Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791029-50520S2

Date of Document: 2001-01-19

تظاهر كافي است ديگر به خودمان كاپ اخلاق ندهيم درباره جمعه كبود; روزي كه قرمز و آبي با خشم آن را رنگ آميزي كردند * كار خطرناكي انجام شده، يك آينه برابر ديدگانمان قرار گرفته تا به عيان خود را ببينيم. اين غير قابل تحمل است، چرا كه ما هميشه از خودمان درباره خودمان مي شنيديم كه اخلاقي ترين آدم هاي دنياييم * ما كه از صبح تا شب در معرض مهرباني قرا رداريم حق داريم شوكه شويم. فقط معلوم نيست هنگامي كه در خيابان مرداني با مشت و لگد و گاهي چوب و چاقو به جان يكديگر مي افتند، چه كساني دور آنها حلقه مي زنند! بين اين تماشاگران كه همگي از سر لذت و آسودگي، دورتر ايستاده اند هيچ آشنايي پيدا نمي شود. در يكي از برنامه هاي تلويزيوني كه اخيرا شاهد آن بوديم، گزارشگري از كارمندان سازمان هاي مختلف سوال مي كرد: آيا از اينكه براي صرف افطاري به خانه نمي رويد و ناچاريد شام را در محل كار صرف كنيد ناراحت؟ نيستيد بدون استثنا پاسخ مصاحبه شوندگان همين بود: البته خيلي ناراحتيم كه موقع خوردن افطار ميان كانون گرم خانواده حضور نداريم اما بيشتر از آن خوشحاليم چرا كه به مردم خدمت مي كنيم. تماشاگراني كه اين برنامه و نظاير آن را مي ديدند همگي مي دانستند كه حضور در كانون گرم خانواده (كانون گرم خانواده با دراز كشيدن و چرت زدن و چاي نوشيدن كمي متفاوت است ) و نه خدمت به مردم، بيش از آنكه انگيزه واقعي گويندگان جنبه باشد، شعاري دارد. اگر نخواهيم دروغ بگوييم، كار فقط براي خدمت به مردم، بي دستمزد و مزاياي ديگر چندان قابل باور نيست. اما ماهيچكدام از شنيدن شعارهاي كلي و پرشور و بي فايده تعجب نمي كنيم، زيرا اينگونه عادت كرده ايم. يكي از دست اندركاران ورزشي را به برنامه 90 دعوت مي كنند، كه تنها نيامده، كنفوسيوس و مولوي و ديگران را به زحمت انداخته و با خود همراه كرده تا ابزار كافي براي اين نوع از تظاهر به همراه داشته باشد و آنقدر واژه فرهنگ را به كاربرد تا از كثرت استعمال، آن را كاملا از معني ساقط كرد. همان فوتباليست ها هم مواقع ديگر كه براي سخنوري به برنامه اي دعوت مي شوند چنان از معنويت - در حد اعلايش - دم مي زنند كه تماشاگر متحير مي ماند كه اينها چگونه از پس زندگي دنيوي خويش برمي آيند و يا ميليون ها تومان دستمزدشان را اصلا چه طور مي توانند خرج؟ كنند به ياد بياوريد شروع بازي را، گل دادن و بوسيدن و در آغوش گرفتن ها فكر را مي كنم ديدن اين صحنه ها آزاردهنده تر از صحنه هاي خشونت آميز بازي باشد چرا كه دست كم وقتي دو نفر يكديگر را كتك مي زنند شما مي دانيد كه به يكديگر و به ديگران دروغ نمي گويند. حالا، بعد از آن جمعه سراسر كبود كه تيم هاي آبي و قرمز به جان يكديگر افتادند همه به مقادير معتنابهي حيرت زده شده ايم و همه اش اظهار تاسف مي كنيم، شايد هيچكس تا به حال جنگ و جدال نديده است. ما كه از صبح تا شب در معرض مهرباني قرار داريم حق داريم شوكه شويم. فقط معلوم نيست هنگامي كه شب و روز سخنراني هاي آتشين و خشن مي شنويم يا اخباري مملو از قتل و كشتار از صدا و سيما پخش مي شود و يا زماني كه در خيابان مرداني با مشت و لگد و گاهي چوب و چاقو به جان يكديگر مي افتند، چه كساني دور آنها حلقه مي زنند، بين اين تماشاگران كه همگي از سر لذت و آسودگي دورتر ايستاده اند، هيچ آشنايي پيدا نمي شود، همين طور است. گزارشگر مسابقه تشخيص مي دهد ديدن صحنه هاي خشونت آميز فوتبال براي ماخوب چقدر نيست ظريف، چقدر مهربان، چقدر متاسف. اما ممكن است فكر كنيم ورزشكار داخل ميدان بايد با ديگران فرق داشته باشد. چرا اين توقع را؟ داريم مگر فوتباليست ها با فرهنگ همين جامعه رشد؟ نكرده اند مگر تربيت اخلاقي آنها غير از اين تظاهرات كليشه اي معمول بوده؟ است آيا كساني بوده اند كه فرهنگ عميق اسلامي و اخلاقي را به وجود آنان كم كم تزريق؟ كرده اند اصولا چه تعريف درستي از اخلاق ورزشي مي توان ارائه؟ داد حتي اخلاق اجتماعي، سياسي را نمي توان طوري تعريف كرد كه متناقض با آنچه هست نباشد.، آنچه واضح است; همه ما مي دانيم كسي نبايد به كسي ناسزا بگويد. اما آيا براي بعد از آن هم پاسخي؟ داريم كسي كه ناسزا شنيد بايد چه؟ كند رهبري فر مي گويد اگر رافت به برومند فحش داده، پس حقش بوده كه كتك بخورد، يا كمي پيشتر، هنگامي كه بازيكن ملي پوش ما از حريف قطري خود فحش مي شنود و واكنش او ضربه اي است كه به حريف وارد مي كند، همه تحسينش مي كنند. شايد هم رافت از جانب دوستان و نزديكان خود مورد ملامت قرار گيرد كه چرا پاسخ مشت برومند را با مشت محكم تري ؟ نداده ممكن است دوستان استيلي هم او را دلداري دهند كه اگر نوازي ضربه اي زده، ضربه اي هم نوش جان كرده. سالها پيش يك خانم كارگردان ايراني فيلمي را در خارج از كشور ساخته بود. او از اين موضوع شكايت داشت كه بازيگر مرد فيلمش بنابه فيلمنامه عمل بازيگر نمي كرد به هيچ وجه حاضر نمي شد از مرد خارجي ضربه اي بخورد، مي خواست او باشد كه ديگران را كتك مي زند. پيداست كه كتك زدن و كتك نخوردن، خود، نوعي ارزش است. تناقضي كه وجود دارد كاملا آشكار است. ا ما در مواقع مختلف تعبيرات مختلفي وجود دارد. گاه ضارب را با غيرت و حميت مي خوانند و گاه برايش متاسف مي شوند. اگر پدري از پسرش بشنود كه مورد ضرب و شتم دوستش قرارگرفته و در عوض او را نصيحت كرده يا به مدير مدرسه اطلاع داده، قطعا پدر از اوناخشنود پدر مي شود دوست دارد پسرش در جواب يك ضربه، چندين ضربه بزند تا كاملا راضي شود. تربيت مردان ما اين گونه است. اگر اين را نمي پسنديم بايد راهكارهاي عملي و مشخص پيدا كنيم و از آموزش و پرورش ونسل فردا آغاز كنيم. اتفاقاتي نظير اين مسابقه راپيشتر ديده بوديم. خشونت را نه فقط در كوچه و خيابان، كه همه جا و در هر محيطي و از هركسي شاهد بوده ايم. مثلا برنامه گفت وگوي خبري اخبار ساعت ده و نيم شبكه دوم را به خاطربياوريد. شبي كه مدير سازمان كاملا فرهنگي نهضت سوادآموزي ميهمان بود و قرار شد به تلفن هاي مردم پاسخ دهد، يك تماس تلفني پخش شد كه مورد سليقه ايشان نبود و باعث برآشفتگي كامل ايشان شد و روبه مجري برنامه با عصبانيت گفتند: شما نبايد اين تماس روپخش مي كرديد و بعد شروع كردند به تمسخر تماس گيرنده. نزديك تر بياييم، مدير عامل همين باشگاه ها با زيردستانشان چه رفتاري؟ دارند بارها در برنامه هاي تلويزيوني تماشاگر خشونت ورزي مدير يكي از اين دوباشگاه با فوتباليست هايش بوده ايم. اين باشگاه ها با اعضايشان به روشي كاملا ارباب - رعيتي برخورد مي كنند. ما البته نبايد طاقت تحمل به لكنت افتادن فوتباليست ها از ترس مربيانشان و بزرگترهايشان را هم مي داشتيم. گويا براي مطيع كردن ديگران چاره اي غير از خشونت وجود ندارد. اين خشونت است كه فرمان مي دهد و تصميم مي گيرد و نه قانون. به هر حال خلاف هاي ورزشي بايد در دادگاه هاي ورزشي مطرح شوند و در موردشان تصميم گيري شود. جانشين فرمانده نيروي انتظامي به خاطر وظيفه اطلاع رساني به مردم در روز بعداز جمعه كبود از صفحه تلويزيون از تماشاگران فهيم تشكر مي كند وشايعه دستگيري چندتن از بازيكنان را رد مي كند. به همين دليل مردم وقتي از ديگران و راديوهاي خارجي باز هم خبر دستگيري آنها را مي شنوند باور نمي كنند چراكه خشونت نبايد با خشونت پاسخ داده شود. اين هم يك پيشنهاد خشونت آميز براي جلوگيري از آقا خشونت ممنوع كنيد، نگذاريد از يك هفته قبل از مسابقه كسي توي مطبوعات مطلبي درباره اين مسابقه بنويسد. چرا كه دارند مسابقه را زياد حساس مي كنند. در حالي كه در واقع اين مسابقه براي هيچ كدام از ما حساسيتي در برندارد. برخي ديگرازمسئولان ورزشي كشور هم از فوايد تنبيه مي گويند و لابد حالا هم مي دهند همه را از دم خوب تنبيه كنند تا ديگر از اين اتفاقات نادرپيش نيايد. گرچه برخورد و اختلاف بازيكنان مسبوق به مسابقه است اما اين بار سخت آزرده شده ايم. به همين دليل دنبال مقصر مي گرديم، محروميت هاي طولاني مقرر مي كنيم و بعد دقت مي كنيم كه همه چيز طوري تمام شود تا اگر تيم ملي اين بازيكنان خاطي را بخواهد، بتواند ازشان استفاده كند. چندي بعد جام گفت وگوي تمدن ها پيش روي ماست. اما آنچه اين بار همه را سخت به جنب وجوش انداخته عيان شدن ماجراست. ما ديگر نمي توانيم به زور كاپ اخلاق به خودمان بدهيم واز الگوهاي مان صحبت كار كنيم خطرناكي انجام شده، يك آينه برابر ديدگانمان قرار گرفته تا به عيان خود را ببينيم. اين غير قابل تحمل است، چرا كه ما هميشه از خودمان درباره خودمان مي شنيديم كه اخلاقي ترين آدم هاي دنياييم و جور ديگري به خودمان نگاه مي كرديم، پيش از آنكه جمعه كبود مارابا خود آشنا كند. معصومه بيات