Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791026-50490S9

Date of Document: 2001-01-16

كاهش نرخ ارز رونق صنعت يا رانت؟ جديد رئيس كل بيمه مركزي در گفت وگو با همشهري - بخش آخر * تجربه گذشته نشان داد كه هر گونه ترديد در مورد اجراي برنامه سوم منجر به شكست آن مي شود * كاهش نرخ ارز به گسترش قاچاق و تبديل كشور به مركز كالاهاي وارداتي منجر مي شود اشاره: بخش دوم از گفت وگو با رئيس كل بيمه مركزي ايران را پيش رو داريد. در اين بخش برخي ديگر از نارسايي هاي ساختاري اقتصاد ايران كه منجر به ناسازگاري در اجرا شده است مورد بحث قرار گرفته است. رئيس كل بيمه مركزي با صراحت از خصوصي سازي صنعت بيمه دفاع مي كند و معتقد است كه نرخ ارز را بايد بازار در شرايط آزادي عرضه و تقاضا تعيين كند و درباره اختلاف ديدگاهها نسبت به ارزش پول ملي با صراحت نظر خود را مي دهد. در شرايط حاضر آيا شركت هاي بيمه در ايران، توانسته اند به صورت كارآمد عمل كنند و فرهنگ بيمه را در كشور گسترش؟ دهند -به عقيده من كاركرد شركت هاي بيمه موجود با توجه به شرايط بسيار خوب بوده است. شبكه فروش شركت هاي بيمه در 5 سال اخير از كمتر از هزار واحد به سه هزار و ششصد واحد رسيده است. يعني تقريبا چهار برابر شده است، علاوه بر اين نسبت حق بيمه به توليد ناخالص داخلي كه شاخص نفوذ بيمه در كشورها به حساب مي آيد از 34 صدم درصد در سال 72 در حال حاضر به 80 صدم درصد افزايش يافته است، سوم ضريب خسارت بيمه است كه اكنون تقريبا 73 درصد است كه بالاترين سهم خسارت در جهان است. همه اين آمارها نشان مي دهد كه صنعت بيمه در ايران در حال توسعه است و مردم از خدمات بيمه استقبال مي كنند. صنعت بيمه طي سه سال گذشته چهارصد هزار بيمه عمر انفرادي فروخته است كه حدود 14 الي 15 درصد از بيمه ها را تشكيل مي دهد و اين آمار براي كشور ما ميزان بالايي است، پس زمينه وجود دارد. در چند شهرستان استان خراسان نمايندگي يك شركت بيمه حدود 60 هزار بيمه نامه عمر انفرادي فروخته اين است امر نشان مي دهد كه فرهنگ بيمه در كشور وجود دارد و بايد آن را جهت داد و از آن بهره برداري كرد. بررسي هاي ما نشان داد كه كساني كه بيمه نامه هاي عمر انفرادي را در اين شهرستان ها فروخته اند سابقه طولاني در بازاريابي بيمه عمر داشته اند و با تجربه بوده اند. پس نشان مي دهد كه بازاريابي و تلاش در اين زمينه مي تواند موفق باشد و اين مساله نيز به انگيزه نياز دارد. بنابر اين براي فرهنگ سازي بايد انگيزه خصوصي در شبكه فروش ايجاد كنيم، نمايندگي انگيزه خوبي است ولي كافي نيست، بايد شركت هاي بيمه خصوصي نيز وجود داشته باشد. شركت هاي بيمه نيز بايد پابه پاي دفاتر انگيزه فعاليت داشته باشند. اگر مدتي بگذرد و يك مدير شركت بيمه احساس كند كه دريافتي و حقوقي كه دارد در مقايسه با نماينده اي كه زير نظر او كار مي كند در حدود يك پنجم و يك دهم است مانعي در راه توسعه صنعت ايجاد مي شود. بنابر اين، اين بخش نيز بايد خصوصي شود تا انگيزه هاي لازم در اين بخش نيز ايجاد شود. مساله بعدي خسارت است، ما بايد به مردم نشان دهيم كه بيمه خسارت پرداخت مي كند. تا چند سال پيش مردم فكر مي كردند كه بيمه فقط براي دريافت پول ساخته شده است. ما اكنون اين مساله را نيز داريم حل مي كنيم. نكته ديگري كه وجود دارد اين است كه در برخي رشته ها مثل درمان دولت مشكلاتي دارد و كمبود بودجه دارد و نمي تواند خدمات لازم را ارائه كند، اين سابقه در كشور موجب شده كه صنعت بيمه در اين موارد تحت تاثير قرار بگيرد. خيلي ها تصور مي كنند صنعت بيمه مسئول فروش و ارائه خدمات درماني است، در حالي كه اين نيست. البته همكاران ما در بيمه هاي درماني تلاش جدي مي كنند ولي پشتوانه دولتي دارند و دولت است كه بايد بودجه كافي در اختيار آنان قرار دهد، ولي وقتي كه بودجه كافي نيست هر كس كه مشكلي را مشاهده مي كند فكر مي كند كه كل صنعت بيمه همينگونه است و مردم نمي دانند كه اينها با هم تفاوت دارد. اينها نيز مشكلات ولي فرهنگي ماست من عقيده دارم با خصوصي سازي بيمه، با سرعت در ارائه خدمات و پايين آوردن نرخ بيمه كه با رقابت ممكن مي شود مي توان اين صنعت را در كشور بيشتر از پيش توسعه داد. در چارچوب برنامه سوم توسعه كه نهادسازي غيردولتي خط پررنگي دارد و با توجه به شرايطي كه وجود دارد و در قيدو بندهاي قانون اساسي گرفتار شده ايد با اين شرايط براي سال آينده چه برنامه اي داريد. - ما موفق شديم كه در قانون برنامه 5 ساله سوم بندي را بگنجانيم كه براساس آن براي رقابتي كردن و ايجاد انگيزه در شركت هاي بيمه اجازه داده مي شود كه با پيشنهاد مجمع عمومي شركت هاي بيمه و سازمان مديريت و برنامه ريزي هيات دولت آئين نامه مقرراتي و انضباطي و اداري را براي شركت هاي بيمه به گونه اي طراحي كند كه اين انگيزه ها تقويت شود اين دست دولت و بيمه مركزي را بازكرده كه ان شاءالله بتوانيم اين كار را انجام بدهيم. در حال حاضر كميته اي تشكيل داده ايم كه مشكلات را بررسي و گره ها را شناسايي كنند وبزودي طرحي را به دولت خواهيم داد كه بتوانيم شركت هاي بيمه را تا حدي از بار سنگين مقررات عام دولتي آزاد كنيم. بخصوص كه سال آينده مي خواهيم به شركت هاي بيمه خصوصي اجازه فعاليت بدهيم و بايد دست و پاي شركت هاي بيمه دولتي را نيز تا حدي باز كنيم كه آنها بتوانندبا بخش خصوصي كه بسيار انعطاف پذير است رقابت كنند. پس از اين مرحله به تدريج سهام شركت هاي بيمه را به مردم واگذار خواهيم كرد و خصوصي سازي را بيشتر و گسترده به اجرا در خواهيم آورد. عليرغم برنامه ريزي هاي شما اگر بخش هاي ديگر هماهنگ با صنعت بيمه حركت نكردند و در بخش هاي ديگر تحولات لازم صورت نگيرد آيا اقدامات شما به نتيجه مي؟ رسد - من اميدوارم كه برنامه سوم اجرا شود، اگر برنامه اجرا شود هدف هاي پيش بيني شده تحقق مي يابد. چه مشكلي در راه اجراي برنامه سوم وجود؟ دارد - من مشكل خاصي در اين راه نمي بينم، دولت عزم جدي دارد كه اين برنامه را اجرا كند و حرف هايي كه در اين زمينه مطرح مي شود نظر دولت نيست و آنها را نبايد جدي گرفت. بنابر اين به نظر شما مقاومتي براي جلوگيري از اجراي برنامه سوم وجود؟ ندارد - به هرحال مخالفت و مقاومت در اين زمينه بايد وجود داشته باشد هر دولتي بالاخره مخالف هم دارد و ديدگاه هاي مخالف در هر زمينه اي مثل اقتصاد مي تواند داشته باشد. بالاخره هركس فكر مي كند كه ذهنيت و ديدگاه خودش صحيح است. اگر اين اختلاف ها نيز وجود نداشته باشد جامعه رشد نخواهد كرد. ولي اينكه مخالف نظر خود را تحميل كند و بگويد آنچه من مي گويم اجرا شود اين مشكل ايجاد مي كند. در حال حاضر مشكل نيز همين است و برخي ها نظرات خود را به دولت تحميل مي كنند. اين اتفاق در دوره قبل و زمان دولت آقاي هاشمي نيز رخ داد. - متاسفانه در زمان دولت آقاي هاشمي در حاليكه سازندگي در حال پيشرفت بود مانعي كه در راه اين حركت ايجاد شد متاسفانه باعث شد كه سياست هاي تعديل به صورت نيم بند اجرا شود و عيب كار هم همين است. مخالفين تعديل نيز درست همان بخشي را كه خود مانع اجراي آن شدند به عنوان دلايل شكست سياست هاي تعديل مطرح مي كنند. در حالي كه سياست هاي دوران سازندگي خوب بود و ادامه آن به سود كشور بود و اگر آن روند تحقق مي يافت وضع اقتصادي جامعه بهتر از امروز بود. ولي متاسفانه اين اتفاق افتاد. ولي به هر حال ما نمي توانيم همه را متوقف كنيم، ما بايد حركت كنيم الان هم همين گونه است. دولت بايد بر مشكلات خود فائق شود و فائق شدن نيز زماني ممكن است كه در زمينه اي كه حركت مي كند تزلزل نداشته باشد. يعني اگر برنامه اي درست است وتصويب شده و بودجه اي به طور صحيح اختصاص يافته است بايد با قدرت آن را اجرا كند و ادامه دهد. به نظر من به هر مقدار كه در عزم دولت خلل به وجود بيايد و در سياست هاي خود شك كند دچار مشكل مي شود. درست است كه در دولت اختلاف نظر وجود دارد ولي نكته مهمي كه شما اشاره كرديد اين است كه اختلاف نظرها برآيندي دارد كه تصميم دولت است. با نگاهي به اين تصميم ها براي مثال به اين نتيجه مي رسيم كه مجموعه دولت به اين تصميم رسيده كه نرخ سود بانكي بايد هماهنگ با تورم باشد، ماليات از سود سپرده هاي بانكي گرفته نشود، ماليات از سود سهام گرفته شود وغيره آيا اين نشان نمي دهد كه مجموعه دولت و شخص رياست قوه مجريه، جهت گيري روشني؟ دارد - دقيقا همين طور است. براي مثال در مورد نرخ ارز، ستاد اقتصادي دولت جمع بندي كرده بنابراين است اگر اكنون من هم بگويم كه اين مساله اشكال دارد ديگر تاثير ندارد. در مورد ماليات بر سپرده دولت اين مساله را رد كرده است البته بحث در حاشيه آن اشكال ندارد ولي اين بحث ها نظر دولت نيست. در مورد ارز خيلي ها فكر مي كنند كه كاهش نرخ آن در بازار آزاد تقويت پول ملي است ولي كدام اقتصاددان گفته است كه وقتي نرخ ارز كاهش يابد پول ملي تقويت مي شود. به عقيده من ارزش پول ملي با قدرت خريد آن در جامعه مشخص مي شود. اگر مردم با پول خود در بازار آزاد ارز خريداري نمي كنند اگر براي خريد يك كيلو گوشت امروز 2 هزار تومان مي دهيم و مدتي بعد 3 هزار تومان بپردازيم ارزش پولي ملي كاهش يافته است و ارزش آن 50 درصد پائين آمده اما اگر توانستيم كاري كنيم كه يك كيلوگوشت از دوهزار تومان به هزار تومان برسد آن وقت ارزش پول ملي تقويت شده است. مردم در سبد روزمره زندگي خود كالاهاي گوناگوني مي خرند و ارزش پول ملي را توان خريد اين سبد مشخص مي كند. بنابراين نبايد بيش از اندازه نرخ ارز را به اقتصاد كشور وصل كنيم. مگر مي شود كه ارزش ارز را 500 تومان اعلام كرد و در مقابل بودجه آموزش و پرورش و بقيه نهادها را افزايش؟ داد به هرحال بخش عمده درآمد دولت از فروش ارز تامين مي شود. شايد اگر دريافت ماليات به صورت جدي افزايش پيدا كرده بود مي شد در اين بخش تا حدي كوتاه آمد. اما به نظر من كاهش نرخ ارز در شرايط كنوني اقتصاد كشور باعث بالا رفتن ارزش پول ملي نمي شود. مي گويند اگر ارز ارزان شود توليد كارخانجات ارزان تمام مي شود، قيمت ها كاهش مي يابد، تورم كاهش مي يابد و ارزش پول ملي تقويت مي شود. چه تضميني وجود دارد كه اگر قيمت ارز كاهش يابد قيمت ها و مزدها كاهش؟ يابد چرا كه در اقتصاد ممكن است چسبندگي ايجاد شود يعني كارگران وكارمندان هر سال در انتظار افزايش حقوق خود هستند و اگر حقوق آنان كاهش يابد انگيزه كار نخواهند داشت. علاوه بر اين چه تضميني وجود دارد كه صاحبان مراكز توليدي بتوانند كارگران خود را كاهش دهند. در مورد نرخ بهره نيز از نظر بحث كلاسيك اين درست است كه اگر نرخ بهره كاهش يابد سرمايه گذاري افزايش پيدا مي كند، ولي وقتي وارد جامعه مي شويم بايد چيزهايي را در نظر داشته باشيم. اولا نرخ سود بانكي ما متفاوت است و بايد نرخ موثر آن را در نظر گرفت. /18 5درصد به سپرده هاي 5 ساله پرداخت مي شود ما نرخ 10 درصد 12 درصد و نرخ هاي متفاوتي داريم كه اگر متوسط آن را در نظر بگيريم از 15 درصد كمتر مي شود و مسئله ديگر اين است كه در حال حاضر مشكل ما در سرمايه گذاري اين نيست كه نرخ بهره را پائين بياوريم، مردم هم سرمايه ها را سرمايه گذاري كنند و اشتغال ايجاد شود. ما با همين نرخ بهره هم كه مي گويند بالاست بانك ها پول به مردم نمي دهند و براي پرداخت هاي خود سقف الان دارند افرادي هستند كه حاضرند 35 درصد هم سود بدهند. پس مشكل كشور ما بهره سپرده ها نيست مشكل كشور ما اين است كه شرايط تورمي و آثار رواني آن آنقدر بالا است كه در حال حاضر نرخ سود پاسخگوي آن نيست. با اين وجود اگر نرخ بهره را پائين بياوريم و تصور كنيم كه سرمايه گذاري نيز در كشور ايجاد شود، تقاضاي موثر در جامعه بايد افزايش پيدا كند. يعني مردم بايد بخرند. الان يكي از مشكلات كارخانه ها اين است كه مشتري ندارند كه بفروشند. مخالفان مي گوينددليل عدم فروش گران بودن كالا است. - آيا فكر مي كنيد كه دليل گران بودن كالا گران بودن، نرخ سرمايه است. اين طور نيست اتفاقا، در كشور ماسرمايه ارزان تر از مزد برعكس تصوربرخي است، كه فكر مي كنندكه درجهان سوم نيروي كار ارزان و سرمايه گران در است، كشور ما سرمايه ارزان است. شما اگر مقايسه كنيد بهره واقعي سرمايه نزديك صفر است، بنابراين سرمايه ارزان است كه همه به طرف تكنولوژي هاي سرمايه بر روي مي آورند. مگر ما نمي گوييم كه در كشور بايد اشتغال ايجاد شود، چرا اصرار داريم كه همه به سرمايه گذاري هاي سرمايه بر روي بياورند. اگرما سرمايه را گران كنيم انگيزه ايجاد مي شودكه همه به سوي تكنولوژي هاي كاربر روي بياورند. يك قانون كار داريم كه خود مانع جدي در راه اقتصادبه شمار مي رود ويك سرمايه ارزان هم داريم كه تشويق اصلي براي سرمايه گذاري سرمايه بر است. پس بنابراين در هر حركت بايد همه چيز ديده شود. در مورد ارز هم همين مساله ديده مي شود، آيا فكر كرده ايد كه اگر ارز را ارزان كنيم چقدر واردات قاچاق در كشور افزايش مي يابد. مگر همين الان گفته نمي شود4 3 الي ميليارددلار واردات قاچاق داريم كه خيلي بيشتر هم مي تواند باشد، اگر نرخ ارز كاهش پيدا كنداين واردات قاچاق دو برابر؟ نمي شود بعد آن وقت ديگر كسي تلويزيون ايراني؟ مي خرد يعني اگر تلويزيون هاي خارجي وارد بازار شود با نرخ ارز 500 توماني توليدكننده داخلي مي تواند با آن رقابت؟ كند آيا توليدكننده داخلي مي تواند حقوق و دستمزد، تعداد كارگران را كاهش دهد و كارايي را بالا ببرد و با آن رقابت؟ كند با اين سياست كشور به مركز كالاهاي خارجي و مركز بزرگ وارداتي مي شود و به سرعت نرخ ارز شروع مي كند به افزايش. تنها تاثيري كه دارد اين است كه صادرات كشور تخريبمي شود و واردات افزايش مي يابد. متاسفانه ابعاد مختلف مسائل را در نظر نمي گيريم. طي چند سال اخير تلاش دولت اين بود كه نيازهاي وارداتي صنايع را كاهش دهد و امروز نيزاعلام مي شود كه وابستگي كارخانجات كشور به ارز كم شده و كمتر از ده درصد به واردات وابسته اند حال با اين وجود آيا كاهش نرخ ارز مشكل اين صنايع را حل مي كند. علاوه بر اين آيا واقعا آن رقابتي كه در جهان وجود دارد در كشورما وجود دارد يا اينكه ما فقط مي خواهيم از يك رانت جديد استفاده كنيم. چون ممكن است اين مسائل رخ دهد ولي به صورت واقعي چيزي در كشور ارزان نشود.