Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791014-50389S5

Date of Document: 2001-01-04

نامه نگاري، آيين مهرورزي است آدم هاي آشنا باسواد و كتابت فارسي از يك منظر نامه به اين و آن مي نويسند و جوابهاي نامه هاي رسيده به خود را مي دهند يا نه به قول هنديها يا به كل به كسي نامه نمي نويسند و يا جوابنامه هيچ كسي را نمي دهند. وقتي هم قرص و محكم مقابل اين طايفه ناتوان در هنر نامه نگاري قدراست كني و سستي و بي مهري شان را از اين بابت به رخشان بكشي و رك وپوست كنده به آنها بگويي هر نامه كه به تو مي رسد در حكم آن است كه كسي از سرمهر دارد به تو سلام مي كند چرا جواب سلام اين مهربان را نمي دهي و ادبت را از ياد برده اي مي دانيد چه خواهند گفت. بنده هر چه از اين زاويه از آنها شنيده ام و حرص خورده ام برايتان تا جايي كه حافظه ياري كند مي گويم: گوش كنيد البته اين توجيهات بيشتر متعلق به برخي كساني است كه عجالتا غربت نشينند. يكي از همين ها مي گويد: ببخشيد من وقت ندارم جواب نامه تان را بدهم يكي نيست از اين جناب بپرسد مگر شما روزي چند ساعت كار؟ مي كني واقعا در شبانه روز يك ساعت فرصت مناسب گير نمي آوري كه جواب نامه كسي را بدهي و همه آخر هفته ها هم كه تعطيلي داري. اينجور آدمها فكر نمي كنند كه حتي روساي جمهور هم فرصت گير مي آورند به عزيزان و دوستان خود نامه بنويسندتو كه رئيس جمهور هم نيستي. يكي ديگر مي گويد من واقعا دلم مي خواهد نامه بنويسم و ارتباط منظمي با هم داشته باشيم اما نمي دانم در نامه هايم چه بنويسم، از كجا شروع كنم، كجا نامه را تمام كنم. يكي مي گويد من حوصله نامه نوشتن را ندارم به شما سعي مي كنم مرتب تلفن بزنم، پدر و مادرهاي چشم انتظار هم اين حرف را باور مي كنندو هر وقت تلفن خانه شان زنگ بزند با شوق گوشي را برمي دارند تا صداي عزيزانشان را بشنوند اما هيهات و اي دريغ كه چنين نيست. يكي مي گويد: خبري نيست چه نامه اي يكي؟ بنويسم مدعيست من نمي توانم به قشنگي نامه تو نامه بنويسم، مي ترسم بنويسم، به من بخنديد. يكي حرف ديگري دارد و خبر مي دهد ناراحت نباشيد برايتان مرتب اي ميل مي فرستم اين كار سريع تر است. از فرمايش اين فرزند نازنين هم خبري نيست. يكي مي گويد مي خواستم برايتان نامه خوبي بنويسم امتحان شروع شد، نشد. يكي مي گويد، ببخشيد مي خواستم نامه بنويسم حالم بد شد رفتم بيمارستان. يكي مي گويد رفتم سفر، نشد نامه برايتان بنويسم. يكي هم راست يا دروغ وقتي از او گله مي كني چرا نامه نمي نويسي در مي آيد مي گويد: دو هفته پيش نامه برايتان فرستادم؟ نرسيده بگذريم اين جماعت غربت نشين (البته منظورم با كسانيست كه نامه شان نمي آيد ) بايد بدانند و يادشان نرود پدر و مادرها با نامه هاي آنان زندگي مي كنند و تا اين نوع نامه ها از عزيزانشان مي آيد و آنها فراموش نكرده اند زندگي را دوست دارند و اگر سختي دارد به عشق بچه هايشان اين ناهمواري ها را تحمل مي كنند وقتي از، فزرندشان نامه اي نرسد واز او بي خبر بمانند هزار جور فكر مي كنند، دلشان شور مي زند، بيقرارند حالشان بد، مي شود، غصه مي خورند، احساس پوچي مي كنند بهانه خوبي، براي خوشحال بودن من ندارند فكر مي كنم آنها كه نامه نمي نويسند و دلايل روشني دارند يا معناي ارزش ارتباط انساني را نمي فهمند يا بسيار كاهل و ناتوان تشريف دارند وتمام آنچه تحت عنوان دليل نامه ننوشتن مطرح مي كنند كاملا بي معني و غيرقابل قبول است . بله ممكن است كسي واقعا به دليل موجهي مدتي نتواند دست به قلم ببرد و مهرباني و دلتنگي هاي خود را بيان كند و حال پدر و مادر خود را بپرسد اما اگر اين وضع دائمي باشد بهانه ها قابل توجيه نمي باشند. به هر حال پدر ومادرها به نامه هاي شما مثل هوا يا يك داروي قوي نياز دارند، اگر مهربانيد چنانكه ادعا مي كنيد بهايش را بپردازيد. يكي از راه هاي ساده، عملي و قديمي اثبات مهرباني همين چند جمله نامه نويسي مي تواند باشد. مطمئن باشيد شمابا همين نامه هاي ساده عمر پدرها ومادرها را بيشتر مي كنيد. به هر حال من مخلص همه كساني هستم كه هر جاي اين خاك خدا كه هستند باشند اما مهرشان پايدار است نامه هايشان، مي رسد، بوي عطر مهرشان در نامه ها همه جا رامي گيرد. آنها كسي نيستند كه هويت خود را گم كنندو ريشه هايشان را از ياد ببرند. حسينعلي مكوندي