Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791020-50434S3

Date of Document: 2001-01-10

نوشته اي از عاشيق ايمران حيدري; سير تحولات در هنر عاشيقي، قهقرا يا تعالي در شرح تاريخ پيدايش عاشيقها و قدمت آنان و آن كه عاشيقها چه كساني سخن بودند، بسيار رفته است و غرض، پرداختن به اين موضوع در نيست مقطعي از تاريخ خنياگران به اوغوز، جايي مي رسيم كه مي گويند اوزان ها منقرض شدند و نسل جديدي از آنان كه كارشان مفرح تر و يا به تعبيري امروزي تر بوده، جايگزين آنان گرديدند كه به نام عاشيقها ناميده شدند. لازم به تذكر است كه اين جايگزيني اولا به مرور ايام بوده، ثانيا اين تحول علل اجتماعي تاريخي و معيشتي داشته كه متاسفانه در هيچ منبعي مورد كند و كاو اساسي قرار نگرفته است. به هر حال ما، عاشيقها را با خصوصيات جديدي كه آنها را از اوزان ها متمايز مي ساخته، پذيرفته ايم، ولي آيا خيل عظيمي از عاشيقها كه در دهه هاي اخير پا به عرصه وجود نهاده اند، در معيارهاي تعريف شده اي كه ما از عاشيقها ارائه مي دهيم، مي گنجند. مطمئنا چنين نيست، خدا رحمتشان كند، زماني كه با عاشيقهايي چون مرحوم عاشيق عيسي و يا مرحوم عاشيق قشم و عاشيق فرهادي و ديگران صحبت مي كردم، همگي براين عقيده متفق القول بودند كه عاشيقي شش دانگ دارد: - 1 طبع شعري - 2 صداي خوب- 3 نواختن ساز- 4 بلد بودن داستانها و روايات - 5 رقص عاشيقي -سجاياي 6 اخلاقي. اكنون اين معيارها تا چه حد بين عاشيقها اهميت؟ دارد جواب نااميد كننده است. آيا شيوه هاي معيشتي رايج در زمان كنوني اجازه رشد و بالندگي اين حرفه را با معيارهاي قديمي و شايد هم باستاني؟ مي دهد آيا ما مي توانيم جلوي اين تحولات را سد كنيم و بسياري علامات سوال ديگر كه در اين رابطه در ذهن آدمي شكل مي گيرد. قدر مسلم اين كه پايگاه طبقاتي و اجتماعي عاشيقها تا حدود بسيار تعيين كننده اي تغيير يافته است. به طور مثال عاشيقهايي كه بيشتر در روستاها بودند و عمدتا به كار كشت و زرع و يا باغداري يا دامداري اشتغال داشتند و حرفه عاشيقي را در كنار اينها در آغوش طبيعت و بين مردمان زحمتكش ولايت خودشان پيش مي بردند و الهام را كه اصلي ترين شرط غناي هنر عاشيقي است، از دامان پاك طبيعت اخذ مي كردند، اكنون بسياري از آنان شهرنشين شده اند و ضوابط و روحيات زندگي شهري را كه در بسياري از موارد و جهات منافي اصول كلي شناخته شده هنر عاشيقي است، پذيرفته اند. اكنون موقعيتي پيش آمده كه سير هنر عاشيقي جهت معكوس پيدا كرده و از شهرها به روستاها جريان يافته است و طبيعي است كه در اين خطه، سير مواد مسموم كننده فرهنگي شهري، مازاد بر آنچه كه از طريق ديگر وارد فضاي فرهنگي روستاها مي گردد، توسط عاشيقها كه اصلي ترين اركان حفظ فرهنگ اصيل قومي هستند نيز وارد اين جامعه مي شود. البته قبول درصدي از اين ضايعات در اين شرايط به نظر گريزناپذير مي نمايد، ولي جا دارد كه مسئولان فرهنگي كشور با اتخاذ سياست هايي كه در نهايت به حفظ مولفه هاي اصلي و تقويت مولفه هاي فرعي و صيانت اين هنر اصيل از يغماي زمان، منجر مي شود به رسالت خود عمل نمايند. چرا كه در غير اين صورت مجبور هستيم تعريف جديدي از عاشيقها ارائه كنيم. مي توان جشنواره فرهنگي اخير (موسيقي نواحي ) را حركت بسيار خوب و سازنده اي در اين راستا توصيف كرد. اميد است كه با تداوم و پيگيري و گسترش هر چه بيشتر و آگاهانه تر اين برنامه ها، نتايج خوبي در درازمدت حاصل شود.