Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791015-50396S1

Date of Document: 2001-01-05

ارامنه، ششم ژانويه را عيد مي دانند به مناسبت دهه جشنهاي ميلاد مسيح (ع ) درآمد: اين روزها، مسيحيان سراسر جهان زادروز فرخنده پيامبر صلح و آشتي، مهر و عشق را جشن مي گيرند. از اين رو، از آغاز بيست وپنج دسامبر (برابر با سنت كليسايي رايج غرب ) تا پايان ششم ژانويه در كشورها و بين ملتهاي گوناگون با برپايي آيين ها و مراسم ويژه اي، تولد حضرتش را گرامي مي دارند. ارمني هاي جهان و از جمله ايران نيز بنابه سنت تاريخي و ديني خويش، پنجمين شب ژانويه را جشن گرفته و روز ششم ژانويه را به ديد و بازديد مي پردازند. در مطلبي كه از پي مي آيد نويسنده كوشيده تا به پيشينه برپايي جشنهاي عيدمسيح و مراسم پيرامون آن در نزد ارمني هاي ايران اشاره داشته باشد. احمد نوري زاده در واژه نامه هاي فارسي واژه عيد روز مباركي كه در آن مردم جشن گيرند و شادي كنند تعريف شده است. در زبان ارمني واژه دن به روز يا روزهاي جشني اطلاق مي شود كه به مناسبت حادثه اي مهم و يا بزرگداشت خاطره و يادبودي بسيار ارزشمند برگزار شود. در ادبيات كليسايي عيد به روز مراسم خاص سنتي و كليسيايي كه براي امري مقدس و يا به ياد يك قديس و يا بزرگداشت خاطره و يادبودي بسيار ارزنده و مهم برگزار مي شود، اطلاق مي گردد كه بر اساس مقررات كليسايي برپا مي شود. واژه دن همچنين به معني روز تعطيل به مناسبت برپايي اينگونه مراسم است. معناي استعاري اين واژه ارمني شادماني بسيار و سرخوشي و پايكوبي است. ارمني ها به نخستين روز سال نو آمانور اطلاق مي كنند. آمانور در واقع معادل ارمني رايج ناواسارد در زبان ارمني است كه يك واژه مركب پهلوي است و معني سال نو از آن اراده مي شود. در ناواسارد عين حال نام اولين ماه تقويم ارمني نيز هست. در زبان ارمني براي آمانور اصطلاح كاقاند نيز به كار برده مي شود كه به معني نخستين روز هر ماه سال است. در اعصار كهن ارمني ها مراسم ناواسارد را باشكوه بسيار برپا مي كردند و شاهان ارمني در مراسم ويژه اين روز شركت مي جستند. قرباني كردن، رقص و پايكوبي و برپايي مسابقه هاي ورزشي و بازي هاي نمايشي و اجراي تئاتر جزو مراسم ويژه اين روز بوده امروزه است در تقويم ارمني به نخستين ماه سال هونوار اطلاق مي شود كه معادل ژانويه پژوهشگران است ارمني معتقدند كه هونوار ارمني از نام هانوس ايزد صلح و آرامش برگرفته شده است. ارمني ها پس از پذيرفتن مسيحيت كاقاند يوناني و هونوار لاتيني را جايگزين ناواسارد كهن خود كرده اند. برپايه پژوهش هاي انجام شده آغاز سال ارمني در عهد باستان مانند ايران در شروع بهار بوده است. نوروز جشن بهار، بهار جشن و جشن سال نو نزد آرياييان بود. آرياييان در اعصار باستان دو فصل گرما و سرما يعني داشتند پيش از آن كه سال به چهار فصل تقسيم شود دو فصل سرما و گرما در نظر گرفته مي شده است. فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما دو ماه بوده است. بعدها تابستان هفت ماه محاسبه شد و زمستان پنج ماه. در هر يك از اين دو فصل جشني برپا مي شده كه آغاز سال نو محسوب مي گرديده است. جشن نخست به هنگامي آغاز مي شد كه فصل گرما شروع مي شد. يعني زماني كه گله ها از آغل ها به چمنزارها روانه مي شدند و مردم از ديدن رخسار نوازشگر و دلنشين خورشيد مسرور مي شدند. جشن ديگر در آغاز فصل سرما برپا مي شدكه گله ها به آغل ها كشانيده مي شدند و جماعت توشه فصل سرما را تدارك مي ديدند. ايرانيان باستان سال را با آغاز تابستان يعني انقلاب صيفي و با ماه تير در مي آغازيدند دوره اي نيز آغاز انقلاب صيفي را ماه فروردين مي دانستند و مهرگان را نيز آغاززمستان و فصل سرما و زمستان به حساب مي آوردند و بر دو فصل نوروز و مهرگان قايل مهرگان بودند آغاز زمستان و سرما بود و نوروز شروع فصل گرما. امروز عيد ميلاد مسيح كه بزرگ ترين عيد ارمني هاي مسيحي است همه ساله باشكوه و جلال فراوان در ميان مسيحيان جهان و ارمني هاي ايراني برگزار مي گردد. عيد ميلاد يا ظهور الهي بزرگ ترين و همگاني ترين جشن مسيحيان جهان است. ارمني ها عيد ميلاد مسيح را با عيد غسل تعميد حضرت مسيح كه به آن جراورهنك اطلاق مي كنند به طور همزمان جشن مي گيرند. از عمده ترين دلايل اين اختلاط ايام آن است كه تاريخ دقيق ولادت حضرت عيسي مسيح به طور كامل روشن نيست و در ميان فرقه هاي گوناگون مسيحي بر سر تاريخ دقيق تولد حضرت مسيح اختلاف نظر وجود دارد. در قرن دوم ميلادي به طور رسمي روز ششم ژانويه روز تولد حضرت مسيح شمرده مي شد و تا قرن چهارم ميلادي نيز اين روز به طور رسمي جشن گرفته مي شد، اما از آن پس كليساي كاتوليك رم روز تولد مسيح را 25 دسامبر و روز غسل تعميد آن حضرت در رود اردن را روز ششم ژانويه اعلام كرد. در قرن پنجم ميلادي اكثر كليساهاي مسيحي جهان تاريخ تولد حضرت مسيح را روزدسامبراعلام 25كردند اما كليساي ارمني همچنان به رسم و آيين كهن وفادار ماندو روز ششم ژانويه را روز تولد حضرت مسيح اعلام كرد. پژوهشگران ارمني بر اين باورند كه علت اعلام روز 25 دسامبر به عنوان روزميلاد از سوي كليساي مسيحي لاتيني جشن ويژه خورشيد بوده كه در روز 25 دسامبربرپا مي شده است و اعلام مي كنند كه 25 دسامبرتاريخ ولادت ايزد ميترا بود كه جشن ويژه آن در اعصار كهن با شكوه كم سابقه اي در روم و ديگر كشورهاي بزرگ آن عصر برپا مي شده است. اين پژوهشگران اعلام مي كنند كه بعد ازظهور مسيحيت ميترائيسم همچنان در اروپا رواج داشت و حتي در مسيحيت نيز نفوذ كرد و انتخاب روز 25 دسامبربه عنوان روز ميلاد مسيح نشان دهنده نفوذ ميترائيسم در مسيحيت است و حتي اعلام مي دارندكه درمحل كنوني واتيكان در گذشته هاي دور يك معبد بزرگ ميترائيستي بوده است. در سال 451 ميلادي درمجمع مشهور كالكدون تاريخ تولد حضرت مسيح رسماروز 25 دسامبر اعلام گرديد ودرپاره اي از كليساهاي شرق نيز از آن پس روز 25 دسامبربه جاي روز ششم ژانويه به رسميت شناخته شد و اكثر مسيحيان جهان روز 25 دسامبر را به عنوان روز ميلادمسيح جشن گرفتند و روز ششم ژانويه را به عنوان روز غسل تعميد حضرت مسيح اعلام كردند و امروز نيز همين تقويم رعايت مي شود، اما كليساي ارمني با پيروي از سنت كهن خود روز ششم ژانويه را به مثابه روز ميلاد و نيز غسل تعميد آن حضرت به رسميت مي شناسد وجشن مي گيرد، در مراسم كليسايي ويژه سال نو و ميلاد حضرت مسيح مومنان توسط روحانيون مسيحي با نان مقدس و شراب مقدس كه به مثابه گوشت و خون نمادين مسيح است، تبرك مي شوند. تاتاخوم در سر ميز جشن ويژه ميلاد معمولا پيش از خوردن شام، بزرگ خانواده نان مقدس را بين اعضاي خانواده تقسيم مي كند تا در ميان جام ها فرو برند و سپس جام ها را با آرزوي تندرستي يكديگر بنوشند. مراسم اين شب ويژه را ارمني ها تاتاخوم يا ختوم مي نامند و بدينگونه سال نو ارمني آغاز مي شود. بعد از برگزاري مراسم ويژه و تاتاخوم صرف شام ويژه مردم دسته دسته به خانه هاي يكديگر براي ديد و بازديد مي روند و به يكديگرمژده يا آوديس مي دهند. سال نو در خانه ارمني ها چند روز قبل از عيد ميلاد مسيح ارمني ها روزه نگاه مي دارند و در شب پنجم ژانويه كه به ارمني به آن ناواگاديك اطلاق بعداز مي كنند، شركت در مراسم مذهبي ويژه يا كه باداراگ در كليسابرگزار مي شود، به خانه مي آيند و پاي سفره سال نو مي نشينند و به صرف شام ويژه سال نو مي پردازند. شام ويژه شب تاتاخوم معمولا شامل پلو و كوكو و ماهي شور و ماهي خشكانده يا ماهي دودي ( دستپيچ )چرا است، كه ارمني هادر اين شب از خوردن غذاهاي تهيه شده با گوشت حيواناتي كه خون آنها به هنگام ذبح ريخته مي شود، اجتناب مي ورزند. روز ششم ژانويه معمولا ارمني هاي جوان ومردها براي ديدار عيد به خانه بزرگترهامي روند و سال نو را به پدربزرگها ومادربزرگهاتبريك مي گويند. در روز ششم ژانويه بر سفره عيد درخانه ارمني ها اغلب شيريني هاي ويژه مانند شيريني موسوم به نازوك (نازك ) گاتا، شكلات، وآجيل به چشم مي خورد. مرسوم است كه معمولا پدر بزرگها و مادربزرگها و پدرشوهرها ومادرشوهرهابه اولاد و عروسان و دامادهاي خود هديه مي دهند. در مدارس ارمني نيز قبل از تعطيل مدرسه كيسه هاي كوچك حاوي آجيل و خشكباربه دانش آموزان هديه داده مي شود كه گونه اي برقراري مساوات بين دانش آموزان دارا و ندار تلقي مي شود. تزيين درخت كاج پژوهشگران ارمني تزيين درخت كاج در شب عيدميلاد مسيح را سنتي ديرينه مي دانند كه با كيش پرستش درخت كه در ميان ارمني هاي عهد كهن متداول بوده همانندي است، دارد، برخي نيز آن را سنتي به عاريت گرفته شده از اروپائيان به حساب مي آورند. همچنين اين رسم را به اشاره هاي كتاب مقدس به درخت و حيات درخت ربط دانش مي دهند، در كشورهاي مسيحي جهان معمولاشب كريسمس درخت كاج را تزيين مي كنند، اما ارمني ها شب پنجم ژانويه اين كار را انجام مي دهند. زيرابراساس باور ارمني هاو كليساي لوساوريچي يا آراطلاگاني مسيح ارمني، روز ششم ژانويه ولادت يافته است. به نظر گروهي از پژوهشگران ارمني نيز تقديس و تزيين درخت جزئي از كيش پرستش طبيعت به شمار مي آيد. درخت نزد ارمني هامظهر رويش و حيات به حساب مي آيد و علاوه بر آن در عهد كهن در ارمنستان كيش پرستش درخت به طور گسترده متداول بوده است. برخي نيز بر اين نظر هستند كه تزيين درخت كاج به شيوه اي كه امروز مرسوم است نخستين بار در سال ميلادي 1605در كشور آلمان رواج پيدا كرده است. براساس نظر اين پژوهشگران مارتين لوتر بنيانگذارفرقه پروتستان مسيحي عادت داشت در شب تولد حضرت مسيح شاخه هاي درخت كاج را به خانه ببرد و براي شادماني كودكان آنهارا تزيين كند وهمين عادت بعدها به يك رسم و آيين عام تبديل شد و در ميلادي 1840سال سنت آراستن درخت كاج به انگلستان و از آنجا نيز به آمريكا راه يافت. برخي نيز براين باورند كه تزيين درخت كاج از دوران حكمفرمايي فراعنه در مصر به يادگار مانده است. بابا نوئل از ديگر سنت هاي سال نو مسيحي روياي بابانوئل است كه ارمني ها به آن بابا و كاقاند بابا زمستان اطلاق مي كنند. درباره منشا بابا نوئل نيز بين پژوهشگران مسيحي اتفاق نظر وجود ندارد و هر يك نظريه خاص خود را پيش مي كشند. شايع ترين نظريه بابا درباره نوئل همان پندار مربوط به سانتاكلوز آلماني است كه داستان خاص خود را دارد. داستان از اين قرار است كه گويا سانتاكلوز جواني بوده كه در قرن چهارم ميلادي مي زيسته و از مشاهده اين كه دوشيزگان تهيدست به علت فقر و نداري از تهيه جهيزيه عاجزند و به همين دليل تن به ازدواج نمي دهند رنج مي برده است. لذا سانتاكلوز شبي از شبها درون كيسه هايي را پر از زر مي كند و ازسوراخ دودكش بخاري به درون خانه دختران دم بخت مي ريزد تا آنها با استفاده از طلاهاي سانتاكلوز براي خود جهيزيه تهيه كنند و به خانه بخت بروند. درعين حال پژوهشگران معتقدند افسانه بابا زمستان يا بابا نوئل از اعصار بسيار كهن در خاور زمين رواج داشته است. در ميان ارمني هاي اعصار كهن نيز در جشن ناواسارد و عيد بون باري پخش گندان كردن هديه ميان مردم و دادن جايزه و زدن نقاب بر چهره متداول بوده است كه مي تواند اشاره هايي نمادين بابا به زمستان يا بابا نوئل امروزي باشد. گذشته از اين افسانه بارتو كه شباهت بسيار زيادي بابا به نوئل دارد در ميان ارمني ها شايع بوده است. بارتو شخصيت محبوب كودكان ارمني بوده كه با كلاه بوقي و ريش سفيد و چوبدست و كيسه هاي پر از هدايا ميان كودكان شادي قسمت مي كرده است. اعياد ارمني اعياد ارمني در روزگار كنوني به دو دسته تقسيم مي شوند: اعياد مسيحي و كليسايي و اعياد ملي. مهمترين اعياد كليسايي مسيحي عبارتند از: عيد ميلاد حضرت مسيح و ديگر اعياد مربوط به آن حضرت و اعياد مربوط به حضرت مريم و صليب مقدس كه در زبان ارمني به آن خاچ اطلاق مي شود. البته غير از اينها اعياد گوناگون كليسايي ديگري نيز وجود دارند. اعياد حضرت مسيح با رويدادهاي گوناگون زندگي آن حضرت ارتباط دارند كه مهمترين آنها عيد ميلاد و عيد غسل تعميدو عيد موسوم به زاديك و هامبارتسوم ( رستاخيز ) است. پاره اي از اعياد ارمني ها نيز جنبه ملي دارند و به مناسبت رويدادهاي مهم ملي، طبيعي و تاريخي برپا مي شوند. امروزه بسياري از اعياد ملي ارمني ها با اعياد و رسوم كليسايي در هم آميخته اند و به صورت يك كل واحد درآمده اند كه هم از سوي كليسا پذيرفته شده اند و هم از سوي مردم ارج نهاده مي شوند. درباره جزئيات و عادات برگزاري اعياد ملي كهن به دلايل تاريخي اطلاعات ناچيزي در منابع و متون كهن به يادگار مانده است. در روزگار ما اغلب نام اين اعياد كهن ملي تكرار مي شود اما از نحوه برگزاري آنها در اعصار كهن اطلاعات همه جانبه اي وجود ندارد. اين اعياد به طور سنتي در تاريخ پايدار مانده اند و به مرور در اعياد كليسايي مستحيل شده اند. براي مثال مي توان به افروختن آتش در عيد درندز (ديار اندآراج ) كه عيدي شبيه به چهارشنبه سوري ما ايراني هاست; پاشيدن آب در عيد وارتاوار (كه يادآور مراسم كهن پاشيدن آب به روي يكديگر در ميان ايرانيان است ) تفال زدن و قرعه كشي كردن در عيد هامبارتسوم (صعود رستاخيز مسيح ) و تعميد انگور كليسايي اشاره كرد كه علت اين امر را آن مي دانند كه گريگور لوساوريچ مقدس اشاعه دهنده مسيحيت در ارمنستان خود شخصا رسوم كهن را در زمره اعياد مقدس قرار داده و بر ويرانه هاي معابد كهن كليساها و نمازخانه ها بنا نهاده است و مزارهاي مقدسين كهن را در محوطه كليساهاجاي داده است. پژوهشگران كليسايي ارمني همچنين بر اين نظر هستند كه گريگور لوساوريچ مقدس پس از انهدام معابد كهن، كليساهاي نوين بنياد نهاد و به جاي اعياد ملي قديم اعياد جديد مسيحي را مرسوم كرد و بسياري از اعياد كهن با تغييراتي چند جزو اعياد كليسايي درآمدند و بدين گونه ارمني ها بسياري از آداب و سنن و رسوم آييني كهن خود را همچنان حفظ كردند. امروزه از عمده ترين اعياد ارمني ها مي توان به به درنذر يا دياراندآراج كه همانند چهارشنبه سوري ما ايراني هاست، بون باري گندان كه همانند مراسم برغندان ايرانيان عهد باستان است، زاديك و هامبارتسوم كه هر دو عيد رستاخيز حضرت مسيح مي باشند اما به طور جداگانه برگزار مي شود; اشاره كرد. از مراسم جالب زاديك رنگ كردن تخم مرغ، بازي با نهادن تخم مرغ، شيريني مخصوص موسوم به باسكا بر سفره جشن، و رفتن دسته جمعي به آغوش طبيعت است كه سيزده بدر ما ايراني ها را تداعي مي كند. به هنگام برگزاري مراسم ويژه هامبارتسوم نيز رفتن دسته جمعي به آغوش طبيعت مرسوم است. لازم است به اين نكته نيز التفات كرد كه امروزه به هنگام برگزاري همه اعياد مسيحي مراسم ويژه نيايش و دعا در كليسا برگزار مي شود كه به زبان ارمني به آن باداراگ اطلاق مي شود.