Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791027-50497S2

Date of Document: 2001-01-17

در سيما، از موسيقي نواحي خبري نيست به انگيزه برگزاري جشنواره موسيقي نواحي مايسا محمدي، نوازنده نخست دو تار از تركمن در جشنواره موسيقي نواحي درآمد: دومين جشنواره موسيقي نواحي در حالي در كرمان به كار خود پايان داد كه سخن و بحث درباره اين موسيقي و چگونگي نهادينه ساختن آن وجلوگيري از تحريف و نيز تبليغ و ترويج آن در جامعه موسيقي درگرفته است. آنچه اين روزها محل نزاع است، نحوه موضع گيري صدا و سيما و نوع تبليغ و ترويج اين گونه موسيقي از اين رسانه مهم و فراگير است. اگر بخواهيم از ديدگاه محافظه كارانه هم نگاه كنيم، موسيقي نواحي و ساختار و ساخت مايه هاي آن بر سنت مذهبي استوار است. در كمتر نغمه و شعر موسيقي نواحي است كه نعت و مدح ائمه نيامده باشد، لذا بديهي است كه ترويج اين موسيقي، به نوعي ترويج تفكر مذهبي است. براي نمونه استاد امرالله شاه ابراهيمي در همين جشنواره نغمه معروف علي گويم، علي جويم را با تنبور خواند و صحنه و سالن را در فضايي روحاني فرو برد. نمي خواهيم بگوييم تمام صداوسيما موسيقي نواحي باشد، اما اين يك انتظار طبيعي است كه يك مركز فرهنگي بزرگ كه يكي از وظايفش جريان سازي مثبت و خطدهي در هر هنري است، به اين وظيفه نيز توجه كند و از كارهاي باري به هر جهت كه به به و چه چه برخي ها را بلند مي كند، بپرهيزد. گزارش زير پس از برپايي جشنواره موسيقي نواحي تهيه شده و به چگونگي حفظ و ترويج آن مي پردازد. گروه هنري سالهاي سال و قرنهاست كه نغمه هاي دلنشين موسيقي در گوشه گوشه ايران بزرگ از سينه هاي پدران، گذر كرده و به ما رسيده است. اكنون پس از گذشتن سالها اين نواها ارزشي بسيار بالاتر از نغمه و آهنگ در خود نهفته دارد. اين نغمه ها فرهنگ يك قوم را در خود گنجانده است و روايتي است گوشنواز از شرح شاديها، جنگها، غمها، شكستها و پيروزيهاي يك ملت كه در همه حال نيازها را طي اين دوره برآورده كرده است، بي مهري است اگر بگذاريم اين موسيقي در معرض نابودي و فراموشي قرار گيرد، در حالي كه اگر ما نقش و وظيفه خود را در جهت حفظ و كمال آن ايفا كنيم، مطمئنا نيازهاي ما را نيز برآورده خواهد كرد. بسيار دردآوراست كه برخي مسئولان امور فرهنگي كشور راه ارضاء و جذب جوانان در برابر فرهنگهاي بيگانه را در ارائه و حمايت از موسيقي بي هويتي يافته اند كه به نوعي از همان فرهنگهاي بيگانه گرفته شده است. مليحه سعيدي (آهنگساز ) مي گويد: دست اندركاران وزارت ارشاد و ديگر مجامع موسيقي كشور وظيفه دارند اين موسيقي را حفظ كنند. در حال حاضر موسيقي سنتي و با اصالت ما در حال از بين رفتن است. اين درست است كه بايد ذائقه مردم را در نظر گرفت، ولي موسيقي با اصالت بايد به هر ترتيب حفظ شود و از طريق صداوسيما اين آيينها و سازها و ديگر جذابيت هاي موسيقي نواحي نمايش داده شود. سعيدي، ضمن تاكيد بر لزوم برنامه ريزي صحيح در اين زمينه مي گويد: حركتهايي كه انجام مي شود، بسيار مقطعي و بدون برنامه ريزي است. برگزاري جشنواره در صورتي كه با برنامه ريزي باشد و مواد امتحاني و آنچه كه مورد آزمايش و امتحان قرار مي گيرد دقيقا تعيين شود تا بتوان شركت كنندگان در مسابقه را مورد مقايسه قرار داد، بسيار مي تواند مفيد باشد. صديق تعريف از خوانندگان مشهور موسيقي سنتي مي گويد: برگزاري اين جشنواره ها چنانچه پشتوانه فرهنگي جدي داشته باشد و محدود به يك برنامه چند روزه نشود، في نفسه يك اتفاق خيلي خوب است. اما لازم است كه به اين جشنواره ها از طريق رسانه ها از جمله صدا و سيما پوشش وسيع داده شود و محدود به پخش چند خبر كوتاه در ساعات غيرمهم اين رسانه نشود. اين جشنواره ها عمدتا به اجراهايي چند روزه براي عده اي اندك و مشخص محدود مي شود و تماشاگران و شنوندگان آن غالبا همان افراد ثابت و هميشگي در اين نوع جشنواره ها هستند و اغلب پس از چند روز همه چيز فراموش مي شود و گويي هيچ اتفاقي نيفتاده است. عمده ترين دليل آن اين است كه در طول سال از سوي مراكز فرهنگي - هنري كشور به اين نوع موسيقي توجه لازم نمي شود. صداوسيما در صورتي كه بخواهد مي تواند از اين موسيقي متنوع، غني و با اصالت نواحي به جاي پخش شبانه روزي بخشي از آن همه حجم موسيقي غيرهنري، بي محتوا و بي ريشه استفاده كند و بارها و بارها بدون اين كه از جذابيت آن كم نشود، آن را پخش كند. اما اين اتفاق نيفتاده و حكايت همچنان باقي است. لازم است موسيقي نواحي و هنرمندان اين نوع موسيقي را دريابيم چرا كه فردا دير است. چه بسا استاداني در اين جشنواره ها حضور داشته باشند كه تنها نوازنده يك ساز محلي باشند و به علل مختلف از جمله كهولت سن، فقر و بيماري، سال ديگر در ميان ما حضور نداشته باشند. تعريف، در پاسخ به اين سوال كه آيا تقسيم جشنواره به دوره هاي مختلف براساس انواع سازها مي تواند كار درستي باشد يا نه مي گويد: تقسيم جشنواره به دوره هاي مختلف براساس انواع سازها كار درستي است، چرا كه جشنواره جنبه تحقيقاتي و پژوهشي دارد و به اين ترتيب تحقيق و تفحص و ثبت و ضبط موسيقي دقيق تر صورت مي گيرد. داريوش پيرنياكان از نوازندگان مطرح موسيقي سنتي و يكي از داوران جشنواره مي گويد: در زمينه حفظ و نگهداري موسيقي نواحي، چند نفري زحمت مي كشند ولي كار خيلي گسترده است و نياز به سازمان، برنامه و كار جمعي و با پشتوانه در دارد حال حاضراكثر تلاشهايي كه در اين زمينه صورت گرفته و مي گيرد به صورت انفرادي بوده است. مثلا من يادم مي آيد آقاي درويشي با همت و تلاش انفرادي تمام ايران را زير پا گذاشت و به بررسي اين نغمه ها پرداخت و در پايان، جشنواره آئينه و آواز را به راه انداخت. به نظر من بايد سازماني مستقل براي موسيقي كشور ايجاد شود و اين سازمان با دعوت از متخصصين و ايجاد اكيپ هاي مختلف و استفاده از نيروهاي جوان و بودجه خاص به طور جدي براي ساماندهي اوضاع موسيقي كشور اقدام كند. در حال حاضر سه يا چهار سازمان متولي موسيقي هستند كه به جز ارشاد بقيه هيچ كار مثبتي انجام نمي هند. پيرنياكان در مورد محل برگزاري جشنواره مي گويد: درست است كه امكانات ممكن است به اندازه تهران نباشد و جمعيت كرمان بسيار كمتر از تهران باشد ولي پوشش مناسب رسانه ها و راديو و تلويزيون اين نقيصه را تا حدودي برطرف مي كند. اگر صداوسيما اخبار و گزارشهاي مربوط به اين جشنواره ها را پخش كند، به جاي اين كه مثلا ده هزار نفر در جريان باشند، ده ميليون نفر با جشنواره ارتباط برقرار مي كنند. پيرنياكان با انتقاد از صداوسيما مي افزايد: من بارها گفته ام اگر تلويزيون همين موسيقي مختلف نواحي را با مشخصه هاي آن مانند حركات موزون ضبط و پخش كند، در ميان مردم بسيار تاثير بهتري از موسيقي پاپ خواهد گذاشت و براي جوانان بسيار جذاب خواهد بود. حميدرضا اردلان از محققان موسيقي نواحي و داور جشنواره ضمن تاكيد بر امر پژوهش و تحقيق در جهت حفظ و اعتلاي موسيقي نواحي مي گويد: براي اين كار ارگانهاي ذيربط اعم از اجرايي مانند مركز موسيقي و آكادميك نظير دانشگاههاي هنر و دانشكده هاي موسيقي بايد به طور گسترده تور پژوهش را پهن كنند و هر چيزي را كه به اين موسيقي برمي گردد، جمع كنند. اين سبب مي شود هم نسل جديد درگير اين موسيقي شود و هم اينكه به لحاظ اجرايي متوجه مي شويم چه چيزي خوبجواب مي دهد. چون در زمينه موسيقي هيچ كس نمي تواند ادعا كند آنچه از نظر تئوري مطرح مي كند صددرصد جواب مثبت خواهد داد. متاسفانه در حال حاضر هيچ جريان عميق و مداومي براي حفظ و نگهداري موسيقي نواحي وجود ندارد و اين خطري جدي است كه موسيقي را تهديد مي كند. يعني اينكه سره از ناسره مشخص نشود و استادان فن منزوي مي شوند و ما اين موسيقي را فراموش كنيم. اردلان در مورديازده داوري كه مورد مشاوره قرارگرفتند، مي گويد: ممكن است مسائل جزئي تري وجود داشته باشد كه لازم باشد از كسي كه در موسيقي هر ناحيه تخصص ويژه دارد استفاده شود، هم به لحاظ عقلي چون استاد و مرشد رشته خود هستند و هم به لحاظ قلبي چون اين افراد داور حقيقي موسيقي خودشان هستند و حرفهايشان شنيدني است. به جز اينها اين كار حالتي سمبليك خواهد داشت. يعني جواني كه در مسابقه شركت مي كند، يكي از سرنوشتهاي خود را در كنار داوران مي بيند و قدر و منزلت و ارجمندي خود و كار خود را احساس مي كند. اردلان در مورد انتقادهايي كه به محل برگزاري جشنواره مي شود مي گويد: تمركزگرايي از مشكلات اصلي دوران ماست. به هر حال كرمان استان قديمي و پرفرهنگي است و متقاضي برگزاري جشنواره نيز بوده است. اردلان با اظهار تاسف از اين كه به جاي اهميت دادن به موسيقي نواحي سازمانهاي مربوطه از موسيقي بي ريشه و كم ارزش حمايت مي كنند، مي گويد: اگر آنقدر كه به اين موسيقي بي محتوا اهميت داده ايم، به موسيقي نواحي اهميت مي داديم به نتايج بهتري مي رسيديم و در بين مردم و جوانان با استقبال گسترده روبه رو مي شد. اما ما همچنان بر حمايت از موسيقي بي ريشه و كم ارزش پافشاري مي كنيم. كياداود اسفندياري