Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791028-50509S1

Date of Document: 2001-01-18

با كودكان طلاق چگونه رفتار؟ كنيم طلاق و كودكان طلاق، تغييري اساسي و اغلب نوعي تحول تلخ و دردناك در دنياي كودكان است. حتي زماني كه جدايي بين والدين با توافق يكديگر و كاملا دوستانه مي باشد. به نظر كودك، طلاق نه تنها پايان زندگي مشترك با پدر و مادر بلكه از دست دادن خانواده است كه به احساس ناراحتي، عصبانيت و افسردگي در او مي انجامد. در اين زمينه، والدين بايد براي كمك به كودكي كه با اين مقوله تلخ مواجه شده است، با يكديگر همكاري نمايند. داشتن برنامه تربيتي هماهنگ و يكسان امري كاملا ضروري است. تا چه اندازه بايد كودك را از تصميم به طلاق آگاه؟ نمود درست زماني كه براي جدايي تصميم خود را گرفته ايد، فرزندان خود را از اين تصميم آگاه نماييد. اگر چه روش دقيقي براي اين كار وجود ندارد اما بهتر است پدر و مادر زماني كه در مورد طلاق با فرزندان خود صحبت هر مي نمايند، دو حضور داشته باشند و دقت كنند كه هيچ گونه اختلاف شخصي در اين گفت وگو دخيل نباشد. اين پيام ممكن است بدترين خبري باشد كه كودك در سراسر عمرش مي شنود، اما اگر شما كاملا با آرامش و دقت اين شرايط را كنترل كنيد، به كودكتان كمك خواهيد نمود تا دچار مشكلات و ناراحتي هاي احساسي نشود. در هر شرايطي صحبت در مورد طلاق به طور طبيعي براي كودك عذابآور است. بنابراين بهتر است پدر يا مادر به كودك خود چنين بگويد: مامان و بابا همديگر را دوست داشتند و زندگي بسيار شادي داشتيم. اما اكنون مساله اي سبب شده كه ديگر خوشحال نيستيم و سعي مي كنيم جدا از هم بازهم زندگي شادي را آغاز كنيم. مشكلي بين ما بوجود آمده است اما اين باعث نمي شود تا ما هميشه ترا ترك كنيم. ما همواره پدر و مادرت خواهيم بود و هميشه دوستت داريم و مراقبت هستيم. بهتر است والدين در هنگام صحبت با كودك به او تاكيد كنند كه در مورد اين طلاق و قطع رابطه او به هيچ وجه مقصر اين نيست موضوع بسيار حائز اهميت است زيرا كودكان در اين شرايط تمايل دارند كه خود را در شكست و ناكامي والدين خود مقصر بدانند و خود را سرزنش كنند. در نهايت ممكن است فرزندتان احساس كند كه شما او را به طور موقت مورد عشق و محبت خود قرار مي دهيد. بنابراين كاملا با اطمينان به او بگوييد كه حتي اگر شما در حال جدايي از يكديگر هستيد اما عشق تان نسبت به او هرگز از بين نمي رود و اين عشق دائمي و پايدار اگر است فرزندتان در مورد تصميم شما به جدايي سوالاتي را پرسيد، بايد كاملا به اين سوالات پاسخ دهيد اما هيچگاه او را نترسانيد. زيرا آنان براي تحولات در زندگي جديد آماده احساسات مي شوند خود را كنترل كنيد و مطابق با شرايط سني اش صادقانه به سوالاتش پاسخ دهيد. به خاطر داشته باشيد كه كودكان نيازي به دانستن تمام جزئيات ندارند اما بايد تا اندازه اي آنها را آگاه كنيد. به طوري كه بدانند كه اگر چه پدر و مادر از هم جدا مي شوند اما شما به هيچ وجه از آنها جدا نمي شويد. آيا والدين بايد در برابر كودكان با يكديگر به بحث و جدل؟ بپردازند اگر چه گاهي بحث و مشاجره بين والدين در برابر كودكان امري منطقي است و حتي در خانواده سالم وجود چنين مباحثاتي كاملا عادي به نظر مي رسد، اما زندگي كردن در ميدان جنگي كه سراسرش دشمني، تنفر و درگيريهاي بي پايان است، فشار روحي شديدي را بر كودكان وارد مي آورد. وقايع تلخ و فراموش نشدني نظير دادو فرياد به راه انداختن، جنگيدن، مشاجرات پي درپي و خشونت پيامدي جز ترس و نگراني براي كودك ندارد. كودكان به دليل فائق نيامدن بر اين گونه وحشت ها در مراحل زندگي خود دچار نوعي نگراني و ناراحتي احساسي خواهند شد. همچنين مشاهده دشمني و جنگ و دعواي پدر و مادر براي كودكاني كه با خشم و عصبانيت خود دست و پنجه نرم مي كنند، مي تواند تاثير نامطلوبي داشته باشد. زماني كه والدين در زندگي روبه زوال خود با يكديگر به مبارزه برمي خيزند، كودكاني كه درگير غم از دست دادن خانواده خود هستند، با اين كشمكشها نيز مواجه مي شوند. در چنين شرايطي آنها قادر نخواهند بود برفشارهاي عصبي حاصل از فروپاشي خانواده و علاوه بر آن خشونت، ترس، غم و افسردگي فائق آيند و اين سببمي شود تا كودكي نگران، پريشان، بي اراده بيش، از حد درون گرا و درخود فرورفته به جامعه قدم بگذارد. والدين چگونه مي توانند به فرزند خود كمك نمايند تا باشرايطجديد زندگي خود هماهنگ؟ شود با توجه به اينكه طلاق تحول عظيمي در زندگي كودك به حساب مي آيد به ويژه در شرايطي كه كودك يك شبه از محيط اصلي زندگي خود جدا مي شود، تغيير در ساختار زندگي بايد بتدريج و بادقت و توجه خاصي انجام پذيرد و انتقال از يك محيط به محيط ديگر بايد تا حد امكان به آرامي و به سادگي باشد. نكاتي كه در ذيل به آنها اشاره مي شود، علائمي هستند كه كودكان در سنين خاص از خود بروز مي دهند. توجه به اين علائم سبب مي شود تا والدين بدانند چگونه ساختار جديد زندگي خود راتنظيم نمايند: پيش دبستاني ها: كودكان از زمان تولد تا 2 سالگي نيازمند زندگي ثابت و منسجم مي باشند. اگر شرايط زندگي كودكان در اين سنين به گونه اي باشد كه مدت زيادي ازوالدين خود دور بمانند، اغلب احساس مي كنند كه رها شده اند و دراين حالت نمي توانند به ديگران اعتماد كنند. در اين دوره سني مشكلات كودك ممكن است بصورت بهانه گيري، گريه كردن، اختلال در خواب و تغذيه آشكار گردد. همچنين جدايي دراز مدت به تدريج سبب مي شود تا كودك كاملا درون گراو وابسته به ديگران باشد. كودكان بين 2 تا 4 سالگي به توجه و مراقبت خاصي نياز دارند. اما همچنانكه حافظه دراز مدت و مهارتهاي زباني كودك پيشرفت مي كند، او مستقل تر علائم مي شود مشكلات ممكن است شامل ترس فراوان از رها شدن، بازگشت به رفتارهاي كودكانه تر مانند مكيدن انگشت، مدفوع دوستي و بدخوابي باشد. بهانه گيري و عصبانيت حتي در والدين هم ديده مي شود. همچنين كودكان در اين سنين به گريه هاي پي درپي، پرخاشگري و بدخلقي روي مي آورند. كودكان پيش دبستاني: كودك در سنين 6 تا 8 سالگي نياز دارد زماني را به طورجداگانه با پدر و مادر خود بگذراندتا اطمينان يابد كه مورد توجه و لطف آنان مي باشد و والدين او را كاملا دوست دارند. در اين گروه سني بي طرفي مقوله اي است كه كودكان كاملا موافق آن هستند، حتي ممكن است بخواهند اوقات خود را به طور مساوي با پدر و مادر به طور جداگانه بگذرانند. همچنين آنان تمايل دارند كه در موردمسائلي از قبيل: چه كسي مقصر است و چه كسي مورد ظلم واقع شده است، اظهار نظر نمايند. اگر كودكي اظهار تمايل كرد كه اميدوار است مجددا پدر و مادر با هم باشند، شما مي توانيد او را مطمئن سازيد كه مي تواند به طور جداگانه اوقاتي را با پدر و مادر باشد و اين به او كمك مي كند تا شرايط زندگي دو خانواده اي را بپذيرد. نارضايتي و ناراحتي كودك ممكن است به صورت خشم، عصبانيت و رفتارهاي تهاجمي رخ بنمايد. كشمكش باهمسالان، مشكلاتي در مدرسه و يا دردهاي جسماني از قبيل معده درد يا سردرد، مشكلاتي هستند كه كودكان در اين سنين با آنها مواجه مي شوند. زماني كه كودك به دوره سني 9 تا 12 سالگي قدم مي گذارد بيشتر در فعاليتهايي شركت مي كند كه مستقل از والدينش باشد. وقتي كه والديني كه درحال جدا شدن از هم هستند، در كنار يكديگر زندگي مي كنند، تقسيم زمان به ميزان مساوي موثر واقع اما مي شود كودكان قبل از ده سالگي ممكن است نيازمند برنامه منظمي در جهت سازگاري با محيط و شرايط در حال تغيير زندگي خود باشند. مدرسه، تمايلات اجتماعي ودوستي هابراي كودكان در دوره سني 9 تا 12 سالگي در اولويت قرار مي گيرند. ممكن است آنها از تقسيم زمان به طور مساوي براي پدر و مادر اجتناب كنند و حتي ممكن است سعي كنند همواره از آنان دور باشند. والدين بايد انتظار چنين رفتاري را داشته باشند ودر اين شرايط فكر نكنند كه فقط در مورد آنان چنين اتفاقي افتاده علائم است مشكلات در اين گروه سني شامل عدم سازگاري با همسن و سالان، تنهايي، افسردگي، عصبانيت يا بيماريهاي جسماني مانند سردرد يا معده درد و مشكلات آموزشي باشد. همچنين در اين شرايط كودك تمايل دارد نقش معكوسي را به عهده بگيرد. به طوري كه به مراقبت از والدين خود مي پردازد. نوجوانان: نوجوان 12 تا 15 ساله نيازمند حمايت كامل از سوي هم پدر وهم مادر مي باشد. اما ممكن است تمايلي نداشته باشد كه به طور مساوي با آنان ارتباط برقرار كند. ممكن است او در مورد طلاق پدر يا مادر يا هر دوي آنها را مورد سرزنش قرار دهد وابراز كندكه مايل است فقط در منزل يكي از آنان زندگي كند و يا دائما در حال جابجايي باشد افسردگي، بداخلاقي، مشكلاتي در مصرف مدرسه، الكل يا استعمال مواد مخدر، مشكلات جنسي و يا رفتارهاي مخالفت آميزو متضاد، علائم قابل توجهي مي باشند. زماني كه نوجوان به سنين 15 تا 18 سالگي مي رسد بيشتر نگران تثبيت استقلال خود مي شود و خود را درگير فعاليتهاي اجتماعي و امور تحصيلي مي نمايد. ممكن است در اين سنين نوجوان تاب تحمل مشكلات والدين خود را نداشته باشد. اگر چه هنوز هم نيازمند حمايت جدي والدين خود مي باشد، اما ديگر تمايلي ندارد كه در مورد مسائل آنان نگراني داشته پدر باشد و مادر در اين شرايط مي توانند در مورد احساساتش با او صحبت نمايند و از اين طريق به او كمك اگر كنند چه در اين سنين نوجوانان مشتاق هستند، شاهد خوشحالي پدر و مادر خود باشند، اما ممكن است احساسات متفاوتي را براي ملاقات با آنها ابراز كنند. حتي ممكن است احساس كنند ملاقات با يكي از والدين خيانت نسبت به ديگري است. نوجوانان كه دچار مشكلاتي نظير مشكلات رفتاري، افسردگي حاد، مشكلاتي در امور تحصيلي، فرار از منزل و درگيري با قانون مي شوند، شديدا نيازمند حمايت و كمك والدين مي باشند. در صورتي كه كودكان طلاق را، نپذيرند، وظيفه والدين ؟ چيست مهم نيست كه روابط شما با همسر سابق تان چقدر كم و يا پر دردسر است و يا چقدر با صبروحوصله براي كودكتان توضيح داده ايد كه طلاق آخرين راه حل است، اما كودك همواره اميدوار است كه پدر و مادرش مجددابا هم زندگي كنند. اگر چه اظهار تاسف و ناراحتي براي از دست دادن خانواده اي سالم و پرنشاط امري عادي و طبيعي است اما با گذشت زمان بهتر است هم والدين و هم كودك تغيير شرايط را بپذيرند. ناراحتي و نگراني ناشي از طلاق در كودكان به 3 گروه تقسيم بندي شده اند: ناراحتي كوتاه مدت: به دنبال متاركه پدر و مادر كودكان كم سن و سال ممكن است دچار غم و غصه، ترس، نگراني، بدخوابي و اختلال در تغذيه گردند. گروه سني بالاتر مشكلاتي نظير مسائل اخلاقي و عصبانيت خواهند داشت و تمايل به كنترل ديگران در آنان مشاهده مي شود. گاهي نيز به كناره گيري روي مي آورند. پيامدهاي ناشي از طلاق ممكن است با گذشت چند هفته تا يكسال از بين بروند. اگر چه اغلب كودكان با كمك والدين خود مي توانند بر اين قبيل مشكلات غلبه كنند، اما تعدادي از آنان نيز به مشاوره و راهنمايي روانشناسان متخصص نياز دارند. ناراحتي درازمدت: زماني كه علائم ناراحتي فروكش نمي كند و حتي به نظر مي رسد كه بدتر هم شده است، والدين بايد در مورد شرايط زندگي خود تدابير جديدي را اتخاذ كنند و به اين نيز توجه داشته باشندكه خودشان چگونه با ناراحتي ناشي از طلاق برخورد كرده اند، كودكان اغلب عكس العمل پدر و مادر خود را الگو قرار مي دهند و يا مانند آنها نگرانيهاي حاصل از طلاق را تجربه مي كنند. تعدادي از اين كودكان خود به گونه اي مشكلشان را حل مي كنند اما تعدادي به مراقبت و كمك والدين خود نياز اگر دارند ناراحتي كودك از مشاهده غم و پريشاني پدر يا مادرش به وجود آمده باشد، بهتر است آنان به روانشناسي مراجعه كنند و از او كمك بخواهند. با اين كار مي توانند علاوه بر حل مشكلات خود، ناراحتي كودك را نيز تا حدودي برطرف كنند. همچنين به خاطر داشته باشيد كه غم و ناراحتي ناشي از طلاق، در بسياري از كودكان به صورت مشكلات حادي در دوران بلوغ آشكار خواهد گرديد. مشكلات حاد: زماني كه كودك درگيري شديد بين پدر و مادر خود را مشاهده مي كند، ممكن است خود را سرزنش كند، همواره درباره مرگ صحبت كند، كابوسهاي شبانه به سراغش بيايد و دچار اختلالات تغذيه اي شود، حتي ممكن است در اين شرايط كودك دچار ترس و وحشت گردد و اعتماد به نفس خود را از دست بدهد. كودكان 6 تا 12 ساله گرفتار مشكلات احساسي، رفتاري و آموزشي مي شوند. حتي گروهي نيز دست به سرقت مي زنند. بطوريكه در مواردي كنترل آنان توسط پدر و مادر بسيار مشكل مي شود. نوجوانان ترجيح مي دهند همواره مكان زندگي خود را عوض كنند و در بعضي شرايط از منزل فرار مي كنند. اين قبيل نوجوانان نيازمند حمايت و كمك روانشناسان و مشاوران تربيتي هم به طور خصوصي و هم در حضور والدين خود مي باشند و مي توان گفت كه تمامي اين مشكلات خطرناك از ناراحتي والدين و شرايط نامطلوب زندگي كودك بوجود آمده اند. نويسنده: آيلين ريموند مترجم: الهامروشن پور منبع: اينترنت