Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791029-50523S1

Date of Document: 2001-01-19

قصه هاي كردي; ترجمان يك زندگي نگاهي به قصه هاي كردي - ( واپسين بخش ) نحوه گردآوري افسانه ها و قصه ها افسانه ها و قصه ها چون قهرمانان خود، جان دارند. با مخاطبان صحبت مي كنند، خاطرات نهفته در سينه شان را از گذشته هاي دور به گوش فرزندان امروز مي رسانند، از اين روي قصه هاي هر قوم و ملتي با زبان حال آن قوم و ملت پيام ها را انتقال مي دهد و به تداوم فرهنگي آن ملت جان مي بخشد. پس پژوهشگر فرهنگ مردم و قصه شناسان وظيفه دارند كه قصه هاي هرقومي را جداگانه ثبت و ضبط نمايند و سپس مورد تجزيه و تحليل قرار دهند. همانگونه كه زبان ها و فرهنگ ها با هم تفاوت دارند، قصه ها هم كه يكي از نمادهاي زبان و فرهنگ هستند با هم متفاوتند، حتي روايت هاي مشابه قصه ها. افسانه هاي كردي نيز همچون سرايندگان و راويان آن، در فضاي فرهنگي ويژه خود رشد كرده و بالنده شده است و بيشتر ترجمان احوال مردم كرد است. چنانچه از اين قصه ها اصطلاحات، كليد واژه ها و بن مايه هاي ويژه اش را بگيريم، ديگر نه رنگ و بويي دارد و نه بيان كننده حالات، رفتار و كردار آن مردم است، كاري كه تاكنون به عنوان ترجمه فارسي در كشور ما متداول بوده است. بنابراين پژوهندگان بايد بادقت شايان و وسواس قصه ها و بيت ها را پيش از آنكه گذشت زمان آنها را به فراموشي بسپارد، يا گرد تعلقات مشابه سازي و همگوني فرهنگي بر آنها بنشيند، ثبت و ضبط نمايند. همانگونه كه اولريش مارتسف ( ) 8 قصه شناس شهير آلماني در كتاب طبقه بندي قصه هاي ايراني اظهار مي دارد: درباره قصه هاي كردي تا به حال به كرات چنين اظهارنظر شده كه اين قصه ها داراي ماهيت خاص هستند و هرگاه آنها را بدون ملاحظه و يك دل و يك جهت از توابع حوزه خاص بشماريم، مشكلاتي در كار ايجاد خواهد شد. وي در ادامه اين مبحث مي افزايد: از نظر زباني قصه هاي كردها، ترك ها، تركمن ها، بلوچ ها، عربزبان هاي ساكن ايران وساير دسته ها و گروههاي كوچكتر، همچنين آرامي هاي جديد كه در شمال غربي مملكت زيست مي كنند، بايد در موضوع تحقيق ما از نظر تيپ شناسي جداگانه مورد بررسي قرار گيرند. آري بايد قصه ها و بيت هاي كردي مستقلا و به طور دقيق گردآوري و سپس پژوهش شوند، آنگاه با ديگر قصه هاي ايرانزمين مقايسه شوند. اينك روي سخن با گردآورندگان قصه هاي كردي است كه متاسفانه هيچگونه ويژگي فرهنگي و زباني را ملحوظ نمي دارند و قصه ها را در حوزه زبان فارسي منتشر مي نمايند. در حاليكه تنوع و گونه گوني زبان ها و لهجه ها در كشور ما، يك واقعيت انكارناپذير است. اين قبيل قصه ها خواننده را سردرگم مي كند و نمي تواند آن را با قصه هاي ساير مناطق كشور فرق بگذارد، شايد به همين دليل است كه سازمان هاي فرهنگي جهاني سعي در حفظ زبان و فرهنگ، سنت و رفتارهاي اجتماعي اقوام و طوايف روي زمين دارند. اما سوال اصلي اين مقاله آن است كه پژوهشگر كرد براي آگاهي ديگر اقوام ايراني به فرهنگ و زبان كردي از جمله افسانه ها چه راهي را بايد در پيش؟ گيرد مسلم است از يك سو بايد فرهنگ و زبان كردي از پوسته خويش بيرون آيد و نه تنها در دسترس همگان قرار گيرد، بلكه به ديگر فرهنگ هاي جهان انتقال يابد، تا پيام فرهنگ كردي به گوش هموطنان و جهانيان برسد و ديگران نيز از اين منبع عظيم استفاده ببرند. به گفته سيداحمد وكيليان نويسنده و ( ) 9 عضو آكادمي قصه شناسي جهاني: كار برگردان قصه ها به فارسي وساير زبان ها بايد با چنان ظرافتي انجام شود كه بر پوسته و مغز فرهنگ كردي، خدشه اي وارد نيايد و واژه هاي كليدي و مفاهيم فرهنگي عينا در انتقال به زبان ديگر مدنظر قرار گيرند، به طوري كه خواننده، حتي دريابد كه اين قصه متعلق به كدام ناحيه از كردستان است. فراموش نكنيم كه ما در عصري زندگي مي كنيم كه ادراك اقوام و ملل گيتي از همديگر مطرح است، نه مشابه سازي و مخدوش سازي، اگر نه كار ما غير علمي و غير معتبر خواهد بود. باعنايت به اينكه، پژوهش بر روي افسانه ها و قصه ها، كار فردي نيست، بلكه صاحبنظراني در رشته هاي جامعه شناسي، مردم شناسي، روانشناسي، تاريخ، فلسفه و جغرافيا و غيره را مي طلبد، تا هماهنگ و همگام افسانه ها را در سطوح و جوانب مختلف مورد مطالعه و بررسي قرار دهند. از سويي بر عهده نوجوانان و جوانان كرد است تا هر آنچه از مادربزرگان، پدربزرگان و والدين خود در زمينه قصه ها و افسانه ها، ترانه ها، چيستان ها وبازي ها و سنت هاي گذشته مي دانند، بر روي صفحه كاغذ بياورند، تا فرهنگ ملي آنها از نابودي نجات يابد و نگذارند اين مواريث ارزشمند نياكانشان، در گذر زمان، به فراموشي سپرده شود، مطمئن باشند كه همين ثبت و ضبط ساده بخشهاي ادب شفاهي، نه تنها موجب غناي فرهنگ ملي، بلكه مايه شكوفايي و اقتدار آن نيز خواهد شد. يادآور مي شود نگارنده از ساليان پيش به گردآوري قصه ها و افسانه هاي كردي پرداخته و هم اكنون كتابي را در دست تهيه و تاليف دارد كه در آينده نزديك منتشر خواهد كرد. كاربرد بيت ها و چيروكها شمار قصه هاي كردي به هزاران و بيت ها به صدها مي رسد، اين قصه ها و بيت ها بر زبان اصيل ترين مردمان روزگار جاري شده اند. اگر در جستجوي گويشي يكپارچه، سليس و پويا از زبان كردي باشيم، بهترين شيوه آن است كه همه آنها را گردآوري كنيم و نابترين واژه ها را از بين همين گنجينه ارزشمند ادبي استخراج كنيم. زيرا واژه ها، جملات و تشبيهات همگي از كام و زبان ساده ترين افراد اين مرز و بوم جوشيده است و به اين ترتيب مي توان يك زبان روان و منسجم را كه براي همه لهجه ها و گويشهاي زبان كردي قابل پذيرش باشد به عنوان زبان ادبي و نگارشي انتخاب كرد، به اين ترتيب ادبيات كردي تولدي دوباره مي يابد. البته در كار بيت شناسي بايد از يك روش پژوهشي - علمي تبعيت كرد، آهنگ بعضي از بيت ها به پيش از اسلام مي رسد، بايد خبرگان موسيقي، روي آهنگ ها به تحقيق بپردازند وآنها را شناسايي كرده و نت گذاري نمايند. همچنين وقتي در بيت ها، اسامي شخصيت ها، زمان و مكان تاريخي و جغرافيايي و آداب و رسوم خاص، بافت و ساخت جوامع مختلف مطرح مي شود، هر يك از موارد ياد شده بايد توسط صاحبنظران رشته هاي ياد شده توضيح داده شود. يكي ديگر از موارد كاربرد بيت ها و قصه ها، علاوه بر جنبه هاي ادبي و ذوقي كه در بطن و متن آنها نمايان است، نوشتن رمان و داستان هاي اخلاقي و اجتماعي است كه اين رمان و داستان ها زمينه هاي مناسب براي تهيه فيلم هاي كوتاه و درازمدت سينمايي و تلويزيوني است. اين را نبايد فراموش كرد كه آثار نويسندگان بزرگ ادبي دنيا برگرفته از همين فرهنگ شفاهي و عامه مردمان روزگار بوده است. تاثيرات افسانه هاي كردي بر روي ساير ملل افسانه هاي كردي، تاثيرات مهمي بر ساير اقوام و ملل همسايه گذاشته اند. گزنفون ( ) 10 به هنگام لشكركشي يوناني ها در زمان اسكندر مقدوني به كردستان، در دوهزار و پانصد سال پيش مي نويسد: به هنگام بازگشت سپاهيان يوناني در يك شب پاييزي در كنار رودخانه سنتريست به ترانه و قصه هاي كردي گوش مي كرديم و لذت مي برديم. مينورسكي ( ) 11 مي گويد: در نزد آسوري ها ترانه ها و افسانه هاي كردي به صورت يك عادت هميشگي درآمده است و هنوز هم در ميان مردم آذربايجان ( ) 12 قصه هاي كرداوغلي در آخرين شب چله بزرگ زمستان نقل محافل و مجالس روستايي و شهري است. اهالي آذربايجان معتقدند كه در اين شب پسر صياد كرد به شكار رفته و چون به خانه برنگشته مادر نگران است و بي تابي مي كند، اما صياد به همسرش مي گويد، برو خيك روغن را دست بزن، اگر يخ نزده بود، پسرت در صحرا از سرما نمي ميرد. زن به شوهرش مي گويد: خيك روغن نرم است، صياد مي گويد او از سرما هلاك نمي شود، چون نفس زمين گرم شده است. يعني زمستان رو به پايان است و بهار در راه است. هاشم سليمي يادداشتها: - 8 اولريش مارتسف - طبقه بندي قصه هاي ايراني تهران - انتشارات سروش - - 1376 ص 25 - 9 سيداحمد وكيليان - دست نوشته - تهران 1379 - 10 جفري هاوس هولد - بازگشت ده هزار يوناني - (گزنفون ) ترجمه منوچهر اميري تهران 1339 - 11 مينورسكي - 12 هاشم سليمي - زمستان در فرهنگ مردم كردستان - (دست نوشته ) تهران - مركز تحقيقات صدا و سيما