Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791027-50503S2

Date of Document: 2001-01-17

شهر تمدن، و روشنفكران ( بخش آخر ) پروفسور گي بورژل در شهرهاي كشورهاي توسعه يافته ما دوره انتقال شهر ابزاري به شهر اجتماعي را پشت سر گذاشته ايم، به اين مفهوم كه ما از شهرهاي اقتصادي و ابزاري به شهرهاي فرهنگي و اجتماعي گذر كرده ايم. البته بايدتوجه داشت روندي كه در شهرهاي كشورهاي درحال توسعه همچون تهران طي شده است با فرايندي كه در اروپا وجود داشت تفاوت دارد. من يك جغرافيدان هستم و درخصوص محل يابي و تعيين وقت و تعيين جايگاه، مطالعاتي دارم. چهل سال پيش يك جغرافيدان نظرات خود را در خصوص تنظيم امور ارضي و اجراي طرح هاي مربوطه به عنوان يك متخصص مي توانست بيان كند، ولي كسي به اين توصيه ها و نظرات توجهي نشان نمي داد. يكي از جامعه شناسان موضوع شهرنشيني با افكار ملايم را بيان كرده كه متضاد شهرنشيني با افكار شديد است. يعني وقتي جامعه شناس يا كارشناس موضوعي را مشخص مي كند طرح او براي مصارف و منافع عمومي بايد اجرا در شود غير اين صورت شهرنشيني با افكار ملايم مطرح مي شود. به اين معنا كه طرح ها بايد متناسب با جامعه و مقتضيات آن انتخاب و اجرا شود. درخصوص تناسب بين گفتگو، شهر و تمدن، گفتگو بين كارگزاران وجود دارد كه توضيح خواهم داد. موضوع اول مربوط به نقش ميانجي بين بازيگران اجتماعي، سياسي و اقتصادي است. شهر را مي توان به عنوان يك مثلث سه گوش حساب كرد كه در سه گوشه آن بازيگران اقتصادي سياسي، و اجتماعي قرار گرفته اند. نقش بازيگران اقتصادي به دست آوردن سود است. اگر نقش آنها را به عنوان سودآوري ممنوع كنيم و اين نقش منطقي را از آنها بگيريم (همچون جامعه شوروي در گذشته ) با تحريف هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي خطرناكي روبه رو مي شويم. بازيگران اجتماعي ما هستيم و ميليونها خانواده در شهر تهران است و اين بازيگران اجتماعي نقش مهم و گاهي مبهم دارند. مثلادر كشور فرانسه مشاركت مردم به عنوان بازيگران اجتماعي بسيار زياد است و سهم و نقش بازيگران اجتماعي در اين جامعه بسيار بالاست. بخش سوم بازيگران سياسي هستند كه درواقع سازمان دهنده بين عوامل ذكر شده مي باشند. يعني سازماندهي بين بازيگران اجتماعي و اقتصادي. بازيگران سياسي نقش ويژه اي دارند. مفهوم استبداد روشنگرانه به نقش بازيگران سياسي مربوط مي شود. مثلا شاه عباس يا كوروش در عين استبداد اين روشنگري را داشتند كه اگر قدرت و منابع داشته باشند مي توانند تحولات لازم را انجام دهند. در بين اين سه عامل اقتصادي، اجتماعي و سياسي نقش ما به عنوان محقق و متخصص نقش ميانجيگر و ايجاد ارتباط بين اين سه عامل است. در شهرداري هاي فرانسه كار محققان و متخصصان، ايجاد ارتباط بين اين سه عامل است و البته نقش ارائه دهنده طرحها را نيز دارند. موضوع مهم درخصوص گفتگو، همان نقش ميانجيگري بين عوامل سياسي، اقتصادي واجتماعي است. محققان بايد هماهنگي لازم در اجراي نقش ارتباط دهنده بين عوامل مختلف اقتصادي سياسي، واجتماعي و مفهوم اصلي گفتگو به وجود آورند. موضوع دوم، به گفتگو در سطح بين المللي اشاره دارد. پس نقش دوم متخصصان و كارشناسان ابراز نظرات خود در كشورهاي با خارجي، درنظر گرفتن منافع ملي خود و منافع سايرين در مي باشد اينجا بايد به يك برداشت اشتباه اشاره كنم كه مربوط به جهاني شدن اقتصاد بايد است گفت وقتي صحبت از جهاني شدن اقتصاد مي كنيم اين به آن مفهوم نيست كه فرهنگ ها، برداشت ها و مدل هاي مصرف اجتماعي حتما بايد همسان باشد. وقتي ما صحبت از جهاني شدن مي كنيم اين نيست كه ميراث فرهنگي ما با جوامع ديگر بايد همسان باشد. لذا نقش ما به عنوان كارشناس و روشنفكر، بايستي اين نكته باشد كه ضرورت گفتگو را درك كنيم و جهت انجام اين گفتگو بايد سعي كنيم كه واقعيت هاي موجود را در خصوص جوامع مختلف بيان و بر مبناي آن عمل كنيم. مثلا ما محققان ايراني و فرانسوي مي توانيم با در اختيار گذاردن تجارب خود با يكديگر گفتگو داشته باشيم. در خاتمه بايد به نقش موسساتي كه مي توانند نقش ميانجي را ايفا كنند نيز اشاره كنيم. موسساتي چون موسسه پژوهشي فرهنگ، هنر و ارتباطات نقش بسيار مهمي در جهت ايجاد ارتباط بين بازيگران اقتصادي، اجتماعي و سياسي دارند و علاوه بر آن نقش ميانجي در سطح كارگزاران بين المللي را نيز ايفا مي كند. اين امر به آن دليل است كه موسسات دانشگاهي عمدتا علاقه زيادي براي ميانجيگري بين اين عوامل نشان نمي دهند و گردهمايي هايي كه انجام مي گيرد معمولا درخارج از دانشگاهها و توسط موسسات مطالعاتي انجام مي شود. لذا اين موسسات مي توانند نقش بسيار ارزشمند در ايجاد هماهنگي و ارتباط بين متخصصين كشورهاي مختلف انجام دهند.