Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791028-50510S3

Date of Document: 2001-01-18

آسمان شب دنياي تخت و تابدار! اشتباه نكنيد! مقصود از اين تيتر اصلا اين نيست كه دنياي ما آدم هاي ساده و سالم را افرادي كه مخشان تابدار است در دست گرفته اند. نه خير! ما در آسمان شب فقط از نجوم و مسائل آسماني حرف مي زنيم و كاري به زمين زير پايمان منظور نداريم از اين تيتر اشاره به نظريه اي كيهانشناختي است كه مي كوشد سرنوشت آينده گيتي را براساس تخمين جرم موجود در آن پيش بيني كند. قضيه اين است كه شواهد بسياري موجودند كه طبق آنها جهان ما /12 6در ميليارد سال پيش طي رويداد مهيبي مهبانگ كه يا انفجار بزرگ نام گرفت پديد آمد و حالا دانشمندان مي كوشند بفهمند كه آيا در جهان جرم و ماده كافي براي آنكه انبساط حاصل از آن انفجار بزرگ را متوقف كند وجود دارد يا؟ نه چون اگر ماده كافي در گيتي وجود داشته باشد، گرانش مجموع مواد موجود مي توانند كار مايه يا انرژي جنبشي حاصل از انفجار بزرگ را تحليل ببرند، انبساط را متوقف كنند و دنيا را دوباره در يك انقباض بزرگ روي سر خودش آوار كنند. اما بدا به حال جهان اگر ماده كافي در آن نباشد! چون آن قدر انبساط آن ادامه خواهد يافت تا تمام ستاره هاي موجود در گيتي سوخت هسته اي خود را مصرف كنند و حتي سياهچاله ها هم به آرامي در ابديتي بس مهيب به آهستگي تبخير شوند و جهان به قبرستاني صاف و يكدست تبديل شود كه در آن هيچ جنبشي به چشم نخورد و يك دانه فوتون هم نباشد كه كار مايه را از جايي به جايي ديگر انتقال دهد. طبعا هيچ آدم سالمي نمي خواهد كه دنياي زيبا و خوب ما به قبرستان تبديل دانشمندان شود نيز همين طورند و در تمام اين چند دهه اي كه از ارائه فرضيه مهبانگ مي گذرد، تمام اميدشان به اين بود كه در جهان ماده كافي براي توقف انبساط وجود داشته باشد و براي همين هم وجود انواع و اقسام اجرام ناديدني را براي توقف انبساط جهان فرض مي كردند، از كوتوله هاي قهوه اي سياره مانند بگيريد تا انواع و اقسام ماده تاريك و ذرات بنيادي پرجرم. كيهانشناسان، جهاني را كه در آن گرانش كافي براي توقف انبساط وجود داشته باشد جهان تابدار مي نامند، يعني جهاني كه در مقياس بزرگ هندسه آن، آشناي اقليدسي صادق نخواهد زيرا بود در جهان تابدار، گرانش همواره در سنجش هاي بزرگ مقياس مادخالت مي كند و آن را به دو شكل تابدار كروي و زيني جلوه مي دهد. اما در جهان تخت كه ماده كافي براي توقف انبساط ندارد، در نهايت اثر گرانش بر سنجش ها به حداقل مي رسد و در مقياس هاي بزرگ اصول هندسه اقليدسي همچنان پا بر جا مي ماند. از ميان تنها شواهدي كه از عهد انفجار بزرگ هنوز باقي مانده اند، يكي پرتوهاي گرمايي ضعيفي است كه معادل دماي درجه 3 بالاي صفر مطلق هستند و به آنها تابش زمينه ميكروموجي مي گويند. اين تابش به اصطلاح همه جا حاضر است و درواقع انرژي سنگواره شده آن انفجار محسوب مي شود. آشكارسازي آن چندان دشوار نبوده است چون از جمله نخستين تابش هايي بود كه در آغاز عصر پرتو اخترشناسي (راديوآسترونومي ) كشف شد و حتي تلويزيون شما هم چيزي از اين پرتوها را به كمك آنتنش مي گيرد؟ چطور از چندين هزار دانه برفكي كه روي تلويزيون شما (وقتي كه فرستنده هاي تلويزيوني برنامه نداشته باشند ) ديده مي شوند، هميشه تقريبا يكي از آنها حاصل از اثر پارازيت مانند تابش زمينه ميكروموج كيهاني است! تابش زمينه ميكروموجي يكنواخت نيست و در جهات مختلف افت و خيزهايي دارد كه گرچه بسيار بسيار ناچيزند اما ماهواره هايي مانند كوبي مي توانستند اين افت و خيزها را آشكار كنند. پردازش تصويري داده هاي ماهواره كوبي لكه هاي نامنظمي را نشان مي دادند كه به عقيده اخترشناسان درواقع هاي نطفه چيزي بودند كه بعدها ابر خوشه هاي كهكشاني را پديد آوردند. اما حساسيت سنجشگرهاي كوبي آنقدر نبود كه بتواند جزئيات بيشتري را در اين لكه هاي نامنظم تفكيك كند. اين كار به تازگي توسط بالني تحقيقاتي كه در قاره جنوبگان (قطب جنوب ) طي ده روز متوالي به رصد پرداخت انجام شده است. مقايسه يافته هاي اين بالن تحقيقاتي كه بومرنگ نام دارد با شبيه سازي هاي رايانه اي وضعيت جهان براي حالت هاي تخت و تابدار نشان از آن دارد كه جهان ما بدبختانه تخت است و انبساط گيتي تا ابد ادامه خواهد داشت. تفاوت محسوس در اين سه تصوير شبيه سازي شده و تصويري كه بومرنگ از پهنه اي به وسعت 25 درجه از آسمان گرفته است در ابعاد لكه هاي نامنظمي نهفته است كه در فرضيه جهان هاي تخت و تابدار در آغاز پيدايش جهان بايد پديد مي آمدند. در جهان تابدار كروي ابعاد ساختارها بزرگ تر از حالت هاي تخت و زيني است. حسين عليزاده غريب