Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791013-50376S8

Date of Document: 2001-01-03

خبرسازان سال 2000 از نگاه تايم (بخش پاياني ) مرموزترين رهبر جهان بسياري، كيم جونگ ايل رهبر كره شمالي را عجيبترين رهبر دنيا مي خوانند. همه اقدامات او حتي سخنراني هايي كه در اجتماعات انجام مي دهد و حتي وقتي در انظار عمومي حاضر مي شود، اسرارآميز بوده و با ابهام همراه است. هيچ كس دقيقا نمي داند او چه مي كند و وظايفش را چگونه انجام مي دهد. بعد از مرگ كيم ايل سونگ رهبر بزرگ كره شمالي و از كمونيست هاي ملي گراي اين كشور كه با حمايت و تاييد پكن به قدرت رسيد پسر او كيم جونگ ايل در سال 1994 قدرت در كشوري كه با وضعيت بد اقتصادي و قحطي در سالهاي اخير روبه رو بوده به دست گرفت. در سال گذشته ميلادي رهبر منزوي كره شمالي در اقدامي بي سابقه در پيونگ يانگ ميزبان چند مقام خارجي بود. اولين آنها كيم دائه جونگ رئيس جمهوري كره جنوبي بود كه كشورش هم دمكراتيك تر از همسايه شمالي است، هم از نظر اقتصادي وضعيت بهتري دارد و هم بخشي از دنياي امروز است. اماعجيبترين خبرهاي آسيا در سال ميلادي گذشته به كيم جونگ ايل مربوط مي شد. چهار ماه بعد از نشست سران دو كره در پيونگ يانگ، كيم ميزبان مادلين آلبرايت وزير خارجه آمريكا بود. در اين نشست واشنگتن دريافت كه رهبر كره شمالي آماده است تا به طور جدي در مورد موضوعاتي چون برنامه موشكي بلندمدت اين كشور كه آمريكا خواستار توقف آن است گفت وگو كند. روزنامه هاي كره شمالي در مورد اين ديدار نوشتند: رهبر محبوب ما هيچگاه به هيچ كشوري نمي رود بلكه،، آمريكايي ها چيني ها، روس ها، ژاپني ها و ديگران بايد به پيونگ يانگ بيايند تا با او ديدار كنند. در سال گذشته ميلادي، جهان رهبر مرموز كره شمالي را بهتر از قبل شناخت و اكنون اطلاعات هرچند اندكي در مورد او منتشر شده است. آخرين بازمانده رهبران ملي گراي آفريقا رابرت گابريل موگابه ازجمله آخرين رهبران ملي گراي آفريقاست كه در جريان مبارزه براي رهايي از استعمار به قدرت رسيدند. در سال 2000 بعد از ماهها درگيري و كشمكش كه طي آن حكومت او با جدي ترين چالش طي دو دهه گذشته روبه رو شد سرانجام مجبور شد قدرت را با مخالفان تقسيم كند. موگابه به طور بي سابقه اي كنترل اوضاع را از دست داد و كشور براي مدتي دچار هرج و مرج و بي قانوني شده و وضعيت اقتصادي بيش ازهر زمان ديگري در تاريخ اين كشور رو به وخامت گذاشت. موگابه براي كاستن از سطح نارضايتي هاي موجود، در سال با 1997 دادن امتيازاتي به كهنه سربازان دوران جنگ كه براي به دست آوردن استقلال كشور براي او مبارزه كرده بودند موافقت كرد. او همچنين دستوري صادر كرد كه ماهها كشور را دچار بحران كرده و چندين كشته و بي خانمان به جاگذاشت. براساس اين دستور زمين هاي كشاورزي سفيدپوستان توسط دولت مصادره مي شد بدون اينكه در مقابل، خسارتي پرداخت شود. در بهار سال گذشته ميلادي، طرح تغييرات در قانون اساسي كه با هدف افزايش قدرت و اختيارات موگابه صورت گرفته بود در همه پرسي توسط مردم رد شد. اين مخالفت گسترده با برنامه هاي موگابه او را به شدت خشمگين كرد و شايد به همين دليل بود كه كهنه سربازان دوران جنگ به تحريك او به مزارع متعلق به سفيدپوستان هجوم برده و اين زمين ها را كه به گفته موگابه توسط استعمارگران سفيدپوست از سياهان به سرقت رفته است، تصاحب كردند. موگابه همچنان اصلاحات ارضي را ادامه مي دهد و قصد دارد از اين سياست به عنوان استراتژي جلب حمايت گروهي ازمردم در انتخابات رياست جمهوري سال 2001 استفاده كند. برخي قضات در كشور اصلاحات ارضي دولت را غيرقانوني دانسته اند اما موگابه آنها را از كار بركنار جامعه كرد جهاني و حتي چند تن ازرهبران آفريقا همچون اباسانجو رئيس جمهور نيجريه و تابوامبكي رئيس جمهور آفريقاي جنوبي خواستاراجراي قانون در زيمبابوه شدند اما موگابه اين درخواست ها را ناديده گرفت. او مي خواهد نامش در تاريخ به عنوان رهبري كه زمين هاي آفريقا را به آفريقايي ها بازگردانده است ثبت شود حتي اگر اين كار به قيمت ازهم پاشيدگي كشورش تمام شود. فاكس و دمكراسي در آمريكاي لاتين دمكراسي در آمريكاي لاتين در سال 2000 راه ناهمواري را پشت سر گذاشت اما توسط برخي از سياستمداران اين منطقه تقويت شد. در پرو، آلبرتو فوجيموري درحالي كه كشور مي رفت تا وارد بحران شود و به كانون بحران در منطقه تبديل شود ابتدا از شركت در انتخابات انصراف داد و بعد هم استعفا كرد. در ونزوئلا، هوگو چاوز سياست هاي انقلابي پوپوليستي اش را ادامه داد و تا حدي قدرت سازمان كشورهاي صادركننده نفت را افزايش داد. مردم آمريكاي لاتين در پايان هزاره دوم خواستار ايجاد تغييرات شدند، آنها از شكست نظام اقتصادي و سياسي كه وعده رشد و پيشرفت داده است نااميد شده بودند و چاوز و فوجيموري نمونه هايي از تغيير خواسته هاي مردم اين منطقه بودند. اما مكزيك نمونه روشن تغيير سلائق مردم آمريكاي لاتين و خواسته آنها براي ايجاد تغييرات بود. در دوم ژوئيه گذشته، مردم مكزيك با انتخاب ويسنته فاكس رئيس سابق شركت كوكاكولا در اين كشور، به عنوان رئيس جمهور به ساله 70حكومت حزب نهادينه انقلابي (پري ) پايان دادند و به اين ترتيب دوران جديدي در اين كشور آغاز شد كه به عقيده بسياري و براساس شواهد و قرائن موجود با فضاي باز سياسي و تغييرات گسترده همراه خواهد بود. انتخاب فاكس به عنوان شصت و دومين رئيس جمهور مكزيك اولين انتقال آرام قدرت به مخالفان در اين كشور از زمان استقلال بسياري بود دليل پيروزي فاكس در اين انتخابات را ويژگيهاي شخصي خود او مي دانند. او شخصيتي كاريزماتيك دارد و طرفدار سياست تغيير و اصلاح است. سابقه كار تجاري و سياسي نيز به فاكس بسيار كمك كرد. او سالهاست كه عضو حزب راست ميانه اقدام ملي است اما سياستمداران حاكم در مكزيك او را يك بيگانه و غيرخودي به حساب مي آوردند. چريك هاي زاپاتيستا كه از پيروزي فاكس در انتخابات استقبال كرده اند براي ازسرگيري گفتگوهاي صلح با دولت مكزيك اعلام آمادگي كردند. اما رئيس جمهوري جديد در كنگره اكثريت ندارد و اكثرا فرمانداران مناطق مختلف مكزيك به احزاب مخالف دولت جديد تعلق دارند، با اين حال او تا حدي توانسته است مردم مكزيك را براي حمايت از برنامه هايش متقاعد كند.