Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791026-50492S2

Date of Document: 2001-01-16

شهر، تمدن و روشنفكران پروفسور گي بورژل اشاره: گي بورژل، رئيس دپارتمان مطالعات شهري دانشگاه نانتر پاريس و متخصص در مسائل شهري كشورهاي حوزه مديترانه، چندي قبل در تهران در محل سالن اجتماعات موسسه فرهنگ، هنر و ارتباطات، سخنراني كرد. مشروح سخنان ايشان كه به رابطه ميان شهر، تمدن و روشنفكران اختصاص دارد را مي خوانيد. عذرخواهي مي كنم به خاطر تاخيري كه داشتم و اين خود اثبات اين نكته است كه شهرها و قوانين آن تابع نزولات جوي نيستند و وقتي كه در شهر باران مي بارد مشكلاتي نيز پيش مي آيد و در تهران هم همين طور است. در اين فرصت كوتاه قصد دارم درخصوص مناسبات بين شهر، تمدن و گفت وگو با محور قراردادن نقش روشنفكران در اين گفت وگوها و ارتباطات آنها صحبت كنم. در كشوري مثل ايران و در شهري مثل تهران مطمئنا روابط ويژه اي بين شهر، تمدن و روشنفكران (و يا به مفهوم وسيعتر دانش ) وجود داشته است. اين روابط گاه مسالمت آميز بوده و برخي اوقات تضادها ودرگيري هايي بين آنها به وجود آمده به است هر حال موضوع مهم اين است كه در رابطه ميان اين سه مولفه يعني شهر، تمدن و روشنفكران، تحولاتي به وجود آمده است كه اين تحولات با تغييراتي كه در جهان و در جوامع معاصر پديد مي آيد، ارتباط تنگاتنگي دارد. حال سوال اين است كه اين تحولات؟ چگونه اند بايد گفت اين تحولات با مفهوم شهر ابزاري مرتبط مفهوم است شهر ابزاري پس از انقلاب صنعتي در انگليس و سپس در اروپا و امريكا مطرح شده يعني است دوره اي كه توليدثروت در خارج شهرها و نزد روستاييان بود و انباشت آن در شهرها انجام شد. اين اتفاق در تاريخ ايران هم رخ داده است، يعني در ايران هم اين تحول صورت گرفت وروستاها شاهد توليد ثروت و شهرها شاهد انباشت ثروت بودند. درواقع تحول عظيمي كه انجام گرفت تاثير عمده در ثروت اندوزي پديد آورد كه بيشتر جنبه اقتصادي و صنعتي داشت چون انباشت ثروت در بخش هاي اقتصادي شهرها انجام گرفت. نتيجه چنين تحولي اين بود كه شهرها مراكز قدرت و تصميم گيري شدند كه پيش از اين از چنين وضعيتي برخوردار نبودند، در دو دهه گذشته اين تحول در كشورهاي توسعه نيافته بسيار وسيع بود. بدين ترتيب كاركرد اطلاعات، خدمات و ارتباطات بر توليدكننده بودن شهرها تمركز يافت. ايجاد ارتباطات باعث شد كه انباشت ثروت و جمعيت در شهرها صورت گرفته و تمامي مراكز قدرت در شهرها تشكيل شود، مراكز قدرتي كه عمدتا بر پايه ارائه خدمات شكل گرفتند نه بر پايه عامل مالكيت زمين ها. به گفته جامعه شناس فرانسوي، ( ماندلو ) اين امر به معناي مرگ شهرها بود. پديد آمدن چنين شرايطي باعث شد كه در سالهاي اخير شهرها كاركرد توليدي خود را از دست دادند و در عوض به خاطر جذب جمعيت و ثروت اهميت يافتند. به عبارت ساده تر، شهرها همانند دو سه قرن پيش كه مركز تمدن، قدرت و ثروت بودند بازهم چنين جايگاهي را به دست آوردند، با اين تفاوت كه اين بار ثروت شهرها نتيجه توليد در خود شهرها نبود. در قرن و 19 اوايل قرن 20 در شهرهاي غربي اروپايي پديده خاصي به وجود آمد; شهرها براي روستاييان جذاب بودند و مركز توجه آنها قرار در گرفتند ايران هم شاهد چنين وضعيتي هستيم يعني مهاجرت روستاييان به شهر بزرگي چون تهران. البته در كشورهاي توسعه نيافته (درحال توسعه ) چيزي كه براي مهاجران روستايي جذاب است جنبه هاي اجتماعي شهرهاي بزرگ است. درحالي كه سابقا روستاييان براي يافتن كار به شهر مي آمدند و دليل اصلي، دليل اقتصادي بود، اما در حال حاضر جنبه هاي فرهنگي و اجتماعي باعث جذب روستاييان به شهرهاي كشورهاي جنوب شده است. درواقع، گيرايي و جذابيت اجتماعي شهرها جايگزين جنبه اقتصادي شده و جنبه اقتصادي در درجه دوم قرار گرفته است. در بحث ديگر بايد از جنبه فرهنگي صحبت كنيم. شهرها به دليل ثروت خود فرهنگ خاصي دارند. مثلا اگر كورش، تخت جمشيد را بنا كرد به خاطر ثروتش بود و اگر ميدان نقش جهان در اصفهان بنا شد به خاطر اين بود كه شاه عباس ثروت سراسر ايران را در اختيار داشت. ادامه دارد