Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791011-50360S1

Date of Document: 2001-01-01

جايگاه واقعي زن در خانواده * در مورد حقوق زن و رفع نابرابري هاي او با مرد در جوامع در حال توسعه بحث ها و گفت وگوهاي زيادي توسط افراد آگاه و روشنفكر مطرح بوده، اما مي بينيم كه اين موضوع بسيار پراهميت هنوز از محدوده بحث ها و اظهار نظرها تجاوز نكرده است، گرچه مي توان گفت كه زنان از نظر اجتماعي حقوقي به دست آورده اند اما آيا در زندگي خانوادگي نيز كه اساس حقوق زن در آن پي ريزي مي شود جايگاه حقيقي خود را دارا؟ هستند متاسفانه آن قدر كه به حقوق اجتماعي زنان پرداخته شده و حضور همه جانبه شان در جامعه و نيز استقلال مالي آنها مورد نظر بوده به حقوق خانوادگي آنها توجه نشده و در نتيجه اگر زن در اجتماع مقامي والا نيز داشته باشد در محيط خانواده كمتر به او به عنوان يك انسان واقعي و داراي حق و حقوقي برابر با مرد نگريسته مي شود و به نظر مي رسد بدين ترتيب هرچه هم براي برابري حقوق اجتماعي زنان سعي و مجاهدت شود از آنجا كه در محيط خانواده هنوز به آنها تقريبا با همان ديد سنتي گذشته نگريسته مي شود زن هرگز جايگاه واقعي خود را به دست نخواهد آورد. دستيابي به حقوق اجتماعي زنان بانوان اگر تا حدودي به حقوق اجتماعي دست يافته باشند كه معناي آن داشتن تحصيلاتي در سطح خوب يا عالي و در كنار آن اشتغال بكار آنهاست معمولا مشكلاتشان چند برابر مردان است. بدين معنا كه در محيط خانه داشتن نقش و وظيفه كلي و اساسي از آنها انتظار مي رود و مطلقا به خستگي هاي روحي و جسمي و نيز به فرسودگي زودهنگام آنها توجه نمي شود، هنگامي كه از محيط خسته كننده كار به محيط خانه بازمي گردند در عوض آرامش و آسايشي كه حق انساني آنهاست و بايد در انتظارشان باشد با كوه كارهاي مختلف و احيانا رفتارهاي ناپسند و غيرانساني افراد خانواده كه از نگرش غلط آنها سرچشمه مي گيرد روبه رو هستند. حتي بانويي كه در زندگي قبل از ازدواج خود از آسايش كامل زندگي برخوردار بوده در زندگي زناشويي بايد كوه مشكلات بيرون و درون خانه را به دوش بكشد و حق اعتراض هم نداشته باشد. چنين زني كه در مرحله اول انسان است و قبل از هرچيز بايد داراي روح و جسمي آرام باشد تا بتواند به بزرگترين وظيفه و رسالت انساني خود به عنوان يك بنده كوچك خداوند كه آن رشد و شكوفايي آگاهانه روحي و معنوي اوست دست يابد با چنين فرسودگي جسمي و روحي قادر نيست حتي به زندگي معمولي و مادي خود سروسامان بخشد تا چه رسد كه آگاه شود و لذا آگاهي به فراآگاهي رسد، البته انجام وظيفه در هر صورت خود پله اول رشد و تعالي روحي است، اما انجام وظيفه اي عادلانه و منصفانه و با مشاركت همه جانبه شخص يا اشخاصي كه زندگي مشترك با او آغاز كرده و نيز ادامه مي دهند اين يك روي سكه است، اما اگر زن تنها در خانه كار كند و به اصطلاح خانه دار باشد نيز وضع بهتري ندارد هم ازآن جهت كه محبوس بودن در محيط كوچك خانه او را از دنياي پيشرفته دور نگه مي دارد و از رشد و ترقي فكري بازداشته و نوعي ركود و عقبماندگي همه جانبه به او مي دهد و هم هرگز به او جز موارد نادري به عنوان يك انسان واقعي و داراي حقوقي برابر با مرد نگاه نمي شود و هر دو مورد معضلاتي است كه زن اين انسان والا كه در برابر خداوند كوچكترين تفاوتي با مرد ندارد و همه آنچه كه او را اشرف مخلوقات ساخته يعني عقل و شعور و قدرت درك و احساس تمام و كمال به او داده شده و اگر از نظر قدرت بدني چيزي از مرد كم دارد در عوض ظرايفي در او گذارده شده كه بينش و روش و منش او را از مرد متمايز كرده و جبران آن كمبود جزيي را نموده است. چرا زن، بيشتر در طبقات كم سواد جامعه و نيز به نوعي در طبقات بالاي اجتماع در دنيايي كه به اين درجه از علم و نيز آگاهي رسيده يا بايد عمر عزيز خود را تنها در گوشه خانه و آشپزخانه هدر دهد يا با حضور در مجالس عبث و بيفايده و مملو از چشم و هم چشمي كه از ناآگاهي و كج انديشي سرچشمه مي گيرد يا مواردي از اين قبيل بگذارد و تجدد و مدرنيسم را تنها از همين زوايا ببيند و بجويد و هرگز نخواهد از اين منبع عظيم و حياتي خدادادي يعني عقلانيت، شعور و قدرت ادراك خود قدري فراتر از اين محدوده ها استفاده كند و گرداگرد خود را بيشتر و بهتر بنگرد و به اين صورت است كه فكر و شعور خود را از هرگونه پيشرفت و روح خود را از هرگونه رشد و تعالي باز مي دارد در نتيجه يا ابزاري مي شود از هرجهت تنها براي استفاده مرد و يا پوچ و بيهوده عمر خود را به سر مي رساند. آيا چنين چيزي را يك شعور و آگاهي برتر مي تواند بپذيرد و بخصوص مي تواند بپذيرد كه خداوند چنين؟ مي خواهد و از مخلوق خود به عنوان اشرف مخلوقات و كاملا برابربا مرد جز اين انتظاري؟ ندارد او كه خود در جاي جاي قرآن كريم مي فرمايد: اي صاحبان عقل وانديشه، در همه چيز تفكر و تعمق كنيد و از جهل و سطحي نگري به عنوان ريشه بدبختيها و سيه روزي ها نام مي برد آيا چنين بدبختي و عقبماندگي روحي و فكري وعلمي و غيره را كه يا به خاطر جهل خود زن و يا جهل و ناداني اطرافيان او يا هر دو با هم گريبان وي را گرفته اند؟ مي پذيرد بلي چقدر خوب است در جايگاه يك مرد قدري بيشتر تعمق و تفكر كنيم و زن، اين انسان والا را كه از ما جدا نيست و مادر، خواهر همسر، و يا فرزند است حقيقتا به عنوان يك انسان ارج نهيم. با دل و جان به او مهر بورزيم و بخصوص او را محترم شماريم. سعي كنيم در محيط خانواده و نيز اجتماع جايگاه او را دريابيم، همه سنت ها و رسومات به جا مانده از نظام بسته مردسالاري را كه مشتي انسان نما با جهل و ناداني و براي ارضاي حس خودپرستي خويش با استثمار زن بوجود آورده اند را دور بريزيم و تلاش كنيم در اين عرصه نيز مانند ديگر عرصه ها با عقل و آگاهي ونگرش عميق پيش رويم نه با سطحي نگري و باورهاي غلط به جا مانده از ديگران. بها دادن به مقام زن بلي بايد به زن بهايي داد كه درخور آن است البته نه با حرف بلكه در اگر عمل به زن به عنوان يك انسان كاملا برابر با مرد، همانگونه كه خلق شده نگاه شود ونه به عنوان يك ابزار يا تنها براي ارضاي غرايز مرد و يا بيگاري كشيدن از او و در همه حال تحقير كردن او، هرگز اين همه فساد اخلاقي وجود نخواهد داشت. در غرب نيز با آن همه پيشرفت علم و تكنولوژي كه تنها زاده هوش واستعداد انسانهاست و نه عقلانيت و شعور همه جانبه آنها، اگر زن را از صورت كالا خارج كنند مطمئنا فساد وتباهي روبه كاهش خواهد گذارد و در محيط خانواده هنگامي كه جوان از كودكي متوجه احترام پدر به مادر (و البته بالعكس ) گشت و نيز متوجه شد كه پدر به مزاياي اخلاقي و روحي مادر و ديگر بانوان توجه كامل دارد و به آنها به عنوان انساني كامل و باشخصيتي ارزشمند مي نگرد آيا در سنين نوجواني و جواني مي تواند به زن تنها به عنوان رفع نيازهاي غريزي نگاه كند و دائما حريص تر شود ودنيا را تنها از همين زوايا؟ بنگرد و آيا داشتن خانواده اي آگاه كه هركس در آن جايگاه واقعي خودرا داراست و نيز برخوردار شدن از تربيتي صحيح در محيطي پر از ايمان و عاطفه، ايمان توام با آگاهي و نه كوركورانه، نمي تواند احساسات سركش جواني را تحت كنترل در آورده و متعادل؟ سازد يعني زماني كه نوع نگرش به زن تغيير كند آيا غرايز نمي توانند تحت كنترل قرار ؟ گيرند مطمئنا چنين است و خواهند توانست. پس زن درمرحله نخست بايد سعي كند شخصيت و ارزش انساني خود را درك كند و آن را حفظ نمايد. اگر با طرز تفكري غلط خود را رها كند يا به اصطلاح دست كم بگيرد آنقدر دست كم كه از زن بودن خود در بالاترين مرز آن براي جلب توجه غريزي مرد استفاده كند ونيز اجازه دهد از او بيگاري بكشند كه اين هر دو منتهاي تحقير به اوست، بنابر اين بيش از آن كه قصوري متوجه مرد باشد او خود مقصر است، بايد به او آگاهي داد و از خطري جدي كه زندگي او ونسل هاي بعد از او را تهديد مي كند وي را باخبر ساخت. چقدر خوب است كه در خانواده احترام و محبت متقابل، همدلي، همفكري و همكاري و حس مسئوليت پذيري متقابل ونيز شهامت معذرت خواهي و در نهايت صداقت و صميميت و گذشت متقابل وجود داشته باشد تنها در اين صورت است كه آرامش لازم در محيط كوچك خانواده و سپس در اجتماع بوجود خواهد آمد، اين اعمال به ظاهر كوچك پپامدهاي بسيار بزرگي خواهد داشت و زماني كه انسان به آرامش و آسايش روحي رسيد ذهن روشن تر و فعال تر شده وافكار درست و صحيح كه عملكردهاي درست را به دنبال دارند در آن متجلي مي گردند و انسان آگاهي كه با شعور و عقلانيت خود وايمان آگاهانه خود توانسته است زندگي مادي و دنيوي خود و اطرافيانش را پر از عشق وآرامش كند رفته رفته مي تواند به فراسوي آگاهي رسد و روح خود را رشد داده آن راشكوفا سازد، يعني همان شود كه خالق او مي خواهد و از او به عنوان يك انسان، چه زن و چه مرد انتظار دارد. شهلا محيي (برومند )