Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791102-50531S1

Date of Document: 2001-01-22

بحران خانواده در جهان اشاره; خانواده واحد بنيادين جامعه است كه داراي نظامي قانونمند و حركتي هدفمند است، نقش و وظيفه خانواده علاوه بر تداوم نسل، تامين امنيت روحي و رفع نيازهاي مادي اعضاي خود و تعالي و كمال نسل آينده است. افزايش چشمگير مباحث مربوط به مشكلات خانوادگي و از هم گسيختگي بنيان خانواده، جهان را با بحراني به نام بحران اضمحلال خانواده روبه رو ساخته است. ظهور عوامل نوين برخاسته از پيشرفت فن آوري به همراه مشكلات پيشين، زمينه سازفروپاشي بنيان خانواده شده است كه خود عوارض و عواقب جبران ناپذيري را براي جامعه بشري به دنبال دارد. بدين ترتيب مطالعه نظام خانواده در شرايط نوين جهاني و بررسي مشكلات و اختلالاتي كه بنيان آن را تهديد مي كند، مي تواند زمينه ساز پيشگيري و يا مقابله با اين بحران ها باشد. نبود قوانين حمايتي براي زنان در خانواده، افزايش آگاهي زنان نسبت به تبعيض هاي موجود عليه آنان در جامعه، استفاده ابزاري از زنان در برخي جوامع، سپرده شدن برخي كاركردهاي خانواده به مراكزي خارج از خانه به دليل پيچيده شدن نظامهاي اجتماعي و صنعتي از جمله عوامل اضمحلال اين نهاد است. همچنين، اغتشاش در سطوح فرهنگي، عاطفي و رواني، قوي شدن موج مدرنيزه و كمرنگ شدن ارزشهاي مذهبي به خاطر بي اعتنايي به تلاشي بنياد خانواده از سوي كانون هاي قدرت و ثروت، كاهش امكان ازدواج نسل جوان در اثر بحران هاي اقتصادي، كمبود مسكن و عدم ثبات كار در زمره صدها عللي است كه مي توان فروپاشي بنيان خانواده را به آن نسبت داد. سير تغيير وتحولات پديدآمده در محورهاي مختلف خانواده در كشورهاي مختلف، نمايي از تاثير و بازتاب مثبت و منفي عوامل مختلف برموضوع خانواده رانمايان مي سازد. خبرگزاري جمهوري اسلامي با نگاهي به موضوع خانواده به بررسي جايگاه اين نهاد مقدس در چندين كشور جهان پرداخته است. ما از بين آنها به بررسي مسائل خانواده در كشورهاي تركيه، سوريه، هند، كره جنوبي وآمريكا باهدف پيشگيري و كسب تجربه را برگزيده ايم كه در ادامه از نظرتان مي گذرد. قوانين خانواده تركيه آنچه مسلم است خانواده ترك از تاثير ورود ارزشهاي غربي به صحنه اجتماعي بي نصيب نمانده است وليكن به دليل ديرپايي و دوام نظام سنتهاي حاكم در اين زمينه اين تاثيرپذيري بامقاومت بيشتري روبه رو بوده است. بازتاب چنين ويژگي را مي توان در حضور همزمان صورتهاي متفاوتي از ازدواج و خانواده درجامعه تركيه مشاهده نمود كه بر طيفي از حاكميت سنت هاي ديرين تا مدرن گرايي به سبك غربي تكيه دارد. همراه با دگرگوني شكل ازدواج و به موازات نزديكي به باورهاي غربي شكل خانواده نيز به تدريج از قالبهاي گذشته دور و از صورت خانواده هاي سنتي گسترده و همبسته به سوي خانواده هاي هسته اي و كوچك گرايش يافته است. قوانين خانواده در تركيه بر اساس رسوم خانوادگي تنظيم گرديده است. يعني شوهر رييس خانواده به شمار مي آيد و بايد از خانواده نگهداري در كند اين قوانين، زن به عنوان خانه دار محسوب مي شود (بند 152 قانون مدني تركيه ). طبق قانون، زنان پس از ازدواج از نام خانوادگي شوهر استفاده مي كنند (بند) 153 و شوهر نماينده خانواده محسوب مي شود واختيار تام دارد. در صورتي كه زن فقط مسئول بر آوردن احتياجات خانواده مي باشد ( تا158 ) 155زن حق ضمانت شوهر را در هنگام بدهي ندارد مگر اينكه از دادگاه مجوز رسمي داشته باشد (بند). 169 هر كدام از زوجين حق دارند كه درآمد خود را در دست داشته باشند و مسئول بدهي يا قرض خود باشند (در طول و بعد از ازدواج ) پس از طلاق هر كدام از زوجين مالك آنچه كه داشته اند، هستند. قانون جدايي مالكيت تا به حال از نظر عمومي مثبت بوده است. البته در تركيه معمول است كه شوهر در طول ازدواج اموال غيرمنقول همسر خود را به نام خود كند كه اين خود مشكلاتي را براي زنان بعد از فوت همسر و جدايي براي وي به وجود مي آورد. سوريه در سوريه تغييراتي در زندگي سنتي خانواده ها بر اثر آموزش و پرورش گسترده تر، مهاجرت و سكونت در نقاط جديد ودور از خانواده و نيز آزادي زنان به وجود آمده است. زن در نقش همسر و مادر خانواده روستايي به خانه داري اشتغال دارد و در اكثر كارهاي كشاورزي نيز كمك مي كند. با اين حال نقشهاي سنتي زنان با تغييرات ايجاد شده شيوه تامين نيازهاي اقتصادي خانواده هايشان تا حدودي دگرگون شده است. آمريكا در آمريكا ساختار خانواده بامشكلات متعددي دست به گريبان است. آمار بالاي طلاق، همجنس بازي، زندگي مشترك درچارچوبهايي خارج از ازدواج، عدم وفاداري زوجين به يكديگر، بي بند وباري فرزندان، سطح بالاي حاملگي دختران نوجوان و بالارفتن تعداد كودكان و نوجواناني كه در خانواده هايي بدون پدر و مادر به سر مي برند وبعضا حتي پدر خويش را نيز نديده اند، دركنار دهها عامل ديگر، تداوم نهاد خانواده را در آمريكا در معرض تهديدي جدي قرار داده اند. هند همانطور كه هندوستان از نظر جغرافيايي شبه قاره خوانده مي شود از نظر تنوع فرهنگها، سنتها واديان نيز مي توان به اين سرزمين شبه قاره اطلاق نمود لذا صحبت از نوع خانواده، نحوه و مراسم ازدواج وتجزيه و تحليل مسايلي از اين قبيل نيز پيچيده است. امروز شبه قاره هند از ازدياد جمعيت و عدم توانايي حكومت براي تامين رفاه اين جمعيت انبوه به شدت رنج مي برد. براي رهايي از اين مشكل و معضل عظيم اجتماعي، حركت سريع و تندي در جهت كنترل جمعيت وكاهش تعداد افراد خانواده آغاز شده، با اين حال نتايج حكايت از آن دارد كه جامعه به شدت مذهبي و سنتي هند براي برنامه ريزي ها و چاره انديشي هاي حكومت در مسئله كاهش تعداد افراد خانواده وكنترل جمعيت عملا پاسخ مساعدي نمي دهد و برنامه ريزي در اين زمينه با شكست مواجه شده است. كره جنوبي امروزه نوع و ساختار خانواده در كره جنوبي يكي از مهمترين مباحث اجتماعي اين كشور است كه مورد بحث و بررسي بسياري قرار گرفته است. در طي چند دهه اخير توسعه اقتصادي واجتماعي، بالارفتن نرخ شهرنشيني، افزايش نرخ اشتغال زنان در خارج از خانه، كاهش نرخ باروري، نفوذ فرهنگ غربي، هسته اي شدن سريع خانواده ها، بالا رفتن نرخ طلاق و تلاش زنان براي كسب حقوق بيشتر در خانواده، تاثير گسترده اي بر ساختار خانواده در اين كشور داشته است. نهاد خانواده، سن و نحوه ازدواج، ميزان ترجيح جنس دختر يا پسر، ميزان احترام به ارزشهاي سنتي پايدار خانواده ونظرات بزرگترها ازجمله مواردي است كه در طي سالهاي اخير با تحولات متعددي مواجه بوده است. در حال حاضر بخش قابل توجهي از زنان كره اي كه در سنين 64 15 تا سالگي قرار دارند در خارج از خانه شاغلند و بنابراين وظيفه بيشتري را نسبت به شوهرانشان درخانه ايفا مي كنند. اين زنان در كنار انجام وظايف خانوادگي همچون نگهداري از فرزندان و تهيه غذا و ساير مايحتاج خانواده، در تامين مالي خانواده نيز نقش اساسي دارند. سن ازدواج تركيه طبق آمار سال 1995 سن ازدواج براي زنان در تركيه 15 الي سال 24 و براي مردان 20 الي 29 سال مي باشد. آمار ازدواج در سنين 30 سالگي و بالاتر پايين است. بيشترين تفاوت در سن ازدواج، بين زنان و مردان در سنين جواني به چشم مي خورد. زنان در سن جواني ازدواج مي كنند واز اين نظر در سن 20 سالگي درصد بالاي جمعيت متاهل را به خود اختصاص مي دهند. سن قانوني براي پسران و دختران 17 سال است. سير تحولات اجتماعي در تركيه و تغيير نظام حكومتي آن زمينه ساز موجي از افكار و ارزشهاي جديد غربي شد كه با معتقدات قبلي آن مغايرت بسيار داشت واز اين زمان ارزشهاي اجتماعي تمدن غربي با سرعت و نفوذ به بطن جامعه تركيه راه يافت و جايگزين ارزشهاي سنتي ومذهبي شد. سوريه در قانون اساسي سال 1946 سوريه ازدواج يك وظيفه ملي قلمداد شده و دولت را موظف كرده تا ازدواج را مورد تشويق قرار دهد، با اين حال نرخ ازدواج كاهش يافته است. از دلايل عمده كاهش نرخ ازدواج مي توان به عواملي نظير تورم، افزايش سطح تحصيلات، تفاوتهاي اجتماعي و مذهبي و مشكل مسكن اشاره كرد. ولي شايد مهمترين مانع، افزايش هزينه برگزاري مراسم عروسي و مهريه عروس باشد. بسياري از مردان جوان سوري قادر به پرداخت مبالغ هنگفت مهريه نيستند و ناگزير به تعويق ازدواج مي شوند. ميانگين سن ازدواج زنان هنگام ازدواج در سال 1970 /20 7برابر سال و در سال 1992 /25 7حدود بوده است. نسبت به ساير كشورهاي عربي، اين ميانگين نشان مي دهد كه زنان و مردان سوري در سنين بالاتري ازدواج مي كنند. در سال 1970 حدود 27 درصد از زنان سوريه بين سنين پانزده تا نوزده سال متاهل بودند. اين درصد در سال 1995 /24 6به سال تقليل يافت. هند متوسط سن ازدواج به موجب گزارش سال 1995 سازمان ملل متحد در سالهاي اخير به ترتيب براي /18 7دختران و براي پسران /23 4سال تعيين شده است. براساس گزارش سال 1970 متوسط سن ازدواج در اين سال براي /17 7دختران سال بوده است. در فاصله هاي سالهاي 1970 تا 1984 يك سال بر متوسط سن ازدواج زنان اضافه شده اين است مساله نيز مويد اين نظر است كه تغييرات در جامعه هند به صورت بسيار بطئي و كند انجام مي گيرند. آمريكا امروزه آمار زندگي مشترك خارج از ازدواج و مواليد نامشروع در آمريكا رشد نگران كننده اي يافته است. ميانگين سن ازدواج زنان در آمريكا در سال 1992 /24 1حدود سال و در /26 3مردان سال بود كه نسبت به آمارهاي 1990 يك سال افزايش را در هر دو جنس نشان مي دهد. كره جنوبي سن ازدواج در كره جنوبي در سالهاي اخير بالا رفته است. در طي سالهاي 1960 تا 1985 نسبت زنان مجرد در گروه سني - 29 25 سال /22 7از درصد /28 1به درصد افزايش يافته است. در همين مدت اين نسبت در ميان مردان /43 4از درصد به /57 3درصد رسيده است. ميانگين سن ازدواج مردان از/25سال 4 /28 6به سال و ميانگين سن ازدواج زنان از 23 سال /25 5به سال افزايش يافته است. طلاق تركيه افزايش آمار طلاق در تركيه بويژه در شهرهاي بزرگ آن، نشان دهنده نبود استحكام بنيان خانواده، سستي درتصميمات ديني، تلقي نادرست از آزادي اجتماعي در زنان غربگراست. معمولا بيشترين علل طلاق در تركيه ناسازگاري زوجين در مرحله اول و لجبازي و خيانت يكي از زوجين در مراحل بعدي است. مطالعه رشد طلاق نشان مي دهد كه از سال 1986 آمار طلاق تا سال 1998 افزايش يافته ولي در طول هفت سال گذشته تقريبا ثابت مانده است. بيشترين درصد طلاق در مردان در سنين 25 تا 39 سال است در صورتي كه در ميان زنان بيشترين درصد طلاق در سنين 20 تا 34 سالگي اتفاق مي افتد. در كشور /45 50تركيه درصد طلاق ها در همان پنج سال اول زندگي زوجين اتفاق مي افتد. گرچه زنان زيادي به تنهايي مسئوليت حمايت از خانواده هايشان را برعهده مي گيرند، به ندرت از قدرشناسي، حقوق و قدرت سرپرستان مذكر برخوردار مي شوند. تعداد زيادي از خانواده ها توسط زنان سرپرستي مي شوند. عوامل متعددي باعث ازدياد خانوارهاي تامين شده توسط زنان شده كه از اين ميان، مهاجرت به شهرها، مهاجرت به كشورهاي خارجي، بيوه يا مطلقه بودن زنان از آن جمله است. به رغم افزايش خانوارهايي كه توسط زنان تامين مي شوند، برنامه هاي توسعه كشور، آنان را در نظر نگرفته يا نوعي تبعيض عليه آنان روا داشته است. سوريه پديده طلاق در سالهاي اخير ميان خانواده هاي سوري بويژه جوانان گسترش يافته است و خانواده ها طلاق رابه عنوان بهترين راه حل ممكن براي خاتمه دادن به اختلافات خود برمي گزينند. طبق ارزيابي هاي صورت گرفته، دختران سوري در سطح روستاها در سن 11 سالگي و پسران درسن 15 سالگي ازدواج مي كنند كه همين ناپختگي سن ازدواج دختر و پسر كه عمدتا طبق خواسته بزرگ خانواده است يكي از علتهاي اصلي فروپاشي خانواده محسوب مي شود. ازدواج پسران و دختران كم سن و سال عامل 71 درصد از طلاق ها شناخته شده است. ازدواج مصلحتي نيز يكي از عوامل اصلي گسترش طلاق در جوامع شهري محسوب مي شود. * آمريكا در مورد طلاق نيز بايد گفت كه قريب 20 درصد از آمريكاييان، طلاق را امري مذموم مي دانند. نكته قابل توجه نرخ بالاي ازدواج هاي مجدد در اين كشور است كه معمولا نيز به طلاق مي انجامد. بر طبق آمارهاي موجود حدود 29 درصد از زوجيني كه تجربه ازدواج دوم را دارند، كمتر از دو سال پس از ازدواج به طلاق روي مي آورند و اين نرخ در طي 10 سال به حدود 50 درصد مي رسد. * كره جنوبي در كره جنوبي نيز طلاق امر مذمومي است. هر چند اجراي برنامه هاي توسعه اقتصادي و اجتماعي و بالا رفتن نرخ شهرنشيني و در پي آن تحولات فرهنگي كه منجربه ورود ارزشهاي جديد فرهنگي به جامعه كره جنوبي شده و تا حدودي نرخ طلاق را در اين كشور افزايش داده اند، ليكن هنوز نيز اين نرخ در مقايسه با اكثر كشورهاي جهان در سطح بسيار پاييني است. طبق آمارهاي ارائه شده از سوي سازمان ملل متحد كه معمولا از آمارهاي منتشره از سوي دولتها استخراج مي شود در سال 1/1 1991 تنها درصد از كل زنان تا 25 سال 44 در كره جنوبي مطلقه بودند. اين نرخ بيانگر اين موضوع است كه هنوز ارزشهاي سنتي مخالف طلاق در اين كشور تداوم دارد. برتري جنس پسر بر دختر * هند بنابر فرهنگ و تفكر غالب در بيشتر ايالت هاي هندوستان، دختر فرزندي ناخواسته است و دلايل اين طرز تفكر، ارزش اقتصادي پسر و همياري وي در نان آوري براي خانواده و در واقع ارزش سنتي وي است، چرا كه هندي ها معتقدند پسر نام خانواده را نگه مي دارد، همچنين پسر ارزش مذهبي دارد، زيرا او حق اجراي آيين هاي مذهبي را براي آمرزش روح درگذشتگان دارد و دخترها از اين حق محرومند. از سويي نياز به جهيزيه براي شوهردادن دختران و بار سنگين آن بر دوش خانواده ها، تبعات ناگواري را براي دختر به دنبال دارد به ويژه خانواده هاي فقير روستايي را دچار بحرانهاي شديد و گه گاه دچار از هم پاشيدگي كرده است. بار سنگين جهيزيه از يك سو و شوهر ندادن دختر به عنوان گناهي بزرگ از سوي ديگر، باعث شده خانواده ها براي رهايي از اين وضعيت راه حل غيرانساني و ددمنشانه اي را انتخاب كنند كه متاسفانه مورد قبول جامعه هندي نيز قرار گرفته و آن كشتن دخترها به طرق مختلف است. * كره جنوبي در كره جنوبي ترجيح جنس پسر به دختر از ديرباز وجود داشته و دليل آن تداوم خون و نام خانواده و نگهداري از والدين در دوران پيري بوده است. لذا پديده دختركشي نيز رواج داشته است. در طي سالهاي اخير و با اجراي گسترده برنامه هاي تنظيم خانواده كه تعداد مواليد را در كشورهاي شرق آسيا شديدا كاهش داده، همراه با افزايش تمايل به داشتن فرزند كمتر، گرايش به اينكه، اين فرزند حتما پسر باشد، نيز افزايش قابل توجهي يافته است. دراين ميان وجود تكنولوژي دستگاههاي سونوگرافي در شناخت جنسيت جنين و در نتيجه سقط يا نگهداري آن مزيد بر علت شده و نقش قابل توجهي در اين زمينه ايفا كرده است. * سوريه در اين كشور، مردان كماكان همسران خود را جزء وسايل شخصي و مايملك خويش تلقي بنابر مي كنند اين به هنگام رفع اختلاف بي درنگ زن را به باد كتك و ضرب وشتم گرفته و اين موضوع به علت گستردگي آن بر ادبيات نوشتاري و گفتاري (برنامه تلويزيوني ) سوريه نيز اثر گذاشته است. از سوي ديگر تغييرات اجتماعي، ورود سرمايه هاي خارجي و وجود محصولاتي نظير ماهواره در متن زندگي، تاثيري منفي بر روي زندگي خانوادگي سوري ها گذاشته است. اين محصولات توانسته اند اثرات فرهنگي خود را منتقل نمايد. به طوري كه درصد طلاق در ميان مرداني كه وضعيت اقتصادي آنان بهبود يافته، بيشتر مشاهده مي شود. تهيه و تنظيم: مريم غفاري