Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791028-50507S2

Date of Document: 2001-01-18

دامنه وسيع مقصد به مناسبت برپايي نمايشگاه آثار نقاشي ميهن بهرامي در موزه رضاعباسي منتقد كسي است كه ذات، ريشه، خاستگاه وتاريخ يك هنر را بشناسد. ميهن بهرامي فارغ التحصيل دكتراي فلسفه است و در رشته هاي مجسمه سازي و خوشنويسي در مدرسه هنرهاي زيبا به تحصيل پرداخته و رشته نقاشي را نيز نزد استاد جعفر پتگر آموخته است. اكنون نمايشگاهي تابلوي 15شامل رنگ روغن در قالب موضوعات مختلف از اين هنرمند در موزه رضا عباسي برپاست. ميهن بهرامي كار نقد سينمايي را به مدت 33 سال نگارش فيلمنامه 25 سينمايي و تلويزيوني و انتشار دومجموعه داستان كوتاه و.. در كارنامه فعاليت هاي هنري خويش دارد. اين هنرمند مي گويد: اكنون با سه دسته آثار نقاشي روبه رو هستيم. اول: نقاشي تاريخي و مربوط به زمينه نگار دوم ايراني: نقاشي، كمال الملك و پس از آن و سوم: نوعي نقاشي كه ادعاي مدرنيسم در دارد دوبخش اول، استادان شناخته شده اي وجود دارند، همانند استادي كه من نقاشي ر ا نزد او ملاحظه فراگرفتم مي كنيد كه هيچ يك از اين استادان اظهار نظري نمي كنند و چيزي نمي نويسند. يعني نقد در كارشان نيست. در زمينه آثار مدرنيسم نيز كه خاستگاه وريشه هاي شناخته شده مغرب آن، زمين است، بايد گفت اگرچه ما در تاريخ نقاشي مان رگه هايي از سوررئاليسم داريم، ولي فاقد پايگاه محكم و پابرجايي كه درآن، مدرنيسم به مفهوم غربي خود شناخته شده باشد، هستيم. وي در ادامه مي گويد: در زمينه همين مدرنيسمي كه در كشور ما مورد ادعاست، چنانچه دقت كنيد متوجه مي شويد هرگز مباحث تحليلي بوجود نيامده است. يعني نقاش ايراني سعي مي كند به نوعي كارش را با مدرنيسم رايج در غرب ارتباط دهد، در حالي كه اين پرسش مطرح است چنين فردي چه اندازه مي تواند تاريخ نقاشي سرزمين اش را شناسايي كند و روشهاي تفكر آن را با مدرنيسم؟ بسنجد بهرامي ادامه مي دهد: براي مثال اگر مطالعه دقيقي بر روي شعر مولانا داشته باشيم، فقط به راحتي مي توانيم ارتباط اشعار وي را با فلسفه هاي فكري عميق و متداخل در عرصه فكر متافيزيكي بسنجيم; همانطور كه دانشمندان بسياري در سرزمين ما اين كار ظريف و دقيق ودانش پژوهانه را انجام ولي دادند در سرزمين ما حتي يك تحقيق مختصر در زمينه فلسفه فكري نگارگري در ايران و يا در مورد سير تحول مينياتورو رابطه آن بافرهنگ كلي مشرق زمين و تفكر ديني و متافيزيكي انجام نگرفته حال است چگونه مامي توانيم از يك مرحله دور تاريخي به يك مرحله پيشرفته عصر حاضر جست بزنيم. به عبارتي، غيرممكن است كسي اصول و پايه هاي نقاشي كلاسيك را درك نكرده و فرهنگهاي پايه اي سرزمين اش را نيز شناسايي نكرده باشد اما بتواند يك اثر ايراني ارائه دهد. مثلا اگر پيكاسو به عنوان يكي از پيشروان هنر نقاشي امروز به حساب مي آيد، بايد در تاريخ زندگي اين نقاش اسپانيايي الاصل مقيم فرانسه تحقيق كرد وديد كه او تقريبا بخش عمده اي از عمرش را به كار در زمينه نقاشي واقعيت گراي متفكر گذرانده است. و چنين است احوال نقاشان ديگر از اين دسته; مانند براك و ماتيس. اين هنرمند وضعيت امروز نقاشي ايران را چنين ارزيابي مي كند: براي آن كه بدانيم سطح نقاشي نوپردازان امروز چگونه است، مي توانيم به آزمايش ساده اي دست بزنيم. يعني حدود هزار تابلو با سبك مدرن را از نمايشگاههاي مختلف انتخاب كرده و امضاء آنها را حذف كنيم وعنواني كه بر اثر گذاشته شده را نيز ناديده بگيريم، آنگاه متوجه مي شويم هيچ يك از اين آثار خصوصيت ونشانه اي در معرفي خود ندارند ودر زمينه فن يا هدف بوجود آورنده نيز داراي تفاوتي نيستند. طبيعت در آثار ميهن بهرامي از جايگاه ويژه اي برخوردار است و رنگهاي به كار رفته در تابلوها به گفته خود نقاش، بر اساس مقداري مطالعه بر روي كتابهاي مختلف جهان در اين زمينه است. عنوان يكي از آثار به نمايش درآمده از بهرامي، رزسفيد xمتر ( ) 21است. اين اثر در نگاه اول از نظر فن نقاشي تركيب خاصي دارد. به طوري كه گلهاي درشت جلو آمده، با توجه به تاريخ نگار ايران و كار طراحان گذشته چون حسين الطافي تركيب شده و كمپوزيسيون يافته است. در حالي كه سمت راست تابلو، كاملا به روش انتزاعي ترسيم شده اند. اين در حالي است كه شايد نگاه عمومي چنين تفاوتي را احساس نكند. در واقع بخشي از اين تابلو، مانند مينياتور و بخشي ديگر مثل آبستره كار شده است. ولي تركيب آن به گونه اي است كه مخاطب را آزار نمي دهد. بهرامي در اين زمينه مي گويد: در مورد تابلوي رز سفيد، مايلم مطلبي را بيان كنم. اين تابلو در زمان حيات زنده ياد محمدعلي فردين توسط خواهر هنرمندش فاطمه نوري كه در فيلم جستجوگر ساخته همسرم ( متوسلاني ) نقش زن فيلم را ايفا كرده است، به من سفارش داده شد. خانم نوري اين تابلو رابه عنوان هديه تولد برادرش (مرحوم فردين ) در نظر داشت. تابلوي رز سفيد در حدود يك سال در دست تهيه بود و من همواره اين تاسف را خواهم داشت كه در زمان حيات آقاي فردين به دستشان نرسيد. در تابلوي ديگر از ميهن بهرامي كه گراور شده، دامنه مقصد نقاش را نشان مي دهد كه تا چه حد مي تواند دامنه وسيعي باشد. در اين تركيبهاي اثر، قابل ديدي از لحاظ مثلث، رنگ ،، نور خط و قرارگرفتن شي ء در آن ديده مي شوند. مجموع اين بي آنكه تركيبها، به شكل خاص خود را معرفي كنند، به صورت يك همسرايي در خدمت مقصدند. مثلث روشني از سفيدي ظاهر شده و خود را با سفيد و سياه تركيب كرده است. پيكر پرنده سياه نيز كه در وسط تابلو قرار گرفته، ضمن اينكه رنگهاي سياه و لاجوردي تيره را كامل كرده، با تمام تركيبهاي مثلث همخوان مي شود. در واقع منظور نقاش، ضمن ارائه پيامي از تمامي تاريخ نقاشي ايران، برانگيختن تفكر بيننده وتوجه دادن او به نوعي زيبايي متافيزيكي و تا حدي فراواقعيتي است.