Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791103-50546S1

Date of Document: 2001-01-23

چالش هاي پيش روي سياست خارجي دولت بوش دولت جورج بوش متفاوت ترين دولت آمريكا در سالهاي اخير است و هر روز كه از انتخابات و جنجال هاي پيرامون آن مي گذرداين تفاوت روشن تر مي شود. بوش، معاون فعلي رئيس جمهوري را شكست داد اما اكثريت آراي مردم آمريكا را به دست در نياورد انتخاب او قضات، آمريكا به ويژه قضات ديوان عالي اين كشور نقش داشتند. جورج بوش يك سياهپوست را به عنوان وزير امور خارجه و يك سياهپوست ديگر را به عنوان مشاور امنيت ملي انتخاب كرد و دركابينه جديد او يك دموكرات ژاپني تبار حضور دارد. همه اينها در كنار عوامل ديگر دولت بوش را دولتي متفاوت با دولت هاي قبلي آمريكا نشان مي دهد. اما اين دولت در كنار مشكلات داخلي در سياست خارجي خود با چه چالش هايي؟ روبه روست هفته نامه تايم در مقاله اي به تحليل و بررسي اين چالش ها پرداخته كه ترجمه آن از نظرتان مي گذرد. بن لادن منابع خبري در آمريكا مي گويند هيات تحقيق و بررسي بيش از هر زمان ديگري به اثبات ارتباط بن لادن با حمله به ناو آمريكايي كول در يمن نزديك شده است. در اين حمله 17 تفنگدار آمريكايي كشته شدند. به گفته اين منابع اين هيات به نام مغز متفكر اين حمله پي برده اند، او يكي از فرماندهان نيروهاي بن لادن است كه پيش از وقوع انفجار از يمن به افغانستان گريخته گفته است مي شود كه بن لادن تنها مديريت مي كند، او منابع مالي را تهيه كرده و شبكه را هدايت مي كند، فتوا صادر مي كند (مانند صدور دستور حمله به آمريكايي ها در سراسر جهان ) و بعد جزئيات را به عهده مسئولان برنامه ريزي نظامي مي گذارد. بن لادن در كوههاي شرق افغانستان مخفي شده و طالبان قصد ندارند او را تحويل دهند، حتي اگر اين نافرماني هزينه هاي سنگيني براي آنها داشته باشد. گفته مي شود برخي منابع سعودي و نظاميان پاكستان از طالبان حمايت مي كنند، آنها ممكن است بر اين گروه نفوذ زيادي داشته باشند اما هر يك به نوعي براي فشار نياوردن بر ميزبان بن لادن به منظور تحويل او دلايلي دارند. اگر ارتباط بن لادن با انفجار در ناو كول اثبات شود، آمريكا حتمادرصدد انتقام برخواهد آمد، اما اين انتقام جويي براي واشنگتن آسان نخواهد بود. حمله موشكي آمريكا به افغانستان وسودان كه در پي انفجار در سفارتخانه هاي واشنگتن در آفريقاصورت گرفت بي هدف وبي اثر بود وحتي به نفع بن لادن تمام شد، چون او از اين طريق عنوان وحشت برانگيزترين دشمن آمريكا را در دنياي عرب به دست آورد، دنيايي كه دشمني با آمريكا در آن روز به روز افزايش مي يابد. بن لادن قصد ندارد به مبارزه خود پايان دهد مگر زماني كه آمريكا نيروهايش را از شبه جزيره عربستان خارج كند كه اين هم بسيار غيرمحتمل مي نمايد. بنابراين بايد در انتظار حملات بيشتري بود. حتي اگر بن لادن كشته يا دستگير شود مبارزه او ادامه مي يابد. مقامات اطلاعاتي آمريكا و همكاران خارجي آنها در دستگيري نيروهاي بن لادن و خنثي كردن برخي برنامه هاي آنها موفق عمل كرده اند ودر بعضي مواقع مثل خنثي كردن بمبگذاري در مركز قضايي سياتل يا حمله به توريست ها در اماكن مقدس در اردن جلوي عملي شدن نقشه هاي آنها را گرفته اند. اما كلينتون ودولت او در دوران خود در مورد اين موضوع چه؟ كرده اند حملات موشكي دولت كلينتون به افغانستان كه با هدف ضربه زدن به بن لادن صورت گرفت، نتيجه اي به دنبال نداشت. زيراحمله موشكي به گروهي كه اصلا پايگاه ثابتي ندارند كاملا بي معني است. در كشف برخي طرح هاي بن لادن و دستگيري نيروهاي او نيز واشنگتن به تنهايي عمل نكرده و متحدان خارجي اش در همه اين عمليات نقش داشته اند. موضوع بن لادن بيش از آنكه يك موضوع نظامي باشد يك مساله سياسي است. سياست دولت بوش در مقابل بن لادن، مبارزه با او از موضعي سخت و خصمانه است و البته اين موضع شامل حملات موشكي بي هدف به افغانستان نيست. اين حقيقت كه نفوذ بن لادن در دنياي سياست اعراب در حال گسترش است مورد توجه دولت بوش قرار مي گيرد. اين موضوع در كنار گسترش دشمني با آمريكا در ميان اعراب به معضلي براي واشنگتن تبديل مي شود. راه مقابله واشنگتن با بن لادن منزوي كردن اوست كه اين سياست مستلزم حمايت گسترده دنياي عرب است. بالكان اسلوبودان ميلوسوويچ اكنون چيزي بيش از يك رهبر مخالف در صحنه سياسي يوگسلاوي نيست اما مشكلات بالكان بيش از اينهاست. آلبانيايي تبارهاي كوزوو هنوز خواستار استقلال هستند اما اكثر اعضاي ناتو مي خواهند كه تمامي اين منطقه (سراسر صربستان )تحت كنترل و نفوذ صربها باشد اگرچه برخي نقاط هم مي توانند به شيوه خودمختاري اداره شوند. نگراني قدرت هاي اروپايي ناتو اين است كه يك كوزووي آلبانيايي تبار مستقل به تشكيل يك آلباني بزرگ منجر شده و دور جديدي از درگيري و كشمكش را در منطقه دامن بزند. حملات اخير ملي گرايان آلبانيايي تبار به نيروهاي ناتو، كه خواستار تشكيل يك منطقه محصور صرب نشين در كوزوو هستند نشان دهنده اين است كه برخي از آلبانيايي تبارها مي خواهند پيش از عملي شدن تهديدهاي دولت بوش مبني بر عقب كشيدن نيروهاي آمريكايي از منطقه به يك رويارويي با بلگراد دست يافته باشند. دولت جديد يوگسلاوي به رهبري وويسلاوكوشتونيتسا آماده است تا زماني كه ناتو كنترل اوضاع را به دست دارد از ورود ارتش صرب به منطقه و رويارويي با چريك هاي مبارز جلوگيري كند. نيروهاي ناتو اين كار را انجام مي دهند اگرچه اين ماموريت به چند مورد رويارويي با آلبانيايي تبارها منجر شده است. در بوسني هم اگرچه صلح برقرار است اما گروههاي قومي همچنان بر انتخاب احزاب سياسي ملي گرا تاكيد دارند و در اين جمهوري هنوز زمينه بروز جنگ به وفور ديده مي شود. و بالاخره مونته نگرو هم با آينده اي مبهم و نامعلوم روبه روست. تنش بر سرآينده كوزوو و احتمال درگيري مستقيم ميان آلبانيايي تبارها و نيروهاي ناتو مستقر در منطقه همچنان وجود دارد. كشمكش ميان واشنگتن و كشورهاي اروپايي بر سر تصميم دولت بوش براي خارج كردن نيروهاي آمريكايي از بالكان در آينده به مشكلات منطقه خواهد افزود. اروپايي ها هشدار داده اند اگر امريكا از بالكان بيرون برود حق رهبري نيروهاي ناتو در اروپا را از دست مي دهد. كلينتون همواره سعي كرده متحدان اروپايي خود در ناتو را براي اقدامي قاطع به منظور توقف خونريزيها در بوسني و حمله هوايي براي بيرون راندن نيروهاي صرب از كوزوو متقاعد كند. او همچنين از احزاب مخالف صرب كه حكومت ميلوسوويچ را سرنگون كردند حمايت بسياري كرد. اما ميراثي كه او در اين مورد از خود به جا گذاشته چندان كامل نيست. با گذشت پنج سال از پيمان صلح ديتون و 18 ماه از آتش بس در كوزوو، دشمنان قديمي در اين منطقه هيچ تمايلي براي كنار آمدن با هم از خود نشان نداده اند. بوش به سياست دخالت در درگيريهاي منطقه اي با نگرش انسان دوستانه اعتقادي ندارد و گفته است كه به وعده هاي دوران انتخابات براي خارج كردن نيروهاي آمريكايي از بالكان عمل مي كند، البته تاكيد كرده است كه از هر واكنشي كه روابط واشنگتن با متحدانش را به خطر اندازد اجتناب مي كند. كلمبيا آمريكا متعهد شده است براي تجهيز و آموزش نيروهاي نظامي كلمبيا در مبارزه با چريك هاي چپگرايي كه بيش از يك سوم اين كشور را در كنترل خود /1 3 دارند ميليارد دلار كمك مالي كند. توجيه واشنگتن براي اين كار اين است كه اين چريك ها در مناطق تحت اداره خود مواد مخدر كشت و توليد مي كنند و اين كمك بخشي از هزينه اي است كه واشنگتن به مبارزه با مواد مخدر اختصاص داده است. دولت كلمبيا هم از دريافت اين كمك بسيار خشنود است زيرا چريك هاي چپگرا هم سالانه صدها ميليون دلار از قاقچيان مواد مخدر كمك مالي دريافت مي كنند. اما مخالفان اين طرح آمريكا، مي گويند اين تعهد نظامي گسترده، آمريكا را درگير يك جنگ داخلي طولاني در كلمبيا مي كند و آنها وضعيت اسفبار حقوق بشر در كلمبيا و اين حقيقت را كه برخي از مقامات بلندپايه اين كشور با شبه نظاميان راستگرا همكاري كرده اند را به حاميان اين طرح يادآوري مي كنند. شبه نظاميان راستگرا در كلمبيا به قتل عام هاي گسترده در اين كشور متهم هستند. گفتگوهاي صلح ميان دولت و مبارزان شكست خورده است و نيروهاي مسلح انقلابي كلمبيا فارك كه بزرگترين نيروي چريكي مبارز در اين كشور است تاكيد كرده اند كمك آمريكا و حضور گسترده واشنگتن در كلمبيا را تلافي مي كنند. دو گروه از نظاميان آموزش ديده توسط آمريكا قرار است به زودي به يك منطقه تحت كنترل چريك ها حمله كنند. تا پيش از به پايان رسيدن دوران رياست جمهوري بيل كلينتون، آمريكا قرار است كمك بيشتري در اين زمينه در اختيار كلمبيا قرار دهد. دولت كلمبيا بي ميل نيست كه با قطع كامل گفتگوهاي صلح آن مناطقي را كه طي توافق هاي قبلي در اختيار چريك ها قرار از داده، آنها بازپس گيرد. اين به معناي يك جنگ خونين طولاني خواهد بود. كلينتون براي كمك به دولت كلمبيا تلاش بسياري كرده است و اين تلاش ها در ابتدا حاميان بسياري در آمريكا داشت اما رفته رفته بر تعدادمخالفان اين كمك ها و كساني كه معتقدند سياست كنوني كلينتون نه به جنگ داخلي پايان مي دهد و نه بر فعاليت قاچاقچيان مواد مخدر در منطقه تاثيري مي گذارد، افزوده شد. بوش در جريان مبارزات انتخاباتي اش از سياست كلينتون حمايت كرده بود. اخيرا يكي از مشاوران نزديك بوش نيز گفته است، دولت او كمك نظامي به كلمبيا براي بيرون كردن چريك هاازمناطق تحت كنترلشان را افزايش مي دهد. اما گسترش حضور نظامي آمريكا با سياست جديد پنتاگون در زمان رياست جمهوري بوش كه بر عدم دخالت نظامي واشنگتن در درگيريهاي منطقه اي استوار است در تضاد خواهد بود. عراق با گذشت ده سال ازپايان جنگ خليج فارس صدام حسين در همان موقعيتي قرار داردكه ديك چني و كالين پاول فرماندهان نظامي و سياستگذاران دفاعي آن زمان او را به حال خود گذاشتند. البته شكي وجود ندارد كه قدرت او بيشتر هم شده است. منابع اطلاعاتي مي گويند مخالفان عراقي كه كنگره آمريكا ميليون ها دلار براي كمك آنها هزينه كرده اند از نظر استراتژيكي نتيجه مورد نظر غرب را به دست نخواهند داد. تحريم هاي عراق هم در كوتاهتر كردن عمر رژيم صدام كاري از پيش نبرده است ودر ماههاي اخير با اقدامات كشورهاي اروپايي و برخي دولت هاي عرب كارايي خود را از دست داده است. اين در حاليست كه بازرسان تسليحاتي سازمان ملل هم ديگر در ميان نيستند و اين به اين معني است كه هيچ كس نمي داند كه كارشناسان صدام حسين مشغول چه كاري هستند. ديكتاتور عراق در اين مدت آرام ننشسته است. ماه گذشته او شانس خود را از طريق قطع صادرات نفت امتحان كرد و اگرچه اين تلاش او با شكست روبه روشد اما اين احساس و احتمال كه صدام با شرايط خودش از شر تحريم ها خلاص مي شود روز به روز قوت مي گيرد. علي رغم موضع گيري شديد پاول در مقابل صدام و اينكه رژيم عراق به زودي متلاشي مي شود، اما همه اميد واشنگتن براي رهايي از كابوس صدام، شايعاتي است كه در مورد وضعيت سلامتي او مطرح شده است. سازمان ملل قرار است به زودي گفت وگو با بغداد را از سر بگيرد. پيشنهاد جديد اين سازمان لغو تحريم ها در مقابل دريافت مجوز بازرسي تسليحاتي است. بغداد مي داند كه در موقعيتي است كه بايد دست به ريسك هاي خطرناك بزند; پايان دادن به تحريم ها عمده ترين نگراني اكثر متحدان واشنگتن در جنگ خليج فارس است. كشورهاي اروپايي هم از لغوتحريم ها حمايت مي كنند و آمريكا تنها كشوري است كه به شدت از ادامه تحريم ها حمايت مي كند. بدترين سناريو براي واشنگتن اين است كه تحريم ها به دليل عدم وجود توافق بر سر آن از ميان برود، يعني صدام پيروز شود. دولت كلينتون در واقع وارث سياست بوش (پدر )در مقابل عراق بود و اين سياست را در هشت سال گذشته تغيير نداد، اگرچه در برخي مقاطع ناكارايي اين سياست ها بسيار روشن بود. دو سال پيش وقتي بغداد از همكاري با بازرسان تسليحاتي سرباز زد، آمريكا به مدت چهار روز، بي هدف عراق را بمباران كرد و بعد هم اين كار را متوقف كرد. دولت كلينتون استراتژي مشخصي در مورد عراق نداشته و همين امر موجبشده است كه در اين مورد به ديگران وابسته باشد. با توجه به سوابق دولت جورج بوش در اقدام عليه عراق و اظهار نظرهاي اطرافيان او در اين مورد، موضعگيري در مقابل بغداد براي رئيس جمهور منتخب آمريكا كار آساني نخواهد بود. شعار در مورد تشديد تحريم ها و مجازات صدام از يك سياست مدون و قابل اجرا فاصله بسيار دارد. دلايلي كه ده سال پيش دولت بوش را از پيشروي به سوي بغداد و سرنگوني صدام بازداشت هنوز هم وجود دارد. از نظر بوش و مشاورانش اصلي ترين اولويت پيش روي دولت جديد واشنگتن، احياي رهبري آمريكا در هر گونه موضع گيري در مقابل عراق و تشديد تحريم ها و جلوگيري از تهديد نظامي عراق در منطقه است. اين كار مستلزم تغييرات عمده در سياست واشنگتن است نه شعاردادن. روند صلح خاورميانه پيمان صلح اسلو اساسا متلاشي شده و فلسطينيان و اسرائيلي ها تقريبادر وضعيت جنگ به سر مي برند، اگرچه رهبران آنها احتمال مذاكره و گفت وگو را ناديده نمي گيرند و از هر فرصتي براي اين كار بهره شكست مي برند، مذاكرات كمپ ديويد روند صلح خاورميانه را چندين سال به عقب برد. اسرائيل در آستانه انتخاب يك دولت راستگراي ديگر است و افكار عمومي در فلسطين هم اكنون بيش از گذشته با هر گونه سازش با اسرائيلي هامخالف است. اين در حالي است كه دولت هاي ميانه رو عرب در منطقه كه واشنگتن همواره در مذاكرات صلح خاورميانه روي آنها حساب مي كرد در داخل كشورهايشان با فشارهاي زيادي براي فاصله گرفتن از آمريكا و اسرائيل روبه رو هستند. دورنماي آينده شرايط در خاورميانه چندان روشن به نظر نمي رسد. تغيير رهبري رژيم اسرائيل، چالش هاي پيش روي عرفات و همچنين كشمكش برسر جانشيني او در حاليكه كسي را براي اين سمت معرفي نكرده، عواملي هستند كه اميد به بهبود شرايط و حل اين بحران را از بين مي برد. دولت كلينتون براي برقراري صلح ميان دوطرف با به كاربردن سياست هاي مختلف همه راهها را امتحان كرد ولي اين صلح اكنون مي رود به يك جنگ تمام عيار تبديل شود و بسياري اين درگيري را نتيجه شكست سياست هاي دولت واشنگتن مي دانند. سخن بسياري، ديك چني مبني بر اينكه فشار كلينتون براي برگزاري مذاكراتي چون كمپ ديويد بيش از حد و نامناسب بوده است را درست مي دانند و معتقدند جرقه هاي اوليه انتفاضه جديد در مذاكرات كمپ ديويد زده شد. دولت بوش اگر چه بر تعهد آمريكا براي كمك به طرف هاي درگير به منظور دستيابي به يك همزيستي مسالمت آميز تاكيد دارد اما مي خواهد از متن اين جريان بيشتر فاصله بگيرد. در طول هشت سال گذشته هر دو طرف درگيري عادت كرده بودند هر بار كه به توافق نمي رسند به رئيس جمهور آمريكا روي آورده و با او مشورت كنند. پيمان اسلو هم در زمان دولت بوش شكل گرفت، البته دولت آمريكا در آن زمان دخالت مستقيمي در اين مورد نداشت. اما اكنون منافع آمريكا در منطقه از قيمت نفت گرفته تا مسائل مربوط به عراق ايجاب مي كند كه واشنگتن براي بازسازي روابطش با دولت ميانه رو عرب كاري بكند و اين بدان معني است كه وعده بوش طي مبارزات انتخاباتي براي انتقال سفارتخانه آمريكا در اسرائيل به بيت المقدس هيچگاه عملي نخواهد شد. روسيه بوريس يلتسين كه سالهاروسيه اي با وضعيت اسفبار اقتصادي و اجتماعي را رهبري مي كرد اكنون داوطلبانه جاي خود را به سياستمداري بلندپرواز داده است كه مي خواهد مسكو را بار ديگر به يك ابر قدرت تبديل كند. ولاديميرپوتين براي رسيدن به اين هدف از راههاي مختلفي استفاده مي كند. موضعگيري عليه منافع آمريكا در جهان، بازسازي روابط خارجي در دوران شوروي سابق با كشورهايي چون عراق و سخن ويتنام، گفتن صريح از پيمان هاي استراتژيك با كشورهايي چون چين و هند به منظور محدود كردن قدرت آمريكا در صحنه جهاني و از همه اينها مهمتر بازبيني در صنايع تسليحاتي اين كشور از جمله استراتژيهايي است كه پوتين از زمان به قدرت رسيدن آنها را اجرا كرده است. تنها چند روز قبل از انتخابات رياست جمهوري آمريكا روسيه از، اجراي توافق با واشنگتن براي خودداري از فروش سلاح به ايران منصرف شد. دولت بوش تاكيد كرده است كه طرح دفاع ملي موشكي را به اجرا درمي آورد و اين امر روسيه و آمريكا را بر سر موضوعات تسليحاتي رودرروي هم قرار مي دهد. مسكو به شدت با اين طرح مخالفت كرده و موضوع مهم در اين مورد اين است كه پوتين حمايت اكثر اعضاي اروپايي ناتو را در مخالفت با طرح موشكي در اختيار دارد. دولت كلينتون يلتسين، را براي اجراي اصلاحات بازار تحت فشار گذاشت كه نتيجه آن فقير شدن ميليون ها نفر از مردم روسيه و ثروتمندتر شدن طبقه اليگارش ها بود. يلتسين تازماني كه ميلياردها دلار كمك از غرب دريافت مي كرد، هيچ مخالفتي با اصول سياست خارجي واشنگتن نمي كرد، اما وقتي اين كمك ها به دليل بروز فساد در مسكو متوقف شد موضع روسيه هم تغيير كرد. چالش عمده پيش روي دولت بوش در مورد روسيه، اتخاذ سياست خارجي است كه اين كشور را يك رقيب بداند نه يك متحد، اما اين سياست نبايد به روابط واشنگتن با متحدان اروپايي اش لطمه اي بزند. كره شمالي در فهرست كشورهايي كه از سوي آمريكا كشورهاي سركش خوانده مي شوند كره شمالي از نظر واشنگتن خطرناك ترين است; اگر چه اين كشور در ماههاي اخير از وضعيت سالهاي گذشته خارج شده و پا به عرصه جهاني گذاشته است. برنامه هاي موشكي كره شمالي اصلي ترين عامل نگراني واشنگتن است، هرچند اين عامل بهترين بهانه براي اجراي طرح دفاع موشكي در آمريكا دولت است، جديد آمريكا بايد در مورد ادامه روند دستيابي به توافق يا يك معامله با كره شمالي تصميم سياست بگيرد آمريكا در رفتار با كره شمالي يكي از موفق ترين سياست هاي دولت كلينتون بود. به نظر نمي رسد كه دولت بوش پيشنهاد رهبر كره شمالي براي توقف برنامه هاي موشكي در مقابل دريافت تجهيزات ماهواره اي را بپذيرد. مشاوران بوش به اندازه دولت كلينتون به قصد و هدف و سياست هاي پيونگ يانگ خوشبين نيستند. اما اين سياست ها از سوي ژاپن و كره جنوبي دو متحد نزديك و با اهميت آمريكا در منطقه حمايت مي شود. تايم