Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790310-48317S6

Date of Document: 2000-05-30

عمادالدين باقي، روزنامه نگار، بازداشت شد گروه اجتماعي: عمادالدين باقي عضو شوراي سردبيري روزنامه توقيف شده فتح ديروز پس از پايان ششمين جلسه محاكمه به دستور قاضي مرتضوي بازداشت شد و به زندان اوين منتقل شد. ششمين جلسه محاكمه عمادالدين باقي به بررسي شكايات فلاحيان وزير اسبق اطلاعات، وزارت اطلاعات، فيروز اصلاني و محسني اژه اي بعنوان مدعي العموم اختصاص داشت. در جلسه ديروز باقي عده اي را بعنوان شاهد به دادگاه آورده بود كه مرتضوي آنان را از دادگاه اخراج كرد و با حساس خواندن جلسه دادگاه گفت هر كسي نبايد در جلسه حضور داشته باشد. متن شكايت فلاحيان مرتضي فقيه ايماني نماينده فلاحيان (وزير اسبق اطلاعات ) در اين شكايت با استناد به مطالب منتشره در روزنامه فتح در تاريخ دهم بهمن ماه 1378 با عنوان رمزگشايي از جعبه سياه قتل هاي زنجيره اي حضور فلاحيان در روز حادثه قتل بانو برقعي در شهرستان قم و در منزلي مجاور محل وقوع حادثه، قلمداد كردن قتل مرحوم دكتر تفتي و همسر و دو فرزندش در شماره قتل هاي مشكوك قتل فاطمه، قائم مقامي، قتل دو تن از كشيشهاي مسيحي و مصاحبه باقي در شماره بيست و ششم دي ماه 78 روزنامه ايران ويچ پيرامون قاتلان زنجيره اي از باقي شكايت كرد. وي ايجاد شبكه آدم ربايي و قتل و انجام جنايت را شاه بيت اظهارات باقي خواند و از دادگاه خواست با استناد به مواد 697 و 698 و 609 قانون مجازات اسلامي و با رعايت مواد 46 و 47 همان قانون متهم را تعقيب قانوني كند. پس از اعلام شكايت وكيل آقاي فلاحيان، عمادالدين باقي به دفاع پرداخت، اما از آنجا كه جلسه دادگاه غيرعلني بود، وي متن كامل دفاعيات خود را در اختيار رسانه ها قرار داده است كه بخشي از آن به شرح زير است: دفاعيه باقي پيش از هر چيز اعلام مي كنم كه اگر سرانجام به خاطر شكايت آقاي فلاحيان روانه زندان شوم، روسفيد خواهم بود. مديريت وحشت در شكايت آقاي فلاحيان آمده است مطلبي كه اينجانب به عنوان اقرار به وجود سبك ترور و وحشت در دوران وزارت ايشان نقل قول كرده ام، مطلبي است كه وي در پاسخ به اظهارات ضدانقلاب خارج از كشور عنوان نموده است در پاسخ چند نكته را يادآور مي شوم: - 1 مصاحبه آقاي فلاحيان يك گفت وگوي اختصاصي با روزنامه قدس /6/1378 30مورخ بود كه متن كامل اين گفت وگو را مجددا مرور كردم. در اين گفت وگو آمده است كه فلاحيان از آنچه درباره او در روزنامه ها نوشته اند، خوشحال بوده و گفته است: معلوم مي شود با اين كه ديگر ما وزير نيستيم و مسئوليتي نداريم اما از سايه ما هم هنوز مي ترسند من براساس همين مطلب در مصاحبه با روزنامه پيام آزادي گفته ام اين عبارت فلاحيان نشانگر آن است كه خود وي قبول دارد كه با روش ارعاب و وحشت وزارت مي كرد. بنابراين اظهارات اينجانب دقيقا مستند به عبارات خود آقاي فلاحيان است و هيچ گونه توهين و تهديدي به شمار نمي رود. -معاون 2 كشتيراني به /12/1376 7تاريخ يعني ده ماه پيش از قتل هاي پاييز 77 و دستگيري سعيد امامي و برخي افراد مرتبط با او طي نامه مشروح 9 صفحه اي خود گزارشي به يك مقام مافوق در وزارت بازرگاني نوشته است كه در قسمتي از آن چنين آمده است: به من مي گفتند حماقت نكنم و به فكر زندگي خود باشم و تاكيد كردند كه اين پيغام از سوي آقاي فلاحيان است حرف آخرت را بزن يا همكاري مي كني يا منتظر باش كه ممنوع الخروج شوي و با اصابت دو گلوله به زانوهايت با ويلچر رفت و آمدكني و به فكر دختران زيبايت باش و... بنده نيز عنوان كردم كه واقعا بايد حرف آخر را بزنم بنده نيز اظهار داشتم كه اينجانباين گروه كذائي مورد ادعاي شما را.... قبول ندارم و حاضرم مكتوب نيز بنويسم و بلافاصله از فرط عصبانيت بروي كاغذهاي با سربرگ كشتيراني عين جمله را نوشته و با امضاء به ايشان تسليم كردم كه نامبرده آن را تحويل و تا كرده و در جيب خود گذاشته و به من گفتند كه منتظر باش تا نتيجه اش را ببيني و بدون خداحافظي دفتر اينجانب را ترك نمود. سرانجام در آبان ماه 1377 يعني در اوج قدرت سعيد امامي و يك ماه پيش از رسوايي قتل هاي پاييز و دو سه ماه پيش از دستگيري سعيد امامي معاون كشتيراني به اتهام گرفتن پورسانت از شركت هاي خارجي دستگير و روانه بازداشتگاه 36 و تحت عنوان متهم ويژه تحت شكنجه قرار او مي گيرد در /7/1378 30تاريخ نامه اي از درون زندان خطاب به نمايندگان مجلس مي فرستد. از دادگاه استدعا دارم اجازه دهند آقاي مهندس دزفولي كه اكنون چندي است از چنگال زندان رهيده است به عنوان شاهد به اداي توضيحات بيشتري بپردازد. شبكه آدم ربايي و قتل آقاي فلاحيان هنوز درباره سعيد اسلامي موضع گيري نكرده و در خصوص مطالب مطرح شده درباره وي ترديدافكني مي نمايد از جمله در مصاحبه خود با نيوزويك مي گويد: سعيد امامي آدم بدي نبود و فكر نمي كنم كه قتل ها كار او باشد. در اين رابطه فقط و فقط چند نمونه را براي اثبات ادعاي خويش ذكر مي كنم: - 1 ربودن فرج سركوهي: امروز به نحو اثبات شده اي بسياري از افراد مي دانند كه او را در فرودگاه تهران ربودند و اعلام كردند فرج سركوهي به آلمان رفته و مخفيانه زندگي مي كند تا به بهانه مفقود شدنش جنجال عليه او راه بيندازند و توطئه جنگ تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي سامان دهند اين در حالي بود كه سركوهي در زندان سعيد امامي شكنجه مي شد و قرار بود او را كشته و جنازه اش را به آلمان ببرند و در آنجا رها كنند تا هم يك نفر را از سر راه برداشته باشند و هم مرگ او را به گردن دولت آلمان بيندازند. پس از رسوايي اين سناريو و آزاد شدن فرج سركوهي از زندان معلوم مي شود كه رئيس جمهور را هم فريب داده بودند. - 2 مجيد رنجبر نمونه اي از آدم ربايي ها: در سال 1375 تعدادي از افراد در مشهد در زمان هاي متفاوت ناپديد شده اند. در مورد برخي از آنها افراد محل شاهد بوده اند كه با زور و ارعاب توسط عده اي سوار بر اتومبيل شده و ديگر خبري از آنها نيامده است. برخي از اين افراد سابقه محكوميت سياسي هم داشته اند. آنچه مهم است و بايد به آن توجه شود گزارش مجيد رنجبر يكي از نجات يافتگان از چنگ آدم ربايان است. - 3 قتل مهراسبي: قتل مهراسبي نمونه بارز ديگري از وجود يك شبكه قتل و آدم ربايي مصونيت يافته است. مجتبي مهراسبي از دراويش شهرري بود. 8 ساعت شب روز بيستم اسفند سال 75 يك پژوي 405 با چهار سرنشين مقابل مغازه تعويض روغني 555 متوقف شد. سه سرنشين با شتاب از خودرو پياده و به سمت مغازه حركت كردند. دقيقه اي بعد در مغازه گشوده شد. سه مرد جوان با شتاب خود را به داخل انداختند. آنها بلافاصله مجتبي مهراسبي را از دو فرد ديگري كه در مغازه بودند بازشناختند و در يك حركت سريع و آني اسپري اي را در صورت دو مرد ديگر به نام مهدي و عباس خالي كردند. مردان جوان بي آنكه مكثي داشته باشند، اسلحه اي را به سوي مجتبي مهراسبي نشانه گرفتند و شروع به تيراندازي يكي كردند از گلوله ها به قلب، ديگري به سر و سومين آن نيز به دست مجتبي اصابت كردتير 50 ديگر نيز در و ديوارهاي مغازه را شكافت و سوراخ كرد. چرا اين پرونده ها به بن بست؟ مي رسد باتوجه به تعداد ترورهاي مشابه مهراسبي در شهرري آيا اگر به مقتولان به چشم يك انسان نگريسته و رسيدگي مي كردند امروز نوبت به ترور حجاريان؟ مي رسيد - 4 اتوبوس نويسندگان: /5/1375 16در اتوبوس حامل تن 21 از نويسندگان به قصد سياحت عازم ارمنستان بود. اين نويسندگان كه هيچ كدام راننده را نمي شناختند و فقط از يكي از تعاوني هاي مسافربري اتوبوس را كرايه كرده بودند فقط متعجب مي شوند كه در اين سفر طولاني برخلاف عرف معمول كمك راننده و شاگرد راننده اي وجود ندارد. آنها غافل بودند كه از طريق سيستم شنود تمام برنامه آنها كنترل شده و راننده و اتوبوس و برنامه سفرشان را ريخته اند. برخي از آنها در نزديك لوشان منجيل بنز مشكي را ديدند كه سرنشين آن كمي دورتر با راننده اتوبوس در تاريكي شب گفت وگويي كرد. در گردنه حيران جاده اردبيل اتوبوس از جاده خارج مي شود جوركش، مندني پور توفان دو تن از نويسندگان كه برخلاف بقيه بيدار بودند به راننده اعتراض مي كنند كه حواسش كجاست اما او بدون كشيدن ترمز دستي كيف خود را برداشته و از اتوبوس پايين او پريد را با كشمكش به اتوبوس بازگرداندند اما او دوباره از موضع خشم و طلبكاري فرمان را به طرف دره مي چرخاند تا ماموريت خود را تمام كند و اين بار توفان فرمان را از دست او مي گيرد و پاهايش را روي ترمز مي گذارد و راننده براي بار دوم از اتوبوس پايين مي پرد در حالي كه اتوبوس لب پرتگاهي عميق قرار گرفته و يكي از چرخهاي جلوي آن از زمين بلند شده نويسندگان است بر سر راننده مي ريزند. پس از رفتن آنها به نزديك ترين پاسگاه يك بنز مشكي با دو سرنشين مي آيد. پس نويسندگان را به يكي از زندان هاي شهر مي برند در آنجا حرف از ترياك هاي جاسازي شده در اتوبوس مي زنند كه گويا سرنشينان اتوبوس براي ريختن آبروي جمهوري اسلامي اين كار را كرده اند. انتقال موشك به بلژيك: ماجراي انتقال مخفيانه موشك به بلژيك توسط سعيد امامي اتفاق افتاد آيا مي توان گفت آقاي فلاحيان از تمام اين اعمال سعيد امامي در معاونت امنيت خود بي اطلاع بوده است. قتل هاي مشكوك سياسي اساسي ترين پاسخ من به اتهامات مربوط به قتل ها اين است كه در كليه موارد گفته ام قتل هاي دهه گذشته (بجز شش مورد پاييز 77 و مورد سعيد سيرجاني ) قتل مشكوك بوده است. اگر اين قتل ها مشكوك نيست پس؟ چيست اگر مشكوك نيست و علل و ابعاد آن روشن شده اند چرا تاكنون مراجع رسمي و مربوط آن را اعلام؟ نكرده اند آيا نمي توان با گذشت چندين سال از وقوع اين قتل ها و در پرده ابهام ماندن آن به عنوان قتل مشكوك از آنها ياد؟ كرد قتل دكتر فلاح تفتي: دكتر فلاح تفتي متخصص قلب در يكي از شبهاي سال 1372 ( 72 25 تيرماه ) به همراه همسر و دو فرزندش در خانه خويش در تهران خيابان پاسداران به وسيله كارد كشته مي شوند و تنها فرزند او كه در زاهدان به تحصيل در دانشگاه آزاد اشتغال داشت زنده مي ماند. مانند ساير قتل هاي مشكوك اين مورد هم علي رغم پيگيري هاي فراوان يگانه فرزند بازمانده او علي فلاح تفتي هيچ گاه به نتيجه نرسيد. قتل فاطمه قائم مقامي: هنگامي كه روزنامه ايران با تيتر درشت خود در صفحه حوادث خبر قتل فاطمه قائم مقامي سرمهماندار هواپيما در ساعت 22 پنج شنبه 4 دي ماه 1376 را منتشر كرد و در خبري با عنوان: قتل اسرار آميز خانم مهماندار هواپيما نوشت جسد اين زن در حالي كه گلوله اي به شقيقه او شليك شده بود در اتومبيل پرايد مقتول در خيابان پاسداران كشف شد. دكتر بيژن جعفرزاده همسر وي طي مصاحبه اي با روزنامه زن اعلام كرده او را به كميته پيگيري قتل هاي زنجيره اي احضار كرده و جريان قتل همسرش را به عنوان يكي از كساني كه توسط محفل خودسر كشته شده به او اطلاع داده اند اما از وي خواسته اند كه براي جلوگيري از فرار قاتلان، اين موضوع را مكتوم نهاده و با مطبوعات در ميان نگذارد. آقاي فلاحيان در شكايت خود مدعي مي شود كه فاطمه قائم مقامي چند ماه پس از دوره وزارت او به قتل رسيده است و به استناد اين تاخر تاريخي اينجانب را متهم به افترا كرده است.