Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791020-50434S2

Date of Document: 2001-01-10

به مناسبت برگزاري دومين جشنواره موسيقي نواحي ايران (كرمان 11 7 تا دي ); موسيقي نواحي و پژوهش محمدجهان ساله ) ) 6خردسالترين نوازنده دومين جشنواره موسيقي نواحي از قوچان درآمد: دومين جشنواره موسيقي نواحي ايران از 7 تا 11 دي ماه در دو تالار ارشاد و خانه شهر كرمان برگزار شد. در اين جشنواره نزديك به 85 نوازنده سازهاي زهي - زخمه اي همچون دو تار خراسان (شمال و جنوب )،، تنبور دو تار مازندران، تار آذري، ساز (قوپوز ) رباب، (سيستان و بلوچستان )،، عود باغلاما و.. با يكديگر به رقابت پرداختند كه در نهايت تن 51 به عنوان برگزيدگان رده هاي سني مختلف معرفي شدند. در اين جشنواره بخش جنبي نيز برپا بود كه در آن گروههايي از تبريز، سيستان و خراسان بلوچستان، و بوشهر و نيز گروهي از تاجيكستان به اجراي برنامه پرداختند. برنامه ريزي و نوع تقسيم بندي وظايف چه از سوي مديران اجرايي و چه هيات داوران و نيز برگزاري تخصصي، از ويژگيهاي مثبت اين جشنواره به شمار مي آمد. بنابر اعلام معاون فرهنگي اداره كل ارشاد اسلامي، استانداري كرمان براي برگزاري اين جشنواره رديف بودجه اي خاص در نظر گرفته است و 50 درصد هزينه هاي جشنواره امسال را تقبل كرده است (هزينه هاي جشنواره نخست ونيزدرصد 50 هزينه هاي جشنواره دوم از سوي مركز موسيقي و معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تهيه شده بود ). بنابه گفته استاندار، كرمانيها براي ارتقاي اين جشنواره حسابي جدي باز كرده اند و سخت به رشد و توسعه آن اميدوارند. در هر حال و پس از شكست طرحهايي چون برگزاري جشنواره هاي تئاتر مناطق و حتي سينماي موضوعي، توفيق و استقبال از اين جشنواره مي تواند نقطه هاي آغاز تمركززدايي در وادي عمل باشد. نوشته حاضر به بهانه همين جشنواره نگاشته شده است كه از منظر شما خوانندگان مي گذرد. الف - نجوا اول: اگر بخواهيم از منظري جامعه شناسانه به جشنواره دوم موسيقي نواحي ايران نظر بيفكنيم، نخست بايد به دو حوزه موضوع و مخاطب مراد بپردازيم از موضوع، نوازندگان و نغمه هايي است كه اين افراد با ساز خود مي نوازند و مراد از مخاطب طيفي از علاقه مندان هستند كه مي توان آنها را در دسته هاي مخاطب جدي و پي گير، جدي و غيرپي گير، پي گير اما نه چندان جدي و مخاطب غيرجدي و غيرپي گير طبقه بندي كرد. مراد از اين طبقه بندي آن است كه تا چه تعداد افراد (اعم از نوازنده، خواننده، مخاطب ) را مي توان به نوعي درگير با اين موسيقي به شمار آورد و سپس براساس همين تقسيم بندي به برنامه ريزي صحيح تري براي اين موسيقي و گسترش آن پرداخت. اگرچه متاسفانه هيچگونه نظرسنجي عالمانه اي از تماشاگران اين مراسم به عمل نيامد (تا آنجايي كه نگارنده به صورت حضوري رويت كرده است ) و حتي از نظرسنجي سال گذشته نيز اطلاعات و آمار دقيقي منتشر نشده است تا با توجه به آن، بتوان سلايق و علايق بينندگان اين نوع موسيقي را دريافت. بر بنياد چنين پيش فرضي، درباره مخاطبان نمي توان به آماري دقيق دست يافت كه بتوان برپايه آن به برنامه ريزي و ساختمندي دست يازيد، لذا تنها مي توان به ميزان حضور نوازندگان و استقبال آنان از جشنواره وطيف افراد حاضردر اين جشنواره (بارويكرد به موضوع ) پرداخت. برابر آخرين اطلاعات نزديك به 150 تن نوازنده آثار خود را به دفتر جشنواره فرستادند كه از ميان آنها 85 تن براي شركت در بخش مسابقه انتخاب شدند. نگاهي به اجراها در مقاطع سني مختلف نشان مي داد كه سطح رقابت بسيار نزديك و نفس گير بود، البته اين نزديكي به معناي افت كيفي اجراها نبود، بلكه اجراها در سطح كيفي يا استانداردهاي يك اجراي خوب موسيقي قرار داشت و همين امر كار انتخاب را بر داوران سخت مي كرد، اگر چه در برخي از انتخابها بوي ملاحظه كاري هايي به چشم مي آمد، اما در مجموع افرادي كه به عنوان برندگان سازهاي مختلف انتخاب شدند، استحقاق دريافت چنين مقامي را داشتند. از موضوع اصلي دور نيفتيم. نگاهي به جشنواره هاي نخست فجر كه آغاز تحرك دوباره موسيقي نواحي ايران بود و سپس برنامه هاي هفت اورنگ، آيينه و آواز و موسيقي حماسي، نشان مي دهد كه سير تكوين تجمع نوازندگان و خوانندگان موسيقي مناطق مختلف كشور، روند روبه رشدي داشته است. درواقع هم اكنون طيف نوازندگان و خوانندگان موسيقي نواحي، خود طبقه اي ويژه از هنرمندان را شكل مي بخشند كه همين كثرت افراد، نياز به برنامه ريزي دقيق تر و توجه افزون تر به مشكلات و مسايل اين رشته را ضرورت مي بخشد. اگر بخواهيم با تسامح بنگريم حدودتا1500 1000 نوازنده وخواننده خوب در مناطق مختلف كشور وجود دارند كه سازماندهي و برنامه ريزي براي آنها، خود به تداركات و تمهيدات گسترده اي نيازمند است و لذا نهادن اين بار تنها بر دوش مركز موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بدون تمهيد لوازماتي چون بودجه مناسب و امكانات و تداركات كافي و انتظار بهره وري مناسب، دور از انصاف است. بي مناسبت نيست كه اين روزها كه بحث بودجه سال 80 در مجلس مطرح براي است، موسيقي نواحي نيز همانند موسيقي در معناي اعم آن رديف بودجه اي در نظر گرفته شود، تا بتوان براي آن برنامه ريزي مناسبتري انجام داد و به نام موسيقي نواحي و از امكانات آن براي موسيقي روز و سنتي و غيره هزينه نكرد. دوم: جشنواره امسال چند ويژگي داشت كه در بيانيه هيات داوران نيز به آنها اشاره شده است; ازجمله اين ويژگيها تشكيل تيم پژوهش براي پژوهش در موسيقي نواحي ايران بوده است. اين حركت اگرچه مبارك و بركت خيز است، اما مي تواند راهي به بيراهه وخطرخيز هم باشد. چرا كه به اعتقاد بسياري از اتنوموزيكولوژيستهاي شاخص غرب، در اين زمينه كار بيشتر انفرادي است تا گروهي و شخص پژوهشگر بايد سالها در اين عرصه تحقيق و پژوهش ميداني و عملياتي انجام دهد و مولفه هاي گوناگوني را در نظر بگيرد تا در نهايت بتواند به نتيجه و مستنداتي قابل اعتماد و اتكا دست يابد. بر چنين بنيادي است كه تيم ده نفره پژوهش مي بايست دقيقا توجيه شوند و علاوه بر آنها، آن نكته وتناقض بنيادي كه پژوهش در فرهنگ عامه و موسيقي نواحي انفرادي است، مي بايست حل شود. اگرچه در روزهاي جشنواره و با حضور 10 نفر عضو تيم پژوهش و سه تن از پژوهشگران زبده موسيقي نواحي (محمدرضا درويشي، ساسان فاطمي و حميدرضا اردلان ) جلسات توجيهي فشرده اي تشكيل شد، اما از چگونگي كار اين تيم پژوهشي خبري به بيرون درز پيدا نكرد. چند پرسش اساسي كه در طول برگزاري جشنواره در ذهن نگارنده ايجاد شده بود، طرح و از پژوهشگران موسيقي نواحي، در هر نقطه و مكاني كه هستند، تقاضا مي شود كه در پاسخ اين پرسشها تلاش كنند تا بحث موسيقي نواحي، اندكي جدي تر نگريسته شود و بنيادهاي آن سفتي و استواري مورد نيازخود را بيابد. پرسشها چنين است: - 1 اگر بپذيريم كه هر كار تحقيقي و پژوهشي نيازمند متدولوژي و روش تحقيق مخصوص به خود است، پژوهشهاي اين تيم نفره 10 بر چه پايه و اساسي قرار دارد و از چه متدولوژي و روش شناسي موجود و شناخته شده دنيا، يا حداقل در داخل كشور تبعيت مي كند. - 2 فرضيات كار پژوهشگران چيست و آنها به دنبال كسب چه نتايجي از اين پژوهش؟ هستند - 3 اين پژوهش اگر كاربردي عملي دارد ثمرات و بركاتش را چگونه و در كجا و چه زماني بروز خواهد؟ داد - 4 همه پژوهشگران موسيقي نواحي مي دانند كه تحقيق در موسيقي نواحي هنگامي بيشترين بهره دهي را براي يك محقق به ارمغان مي آورد كه در جغرافياي مكاني و محل زندگي نوازندگان و خوانندگان شكل بگيرد. به تعبيري دقيق تر، پژوهش بايد از ملزومات يك پژوهش ميداني برخوردارباشد. با توجه به چنين بستري، آيا پژوهش از نوازنده يا خواننده، آن هم در فضايي جداي از فضاي جغرافيايي - مكاني اشاره شده مي تواند هدفهاي موردنظر را برآورده؟ سازد پاسخ به اين پرسش ها و نمونه هايي از اين دست، مي تواند به دقت و ظرافتها و البته عمق كار پژوهشگران علاقه مند و دلبسته موسيقي نواحي ايران بيفزايد و آغازي مبارك براي توسعه و گسترش موسيقي نواحي ايران باشد.