Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791013-50370S1

Date of Document: 2001-01-03

نسخه ها در كنج كتابخانه ها مدفون است گفت و گو با دكتر حسين محمدزاده صديق پژوهشگر و مولف كتاب آشنايي با رسالات موسيقي درآمد، دكتر حسين محمدزاده صديق در سال 1324 در تبريز متولد شد. در سال 1348 از دانشگاه تبريز در زبان رشته و ادبيات فارسي ليسانس گرفت. فعاليت قلمي خود را در اوايل دهه چهل آغاز كرد. هفته نامه هنر و اجتماع را در سال 1347 منتشرساخت و سپس حبس و تبعيد به تهران و... اولين كتابش با نام واقف شاعر زيبايي و حقيقت در 1351 در تهران انتشار يافت و يك سال بعد كتاب عاشيقلار در موضوع شعر وموسيقي عاشيق هاي آذربايجان و در سال 1353 كتاب شناخت هنر و زيبايي و... وي در سال 1358 از سوي دانشگاه استانبول براي تحقيقات دانشگاهي دعوت شد و در سال 1362 همراه با Dدرجه. H.P در رشته زبانشناسي و ادبيات تطبيقي به ايران بازگشت و تا امروز به تدريس و تاليف و تحقيق مشغول است. وي چند سال است كه در دانشگاه هاي تهران تدريس مي كند و از جمله درس هاي وي متون كهن موسيقي است كه اين گفت وگو را به بهانه انتشار كتاب آشنايي با رسالات موسيقي با ايشان انجام داده ايم. گفت و گو از: الف - نجوا * آقاي دكتر صديق با توجه به اينكه انتشار كتاب آشنايي با رسالات موسيقي شما، كار ابتكاري و نو در وادي موسيقي پژوهي ايران به شمار مي رود، مايل هستيم كه بپرسيم از چه زماني به صرافت تهيه و تدوين چنين كتابي ؟ افتاديد اين كتاب در واقع يادداشتهاي درسي من است كه اول بار آن را در دانشكده موسيقي مركز آموزش عالي سوره تدريس كرده ام. درس رسالات موسيقي را دانشجويان رشته موسيقي در دو نيمسال تحصيلي و در سال آخر مقطع ليسانس مي گذرانند. ولي به لحاظ آن كه اغلب رساله ها هنوز چاپ نشده و به صورت نسخ خطي در كنج كتابخانه ها مدفون است، بيشتر دانشكده هاي موسيقي در ارائه اين درس دچار مشكل مي شدند. در تدوين كتاب حاضر هدف آشناساختن پژوهشگران متن شناس با اين رساله ها و نظم دادن به روند رساله پژوهي دراين رشته بود. * آيا قبل از تدريس هم با اين رسالات آشنا؟ بوديد سابقه علاقه و آشنايي من با رسالات موسيقي به دهه چهل برمي گردد. سال 1343 كه متن كتاب مقاصد الالحان اثر عبدالقادر مراغه اي توسط مرحوم تقي بينش چاپ شد، من در آن سالها همراه دوستانم مشغول تدوين دايره المعارف آذربايجان بودم كه براي تحقيق در احوال عبدالقادر به مطالعه اين كتاب پرداختم. اصطلاحات خاص موسيقايي نظير ايقاع، اصفاق، تحرير، تلحين، مثنيات، تجويف، اصطخاب و جز آن كه درآن كتاب بود و در متون ادبي ديگر پيدا نمي شد، شوق من را به تامل در اين متون برانگيخت و در هر فرصتي به بررسي نسخ خطي متون تركي يا فارسي و عربي آنها مي پرداختم تا آن كه بعد از انقلاب در سالهايي كه در دانشگاه استانبول مشغول تحقيق بودم، بخشي از وقت خود را صرف تهيه و تدوين نسخه هاي خطي موجود در كتابخانه هاي استانبول كردم و كپي بسياري از نسخ را با خود به ايران آوردم. * آيا قبل از شما، كار مشابهي بر روي اين رسالات انجام شده؟ است هنري فارمر در سال 1987 در نخستين چاپ انسيكلوپدي اسلام و نيز در كتاب تاريخ موسيقي مرحوم عربي حسن، مشحون در تاريخ موسيقي ايران و مرحوم تقي بينش در تاريخ مختصر موسيقي ايران اشاره هايي اتفاقي به برخي از رسالات داشته اند و مي دانيد كه علينقي منزوي هم فهرست توصيفي برخي از رسالات فارسي را تنظيم كرده است. خانم زنفيرا صفروا نيز در دانشگاه باكو برخي از رسالات تركي را بازشناسي كرده است و يوسف ذكريا تحقيق بر روي برخي از رسالات عربي را در سال 1969 در بغداد انتشار داده است. من در اين كتاب 44 رساله فارسي را معرفي و مطالب آنها رادسته بندي كرده ام و گزينه هايي از متون آنها را ارائه داده ام و در جلد دوم ان شاءالله برخي متون تركي و عربي را كه از سوي ايرانيان در قرون گذشته تاليف شده، منتشر خواهم ساخت. * استاد، شما مطالب رسالات موسيقي را بر چه مبنايي دسته بندي؟ كرده ايد و منظورتان از فصل دسته بندي مطالب رسالات؟ چيست فصل بندي و نوع بندي مطالب رسالات موسيقي در اصل يكسان است و فقط شيوه بحث و شايد بتوان گفت فروع و روش شناسي و گستره تنظيم مطالب فرق در مي كند اين تحقيق من كوشيده ام با رودررو نهادن و مقابله محتويات 44 رساله فارسي به دسته بندي اين مطالب و بازشناسي استخوان بندي آنها بپردازم و وجوه افتراق آنها را نيز بازنمايم. موسيقي را در گذشته علم مي ناميدند و آن دانشي بود كه از رياضيات جدا شده بود و فرجامين بخش تحصيلات عالي به شمار مي رفت و در طبقه بندي علوم جايگاه خاصي داشت و به آن صناعت علم اطلاق مي شد. * آيا شما قائل به انواع بد و خوب در خود موسيقي هم ؟ هستيد اين، امري است كه صاحبان رسالات به آن توجه كرده اند. ابونصر فارابي موسيقي را به سه گونه ملذ و منفعل و مختل تقسيم مي كند. امروزه ما، در ميان انواع موسيقي به موسيقي متعالي بها مي دهيم كه نقش آن در تلطيف ذوق و پرورش فضائل اخلاقي و بيدارسازي و تحريك عواطف و ايجاد شور حماسه و زندگي در انسان قابل توجه است. در رسالات اخوان الصفا آمده است كه موسيقي وسيله اي براي تنبه و روي آوردن به عالم معنا و دار بقا و زدودن غفلت و تقويت اراده و برانگيختن حس سلحشوري و كاهش غضب و ايجاد نشاط است و هيولاي آن را جوهر روحاني مي دانند. به نظر من، همان گونه كه در مقدمه اين كتاب هم گفته ام تبهكاري و بزهكاري افراد منسوب به يك علم نمي تواند ماهيت، وجود و مقاصد متعالي آن علم را زير سوال ببرد. * آقاي دكتر! رسالات موسيقي از جهت موضوع چندگونه اند و آيا منظور شما از اين عنوان كتابهاي آموزشي و تعليمي؟ است در اين كتاب رسالات موسيقي را در سه دسته قرارداده ام. دسته نخست رسالات نظري فقهي، كلامي و فلسفي كه از سوي علماي دين و فقها و متكلمين و يا فلاسفه مانند ملامحسن فيض كاشاني، ملامحمد باقر سبزواري و غيره با بياني مستدل و عالمانه نگاشته شده است. ويژگي اين رسالات ايجاز در آنهاست مانند مقامات السالكين، تنبيه الغافلين، الفاظ النائمين، اعلام الاحياءفي حرمت الغنا، رساله رضوي و جز آن كه اغلب با جدل كلامي و گاه با براهين فلسفي به نگارش درآمده اند و تقريبا همه آنها غنا را ذاتا و مطلق حرام نمي دانند و معتقدند كه اگر آواز خوش سبب پيدايش گناه نشود، حلال است. دسته دوم رسالات فني موسيقايي كه از سوي كساني كه در موسيقي عملي نيز دست داشته اند نگاشته شده است. نظير: آثار اسحاق كندي، عمربن زيله، ابونصر فارابي، ابوعلي سينا، صفي الدين اورموي، عبدالقادر مراغه اي و دهها تن ديگر كه آثارشان اغلب شامل چهار بخش - 1 تاليف يا آهنگسازي - 2 ايقاع يا آهنگ شناسي - 3 آلات الحان يا سازشناسي و- 4 آداب خنياگري در شرح خوي و خلق نيكوي نوازندگان و خوانندگان و دفاع از عزت و اعتبار آنان و تقبيح مجالس لهو و لعب است و دسته سوم رسالات غنايي و منظومه هاي تغزلي موسيقايي. * با توجه به اينكه تخصص شما ادبيات است و در اين كتاب هم بحثي باعنوان سبك شناسي ادبي رسالات موسيقي آورده ايد و بحث جديدي است، در اين باره توضيح؟ دهيد بله! در اين زمينه تاكنون بحث نشده است، من سعي كردم با دسته بندي لغات فني رسالات، اصطلاحات فولكلوريك، ويژگيهاي دستوري و نكات بارز سبك شناسي آنها به اين بحث نظمي بدهم. نثر فارسي رسالات از يك سو بسيار ساده و روان است. جمله ها كوتاه و تكرار فعل در آنها فراوان است و شيوه نگارش قرن چهارم و پنجم در همه آنها تقليد مي شود. از سوي ديگر سرشار از اصطلاحات و لغات فني و غامض و غيرمعمول است كه به ما اجازه مي دهد سبك اين رسالات را بيرون از تعريف هايي كه تاكنون در سبك شناسي نثر فارسي شده است، تعريف كنيم و به لحاظ آنكه اغلب رساله نگاران ترك زبان بوده اند، از منظر مطالعه تطبيقي تاريخ ادبيات تركي و فارسي نيز بسيار قابل اهميت است. * در طول تتبع و تحقيق كه درباره رسالات موسيقي انجام داده ايد، كداميك را پربارتر از بقيه و مفيدتر؟ يافته ايد حتما منظور شما رسالات فني است. در ميان آنها، رسالات اخوان الصفا به لحاظ آنكه بعد كلامي و فلسفي قابل توجهي نيز دارند و همچنين تاليفات عبدالقادر مراغه اي از اهميت خاصي برخوردار است. البته هر رساله ويژگي خود و دوره خاصي را دارد. مثلا رسالاتي كه در دوره صفويه نگاشته شده به جهت آنكه تاثير عميقي از موسيقي عاشيق هاي آذربايجان گرفته مورد توجه ما است و با استفاده از رساله هايي كه در شرح و تفسير كتاب الادوار اثر صفي الدين اورموي تاليف شده، مي توان تاريخ موسيقي ايران را به صورت خطي ترسيم كرد كه هيچ گاه منقطع نشده و چون ميراث مكتوبي ازطريق رسالات به دست ما رسيده است. * آيا به اصل اين رسالات دسترسي داشته ايد و در تهيه نسخه هاي خطي دچار مشكل؟ نشده ايد البته چرا، در هر كاري دشواري هاي خاص وجود دارد اما، به فضل الهي من توانسته ام اغلب نسخه هاي خطي رسالات مورد نظر را كه در كتابخانه هاي ايران و تركيه محافظت مي شود، ببينم و هرچه لازم داشته ام، تهيه كرده ام. كدام * رساله را تاكنون تتبع و آماده چاپ؟ كرده ايد نقاوه الاثار اثر عبدالعزيزبن عبدالقادر مراغه اي، هفت جام اثر محمد فضولي، رقعه صائب تبريزي، رساله حافظ صدر خياباني، رساله كوكبي، تعليم النغمات، بحر محيط و چند رساله ديگر راكار بسياري كرده ام از رساله هاي كم حجم را نيز موضوع پايان نامه هاي دانشجويان خود در سالهاي اخير قرار داده ام. * آيا فكر مي كنيد چه سازمان وموسسه اي بايد براي چاپ اين رسالات تعهد؟ كند البته دانشگاه هاي هنر و سازمانهاي هنري فرهنگي موظف به اين كار هستند و من با برخي از آنها وارد مذاكره شده ام. * براي شما و دانشجويانتان در كارهاي علمي تان و خدمت به فرهنگ ايران زمين آرزوي موفقيت داريم و از اينكه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد، سپاسگزاريم. من هم از شما تشكر مي كنم.