Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791103-50541S2

Date of Document: 2001-01-23

سرشار از صداقت و عشق به زندگي بازتاب نمايش عمومي فيلم تخته سياه در مطبوعات لندن همزمان با نمايش عمومي تخته سياه در سينماهاي لندن چند روزنامه چاپ لندن به نقد و بررسي تخته سياه ساخته سميرا مخملباف پرداختند. اندرو اوهاگان منتقد سينمايي روزنامه ديلي تلگراف چاپ لندن در اين مورد در مقاله اي با عنوان تخته سياه، شاهكار ايراني سينماي نااميدكننده امسال جهان را نجات مي دهد پس از اشاره مختصري به سابقه كارگردان و قصه فيلم نوشته است: تخته سياه فيلمي بسيار تراژيك، زيبا و ساده است. فيلمي سرشار از صداقت آگاهانه و تشنه لطف و كمال. اوهاگان در ادامه اين مقاله مي نويسد: معصوميت هوشمندانه به كار گرفته شده در اين فيلم تنها مي تواند توسط نوعي نابغه صورت گيرد و من خوشحالم كه بگويم كه ما مي توانيم به نااميدي سينماي امسال با ارائه يك شاهكار جديد خاتمه دهيم. نويسنده سپس به تحليل شخصيت ها و خط داستاني فيلم تخته سياه پرداخته و مي افزايد: اين فيلم سرشار از استعاره است و من مجبور شدم آن را دو بار ببينم تا بهتر آن را درك كنم. ديلي تلگراف با اشاره به فرهنگ ايراني كه چنين فيلم هايي در آن ساخته مي شود مي نويسد: اين فيلم بسيار اخلاقي و فلسفي بوده و به روشي ساده در تلاش است تا به معناي تفاوت فرهنگي، سنت ها و آرزوها پي ببرد. داستان اين فيلم اگرچه يك حكايت مدرن درگيري مرزي است، با اين همه قصه عشق است. گاردين نيز نقدي را در مورد فيلم تخته سياه به قلم منتقد مشهور سينمايي خود پيتر برادشاو با عنوان عصر عصمت به چاپ رسانده است. در ابتداي اين نقد آمده است: آيا استعداد به يادماندني تر و گران بهاتري از سميرا مخملباف در سينماي جهان وجود دارد، او يك كارگردان جوان ايراني است كه سيب، نخستين فيلم تحسين شده اش را با اين فيلم درخشان كه از قالبي روايي با موادي از تاريخ معاصر و حكايتي بي زمان برخوردار است، ادامه داده است. در ادامه اين نقد به خانواده مخملباف و به نقش محسن مخملباف پدر سميرا در رشد وي و همچنين به لوكيشن زيباي فيلم در چشم اندازهاي منطقه كردنشين بين ايران و عراق و داستان فيلم اشاره شده است. در بخش پاياني اين نقد، برادشاو در مورد فيلم تخته سياه و سينماي ايران نوشته است: تخته سياه يك بار ديگر صفا و متانت سينماي جديد ايران را به ما نشان مي دهد كه به نظر مي رسد استعداد ويژه اي در تجربه با كودكان دارد. اين امر چه بازتاب سانسور باشد يا نه، به واقع نشانگر گيرايي و معصوميتي خاص است. امري كه تكنيكي تر از آن است كه بتوان آن را ابتدايي ناميد و اين چيزي است كه به نظر مي رسد سينماي انگليسي زبان بيش و كم از خلق آن عاجز است. روزنامه تايمز چاپ لندن نيز به مناسبت آغاز نمايش عمومي تخته سياه درباره اين فيلم مي نويسد: سميرا مخملباف دو سال پس از ساخت فيلم سيب در 18 سالگي اكنون با تخته سياه بازگشته سيب است يك موضوع داخلي داشت كه قصه اش در تهران اتفاق حال مي افتاد آن كه فيلم جديد او در كوه هاي كردستان ساخته شده است. در ادامه اين گزارش به قصه پردازي و شخصيت هاي موجود در هر دو فيلم پرداخته شده و شباهت ها و تفاوت هاي هركدام مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. تايمز در بررسي فيلم تخته سياه افزوده است: فيلمبرداري در چنين منطقه دورافتاده اي از جهان ساده نيست. او امكان بازبيني روزانه حلقه هاي فيلمبرداري شده را نداشت و مجبور بود غيرحرفه اي هايي را كارگرداني كندكه با زبان آنها ( كردي ) آشنايي نداشت. در ادامه اين گزارش در مورد ايجاد حس اعتماد ميان كارگردان و بازيگرانش آمده است: او اعتماد اين غريبه ها را با شريك شدن در خوراك و سختي هايشان به دست آورد. او به ما بچه اي را نشان مي دهد كه با مين ضد نفر بازي مي كند، صحنه اي كه ممكن است در فيلم هاي هاليوودي به طرز ناراحت كننده اي مورد سوءاستفاده قرار گيرد. تايمز در مورد شيوه ساخت فيلم تخته سياه مي نويسد: تخته سياه به سينماي كلاسيك و در عين حال نئورئاليسم پس از جنگ در ايتاليا شبيه است. نه به خاطر وام گرفتن سوژه، بلكه به خاطر سيراب شدن از چشمه اي مشترك: يافتن صدايي در پي آشوب، هيجان توان برقراري ارتباط بين المللي و عشق به مردم عادي كه هرگز عادي نيست. روزنامه گاردين و هفته نامه ساندي تلگراف به مناسبت نمايش تخته سياه مصاحبه هايي جداگانه با سميرا مخملباف كارگردان جوان اين فيلم به عمل آورده اند. مصاحبه گاردين با سميرا مخملباف توسط سالي ويل يكي ازمنتقدان سينمايي اين روزنامه انجام شده و با عنوان زن جوان خشمگين به چاپ رسيده است. ويل خبرنگار گاردين پيرامون مشكل سميرا مخملباف در مواجهه با پرسش هاي سياسي خبرنگاران غربي مي نويسد: او مي گويد كه بيشتر به حقايق جهاني عميق تروبزرگتر علاقه دارد تا به مسايل خاص و مشخص در مورد نظام سياسي. اين مساله كاملا واقعيت دارد. او يك هنرمند است نه يك سياستگر فعال. ايران خانه اوست، دوستش دارد و بايد در آن جا زندگي كرده و فيلم بسازد. در ادامه گزارش گاردين ضمن اشاره به زندگي محسن مخملباف و اهداي جايزه نقدي جشنواره كن از سوي سميرا مخملباف به تلاش هاي قهرمانانه در جنبش طرفدار دموكراسي در ايران از قول وي در اين مورد مي نويسد: اين يك آغازاست. چيزي آغاز شده ممكن است است پستي و بلندي هايي داشته باشد، ولي من اميدوارم. سميرا مخملباف با عصبانيت در پاسخ به سوالات غير هنري خبرنگاران خارجي مي گويد: من فكر مي كنم كه هيچ سياستمداري از ايران به اين جا نمي آيد. نه! يا آن ها با شما مصاحبه نمي كنند! نه! من سياستمدار اگر نيستم من در جاي ديگري به دنيا آمده بودم مجبور نبودم به اين اندازه درباره سياست صحبت كنم. من مي توانم به زبان هنر سخن بگويم. وي در ادامه سخنان خود خطاب به مصاحبه كنندگان مي گويد: حتي اگر من بتوانم فيلمي صريح در مورد سياست بسازم بي ارزش و هيچ است. چرا كه اين كار مانند روش روزنامه نگاران خواهد بود. فيلم هايي كه من مي سازم عميق تر است. اين نوع كار در مقايسه با كارهاي ژورناليستي ماندگارتر، ديرپاترو عميق تر است. هفته نامه ساندي تلگراف نيز در جديدترين شماره خود طي گزارشي مشابه درمورد سميرا مخملباف و فيلم تخته سياه كه با عنوان من مي خواهم تا فيلم هايم را با دنيا قسمت كنم به چاپ رسيده با وي به گفتگو نشسته است. اين مقاله نيز به زندگي، خانواده و كارهاي خانواده مخملباف اختصاص دارد. سميرا مخملباف در مورد فيلم هاي خود مي گويد: من دوست دارم درمسير تاريكي بروم، چرا كه مي دانم كه دردهاي زيادي در اين دنيا هست ومن از اين طريق مي توانم اندكي روشنايي پيدا كرده و زيبايي را در امورزيباي جهان بيابم. آيا اين خيلي سخت است! اين نوع ديگري از قدرت بشري است كه با كارتان بخشي از جهان را كه دوست نداريد دوباره بيافرينيد.