Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791011-50352S2

Date of Document: 2001-01-01

2 x 2 همزمان با واپسين روز سال جهاني رياضيات ( سال 2000 ميلادي ); آيا هفت عدد مقدسي؟ است نگاهي به جايگاه علم رياضيات و عدد هفت در تاريخ، فرهنگ و هنر ايراني پاره اي اشخاص بر اين باورند كه رياضيات را نمي توان به عنوان يك علم شناخت، زيرا مفاهيم رياضي ذهني است و نمي تواند به گونه اي مستقل و مجرد از اشياء و پديده هاي عيني داراي بروز و نمود باشد. يعني اين كه مثلا وقتي مي گوييم پنج اين، واژه وقتي مفهوم واقعي پيدا مي كند كه بگوييم مثلا پنج تخم مرغ يا پنج قرص نان. بنابراين چگونه مي توان مقوله اي را كه مطلقا و جداي از چيزهاي ديگر، جنبه عيني ندارد به عنوان علم شناخت و مورد مطالعه قرار داد. از سوي ديگر نمي توان كتمان كرد كه زندگي در دنياي بدون عدد، كاملا بي معني و نامفهوم است. پس بنابراين بايد به رياضيات به عنوان مقوله اي فراتر از علم نگاه كرد. در اين نيز ترديدي نيست كه كشف رابطه هاي ساده رياضي و ارتباط بين اعداد از مهمترين و شورانگيزترين دريافت هاي ذهني بشر در نخستين ادوار تاريخ است. مي خواهيم بگوييم از نخستين هزاره هاي تاريخ علم، اعداد با بشر بوده است. عدد، پديده پررمز و رازي است كه پنداري رابطه ها و قوانين حاكم بر آن، چيزي نيست كه ساخته ذهن بشر باشد. حتي ساده ترين اين رابطه ها كه همان انتظامات يكان، دهگان و صدگان است، به وسيله نخستين متفكران اولين هزاره هاي تاريخ پايه گذاري نشده است، بلكه اين ارتباطات و قوانين همانند ساير قوانين حاكم بر جهان مادي همراه با آفرينش جهان وجود داشته است. منتها اين آدميان هوشمند بوده اند كه موفق به كشف رابطه اعداد جا شده اند دارد بگوييم كه امكان به هم ريختن انتظامات حاكم بر اعداد، به هيچ وجه وجود ندارد چون اين انتظامات و ارتباطات قوانين لايتغيرند. اما اين كه در ميان اعداد از يك تا بي نهايت، چرا تنها عدد هفت جايگاه ويژه اي يافته است، از آن بي خبريم. صرف نظر از اين كه عدد 13 به عنوان عددي نحس در نزد ما شناخته شده و عدد چهل نيز از تقدسي ويژه برخوردار است، بايستي عدد هفت را يك استثناء دانست. ما در اين گزارش كوتاه از حضور عدد 7 در بعضي جايگاه ها ياد مي كنيم. * هفت آسمان مشهورتر از آن است كه بخواهيم درباره اش بنويسيم. كتاب آسماني ما علاوه بر آن كه از هفت آسمان ياد كرده است، ذكري از هفت دريا نيز به ميان آورده است. غزل سراي نام آور ايران حافظ نيز در بيتي زيبا از هفت دريا سخن گفته است. بيت شورانگيز و عارفانه شمس الدين محمد اين است: گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق كاندرين توفان نمايد هفت دريا شبنمي * چون از حافظ ياد كردي داشتيم، همين جا بگويم كه در فقه شافعي طرف يا جامه نجس را بايد هفت بار با آب پاك آب كشيد و شاعر شيرازي آورده است: نه به هفت آب كه رنگش به صد آتش نرود آنچه با خرقه زاهد مي انگوري كرد * دب اكبر در آسمان از هفت ستاره روشن شكل گرفته است كه به آن هفت برادران مي گويند. * دوزخ داراي هفت در است كه هر يك به طبقه اي از طبقات هفت گانه جهنم منتهي مي شود كه پايين ترين آن ( اسفل السافلين ) يا درك نام دارد. * هفته، هفت روز است. * رنگهاي تشكيل دهند نور هفت است. * گفتني است كه به قول قدما هر يك از روزهاي هفته به يكي از اجرام آسماني تعلق دارد و نيز هر روز هفته، صاحب يكي از رنگهاست، بدين قرار: - شنبه روز زحل يا رنگ نيلي. - يكشنبه روز آفتاب يا رنگ زرد. - دوشنبه روز ماه يا رنگ آبي. - سه شنبه روز مريخ يا رنگ نارنجي. - چهارشنبه روز عطارد يا رنگ قرمز. -پنج شنبه روز مشتري يا رنگ بنفش. - آدينه روز زهره يا رنگ سبز. * هفت سين نوروزي ايرانيان نيز سابقه اي بسيار دراز دارد و براي همه آشناست. * هفت پرده چشم عبارت است از: ملتحمه، قرنيه، عنبيه، عنكبوتيه، شبكيه، مشيميه و صلبيه. * هفت خوان نيز در شاهنامه، بزرگترين اثر حماسي ايران و جهان از هفت هاي معروف است كه در ضربالمثل هاي فارسي زبانان نيز جا خوش كرده است. * هفت پيكر، اثري از نظامي گنجوي است كه در آن از هفت پاره لعل سخن رفته است. * مجموع خال هاي ( نقطه هاي ) دو روي متقابل تاس در بازي نرد هفت است. * به باور پيشينيان بيست و هشت حرف الفباي عربي به چهار دسته هفت تايي تقسيم شده كه هر بخش هفت تايي به يكي از عناصر اربعه ( آب، باد، خاك و آتش ) تعلق مثلا دارد حروف آبي (متعلق به آب ) عبارت است از ج، ز، ك، س، ق، ث، ظ. * هفت اقليم نيز در اين مقوله جاي خود را دارد. * هفت پشت آدمي هم معروف است. مثلا: من هفت پشتم يزدي بوده اند. * وجود آدمي را داراي هفت اندام ظاهري مي دانسته اند سر، سينه، شكم، دو دست و دو پاي. هفت اندام باطني يا دروني نيز عبارت بودند از: مغز، قلب، جگر، دو بخش ريه و دو كليه. تو هفت كشور بگرفته و مخالف تو زهفت چرخ شده مبتلا به هفت اندام در * گذشته نيز آدمي را داراي هفت خصلت و خوي مثل كينه ورزي، مهرورزي، شجاعت و... مي دانسته اند. * به باور پيشينيان زمين هفت دوره هزار ساله را گذرانده است كه هر دوره متعلق به يك سياره بوده است. اين ادوار به ترتيب عبارت است از: زحل، مشتري، مريخ، آفتاب، زهره، عطارد و قمر و ما اكنون دور قمري را مي گذرانيم. به قول حافظ: از چنگ منش اختر بدمهر بدر برد آري چه كنم دولت دور قمري بود * مردان خدا هفت دسته اند: اقطاب، ابدال، اخيار، اوتاد، غوث، نقباء و نجباء. * عرفان نيز داراي هفت وادي است كه آخرين وادي آن فنافي الله است. گفت ما را هفت وادي در ره است چون گذشتي هفت وادي درگه است. * در داستانهاي كهن از اژدهاي هفت سر نام مي برند. * نوعي آش به نام آش هفت دانه كه براي تهيه آن از هفت نوع حبوب استفاده مي شود نيز به عنوان آش نذري مي پزند. * ترشي هفت بيجار يا هفته بيجار نيز جايي در ميان هفت ها دارد. * از قديم هفت قلم آرايش عروسان و زنان معروف بوده است: حنا، وسمه، سرخاب، سفيدآب، سرمه، زرك و خال. * در ادبيات منظوم ما از هفت خط جام نيز سخن رفته است. حافظ سروده است: پير ميخانه همي خواند معمايي دوش از خط جام كه فرجام چه خواهد بودن و اين هفت خط از بالا به پايين عبارت است از: خط جور، خط بغداد، خط بصره، خط ازرق، خط اشك يا كاسه ورشكر، گر و خط فرودينه. هفت خط داشت جام جمشيدي هر يكي در صفا چو آئينه جور و بغداد و بصره و ازرق اشك و كاسه گر و فرودينه و آدم هفت خط به كسي گويند كه همه شيوه هاي رندي را مي داند. * در پايان بايد حق استاد دكتر باستاني پاريزي چهره بي همتاي عرصه تاريخ پژوهي را كه با ذوق ادبي آميخته است به جا آورد كه عمري را صرف تاليف و تصنيف كتب ارجمندي كرده است كه عنوان هفت دارند، مثل آسياي هفت سنگ و كوچه هفت پيچ، ايشان با اين خدمت بزرگ فرهنگي، بر هفت هاي معروف تاريخي افزوده اند. * محمود سريزدي