Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791015-50391S2

Date of Document: 2001-01-05

ورشكستگي، سينماي ايران را تهديد مي كند گفت و گو با داريوش مهرجويي و چندتن از عوامل فيلم ميكس همزمان با نمايش عمومي فيلم ميكس آخرين ساخته داريوش مهرجويي، چند تن از دست اندركاران اين فيلم با نمايندگان رسانه هاي گروهي به گفت و گو نشستند و به مسائلي كه درباره اين فيلم مطرح بود پاسخ گفتند. داريوش مهرجويي ( كارگردان ) خسرو، شكيبايي (بازيگر ) ناصر، چشم آذر ( آهنگساز ) و سيروس تسليمي (تهيه كننده )در اين نشست حضور داشتند. فيلم درباره ميكس تلاش يك گروه فيلمسازبراي رساندن فيلم خود به جشنواره فيلم فجر است. اين فيلم كه ماجراي ساخت آن فراز و نشيبهاي بسيار داشت، دردو مقطع زماني با فاصله يك سال فيلمبرداري شد وسرانجام نسخه اي از آن درجشنواره هجدهم فيلم فجر به نمايش درآمد و اكنون نيز پس از حدود يك سال با تدويني مجدد و با نسخه اي كوتاه تراز قبل در اكران عمومي به نمايش درآمده است. مهرجويي در آغاز درباره محتواي فيلم مي گويد: فيلم ميكس ارتباط آدم هاي جامعه امروزرا با تكنولوژي مي سنجد و مشكلات عدم شناخت آنها را با مدرنيته نشان مي دهد. به گمان من زمان فيلم ساختن درباره طبقه كارگرو روستايي گذشته و جامعه به سمتي رفته است كه بايددرباره طبقه متوسط فيلم ساخت. موضوع پشت صحنه سينما هميشه براي مردم جالب است. اين فيلم نماينده و نماد كار كردن و برقراري ارتباطبا يكديگردر ايران است. اين كه در يك جامعه مدرن افرادجامعه چگونه از تكنولوژي استفاده مي كنند وعدم شناخت و عدم تعليم چه مشكلاتي را براي آنها به وجود مي آورد. مهرجويي افزود: براي مشكلي اكران، از جهت مميزي نداشتيم و فقط به خاطرجمع وجورتر شدن فيلم با حذف بعضي از صحنه ها تغييراتي در آن حاصل شد كه نسخه فعلي با تدوين مجدد اندكي كوتاه تر از نسخه اي است كه سال پيش در جشنواره فجربه نمايش درآمد. وي در پاسخ به اين پرسش كه درصحنه حضوريك منتقد در فيلم و گفت وگوي توهين آميز با اوتجديدنظرشده است يا نه، گفت: استفاده از لفظ توهين دراين صحنه صحيح نيست بلكه قرار گرفتن كارگردان ومنتقددر دستشويي صميميت وسابقه دوستي آنها را نشان اميد مي دهد روحاني كه به عنوان منتقد دراين فيلم حضور دارد، از دوستان او صميمي من است در اين فيلم هم پزشك هم منتقد است. منتقد، پزشكي كه عاشق سينما و فيلم است و علاقه دارد با كارگردان اين فيلم صحبت من كند از واكنش منتقدان تعجبكردم. آنها با توجه به سطح دانش وعلمي كه نسبت به نبايد سينمادارند، اين گونه اعتراض كنند. اين واكنش و تلقي توهين به به منتقدان، نظر من حاصل يك سوء تعبير است و من در اين صحنه در تدوين مجدد هيچ تغييري ندادم. كارگردان ميكس درباره برخورد تلويزيون با تيزرهاي تبليغاتي فيلم هاي سينمايي گفت: ظاهرا رابطه تلويزيون با وزارت ارشاد درحوزه هاي موسيقي، ادبيات معاصر و سينما رابطه اي خصمانه است و به خصوص نگاهي كه صدا و سيمابه سينما دارد نگاهي پر از تناقض و گاه با كينه است. تلويزيون در اصل جزيي از كليت سينماست و با وجود صرف ماليات هاي مردم، با سينما سر ناسازگاري دارد درحالي كه بايد در خدمت اين هنر - صنعت بزرگ باشد وبه رونق و اعتلاي آن كمك در كند تمام دنيا، تلويزيون ها ساعت هايي از برنامه خود را به معرفي فيلم هاي روز ونقدو بررسي آنها اختصاص مي دهند، اما تلويزيون در كشور ما نه تنها چنين نمي كند كه حتي با سانسورتيزر و گاه با عدم پخش آنها با سينما مقابله مي كند و به نوعي عملكرداداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشادرا غلط مي شمارد. نمي دانم چرا هر نوع كالايي در تلويزيون تبليغ مي شود اما كالاي فرهنگي همچون فيلم در تلويزيون رد مي شود. من فكر مي كنم رابطه تلويزيون با سينما و هنر رابطه اي بيمارگونه است. سيروس تسليمي نيز در اين زمينه گفت: بسياري از مواقع تلويزيون از پخش تيزر فيلم ها خودداري مي كند، ولي در همان معدود دفعاتي هم كه به پخش آن مبادرت مي كند امكان اصلي كه همان ساخت نمونه اي جذاب از فيلم است را با حذف هاي مكرر و مميزي مي گيرد و در حقيقت با اين عمل به مردم مي گويد اين فيلم را نبينيد. داريوش مهرجويي با اشاره به ناكارايي نظام اطلاع رساني سينماي ايران گفت: يكي ديگر از مشكلات عدم رونق سينما ناكافي بودن اطلاع رساني از سوي مطبوعات است و از آنجا كه سينما صنعت سودآوري نيست مطبوعات بايد براي تشويق مردم به رفتن سينما تلاش بيشتري كنند. شايد بهره گرفتن از راديو و همچنين ستون هاي اطلاع رساني در روزنامه ها در رفع اين مشكل موثر باشد كه متاسفانه هيچ كدام اينها در ايران رايج نيست و اين گونه مي شود كه فيلمي چون بوي كافور و عطر ياس چنين مهجور مانده به است نظر من وقتي سينما به عنوان يك صنعت سودآور نباشد سرمايه گذاران تمايلي به سرمايه گذاري درآن نخواهند داشت. از اين جهت است كه در بيست سال اخير نه تنها شاهد گسترش و رونق صنعت سينما نيستيم بلكه زير ساخت هاي موجود نيز در حال از بين رفتن است. مهرجويي با اشاره به اين كه ورشكستگي، سينماي ايران را تهديد مي كند افزود: شايددليل اين ورشكستگي پايين بودن قيمت بليت سينماها باشد كه در مقايسه با ديگر كالاها و خدمات موجود در جامعه رشد مناسبي نداشته است و شاهديم كه متوسط قيمت بليت در سينماها درحالي سيصد تومان است كه قيمت يك ساندويچ و يا خوراكي هاي ديگر بوفه سالن ها به مراتب بالاتر است. بايد توجه داشته باشيم كه هزينه توليد فيلم ها در سالهاي اخير همچنان افزايش يافته است و از رقمي حدود 40 ميليون به 100 ميليون تومان رسيده است ولي پرفروش شدن فيلم ها همچنان متكي بر تعداد مخاطبان بيشتر است و از شيوه هاي ديگر درآمدزايي سينماي ايران محروم مانده است. در ادامه اين نشست خسروشكيبايي بازيگر فيلم ميكس كه به تازگي از مراسم نمايش فيلم ميكس در شيكاگو به تهران بازگشته است با بيان ديدگاههاي خود درباره ميكس گفت: بخشي از فصل هاي پاياني فيلم قرار بود در برف گرفته شود كه با وجود تاخير دو ساله امكان فيلمبرداري اين صحنه ها بوجود نيامد و من احساس مي كنم كه تغيير اين بخش ها باعث شد كه فيلم نسبت به فكر اوليه آقاي مهرجويي متفاوت باشد. با اين وجود گمان مي كنم فيلم ميكس نقطه عطفي در بازيگري من درميان ديگر ساخته هاي كارگردان است. شكيبايي درباره مشابهت شخصيت در دو فيلم ميكس و دختردايي گمشده گفت: درست است كه در هر دو فيلم من در نقش يك كارگردان ظاهر شدم، اما گمان مي كنم كه اين دو فيلم به نوعي مكمل يكديگر چرا هستند كه در ميكس كارگردان معطوف به درگيري با خود براي رساندن فيلم در موعد مقرر است ولي در دختر دايي گمشده او بيشتر متوجه به هدايت يك گروه سازنده فيلم است. شكيبايي درباره حضورش در شيكاگو به هنگام نمايش فيلم ميكس گفت با آنكه فيلم زيرنويس نداشت اما در آمريكا با استقبال زيادي از سوي مردم، منقدان و ايرانيان مقيم روبه رو شد و عليرغم زبان متفاوت فيلم در روايت داستان آنها فيلم را پسنديدند. ناصر چشم آذر آهنگساز ميكس نيز كه در اين فيلم در نقش خود ظاهر مي شود به تشريح ديدگاه خود نسبت به فيلم و همكاري با مهرجويي پرداخت و درباره ويژگي هاي كارش به تفصيل سخن گفت.