Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791104-50551S2

Date of Document: 2001-01-24

گفت وگو با امين الله رشيدي آهنگساز و خواننده، همزمان با انتشار تازه ترين اثر وي: نسل جوان موسيقي پوياتري را طلب مي كند درآمد; امين الله رشيدي را بايد آغازگر موسيقي مردمي در ايران ناميد، لذا نشستن در پاي صحبت وي و شنيدن خاطرات و نظرياتش، مي تواند بخشهايي از تاريخ موسيقي ايران را بازنمايي با كند هم اين گفت وگو را مي خوانيم. گروه هنري چه * سالي متولد شده و از چه زماني فعاليت هنري خود را شروع؟ كرديد - بنده مطابق شناسنامه موجود، حدود هفتاد سال است كه متولد شده ام اما اولياي اداره ثبت احوال معتقدند كه من متولد 1304 هستم از ماه پنجم تولد تا 20 سالگي در كاشان زيسته و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در آن شهر گذرانده ام و از آن به بعد تاكنون مقيم خاك دامنگير تهران هستم و اما فعاليت هنري من پس از دو سال شركت در كلاسهاي شبانه و رايگان هنرستان موسيقي تهران - ساختمان قبلي تالار رودكي ( وحدت )- و آموختن موسيقي نزد استادان موسي خان معروفي (تار و نت خواني ) و دكتر مهدي فروغ (تئوري آواز )از سال 1327 شمسي با خوانندگي و آهنگسازي توامان در راديو ايران آغاز و بعد از 17 سال فعاليت مداوم در سال 1343 اجبارا و اضطرارا به صورت ظاهرپايان گرفت ولي در باطن ادامه يافت و هنوز هم دارد. * در دوره اول فعاليت هنري - دهه 30 و- 40 چند ترانه و با شعر كدام يك از شاعران؟ ساختيد و نوازندگان اركستر شما چه كساني؟ بودند - غير از اجراي آهنگهاي ساير هنرمندان، خود، در اين مدت بيش از 120 آهنگ ساختم و خواندم كه چون نيمي از آن آهنگها در سالهاي قبل از رسيدن ضبطصوت به ايران، به صورت زنده و مستقيم از راديو پخش مي شد در امواج فضا و هوا گم شد، اما نيم ديگر موجود است و نمونه آنها دو كاست به نامهاي (عطر گيسو ) و (من عشقم ) حاوي 21 آهنگ (ترانه ) است كه در يكسال اخير توسط موسسه فرهنگي هنري آواي چنگ روانه بازار موسيقي شده و اميدوارم بقيه آنها را نيز به تدريج خدمت دوستداران هنر موسيقي عرضه كنم. * از بين ترانه هاي خود وديگران، به كداميك بيشتر علاقه ؟ داريد - پاسخ اين سوال بسيار دشوار است. به اين جهت كه اكثر اين ترانه ها با خاطراتي خاص از شاعران و نوازندگان اجراكننده آنها همراه است و بعضي ها هم به قول معروف (شان نزول )دارند ودر ساختن آنها علل و انگيزه هايي دخيل بوده است. * ممكن است از يكي دو تاي آنها نام؟ ببريد - بله اولي تصنيف اشك است كه داستاني بس غم انگيز دارد و ممكن است روزي موضوع آن سوژه فيلمي قرار گيرد و دومين، ترانه دريا است كه محصول نخستين سفرم به شمال ايران و اولين ديدارم از درياي مواج و طوفاني آنجاست كه ذوقم شكوفا شد و توامان آهنگ و شعري سرودم به نام دريا كه اين ترانه در همان سالهابوسيله اركستر شماره 2 راديو به رهبري زنده نام حبيبالله بديعي و نوازندگان هنرمندي كه در بالا نام بردم اجرا شد و دو سال قبل نيز بار ديگر توسط اركستربزرگ وگروه كر صدا و سيما با تنظيم هنرمند جوان آقاي اميرملوك پور و خوانندگي آقاي جمال الدين منبري بازسازي و اجرا و پخش گرديد. و اما نكته اي كه در اين مورد قابل تذكر است اين است كه در ايران آهنگسازان و شاعران تاكنون كمتر درباره دريا اين سوژه جالب و پرهيجان شعر و آهنگ ساخته اند. علت * توقف فعاليت شما در موسيقي و روي آوردن مجدد به آن چه؟ بود - اين موضوع داستاني بس دراز وتاسف آور دارد. خلاصه آن چنين است كه من در سال 1341 از دفترياري به سردفتري اسناد رسمي چند انتقال يافتم ماهي بيش از افتتاح دفترم نگذشته بود كه بعضي اين همكاران، شير پاك خوردگان! نمي دانم به چه انگيزه اي نزد رئيس مستقيم ما، معاون وزارت دادگستري و مدير كل ثبت رفته و فرياد وامصيبتا! برآوردند كه چه نشسته ايد، يك آوازه خوان راديو سردفتر شده است... و يك روز اول ساعت اداري نامه اي سربسته و لاك و مهر شده از معاون وزارت دادگستري به دفتر من آوردند به اين مضمون: چون شركت شما در برنامه هاي هنري راديو خلاف شئون سردفتري است لذا طبق ماده فلان قانون تا صدور حكم نهايي از طرف دادگاه مربوطه معلق مي شويد. ظرف 24 ساعت امور و سوابق مربوطه را تحويل دهيد! من فكر نمي كردم در مملكتي كه مسئولين آن داعيه رسيدن به دروازه هاي تمدن بزرگ را دارند، بيايند بدون مقدمه و اخطار، كسي را بدون كوچكترين نقطه ضعف اخلاقي و اداري و اجتماعي، فقط به جرم! خوانندگي آن هم فقط از ميكروفون راديو و نه در عروسيها و كافه و كاباره ها، از كار بيكار كنند... ناچار براي به دست آوردن شغل اصلي، از راديو استعفا نمودم و بعد از دو سال دادگاه مربوطه با تعهد اينجانب كه ديگر مرتكب كارهاي هنري نگردم! با اعاده من به شغل سردفتري موافقت فرمودند! اكنون بازمي گرديم به قسمت دوم سوال شما كه چگونه مجددا به موسيقي روي آوردم. هيچ هنرمندي نمي تواند دور از جاذبه هاي هنري به زندگي خود ادامه دهد. اگر چشمه خلاقيت يك نويسنده يا شاعر ويا يك موسيقيدان خشك شود، او ديگر مرده است. من ظاهرا در آن سالها از محيط راديو و سازمانهاي هنري دور بودم اما، هيچوقت نتوانستم آهنگ نسازم و در درونم زمزمه نكنم. بنابر اين آهنگهاي بسياري روي شعر شاعران نوپرداز - البته آنانكه سروده هاشان داراي نوعي وزن و قافيه بود -ساختم. مقارن تغيير رژيم و بروز انقلاب ايران، من خودم را زودتر از موعد مقرر بازنشسته نمودم و ديگر وقت آن رسيده بود كه آثار موسيقايي خود را به صورت نوار تكثير و عرضه نمايم. چهار پنج سال بعد از انقلاب در اين مورد اقدام نمودم اما هيچيك از تلاشهايم ثمربخش نبود. و اما فعاليت من ادامه يافت تا آنكه عاقبت در سال گذشته به لطف مسئول مركز موسيقي مجوز انتشار آهنگهايم صادر شد واميدوارم اقلا سالي يك كاست محتوي 10 آهنگ از آثار قديم و جديد خدمت دوستداران هنر موسيقي عرضه نمايم. آيا * همان آهنگهاي قديم بازخواني مي شود يا آهنگهاي جديدي هم؟ داريد - دو عطر كاست گيسو و من عشقم همان، آهنگهايي است كه در دوران خوانندگي ام در راديو ايران بوده كه در دستگاههاي فني و مدرن امروز، اگر احتمالا خشي داشته، برطرف شده البته است دو سه تا از همين آهنگها در يكي دو سال اخير به وسيله اركسترهاي صدا و سيما بازسازي و بازخواني و اجرا شد، اما صاحبنظران و كارشناسان مربوطه انتشار اين آهنگها را با اجراي همان سالها كه داراي شور و احساس بيشتري است، مرجح دانستند! * چه تفاوت محسوسي بين موسيقي ديروز و امروز وجود؟ دارد - هر زمان، مقتضيات مخصوص خود را دارد. حال و هواي دهه هاي 30 و 40 و شور و شوقي كه آهنگسازان خوانندگان و شاعران و نوازندگان آن دوران داشتند، فعلا موجود نيست و شايد ديگر تكرار نشود. به اين علت كه اوضاع و احوال و شرايط اين زمان دگرگونه است و به عبارتي چنين مي توان گفت كه هنرمندان فرزندان زمانند و آثارشان نيز متناسب و همخوان شرايط روز. آن روزها، انگيزه هنرمندان كه اكثرا هم وضع مادي خوبي نداشتند، فقط كسب درآمد از راه موسيقي نبود. اجراي موسيقي، توام با شور و حسي بود كه از جان و دل برمي خاست. نوعي انجام وظيفه نبود. بودجه راديو، (برخلاف اكنون ) خيلي ضعيف و ناچيز بود. اكثرهنرمندان اعم از آهنگساز و خواننده و شاعر، به خصوص در سالهاي اواخر دهه 20 مجانا براي راديو برنامه موسيقي اجرا مي كردند و دلخوش بودند از اينكه اثري مطلوب و دلنشين از آنان پخش شود و سخن آخر اينكه خصيصه اصلي آن دوران، اجراي همزمان خواننده با اركستر بود كه شور و حالي ايجاد مي كرد، برخلاف اين زمان كه هر يك از اعضاي اركستر، از نوازنده و خواننده بايستي تك تك برنامه خود را اجرا كنند و بعدا به اصطلاح ميكس و مونتاژ شود! برنامه * شما در آينده؟ چيست -تصميم دارم كه بسياري از آهنگها (ترانه هايي ) كه روي دستم مانده است را به خوانندگي خود و ديگران به مرحله اجرا درآورم و بتوانم در حد توان خود در غناي موسيقي ايران سهمي داشته باشم. اما متاسفانه انجام اين كار با اوضاع و شرايط و مشكلاتي كه مشاهده مي شودبسيار بعيد به نظر مي رسد. وقتي كه استاد علي تجويدي با همه امكاناتي كه ممكن است در اختيارشان بگذارند، از چنين تنگنايي شكايت مي كنند، تكليف بنده ديگر معلوم است. درباره * موسيقي گلها و اينكه هنوز از اين موسيقي استقبال مي شود، چه دليلي مي توان ارائه؟ نمود در يك برهه از زمان يعني سالهاي اوائل دهه 30 كه موسيقي ايراني با حالاتي يكنواخت و بصورت متداول سنتي، در چهارچوبي محدود (پيش درآمد، چهار مضراب، آواز، رنگ ) و با اركسترهاي كوچك و يكصدااجرا مي شد، كم كم داشت جاذبه خود را از دست مي داد. بدين جهت تمكين قوم بخصوص تحصيل كردگان موسيقي، براي رهايي از اين تنگنا، وجوب ايجاد يك اركستر بزرگ با اجراهايي استادانه تر و گاهي هم نوتر را كه تا حدودي هم برمبناي موسيقي مدرن و علمي (هارموني و اركستراسيون )استوار باشد، لازم سنگ دانستند بناي اوليه چنين اركستري با همت و پشتكار و كوشش مداوم شخصيت مورد احترام، آگاه و هوشمندي همچون روح الله خان خالقي گذاشته شد و اركستري به نام اركستر انجمن موسيقي ملي كه نوازندگان آن از جمله فارغ التحصيلان هنرستان موسيقي و اساتيد مشهوري چون ابوالحسن خان صبا و جواد معروفي و غيره بودند شكل گرفت و تدريجا تكامل يافت و.. در آن احوال و شرايط بود كه آقاي پيرنيا آمدند و با برنامه هايي خاص و بودجه مخصوص، اين اركستر را زير نفوذ خود گرفتند و كم كم مبحث شعر و ادبيات نيز كه تا آن زمان سابقه نداشت در برنامه هاي اين اركستر گنجانده شد. نقش * برنامه گلها اعم از جاويدان، گلهاي صحرايي، برگ سبز و غيره در موسيقي ايراني چه است و چرا در اين زمان امثال آنها توليد و اجرا؟ نمي شود - برنامه گلها هرچه بود، چون از طرفي براي نخستين بار در ايران با ادبيات و شعرخواني توام بود و از طرف ديگر اجراكنندگان آن نيز از شاخص ترين و والاترين هنرمندان بودند و نوآوريهايي هم داشت، در ميان قشر خاصي از مردم گل كرد و اينكه چرا امثال آنها ديگر ايجاد نمي شود، همانطور كه عرض كردم آن زمان آثار هنري اعم از شعر و موسيقي و غيره دراوضاع و احوال و شرايط خاصي شكوفا شد كه آن شرايط و حالات فعلا موجود نيست و به ديگر سخن، نسل جوان و نوپا و پويا، موسيقي پويا، جذاب و تروتازه تري را خواهان است. گفت وگو از: نصرالله حدادي