Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791105-50570S3

Date of Document: 2001-01-25

به نسل جوان ارج نهيم /10/79 17روز براي تعقيب پرونده تصادفي پسرم از بوكان (آذربايجان غربي ) به ملكان (آذربايجان شرقي )رفته بودم. در محوطه پاسگاه نيروي انتظامي به انتظار نوبت به ديوار تكيه داده بودم. ديدم مرد بسيار آراسته ولي مسن و پير به حياط وارد و افسر جواني را صدا زد. افسر جوان به طرف پير پيرمردآمد مرد اطراف را پاييد و بالاخره طرفي را كه من چمباتمه زده بودم انتخاب كرد. با كمال تعجب متوجه شدم كه با پافشاري از او مي خواهد در مقابل بعضي (كه برايم معلوم نشد )كار را به نفع آنها روبه راه كند. افسر جوان اظهار داشت شما سن و سالي داريد و اكنون به جاي پدر من هستيد. خجالت نمي كشيد به من پيشنهاد رشوه مي نمائيد. پيرمرد گفت سروان معادل حقوق ده ماه شماست، افسر برآشفت و گفت: من انتظار داشتم درس صداقت و پاكي به من بدهيد نه اينكه به خلافكاري واداريد. اگر پير مرد نبودي هم اكنون برخورد ديگري در پيش مي گرفتم. بي اختيار گفتم آفرين بر عزت نفست، اميدوارم نسل جوان با شهامت و عزت نفس اين ويژگي اخلاقي مفيد را در جامعه گسترش دهد. حسن حسنخالي - تبريز