Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791021-50443S1

Date of Document: 2001-01-11

جوهره رئاليستي اسطوره ها گفت وگو با پرويز حيدرزاده درباره نقاشي ديواري آرش كمانگير واقع بر ديواره شمالي ايستگاه مترو ميدان حر بخشي از تابلوي ديواري زندگي واقع در سالن همكف ايستگاه مترو كرج * اگر به آثار نقاشي ديواري گذشتگان نظر بيفكنيم، به اهميت و كاربرد اين رشته مهم هنري بيشتر پي خواهيم برد. اولين اثر هنري انسان از نظر سابقه تاريخي به صورت نقاشي بر انتهاي ديوار غار نقوش شكار، حيوانات، با آميزه هايي از موادي نسبتا پايدار چون چربي حيوانات، شيره گياهان، سيليكات هاي رسي و غيره بوجود آمده است اشاره: پرويز حيدرزاده دانش آموخته كارشناسي رشته هنرهاي تجسمي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و فارغ التحصيل كارشناسي ارشد در رشته نقاشي دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد اسلامي است و تاكنون در نمايشگاه هاي مختلف طراحي و نقاشي شركت داشته و ده سالي است كه در چند دانشكده هنري تدريس مي كند. او هم اكنون عضو هيات علمي دانشكده هنر و معماري دانشگاه آزاد اسلامي و همچنين عضو شوراي هنري سازمان زيباسازي شهرداري تهران و مدير آموزشگاه آزاد خانه هنرهاي تجسمي است. با حيدرزاده به عنوان يكي از هنرمندان رشته نقاشي ديواري گفتگويي انجام شده است كه در پي مي خوانيد. به نظر شما نقاشي ديواري چه فرقي با نقاشي سه پايه اي ؟ دارد - نقاشي ديواري، يكي از اشكال هنري انسان، از ديرباز تاكنون است و بيش از نقاشي سه پايه اي پيشينه تاريخي دارد و در دوره هاي مختلف تاريخي، متناسب با آخرين دستاوردهاي تكنيكي از سوي بعضي از نقاشان آن دوره طراحي و اجرا مي شده نقاشي است ديواري، همانطور كه از نام آن پيداست بنابه خاصيت و كاربردش با معماري يا بهتر بگوييم فرم، فضا و مكان در هنر معماري ارتباط ويژه اي داشته و دارد. نقاشي سه پايه اي در مقايسه با نقاشي ديواري، هويت مستقل تري دارد، زيرا كه نقاشي ديواري جدا از سبك و سياق معماري نبوده يا حداقل با در نظر گرفتن موقعيت مكاني ديوار مربوطه طراحي و اجرا مي شود. در نقاشي سه پايه اي نقاش براساس بيان انديشه و احساس خود و رسيدن به محتواي مورد نظر، به هر نوع كاوش ساختاري دست مي زند، اما در نقاشي ديواري تا حدودي محدوديت هاي خاصي از اين نظر وجود دارد. محدوديت عمده برمي گردد به مخاطب و بيننده. زيرا مخاطبان در ارتباط با اثر كار شده بصورت نقاشي ديواري در سطح هاي آگاهي بصري يكساني نيستند و توقعات مختلف - با توجه به دريافت هاي مختلف بصري شان - از آن نقاشي ديواري دارند. در صورتي كه در نقاشي سه پايه اي مخاطب خود را - كه معمولانخبگان متكي به زبان نقاشي يا متمايلين به آن - از طريق موزه ها، گالري ها و از اين قبيل براي خود دارد. محدوديت ديگر در نقاشي ديواري ابزار و مواد و مصالح و بخصوص چگونگي زيرسازي، زاويه يا زواياي مختلف ديد ناظر، وضعيت نور در موقعيت هاي زماني مختلف، ابعاد وسيع و در مكانهايي چندگانه و به هم مرتبط و... محدوديت اجرايي خاصي را براي نقاش فراهم مي آورند. ناگفته نماند يك مورد بسيار مهم ديگر در نقاشي ديواري، امروزه مديريت هنري است كه به دليل گستردگي كار و لزوم تخصص هاي مختلف در هر كدام از بخش هاي اجرايي آن، ساماندهي اكيپ و به موقع حركت دادن نيروها در مقاطع مختلف كاري بسيار با اهميت است. با اين حال، نقاشي ديواري اگر در طرح و در اجرا اصولي كار شود، بسيار زيبا و با صلابت خواهد بود و چشم نواز و محيط زندگي بخصوص زندگي شهري را براي انسان مناسبتر خواهد كرد. اگر به آثار نقاشي ديواري گذشتگان نظر بيفكنيم، به اهميت و كاربرد اين رشته مهم هنري بيشتر پي خواهيم برد. اولين اثر هنري انسان از نظر سابقه تاريخي به صورت نقاشي بر انتهاي ديوار غار نقوش شكار حيوانات، با آميزه هايي از موادي نسبتا پايدار چون چربي حيوانات، شيره گياهان، سيليكات هاي رسي و غيره بوجود آمده است. نقاشي هاي ديواري كه از مصر باستان، يونان و رم باستان و سرخپوستان قديم قاره امريكا به دست آمده، فوق العاده زيبا هستند. در طول تاريخ نه تنها دوره هاي طولاني نقاشي ديواري بر ديواره هاي اماكن كار مي شده، حتي در دوران معاصر نيز نقاشي ديواري، با كيفيت بياني و كيفيت اجرايي بهتري كار شده است. در كشور ما نقاشي ديواري در گذشته و حال چگونه بوده و چه فراز و نشيبي داشته؟ است - آنچه كه هنر و فرهنگ يك ملت را در آغاز نشان مي دهد، اعتقادات و نگرش او به جهان و پيرامونش است. آثار بزرگ هنري در طول قرون متمادي براساس اين نگرش استوار بوده و عدم آگاهي در اين زمينه باعث مي شود كه از زيبايي اين هنر لذت لازم را نبريم، زيرا كه هر خط، نقش، فرم و شكل براي خود مفهومي دارد و با اين ديد مي توان به انديشه سازندگان اين آثار پي برد. آثار هنري ايرانيان در كهن ترين دوره زندگي، زماني است كه آرياييان را در پهنه جهان داراي اعتقادات معنوي و روحاني مي بينيم، كه مي توان آن را طبيعي محض ناميد و آنان قواي طبيعت را مانند آفتاب، آسمان، آتش و زمين كه به منزله مادري مهربان به حساب آمده مي پرستيدند. در برابر اين نيروهاي مفيد، نيروهاي زيان بخش طبيعت وجود داشته كه مظاهر آن را به صورت تاريكي و خشكي يا كم باراني مي انگاشتند. يكي از مهمترين وجوه اختلاف اساسي آرياييان با نژادهاي ديگر از جمله نژاد مغول در اين بوده كه آرياييان عقيده داشتند با نيروهاي اهريمني بايد جنگيد و بر آنان پيروز شد. هنرمند ايراني براين باور بود كه آثار هنري خود را در رشته هاي مختلف مانند نقوش روي سفال و نقش ديواري شكل مي داد. نقش برجسته هاي دوره هخامنشي، ديوار نگاره هاي دوره اشكاني كه با تكنيك موزاييك هاي رنگي و ديوار نگاره هاي دوره ساساني كه با تاثير از هنر رومي در تلفيق با هنر ايراني انجام شده و نقوش هندسي دوره اسلامي شاخص هايي از اين هنر مي باشند. اما متاسفانه در سده هاي بعدي، نقاشي ديواري جاي بارزي در هنر اين آب و خاك - بجز موارد استثنايي - نداشته مي توان است گفت عمدتابه دليل همگامي نقاشي با ادبيات و اختصاص يافتن و ياري رساندن نقاشي به متن ادبي به صورت تصويرسازي در عرصه كتاب آرايي بوده است. اما در نيم قرن اخير بعد از زوال نقاشي پرده اي قهوه خانه اي و به خصوص با توجه به تغييراتي كه در معماري و شهرسازي كه در اين دوره اتفاق افتاده است، اين رشته هنري اهميت خود را تا حدودي بازيافته و ضرورت شكل گيري قانونمند و در عين حال متنوع آن بيشتر از گذشته كاملا احساس مي شود. چه انگيزه اي باعث شد كه شما براي ديواره بيروني ايستگاه مترو ميدان حر اثري حماسي و اساطيري ارائه ؟ داديد - يكي از مولفه هاي نقاشي ديواري براي دستيابي به ايده در طرح نهايي، بررسي موقعيت مكاني و منطقه مورد نظر است. در رابطه با ميدان حر، به دليل آنكه از سالها قبل محل سرباز خانه و آموزش نظامي بوده است، طبيعتا بايد يك موضوع حماسي و از اين قبيل كار مي شد. همانطور كه يكسال قبل از آن، براي ايستگاه مترو كرج، يك اثر عاميانه (نوازندگان محلي ) و نيز يك اثر چوپاني، با مايه هايي از مناظر طبيعت، در سالن اصلي آن ايستگاه طراحي و اجرا كردم كه با موقعيت فرهنگي آن منطقه بيشتر سازگار در است مورد موضوعهاي حماسي، من هم براي ديوار ايستگاه مترو ميدان حر چنين موضوع حماسي را دست مايه كار خود قرار دادم. از طرفي هم در كارهايم گاهي به مضامين حماسي و اساطيري گرايشهايي داشته ام. فكر مي كنم پدرم فرخ حيدرزاده كه به سبك قهوه خانه اي نقاشي مي كند و گاهي پرده هايي براساس موضوع هاي شاهنامه فردوسي مي كشيد، برمن بي تاثير نبوده است. اسطوره ها را مي توان اولين سنگ بناي فرهنگ و تمدن هر قوم و ملتي در جهت جهان شناختي ناميد. اگرچه اسطوره ها در ظاهر رنگ و لعابي تخيلي و اغراق گونه دارند، اما در بنيانهاي خود جوهره رئاليستي دارند. زيرا كه به هرحال انسان جستجوگر عصركهن نيز در حوزه ذهن و انديشه خود در نبردي ازلي با خود - طبيعت ( خدايان ) بوده است. از نظر انديشه اسطوره اي، مناسك ابزارهايي در دسترس (عمدتا فيزيكي ) است كه انسان به ياري آن برجهان تسلط مي يابد و بدون مبارزه و تلاش پي گيرانه انسان ( اسطوره اي ) طبيعت، عليرغم گردش منظم جهان، محصولي به بار نمي آورد. آرش كمانگير از اسطوره هاي كهن ايراني است كه سمبل از خود گذشتگي و ايثار است. من هم طرح آرش را براي ديواره شمالي بيروني ايستگاه مترو ميدان حر و ديواره جنوبي را با موضوع جنگ رستم و اژدها (خوان سوم از هفت خوان رستم ) شاهنامه فردوسي طراحي و اجرا و نصب كردم. جا دارد كه به اين نكته اشاره كنم از نظر نكات مشترك اسطوره هاي مي ملل، توان مشابهت هفت خوان رستم با گذر اديسه هومر از هفت آزمون را نام برد. اين دو اثر را با چه تكنيكي كار كرده ايد و قدري درباره تكنيكهاي نقاشي ديواري توضيح دهيد. - تابلوي ديواري آرش كمانگير و جنگ رستم و اژدها با تكنيك سفال پخت شده با لعاب كوره اي كار شده اند كه از طرح تا اجرا و پخت در كوره و نصب مراحل گوناگوني دارد كه از حوصله اين مصاحبه خارج مراحل است نصب آن دو اثر در اواسط بهمن سال 78 زير برف و باران در ارتفاع بالا مشكلات و پيچيدگي هاي خاصي داشت كه خوشبختانه به ياري خداوند و همت دستيارانم بخوبي انجام پذيرفت. اما در مورد تكنيكهاي نقاشي ديواري و نقش برجسته، بطور كلي اين تكنيكها را مي توان به دو دسته كلي تقسيم كرد. تكنيك مستقيم و تكنيك در غيرمستقيم تكنيك مستقيم، نقاش بطور مستقيم روي ديوار بعد از زيرسازي مورد نظر لايه هاي رنگي به اضافه موادهاي لازم ديگر را مرحله به مرحله به اجرا در مي آورد كه شاخص ترين اين تكنيك، فرسك بونو است كه نقاشان عصر رنسانس از جمله ميكل آنژ با اين روش كار مي كرده اند. در تكنيك غيرمستقيم، قطعه هايي با واحدهايي از كل نقاشي را جداگانه مي سازند و سپس واحدها را طبق روش خاصي روي ديوار نصب مي كنند، مانند تكنيك سفال. تكنيك هاي شاخص در نقاشي ديواري، تكنيك فرسك بونو، فرسك سكو، موزاييك رنگي، سفال، شيشه منقوش، ساروج، سفال لعابدار و فلز است. در دوران معاصر گرايش به ابزارهاي بياني جديد با توجه به مواد و مصالح متنوع از جمله انواع كلاژها، ايجاد و حركت نور مصنوعي از طريق فيلترهاي رنگي و فرمهاي متحرك و غيره، نقاشي ديواري نيز دچار تغييراتي از اين جهت شده است. گفت وگو از: پدرام سعيدي