Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791028-50512S1

Date of Document: 2001-01-18

گفت وگو با گلاب آدينه، بازيگر تئاتر و سينما; دوست ندارم پادشاه گداها باشم يك بازيگر يا نبايد كار كند يا اگر پذيرفت با كارگرداني كار كند بايد به طور كامل نظرات او را بپذيرد * هميشه دوست داشته ام در بين بازيگراني كه كارشان را به بهترين نحو انجام مي دهند كار من هم قابل توجه باشد * خوشبختانه تا به امروز تنها با كارگردان هايي كار كردم كه به انديشه وكار آنها اطمينان داشته ام اشاره: اگرچه هوشنگ حسامي به شكلي ناگهاني درگذشت و سرنوشت نمايش تازه اش، آنتيگونه در پاريس، در ابهام باقي ماند و از قرار به جشنواره امسال تئاتر نيز نمي رسد، اما نمايش پوف وي همچنان بر صحنه است و قرار است در جشنواره تئاتر نيز در بخش مرور به نمايش درآيد. به همين مناسبت با گلاب آدينه كه از جمله چهره هاي شاخص بازيگري تئاتر و سينماي كشورمان است، گفت وگويي انجام شده كه در پي مي آيد. گروه هنري گفت و گو از: سيدمحمدرضا فهميزي مهمترين ويژگي نمايشنامه پوف كه باعث شد بازي در آن را بپذيريد چه؟ بود تحركي كه در قصه وجود داشت و اين كه بسيار موجز و گويا توانسته بود حرف خود را منتقل كند. روش كار كارگرداني (هوشنگ حسامي ) در اين كار چگونه بود وچقدر به بازيگر آزادي عمل براي ارائه؟ نقش مي داد تحليل درست نقش و خوبو كامل به گوش رساندن كلام نمايش به بيننده خيلي براي ايشان مهم بود. در موردحركات صحنه هم بازيگران درارائه پيشنهادها كاملا آزاد بودند وبه مرور پيشنهادي مناسب انتخاب و حركت را ثابت مي كردند. هنگامي كه براي نخستين بار نمايشنامه را خوانديد تحليلي كه از نقش داشتيدچقدر به ذهنيت كارگردان نزديك؟ بود خيلي زياد چون ترجمه آقاي حسامي با توجه به آشنايي كه با فرهنگ غربي داشتند، آنقدر روان و آشنا بود كه به راحتي فضا و حس و حال را منتقل مي كرد. ضمن اين كه اصل قضيه هم مساله اي مشترك در تمام دنياو براي تمام زنان بود. تغييراتي هم در متن اصلي براي مطابقت دادن آن با فرهنگ ما داده شده؟ بود تنها در حد جايگزيني برخي اصطلاحات مثل: قرو قنبيله براي معادل آمريكايي آن. كلا در زمينه بازيگري به كداميك از دو روش معتقديد: طراحي تمام جزئيات بازي از پيش و عمل مطابق آن يا آفرينش لحظه اي و بداهه پردازي بر مبناي تحليل نقش وحسي كه؟ گرفته ايد به نظرمن هر آنچه كه لازم است بايد قبلادر تمرين رخ داده باشد به نحوي كه نهايتا گروه در تمام طول اجرا، نمايش را تقريبابا حال و هواي ثابتي به صحنه ببرد. اگر چه تا آخرين شب اجرا هم اگر فكر جديدي در جهت بهبود كار به نظر كارگردان يا بازيگران رسيد مي توان آن را اعمال كردو اين با بديهه سازي كه همه چيز تقريبادر لحظه خلق مي شود تفاوت دارد. به عنوان بازيگري قديمي و صاحب سبك تا چه حد به كارگردان اجازه دخالت در طراحي بازي خود را؟ مي دهيد به طور كلي همواره تحليل و نظرات كارگردان از كل قصه و نقش خودم و همچنين شيوه اجرايي او خيلي برايم مهم بوده است چون من به عنوان بازيگر تنهابه بخشي از كار كه نقش خودم باشد توجه مي كنم در صورتي كه كارگردان به كل كار احاطه داردو در برابر آن مسئول است با اين حال زماني نتيجه مطلوبي حاصل مي شود كه هم كارگردان توانايي انتقال درست ومناسبذهنيات خود را داشته باشد وهم متقابلا بازيگريا بازيگران توانايي دريافت آن را. بعداز اينكه احساس كردم اين انتقال صورت گرفته است شروع به انديشيدن راجع به حال و هوا و رفتار و منش نقش مي كنم و راههايي را كه براي ارائه درست و جذاب آن به نظر مي رسد با كارگردان در ميان مي گذارم تا اگر پسنديد آنها را اجرا كنم. يعني تاكنون پيش نيامده كه با كارگرداني بر سر نحوه بازي يا هر موضوع ديگري اختلاف نظر داشته؟ باشيد - خير، خوشبختانه تا به امروز تنها با كارگردان هايي كار كردم كه به انديشه و كار آنها اطمينان داشته ام ضمن اينكه اختلاف نظر را نه تنها مضر نمي دانم، بلكه فكر مي كنم وجودش ضروري است، چون از بطن بحث هايي كه راجع به آن صورت مي گيرد نتايج مفيد و ارزشمندي - براي كل كار - حاصل نهايتا مي شود مي خواهم اين را بگويم كه يك بازيگر يا نبايد كار كند يا اگر پذيرفت با كارگرداني كار كند بايد به طور كامل نظرات او را بپذيرد. فقط بايد شانس آورد و گير كارگردان ناوارد نيفتاد! نقش بازيگر مقابل را در تقويت و تضعيف بازي خودتان يا كل كار تا چه حد؟ مي دانيد - بسيار هميشه زياد دوست داشته ام در بين مجموعه بازيگراني كه كارشان را به بهترين نحو انجام مي دهند كار من هم قابل توجه باشد، نه اينكه در بين بازيگراني كه قدرت كافي براي ارائه نقش ندارند، بدرخشم. به عبارت ديگر هرگز دوست ندارم پادشاه گداها باشم! با تئاتر روز جهان چقدر در ارتباط؟ هستيد - تنها و تنها ارتباط من نمايشنامه ها و مطالب جديدي است كه گاهي اوقات توسط افرادي نظير آقاي حسامي ترجمه مي شد و پرس وجو از كساني كه به تازگي از خارج مي آيند ودر جريان فرهنگي روز هستند. چرا تئاتر و همچنين سينماي ما هرگز بازيگري در سطح بين المللي نداشته؟ است - مهمترين دليل آن نداشتن ارتباط كافي با جريان روز تئاتر دنياست وگرنه بازيگران ما توانايي لازم را دارند. چون آنگونه كه من شنيده ام همين چند نمايشي كه در دو سه سال اخير به خارج از كشور رفته بازتاب خوبي در آنجا داشته است. تا چه حد از كارتان در پوف راضي؟ هستيد - من كه شخصا هر شب از اجرا لذت مي برم، اما اينكه تا چه حد مورد قبول تماشاچي قرار گرفته باشد نمي دانم. آيا در كار آينده حسامي (آنتيگونه در نيويورك ) هم حضور ؟ داريد - خير. خانم رويا نونهالي با ايشان كار مي كنند. از بين دو نقش لورين و طوبي كه اخيرا در تئاتر و سينما اجراي آنها را به عهده داشته ايد كداميك را بيشتر دوست ؟ داشتيد - لورين، را بيشتر دوست دارم چون تئاتر را بيشتر از سينما دوست دارم. يك پرسش نه چندان معمول، خانم آدينه چرا بازي؟ مي كنيد - چون اين حرفه كار، من است و عاشقانه آن را دوست دارم. ريشه اين عشق در؟ كجاست - در علاقه شديدي كه من از كودكي به نمايش و آواز داشتم و متاسفانه نتوانستم آنها را ادامه دهم در نتيجه به سوي بازيگري كشيده شدم. سالها حضور در صحنه تئاتر بايد خاطرات زيادي را هم به همراه داشته باشد. اگر موافقيد گفت وگو را با بيان يكي از اين خاطرات به پايان بريم. -سال 58 كه من در نمايش دايره گچي قفقازي به كارگرداني داريوش فرهنگ بازي مي كردم پيش از آغاز يكي از صحنه ها كه در آن با داريوش ايران نژاد همبازي بودم به طور ناخودآگاه همواره در جاي خاصي بيرون صحنه به انتظار مي ايستادم و اين در طول اجرا براي ايران نژاد تبديل به علامتي شده بود كه مي فهميد كار ما نزديك شده يك است شب در اواخر اجرا نمي دانم به چه دليلي من جاي ديگري ايستاده بودم. در نتيجه ايران نژاد كه مرا در جاي هميشگي نديده بود به تصور اينكه صحنه ما آغاز شده و او جامانده سريعا به روي سن رفت. من تنها يك لحظه ديدم شي متحرك سفيد رنگي (چون لباس او سفيد بود ) به سرعت برق و باد از جلوي چشمم گذشت. مهدي هاشمي و سياوش طهمورث با ديدن ايران نژاد كه با آن سرعت وارد صحنه شده بود از تعجب جا خوردند، چون هنوز نوبت بازي او نبود. از طرفي خودش هم كه مرا روي صحنه نديده بود هاج و واج مانده بود كه چه كند. حال در همين حيص و بيص من كه از شدت خنده در حال انفجار بودم وارد صحنه شده و با همان حال مشغول ايفاي نقش خود شدم. ايران نژاد هم كه اوضاع را چنين ديد بازي خود را با خنده هايي شديدتر از من آغاز كرد. اين درحالي بود كه آن صحنه، صحنه اي كاملا جدي پس بود از آن اتفاق تا ساليان دراز من هر چند شب يك بار كابوس آن صحنه را مي ديدم و به همين خاطر از رفتن روي سن وحشت داشتم.