Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791012-50362S5

Date of Document: 2001-01-02

يادداشت اختصاصي دبيركل سازمان ملل براي همشهري درآستانه سال نو ميلادي باورهاي بشريت، در تمدن واحد جهاني به هم مي رسند فرهنگها و ملتها از رهگذر مبادله دانش و هنر پربارتر و نيرومندتر شده اند در آستانه سال 2001 ميلادي كه به پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران به سال گفت وگوي تمدن ها لقب يافت، دبيركل سازمان ملل متحد گفت وگوي تمدن ها را عامل پيشرفت هاي عظيم در تاريخ بشريت خواند. كوفي عنان در يادداشتي كه به طور اختصاصي براي همشهري به رشته تحرير درآورد، به اين آموزه تاريخي اشاره كرده است كه در جوار گوناگوني و اختلافهاي نامتناهي، در اين كره خاكي يك تمدن جهاني حكمفرماست كه در آن آرزوها و باورهاي بشريت به هم مي رسند و به طور صلح آميز و سازنده اي توسعه پيدا مي كنند. اين يادداشت كه مشروح آن در ادامه آمده است، مقدمه كتابي است كه توسط انتشارات همشهري در دست انتشار است و در آن از منظر صاحبنظران به ابعاد گوناگون سياست خارجي جمهوري اسلامي در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي پرداخته مي شود. سازمان ملل متحد با اين باور برپا گرديده كه گفتگو مي تواند بر اختلاف و ناسازگاري چيره شود، كه كثرت يك فضيلت جهان شمول است و مردم جهان، نه تنها به دليل برخورداري از هويت هاي گوناگون جداي از هم نيستند، بلكه دارا بودن سرنوشت مشترك، وحدت و يگانگي ملت ها را سبب گرديده است. در بهترين وضعيت خود، سازمان ملل متحد مي تواند خانه واقعي گفتگو ميان تمدن ها باشد، صحنه اي كه چنين گفت وگويي مي تواند در بستر آن شكوفا شود و در زمينه هاي گوناگون تلاشهاي بشر ميوه هاي شيرين ببار آورد. به اين خاطر است كه من (دبيركل سازمان ملل ) از اعلام سال 2001 به عنوان سال سازمان ملل براي گفتگوي ميان تمدن ها به گرمي استقبال كرده ام. بدون اين گفتگو، كه به نظر من، بايد همه روزه ميان ملت ها، فرهنگ ها و تمدن ها صورت بگيرد، صلح و نيك بختي پايدار تامين نخواهد شد. و اين درسي است كه سازمان ملل در اولين نيم قرن حيات خود فراگرفته است. درسي است كه ما در زمانهاي خطر آن را فراموش مي كنيم. آنچه اين تاريخ بايد به ما بياموزد ازجمله آن است كه در جوار گوناگوني و اختلافهاي نامتناهي در فرهنگ ها، در اين كره خاكي يك تمدن جهاني حكمفرماست كه در آن آرزوها و باورهاي بشريت به هم مي رسند و به طور صلح آميز و سازنده اي توسعه پيدا اين مي كنند تمدن جهاني، تمدني است كه با ويژگي تحمل مخالفت، ارج نهادن به تنوع فرهنگ ها، پافشاري روي حقوق جهان شمول و بنيادي بشر و باور آن در به رسميت شناختن حقوق مردم سراسر جهان نسبت به تعيين و تاييد حاكماني كه بر آنها حكومت مي كنند، تعريف مي شود. اين تمدن جهاني، تمدني است كه ما مردم جهان موظفيم در قرن جديد از آن دفاع كنيم و آن را ترويج نماييم. در سرتاسر تاريخ، فرهنگ ها و ملت ها از رهگذر مبادله دانش و هنرها پربارتر و نيرومندتر گشته اند، هرچه آزادي و صلح و آرامش بيشتر بوده به همان نسبت وضع بهتر بوده است. اما در مناسبات ميان ملت ها اين فقدان آموزش و به تبع آن نقصان دانش است كه منبع و سرچشمه اصلي منازعات و جنگ هاست. جهل و تعصب ساخته و پرداخته آموزه ها و تبليغات سوء است. در عين حال در بسياري از منازعات دنياي امروز، جنگ افروزان از جهل و ناداني مردم سوءاستفاده مي كنند تا ترس در مردم ايجاد كنند و كينه توزي را حاكم آنچه كنند در بوسني و هرزگوين و رواندا اتفاق افتاد، مبين اين واقعيت است. در اين كشورها بود كه ايدئولوژي هاي نسل كشي، در غياب اطلاعات و آگاهيهاي واقع بينانه و درست و آموزش صادقانه، ريشه دواند. درصورتي كه اگر نيمي از تلاشهاي جدايي افكنانه به باسواد كردن و ايجاد وحدت بين مردم اختصاص مي يافت، چه بسا از وقوع جنايتهاي غيرقابل توصيف جلوگيري به عمل مي آمد. گفت وگوي تمدن ها مي بايست به گفت وگوي درون جوامع و ميان جامعه ها مبدل شود. احترام متقابل بايد سرفصل اين گفت وگوها باشد. هدف اين نيست كه اختلاف ميان ابناء بشر از بيخ و بن بركنده و حذف شود، بلكه بايد وجود تمايز ميان انديشه ها را به عنوان منبع شادماني و قدرت بشر حفظ كرد و حتي آن را جشن گرفت. اين اخلاق جهاني است كه به آن نيازمنديم. چهارچوبي براي ارزشهاي مشترك _ جوهر واساس مشترك بشريت _ كه در آن سنتهاي متفاوت مجال همزيستي پيدا كنند. مردم بايد بي آنكه با همديگر نزاع كنند، بتوانند از سنتهاي خود پيروي كنند. آنها بايد آزادي كافي براي مبادله عقايد خود داشته باشند. آنها بايد توان آن را داشته باشند كه از همديگر ياد بگيرند. آن طور كه قرآن مجيد مي فرمايد: يا ايهاالناس وجعلناكم شعوبا و قبائلا لتعارفوا... سوره آيه 49 شريفه 13 (اي انسان! ما شما را از يك زن و مرد آفريديم و شما را ملل و قبايل قرار داديم براي آنكه همديگر را بشناسيد. ) و بزرگي مي فرمايد: نه آنكه يكديگر را خوار بشماريد و تحقير كنيد. تمامي اديان و سنتهاي بزرگ در زمينه اصول اساسي رفتار انسان اشتراك عقيده دارند: انفاق، عدالت، شفقت، احترام متقابل و برابري انسانها در پيشگاه خداوند به اين علت است كه كشورهاي جهان كه نماينده اديان و سنن فرهنگي گوناگوني هستند، توانسته اند از اعلاميه جهاني حقوق بشر و ديگر موافقت نامه هاي مشروح تر بين المللي كه از آن نشات گرفته است، حمايت كنند. نهايت امر اينكه گفت وگوي ميان تمدن ها گفت وگويي است كه اين پيشرفت هاي عظيم را در تاريخ بشر پديد مي آورد و من اطمينان دارم چنين گفت وگويي در سالهاي آينده همچنان باعث پيشرفت بشر خواهد شد.