارشاد و افاضه كلام پرداخت و تاثير اجتماعي تربيتي، اخلاقي، و ايماني كم نظيري در مردم به جاي راشد نهاد چند سالي در اصفهان به ايراد خطابه مشغول بود و چنان مجلسش در صحن وسيع مسجد سيد آن شهر مقبول بود كه هيچگاه كسي چنين توفيقي را پيش و پس از آن در اين مسجد پير و بزرگ به خاطر ندارد. در سال 1316 وي به تهران آمد و ضمن تدريس و اقامت در مدرسه سپهسالار، خطابه هاي آموزنده اش را در پايتخت ادامه داد. از سال 1320 به بعد نيز به تقاضاي بسياري از مردم در راديو ايران سخنرانيهايي را آغاز كرد كه تا اواخر عمرش ادامه داشت. اين سخنرانيها چنان نزد مردم مقبول بود و روش بديع و غناي محتواي آن آنگونه تاثيري داشت كه در غروب پنج شنبه همه راديوها روشن و خيابانها از تردد خالي مي شد. چنين تاثيري جز با درنظرگرفتن ويژگيها و خصايص آن دانشمند فقيد قابل درك و فهم نمي تواند باشد و ما به اين مناسبت برخي از آنها را برمي شماريم تا درسي باشد در شيوه تعليم ديني و تربيت معنوي مردم و كيفيت مخاطبت با خاصه ايشان، در اين دوران كه تربيت ديني و آموزش مذهبي سرفصل اصلي فرهنگ در ايران و نظام جمهوري اسلامي است. بررسي مجموع سخنرانيها و آثارراشد، بيانگر نكات زير است: اولا وي بسيار روان و صحيح سخن مي گفت. لحن كلامش آرام و رام بود و بي دليل پيرايه بانگ و هيابانگ را به محضر خود راه نمي داد. اين مسئله با هدف وي كه آموزش اخلاقي و تاثير معنوي بود، تناسب داشت، ولي اين لحن آرام، به هيچوجه يكنواخت و كسل كننده نبود، بلكه سرشار از ظرافتها، درنگها و ضرورتهاي بياني منسجم و پيوسته بود. سخني كه تداوم نه آن، با درنگهاي بي مورد و نه با شاخ و برگهاي نامربوط به موضوع، قطع نمي گرديد. دومين ويژگي سخن راشد، بيان توصيفي و تحليلي او بود. فلسفه اين نوع بيان، احترام به مخاطب بود. وي هيچگاه با اوامر و تجويزهاي خطابي، مخاطب را در تنگنا و شبهه كم داني و ناداني قرار علاوه نمي داد بر اين، بيش از آنكه عواطف مخاطب را برانگيزد و احساسات وي را تحريك كند، به دنبال انگيزش خرد و تحريك عقل ايشان بود. تاكيد وي بر تفكر و انديشه، نه اندرزي خطابي، بلكه هدفي آموزشي بود كه محضر وي را از مجالس رايج و متعارف عموم به كلاس درس ارتقا مي بخشيد. سومين خصوصيت سخنرانيهاي مرحوم راشد، برانگيختن احساس مسئوليت در مردم بود. اين مسئوليت چند بعد را در برمي گرفت. بعد اخلاقي و فردي، بعد اجتماعي و بعد ديني و مسئوليت ايماني اجتماعي انسانها در نظر وي هنگامي به كمال متحقق مي شد كه در ابعاد اخلاقي و ديني، مسئوليت پذيري رشد كند و آگاهي لازم پديد آيد. بنابراين مسائل پرشمار زندگي از نظافت و آراستگي ظاهر تا آداب عمومي و سنجيدگي رفتار اجتماعي، همراه با تمسك به فرايض و احكام ديني، دائما و با ذكر مثالها و استدلالهاي دقيق در سخن راشد انعكاس مي يافت. چهارمين ويژگي آن مرحوم توجه به علوم و فنون و انديشه هاي جديد بود. در واقع وي در حد توان سعي مي كرد از جهان معاصر خود غايب نشود. نمونه هنرمندانه و جالب در اين مورد، نگارش كتاب كم حجم و ارزشمند دو فيلسوف شرق و غرب در باب تفكرات هستي شناسانه صدرالمتالهين در موضوع حركت جوهري و نظريه نسبيت آلبرت اينشتين و مقارنه آن دو است. در باب ماشينيزم و نقش تكنولوژي بر كيفيت زندگي نيز سخنهاي بديع داشت و علاوه بر آن با نگرشي دقيق نسبت به آينده، در باب كيفيت انتظام و مديريت صحيح در امور فردي و اجتماعي، فراوان بحث مي نمود. پنجمين خصلت راشد، درك جامع وي از دين و انطباق و تناسب مسائل مطروحه با روح و حقيقت دين تلقي بود وي از دين در راستاي بهكرد و سهولت زندگي انسان و تعالي معنوي آدميان بود. اين بهكرد و تعالي، البته علاوه بر ريشه داشتن در وحي و معارف معصومين (ع ) با، عقل سليم و علوم و دانش بشري نيز در تضاد نبود و جز برخي نوادر، هيچگاه آدمي را در مخمصه گزينش امر غيرعقلي و شاذ و خلاف فطرت قرار نمي دهد. بنابراين دين اسلام مانند هر دين براساس جامعي، حكمت است و در هر زمان بايد با مصلحت زندگي مردم موافقت كند. او براي بيان مقصود از عبارات شعور و التفات استفاده مي كرد و معتقد بود ميان زبانها و اديان و افكار و صنايع تمام ملل اصول مشتركي وجود دارد كه در همه محفوظ است به اين ترتيب حصر مذهبي اگر چه ضروري، اما مانع تفاهم معنوي جميع انسانها نمي تواند بود و چنانكه از آيات قرآن برمي آيد: دين اسلام ميزان برتري را فقط نيكي ذات و فضيلت نفساني قرار داده و نه رنگ و نه نژاد و نه نسب و نه ثروت و نه هيچ امر ديگر. ويژگي ديگر آن دانشمند فقيد، تاكيد بر معنويت بود. معنويت براساس اعتقاد به هدفمندبودن جهان و زندگي ظهور مي كند و راز اين غايتمندي در باور به خداوند نهفته است. باري بشر بدون معنويات نمي تواند زندگي كند خواه آن معنويات حكايت و افسانه و شعر باشد كه غذاي خيال است يا علم و حكمت و پند باشد كه غذاي عقل است و در ميان معنويات كتابي كه به اندازه قرآن مشتمل بر مطالب سودمند براي سعادتش باشد نيست. آيا براي بشر كه اول خيال مي كند، بعد آرزو، بعد فكر، آنگاه مطابق آرزوها و افكارش عمل مي كند، چيزي بهتر از فكر خدا و عدالت و حساب و پاداش و ثبات حق و زوال باطل و مفيدتر از فكر تقوي و امانت و راستي و درستي و وفا و مروت و عفت و قناعت و صبر و شجاعت و خير و رحمت؟ هست قرآن اين افكار را در دماغ انسان مي گذارد و مي پروراند. بگيريد و غنيمت بشماريد. استاد راشد در خطابه هاي بديع و چنانكه كم نظيرش، خود بارها گفته بود، در جستجوي هدفي فراتر از سوز و گدازها و نصايح و اذكار رايج هدف بود وي را امروز و در امواج پرسشها و پرسمانهاي عظيم معنوي، كلامي، روحي و اجتماعي و نيز در دوران بحران اخلاقيات بهتر مي توان دريافت و نيز وسعت فكر و غناي انديشه و قدر و قيمت آن مرد فرزانه و خطيب يگانه را. راشد در جستجوي نجات روح انسان بود و همواره اين پرسش عظيم را مي پرسيد كه بني آدم را: با چه وسيله مي توان آرام كرد و از خطر خودباختن و شكست معنوي نجات داد. (از سخنراني 17 اسفند 1324 - بقيه ارجاعات نيز مربوط به سخنرانيهاي همان سال است كه در كتاب اسلام و قرآن، انتشارات جيبي 1340 منتشر شده است. ) مسعود رضوي