Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790304-48269S1

Date of Document: 2000-05-24

معلمان ابتدايي و مربيان پيش دبستاني بخوانند; شگفتي هاي دانش كودكان درباره زبان * هنوز در نيافته ايم آگاهي هاي زباني كودكان با خواستهاي ما از يادگيري در يك نظام آموزشي، هماهنگ نيست و عدم درك اين مسئله، موجب تجربه شكست خواهد شد * هنگامي كه كودكان، مراحل رشد را طي مي كنند و به تدريج با زبان رسمي و غيربومي كشور آشنا مي شوند، ممكن است از درك بعضي از اصوات و كلمات كه معلم در بياناتش به كار مي گيرد، ناتوان باشند. به راستي كودكاني كه مفهوم بسياري از لغات را نمي دانند، يا حتي نمي توانند بسياري از لغات را درست تلفظ كنند; چگونه جملات يا صحبتهاي معلمان يا ديگران را بخوبي ؟ مي فهمند دانستن اين نكته، پيش نيازي است براي ارتقاء سطح تجارب يادگيري در كودكان. معلمان براي پي بردن به درك بچه ها از جنبه هاي گوناگون به تكنيكهايي نياز دارند. اين تكنيكها، مي توانند رسمي يا غيررسمي اين باشند جنبه ها عبارتند از: معنا، صداشناسي و دستور زبان. سوءال اينجاست كه چگونه مي توان دانسته هاي كودكان را درباره زبان به ورطه آزمايش؟ گذاشت حتما چنين آزمايشي، مي بايد در يك محيط صميمي و عاري از هر گونه شرايط كنترل شده و غير حقيقي صورت مثل گيرد پرسش و پاسخ يا عمل و عكس العمل در محيط كلاس تا پي برده شود كه كودكان درباره زبان چه؟ مي دانند با توجه به توانايي كودكان در به كارگيري زبان، توانايي زباني آنها سنجيده مي شود. از اين توانمنديها، يكي اين است كه كودكان با چه رواني و با چه كيفيتي صحبت مي كنند و ديگر اينكه در نهايت چگونه و با چه كيفيتي مي خوانند و؟ مي نويسند از آنجايي كه ابتدايي ترين ابزاري كه به وسيله آن تعليم و تربيت به وقوع مي پيوندد، زبان است; و رشد و توسعه مهارتهاي زباني تكيه بر توانمنديهاي ادراكي گذشته كودك دارد; لازم است معلمان بر آن وقوف كامل داشته باشند تا به اين مهم برسند كه كودك چگونه زبان آموزش را مي آموزد. ادعا مي كنيم كودكاني كه روان صحبت مي كنند، خواندن و نوشتن را خوب مي آموزند. كودكاني كه دامنه مفاهيم لغاتشان بزرگ و مخزن واژگان آنها غني است، كارآيي بيشتري خواهند داشت و صلاحيت بيشتري نيز براي آموختن مهارتهاي زباني دارا هستند. اما چرا اغلب شاهد شكست يا عدم موفقيت كودكان در نظام هاي آموزشي؟ هستيم نكته قابل توجه اين است كه هنوز درنيافته ايم آگاهي هاي زباني كودكان با خواستهاي ما از يادگيري در يك نظام آموزشي، هماهنگ نيست. عدم درك اين مسئله، موجب تجربه شكست خواهد گرديد. بايد دانست كه علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد! گام اساسي در راه پيشرفت كشف، آن است كه پي ببريم كودكان درباره زبان چه مي دانند. خصوصا اين كه بدانيم برداشت كودك از مطالب ارائه شده توسط معلم چيست و چگونه آنها را در ذهن خود تفسير چرا مي كند كه گاه، تصويري را كه كودك از گفته معلم در ذهن مي سازد، با منظور و نظر معلم يكي نيست و در نتيجه معلم به هدف اصلي آموزشي خود دست نخواهد يافت. در صورت رسيدن به هماهنگي بين زبان كودك و زبان آموزش، گامي اساسي در جهت ارتقاي يادگيري برداشته ايم. بايد با روشهاي ارزشيابي مناسب از صلاحيت درك زبان در كودكان، آگاهي يافت. البته ناگفته نماند كه معلمان بايد به روشهاي گوناگون ارزشيابي مجهز باشند تا قادر به بررسي مهارتهاي پيچيده درك زبان آموزش در كودكان گردند. معنا در اينجا بايد دانست كه درك كودك از زبان چگونه است. اين مسئله بايد به صورت سنجش در دوره هاي پيش دبستاني انجام گردد تا كودك را براي رفتن به مدرسه و مواجه شدن با زبان آموزش كه زباني متفاوت با زبان بومي است، آماده كند. اين عمل مي تواند با روشهايي بسيار ساده انجام شود. به عنوان مثال چند تصوير مختلف را در مقابل ديد كودك قرار داده و از او مي خواهيم تصويري را نشان دهد كه نام آن را مي بريم. اما در مورد كلماتي كه مفاهيم انتزاعي دارند مثل ايمان، گذشت، مهرباني و... يا در مورد حروف ربط و اشاره مثل: روي، كه، زيرا و... روش ساده ياد شده كارآمد نيست. در اين مورد كه كلمات، معرف روابط يا اعمال هستند، مي توان از طريق درگير كردن كودك با بازي; به ميزان درك او از كلمات پي برد. براي مثال، مي توان از كودك خواست روي ميز بپرد، بعد از آن كه دوستش روي صندلي نشست. يا از او بخواهيم يك توپ را زير ميز بگذارد، بعد از آن كه دوستش كتاب را به او مي دهد. گاهي لازم است روش آزمايش معكوس باشد. مثلا معلم مي گويد: شخصي روي سقف راه مي رود، يا يك نفر با نوك پنجه پرسروصدا راه مي رود; در اينجا خنده كودك بهترين پاسخ براي معلم خواهد بود. براي پي بردن به ميزان توانمندي كودك از درك حروف ربطي كه ارتباط منطقي بين اجزاي جمله را نشان مي دهد، مي توان از اين مثالها استفاده كرد: بگوييم شخصي با قيچي رنگ آميزي مي كرد و بپرسيم چه چيزي خنده دار؟ است كودك در اينجا مي تواند ارتباط نداشتن قيچي به عنوان وسيله نقاشي را درك كند. يا در مثال: سگ پارس مي كند گربه ميو ميو مي كند; كودك مي تواند ارتباط بين نوع صدا و حيوان مورد نظر را درك كند. صداشناسي و دستور زبان مهمترين ابزاري كه كودك مي تواند براي درك و فهم مطلبي مورد استفاده قرار دهد، معني و مفهوم لغاتي است كه در جمله به كار رفته است. بعيد به نظر مي رسد كه كودكان 5 و 6 ساله مشكلي در درك اصواتي داشته باشند كه از اطرافيان مي شنوند. حتي كودكاني كه اصوات را درست ادا نمي كنند ( مثلا به جاي سيما مي گويد شيما ) و هر دو كلمه را به يك صورت تلفظ مي كنند، اما شگفت است كه وقتي همين كلمات را ديگران تلفظ كنند; كاملا تفاوت بين اين دو را تشخيص مي دهند. يعني توانمند شنيدن تفاوت صداها هستند. هنگامي كه كودكان مراحل رشد را طي مي كنند و به تدريج با زبان رسمي كشور ( غيربومي ) آشنا مي شوند، ممكن است در درك بعضي از اصوات و كلمات كه معلم در بياناتش به كار مي گيرد، ناتوان باشند، اينجاست كه چنين اصواتي براي كودكاني كه آشنايي كافي با لغات و دستور زبان و آواها ندارند، گيج كننده مي شوند. مثل: خار و خوار يا مفهوم شير و شير. البته اگر همين كلمات به صورت نوشتاري در جملات ظاهر شوند، مفهوم كلمه با توجه به مفهوم جمله، به خودي خود روشن است. اما در صورت بيان شفاهي، ايجاد اشكال مي كند. چنين مواردي در صحبت هاي روزانه اي كه كودكان مي شنوند كم نيستند. اصولا آزمودن درك تفاوتهاي چنين اصواتي، كار پيچيده اي است. هر چند اين خطاها در مراحل پيش دبستاني اهميت چنداني ندارند، اما دانستن آنها تحمل معلم را براي آموختن به كودكان بالا مي برد. بالا رفتن درك معلم، يعني سختي راه معلم. گاهي ديده مي شود كه كودكان يا در اداي فعل جمع يا مفرد دچار اشتباه مي شوند و يا گاه در اداي افعال حال يا گذشته (زمان افعال ). اما دقت كنيد كه عدم تلفظ علايم جمع يا زمان به معناي عدم درك كودك از دستور زبان نيست. دوره پيش دبستاني زمان مناسبي براي بالا بردن درك كودك، از مفاهيم دستور زبان است. به طور كلي اگر در آموزش پيش دبستاني هدف، تعليم زبان آموزي باشد; گامي موءثر برداشته شده است. شگفت انگيز است كه عدم توانمندي كودك در تلفظ درست علايم جمع يا زمانها به شكل صحيح، مشكلي براي ارتباطاتش با ديگران فراهم نمي كند. اين انتظار زيادي نيست كه كودك در زماني كه وارد مدرسه مي شود، درك درستي از فرمهاي دستور زبان داشته باشد. به خصوص درك تفاوتها، وقتي كه آنها را در مكالمات ديگران مي شنود، مي توانندزمينه ساز درك مفاهيم نوشتاري و آموزشي گردند. به طرق مختلف، مي توان درك كودكان را از بعد اعداد، زمانها و نكات ديگر دستوري، امتحان كرد، كه البته اين عمل مي بايد در سنين پيش دبستاني تا شروع دبستان انجام گيرد تا كودك در زمان شروع آموزش رسمي كشور; حداقل اطلاعات لازم را درباره ساختار زبان داشته باشد. به عنوان مثال چند تصوير را به كودك نشان مي دهيم و جمله اي را در ارتباط با يكي از اين تصاوير بيان مي كنيم و از كودك مي خواهيم تصوير مربوطه را نشان دهد. مثلا با نشان دادن تصوير دختري در حال لرزيدن يا سرفه كردن و يا.. از، كودك مي خواهيم تصوير مربوط به جمله مريم سردش شده است را نشان دهد و يا مريم سرما خورده است را نيز و يا اين كه تصويري از يك گربه را نشان مي دهيم كه در حال بازي كردن است. و مي گوييم: كدام عبارت صحيح تر است، گربه بازي مي كند يا گربه ها بازي؟ مي كنند در مثال ديگري مي توان روي تصويري اين جملات را عنوان كرد: ما موشهاي بزرگ داريم. ما موشهاي بزرگ هستيم. و يا اين كه روي تصويري از دو پسر بگوييم، كدام جمله صحيح تر است: رامين بلندتر از رضا است يا رضا بلندتر از رامين است و با مثالهايي از اين قبيل، درك مستقيم و غيرمستقيم از موضوعات، مي توانند ارزيابي شوند. همچنين مي توان با جايگزين كردن عبارات، از درك كودك نيز امتحان به عمل آورد. به عنوان مثال با حيوانات، اسباببازي ها و عروسكهايي كه روي ميز هستند، مي توان پاسخ كودك را در مقابل راهنماييهايمان ارزيابي كنيم. مثلا مي توان گفت: عروسك را به اسب بده اسب را به عروسك بده يا به عروسك اسب بده. كودكان تا زماني كه به مدرسه مي روند، هنوز تمام ساختار اساسي دستور زبان را نمي دانند. به عنوان مثال فهم جمله سوم (به عروسك اسب بده ) مربوط، به سنين بالاتر است. به طور منطقي نمي توان از كودك انتظار داشت كه در اين سن، دستور زبان را اگر بداند معلمان اين نكته را بدانند; دراين مقطع تلاش بيهوده اي براي آموزش ساختار زبان به كودكان نخواهند كرد. هدف، منظور دانستن نكاتي كه عنوان شدند، به منظور دستيابي به هدف اصلي گوينده مهم هستند. هنگام كاركلاسي، اگر معلم از ميزان شناخت بچه ها از جمله هاي خبري و خواهشي، آگاهي نداشته باشد; اشكال ايجاد مي شود. به عنوان مثال وقتي معلم مي گويد: اينجا خيلي سر و صدا است در واقع يك جمله خبري نيست; بلكه خواهشي است از بچه ها براي آرام شدن آنها. ويا اين كه: بيرون از كلاس، صدا زياد است بدين مفهوم است كه: از كسي كه نزديك در است خواهش كند در را ببندد. پي بردن به مفهوم اينگونه جملات غيرمستقيم، مي تواند با يك آزمون چندگزينه اي نيز صورت در گيرد اين مثال دقت كنيد: وقتي كه در كلاس، معلم مي گويد: علي، ممكن است بنشينيد. منظور معلم كداميك از اين دو جمله است: آيا معلم از علي سوءال كرده كه اگر خواست بنشيند يا اين كه به او تاكيد كرده است كه؟ بنشين براي دستيابي به ميزان درك بچه ها از منظور معلم، مي توان پاسخهاي آنان را در موقعيت هاي مختلف ارزيابي كرد. منظور معلم از جمله فوق چه بوده؟ است اگر علي پاسخ دهد: نه پاسخ او دليل بر؟ چيست گستاخي علي يا عدم درك منظور معلم توسط؟ علي دانستن اين نكته براي برخورد معلم با علي، بسيار حائز اهميت است. كاربرد اجتماعي زبان آخرين جنبه اي از زبان كه بايد مورد ارزيابي قرار بگيرد; دانستن ساختارها و قوانين مناسب براي استفاده از زبان در موقعيت هاي اجتماعي متفاوت است. مثلا اين كه دانش آموز بداند كه با معلم خود چگونه صحبت كند و با دوستش؟ چگونه به عنوان مثال دختري كه آموخته است هنگام صحبت كردن، دستهايش را بالا ببرد; بايد اين را نيز بداند كه در؟ كجا مثلا زماني كه در زمين بازي با دوستانش مشغول بازي است; اگر دستهايش را بالا ببرد و دوستش را صدا بزند، مسخره به نظر مي رسد. به همين نسبت اگر دانش آموزي، معلم يا مدير خود را با اسم كوچك صدا بزند! ارزشيابي اساسي و منظم از چنين ابعاد مختلفي از درك بچه ها، بسيار خوشايند است. ترجمه و تاليف: دكتر غلامرضا حسين نژاد - فاطمه محمدي