Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791029-50524S2

Date of Document: 2001-01-19

كنگو پس از ترور كابيلا; همه چيزمبهم است نگاه به سرزميني كه هيچگاه آرام نشد در چهل سالي كه از استقلال كنگو مي گذرد، اين كشور يك روز آرام را تجربه نكرده است. پشت همه ناآرامي ها و جنگ هاي داخلي اين كشور، ژنرال ها و نيروهاي نظامي بوده اند; آنها چه در سركوب دولت ها چه سرقت و آشوبها، دست داشته اند. در آخرين تحولات در اين كشور جنگ زده، نيمه شب چهارشنبه در سالروز ترور پاتريس لومومبا نخست وزير فقيد كنگو كه رهبر استقلال اين كشور خوانده مي شود، لوران دزيره كابيلا، رئيس جمهور كنگو به دست محافظ خود و در حضور ژنرال هاي عاليرتبه كه وي قصد بركناري آنها را داشت، به قتل رسيد. هنوز مقامات رسمي در كنگو اين خبر را تاييد نكرده اند ولي بعد از اعلام آن توسط سفير بلژيك در اين كشور، مقامات آمريكايي نيز خبر مرگ كابيلا را تاييد كردند. گزارش هاي اوليه از وقوع كودتا در كنگو خبر مي دهد. اعلام حكومت نظامي در كشور اين خبرها را تاييد مي كند. مقامات اين كشور راههاي زميني، هوايي و دريايي به كينشازا را بسته اند و ارتش كنترل پايتخت را به دست گرفته است. ديروز خيابان هاي اين شهر آرام بود و با سكوت منابع خبري داخلي در مورد وضعيت كابيلا بلاتكليفي در كشور حاكم بود. مقامات اوگاندا و رواندا كه از شورشيان مخالف كابيلا حمايت مي كنند خبر مرگ او را تاييد كرده و گفتند، اين اتفاق به پايان جنگ در جمهوري كنگو كمك مي كند. گروههاي شورشي در كنگو در نخستين واكنش نسبت به تحولات اخير اعلام كردند، ائتلاف مشتركي به عنوان جبهه آزاديبخش كنگو تشكيل داده اند تا تحت رهبري مشترك به كشور ثبات بخشند. مقامات آفريقاي جنوبي ديروز گفتند اطلاعاتشان در مورد وضعيت كنوني كنگو و سرنوشت كابيلا كامل نيست. كانادا، قتل كابيلا را محكوم كرده و آمريكا گفت تحولات كنگو را به دقت و از نزديك زير نظر دارد. منابع خبري در كنگو مي گويند ژنرال كاپند، رئيس گارد رياست جمهوري اين كشور قدرت را به دست گرفته است. وزير خارجه بلژيك به خبرنگاران گفته است، كابيلا سه شنبه شب در جلسه اي با ژنرال هاي ارتش مي خواسته است بركناري آنها را اعلام كند كه يكي از محافظان وي به سوي او تيراندازي كرده و او را به قتل رسانده است. كنگو از استقلال تا امروز كنگو كشوري /51 75با ميليون نفر جمعيت و سومين كشور بزرگ آفريقاست. اين كشور با آفريقاي مركزي، سودان، اوگاندا، رواندا، بروندي، زامبيا و آنگولا هم مرز است. زبان رسمي كنگو فرانسه است و البته مردم به زبان هاي محلي هم سخن مي گويند. كنگو يا زئير سابق در بهار 1960 از حاكميت بلژيك خارج شد و استقلال يافت اما پنج روز بعد از استقلال، ارتش عليه مقامات بلژيكي كه هنوز كنترل كنگو را به دست داشتند شورش كرد. يك هفته بعد مقامات شهر كاتانگا كه از نظر منابع معدني بسيار غني است از كنگو اعلام استقلال كرد وكشورهاي بلژيك و آمريكا از اين كشور نوبنياد حمايت كردند. به اين ترتيب كنگو چند روز بعد از استقلال وارد يك جنگ داخلي و شورش و درگيري خونين شد كه پنج سال به طول انجاميد. پاتريس لومومبا نخست وزير كنگو از سازمان ملل براي سركوب اين شورش كمك خواست اما شوراي امنيت مانع از كمك اين سازمان به كنگو شد. در پاييز 1960 موبوتو سه سه سكو با حمايت ارتش وارد صحنه شد و با بركناري لومومبا قدرت را به دست گرفت. نيروهاي او لومومبا را دستگير و شكنجه كرده و به قتل رساندند. گزارش هايي در مورد احتمال دخالت بلژيك و آمريكا در اين جريانات و در قتل لومومبا كه به هيچ وجه حاضر نبود بازيچه دست غرب و شوروي سابق شود منتشر شده است. موبوتو بعد از مرگ لومومبا، قدرت را به رئيس جمهور بازگرداند اما در سال 1965 بعد از يك كودتا بار ديگر قدرت را به دست گرفت. او بار ديگر نام كنگو را به زئير تغيير داد و در سال 1970 نيز خود را رئيس جمهور خواند. رژيم سه سه سكو را حكومت سارقان مي خواندند زيرا در آن زمان، او و ديگر حاكمان زئير تمام دارايي هاي كشور را به بانكهاي اروپايي منتقل كردند و درآمد همه موسسات دولتي تنها به حاكمان تعلق داشت. اما استراتژي غرب در دوران جنگ سرد موجب شده بود، اين كشورها و به ويژه آمريكا از او حمايت كنند. موقعيت استراتژيك كنگو براي آمريكا بسيار مهم اگر بود سربازان موبوتو در اعتراض به عدم پرداخت حقوق تهديد به شورش مي كردند او يا دستور چاپ اسكناس بيشتر مي داد و يا به آنها اجازه مي داد هر طوري كه مي خواهند حقوق عقبافتاده خود را تامين كنند. اين وضع تا پايان جنگ سرد ادامه داشت تا اينكه با وقايعي كه در كشور همسايه يعني رواندا روي داد مشكلات موبوتو نيز آغاز شد. بعد از نسل كشي و قتل عام در رواندا در سال 1994 دولت اين كشور كه توسط توتسي ها اداره مي شد احتمال داد كه حاميان و شايد عاملان اين قتل عام كه هوتوها بودند در شرق زئير پناه گرفته باشند، بنابراين براي پاكسازي آنها به زئير حمله كردند. اين نيروها با همكاري مخالفان موبوتو تا قلب كينشازا پايتخت پيش رفتند. لوران كابيلا رهبر نيروهاي اتحاد دمكراتيك براي آزادي كنگو كه از دهه 60 در شرق ايرن كشور عليه نيروهاي موبوتو فعال بود درميان نيروهاي پيشرو به سوي كينشازا بود. موبوتو در سال 1997 از كشور گريخت و بعد از چند ماه در مراكش درگذشت. كابيلا نيز در همان سال رئيس جمهور شد و بار ديگر نام زئير را به كنگو تغيير داد و پيشوند جمهوري دمكراتيك را هم به آن اضافه كرد. اما كنگو باز هم آرام نشد. درگيري ميان كابيلا و متحدان توتسي او، جنگ داخلي جديدي را در شرق كشور دامن زد كه يك طرف آن كشورهاي رواندا و اوگاندا بودند كه از ادامه حضور شبه نظاميان هوتو در خاك كنگو هراس داشتند و طرف ديگر آن زيمبابوه، آنگولا و ناميبيا كه از كابيلا حمايت مي كردند. اين كشور بعد از پنج دهه جنگ و درگيري اكنون نه اقتصاد دارد نه درآمد مالي. در سال 1999 پيمان صلحي ميان طرف هاي درگير امضا شد اما با نقض آتش بس توسط دوطرف عملا اين توافق هيچگاه به اجرا درنيامد. كابيلا; ديكتاتور يا دمكرات لوران كابيلا مردي با عقايد ماركسيستي بود كه بعد از سرنگوني موبوتو سه سه سكو ديكتاتور كنگو و به دست گرفتن قدرت بسياري او را از نسل جديد رهبران آفريقايي خواندند. مردم كنگو كه بلافاصله بعد از استقلال درگير جنگ داخلي شدند اميد بسيار به او بسته بودند. اما بعد از مدت كوتاهي معلوم شد حكومت كابيلا در كنگو همانقدر بي ثبات است كه ديكتاتوري موبوتو در زئير و اين تغيير و تحولات تنها به تغيير نام اين كشور منجر شده است. او بعد از به قدرت رسيدن احزاب سياسي را براي يك دوره دوساله انتقال قدرت در كشور منحل كرد و هرگونه تجمع و تظاهرات عمومي را ممنوع اعلام كرد. او قدرت اجرايي، قانونگذاري، قضايي ونظامي را به دست گرفت و حتي قانون اساسي جديد را تدوين كرد. كابيلا بعد از به قدرت رسيدن وعده انتخابات داد ولي هر سال به دليل جنگ و درگيري آن را به تاخير انداخت و به سال بعد موكول كرد و اين انتخابات هيچگاه عملي نشد. سال 30ساله 59كابيلاي عنوان رهبر شورشيان را يدك مي كشيد. او از پاتريس لومومبا اولين نخست وزير كنگوي مستقل الهام گرفت. كابيلا در يك دانشگاه فرانسوي در رشته فلسفه سياسي دانش آموخته شده و از همان روزهاي اول استقلال كنگو وارد فعاليت هاي سياسي شد. در ابتدا چه گوارا رهبر انقلابي كوبا از جنبش چريكي كابيلا در كنگو حمايت مي كرد. او معتقد بود كه آفريقا مهد انقلابهاي ماركسيستي در جهان است. اما مدتي بعد او از حمايت از كابيلا منصرف شد. در تمام دوران حكومت كابيلا، كنگو حتي يك روز هم آرام و بدون درگيري نبوده و همين امر موجب شده هيچ كس نتواند به روشني در مورد روش حكومتي او و سياست داخلي و خارجي اش قضاوت كند. او همواره از ضرورت اجراي اصلاحات دمكراتيك در كشور سخن مي گفت اما هيچگاه آن را عملي كابيلا نكرد منزوي و سرسخت وي بود همواره سخن گفت و هيچگاه عمل نكرد. نيلوفر قديري