Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791103-50550S3

Date of Document: 2001-01-23

تهران ميعادگاه مديران بزرگ فوتبال جهان پرسپوليس با زخمهايش به ديدار فولاد مي رود پاس در مقابل يك پاسي در شيراز تيم ملي فوتبال در پاي ديوار چين با مردم فوتبال دوست آشتي نام كرد هايي چون بلاژويچ، بالتر و براگا باعث شدند تا طعم شكست ها و بحران ها به فراموشي سپرده شوند ويك بار ديگر هجوم موج مثبت فوتبال به فضاي ورزشگاه آزادي رنگ و بوي ديگر بدهد. گروه ورزشي: فوتبال را شور و ذوقي است غيرقابل پيش بيني. فوتبال را هيجاني است غيرقابل انكار و فوتبال را دنيايي است پر از شادي و غم و عجب پديده اي است اين رشته پرنشاط و گاه نازيبا. جلال طالبي مي رود، براگا نيامده مرخص مي شود، بلاژويچ مي آيد و در سردترين روزهاي فوتبال به ورزشگاه گرما مي دهد. گرمايي از كوره فوتبال كه دائمي نيست وگاه چنان مي سوزاند كه جبران كردني نيست و گاه مي آزمايد كه ديدني است. طي سه ماه اخير فوتبال ما چه حوادثي را پشت سر گذاشت تا به چين برسد. هميشه چين نقطه فرو نشستن احساسات فوتبال ما بوده است و چون يك كاتاليزور ما را از دنيايي به دنياي ديگر عبور داده است. هنوز كمتر از يك ماه از حادثه ناپسند نهم دي ماه نگذشته است كه ورزشگاه آزادي به محل گردهمايي بزرگان فوتبال جهان تبديل انگار مي شود چمن هاي قرضي شهرداري خوش يمن بود كه ناگهان پاي بلاتر و دار و دسته اش به ايران باز شد، بلاژويچ آمد، بونين سنيا و ايتاليا و مصر و الجوهري و چين بوراميلوتينوويچ و زمان خداحافظي براگا كه انصافا چيزي در چنته نداشت. بلاژويچ فضاي فوتبال را عوض كرده است، اما خداقسمت او نكند كه به مقطع شكست و نارضايتي مردمي برسد. آينده بهتر خبر خواهد داد كه بلاژويچ واقعي در كجاي فوتبال ما ايستاده است. رقمهاي پرداختي به او در پشت پرده قابل توجه است، اما ايرادي نيست براي نجات فوتبال مي ارزد، لااقل در ابعاد تبليغاتي ارزش خود را دارد كه ناگهان برگ سياه يك ماه اخير را با او ورق بزني و به صفحه سفيد و تميز روز برسي. براگا كه چمدانهايش را بسته بود پس از زدن چهار گل به چين دچار ترديد شد، اما بايد برود چون شرايط موجود اين گونه مي طلبد، او هم يكي از قربانيان فوتبال است و خود بهتر مي داند هجمه شكست كه آغاز شد هيچكس جلودار آن نخواهد بود. دي استفانو، پوشكاش، هنري ميشل، زاگالو، هررا، ساچي و دهداري هم كه باشي بايد بروي. اين روزها لوگزامبورگو را هم سرنگون مي كنند چه رسد به براگا كه در صف لوگزامبورگو نفر دويست و پنجاهم هم نيست. موج فوتبال كه سرازير شود ريز و درشت را با خود مي برد از ميز انتصابي و انتخابي فدراسيون فوتبال گرفته تا توپ جمع كن هاي تيم ملي. حالا تب آمدن بلاتر و جام تمدنها فروكش كرده است و دوباره جام آزادگان به حركت درآمده تا تعصبهاي تيمي و رنگي گل درشت شوند و جايگاهها به چند بخش تقسيم شوند. پرسپوليس كه در پشت ميزها با بحران دست و پنجه نرم مي كند امروز بايد به ديدار فولاد خوزستان برود. پرسپوليسي كه هر چه دارد از مديريت شجاع دل و پركارش شايد است در چند هفته ديگر پرسپوليس دگرگون شده و به نوعي بهم ريخته و آشوبزده به ميدان بيايد، آرزو داريم چنين نشود و پرسپوليس با همين كادر فعلي تا مرز قهرماني جام باشگاههاي آسيا و جام آزادگان پيش برود، اما روند فعلي اينگونه نمي گويد. پرسپوليس در امتياز برابر با استقلال و تفاضل گل كمتر به هر سه امتياز اين بازي نياز دارد، اگر علي كريمي از آسيبديدگي رها شود و به بازي امروز برسد، وضعيت آن به گونه اي ديگر است، او حالا مرد اول فوتبال ايران است و به تنهايي مي تواند سرنوشت يك بازي را تغيير دهد. بقيه مهره هاي پرسپوليس همه در جاي خود قرار دارند تا پرسپوليس را به صدر ببرند. فولاد رنگ پريده كه در رده يازدهم قرار دارد با بگوويچ هم به جايي نرسيد. انگار خون فوتبال از رگهاي خوزستاني ها خارج شده كه اينچنين آسان و راحت گل مي خورند و مي بازند. كجا رفت آن حركات زيباي غيرقابل وصف بزرگان فوتبال ؟ خوزستان به تاريخ فوتبال ايران نگاه كنيد همه بزرگان از خوزستان آمدند و در رديف بزرگان تاريخ ساز اين رشته قرار گرفتند. دهداري، برمكي، جاسميان، مظلومي، صادقي، حلوايي، كازراني، نظري، قاسمپور، برزگري و.. از آن همه نام و سابقه براي فوتبال خوزستان چه باقي مانده است، شايد خاك جنگ هشت ساله سنگين تر از آن بود كه خوزستاني ها بتوانند بار آنرا بر دوش بكشند و شايد آوارگي و دربه دري آنها را از فوتبال دلزده كرده است. به هرجهت گوهر خوزستان نفت است و گوهر ورزش آنها فوتبال. ديدار پرسپوليس و فولاد را بايد ديد و به قضاوت نشست. حيف است تنها نماينده خوزستان سقوط كند. نفت آبادان، استقلال و شاهين اهواز، تيمهايي نيسند كه بتوانند از دسته دوم خود را به جام آزادگان برسانند. در شيراز پاس تهران به مصاف برق مي رود. هرچه اصغر شرفي در برق خوب كار كرد و اين تيم را در شرايط خوبي قرارداده است، برعكس پاس تهران نتوانسته فشار تغيير و تحولات را تحمل كند و در شرايط عادي در حد نام و اسم خود بازي تعويض كند كادر مربيگري نيز چاره ساز نشد. حالا پاسي ها در مقابل يك پاسي قديمي بنام شرفي قرار دارند. برق در ميانه جدول در جستجوي مكان بهتري است و پاس در رده دهم جدول بدنبال رهاكردن بندهاي سياه سقوط است. در شيراز بهترين فرصت براي فرهاد كاظمي است تا در مقابل اصغر شرفي داشته هاي روز خود را نشان دهد.