Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790304-48266S1

Date of Document: 2000-05-24

هميشه شاد زندگي كنيم متاسفانه شيوه تربيت ما انسانها صحيح و منطقي نيست. انسانها مستبد و، خودراي تربيت مي شوند، از كودكي به خاطر امر و نهي هاي زيادي كه بر او صورت مي گيرد و در رفتارهاي او دخالتهاي بيشتري مي شود او را قالبي بار مي آورد يعني كودك ياد مي گيرد كه قالبي بيانديشد امروزه موضوع شاد بودن و ضرورت آن توسط دانشمندان و انديشمندان به بحث گذاشته شده است و باز شدن باب بحث شادي و حدود غم و اندوه، بسيار مبارك و زيباست. بنده نيز بعد از يك دهه تحصيل و تحقيق و تدريس ديدگاه نويني را براي سالم زندگي كردن انسان ارائه نموده و اسم آن را مثبت انديشي و شاد زيستن گذاشته ام البته مثبت انديشي رابطه كاملا خاصي با شاد زيستن دارد كه در بحث ديگري اين رابطه را توضيح خواهم داد. سالهاي متمادي كه درباره احساس و نگرش انسان تحقيق كرده ام و به ويژه درباره روحيات ايرانيان و احساسهايي كه بر رفتارهاي فردي و جمعي آنها حاكم است، به اهميت شادي و شاد زيستن پي بردم و تصميم گرفتم با شكافتن كامل موضوع از ابعاد و زواياي مختلف به موضوع شادي نگاه كنم و راهكارهاي كاملا عملي براي شاد بودن مردم ارائه دهم. حتي در سالهاي اخير از تعداد زيادي از هموطنان خود از زن و مرد و با سنين مختلف تستهاي شاد بودن گرفته ام و سطح شادي آنها را به شيوه علمي تعيين نموده ام كه متاسفانه درصد بيشتري از مردم از سطح شادي خوبي برخوردار نيستند وغمگيني، انزوا و سكوت غم آلود در جامعه ما بيشتر است. شادي؟ چيست از زواياي مختلف مي توان به مساله شادي نگريست، ولي من دوست دارم از بعد روانشناسي اجتماعي به موضوع شادي نگاه كنم. از اين بعد شادي را مي توان نتيجه راضي بودن انسان در نظر گرفت. البته روانشناسان تعريفهاي ديگري را نيز براي شادي ارائه داده اند، ولي تحقيقات ما نشان مي دهد كه سطح شادي هر فردي را كيفيت رضايت او از روند كلي زندگي تعيين مي كند، يعني هر چه انسان از زندگي و اتفاقات آن راضي باشد شادتر خواهد بود و اگر اتفاقاتي موجب از بين رفتن رضايت فرد شود همانقدر نيز موجب پايين رفتن سطح كلي شادي وي خواهد شد. انسانهايي كه از وضع فردي يا خانوادگي و يا اجتماعي خود راضي نيستند شادي آنها در سطح پائين تري است. لذت و ارتباط آن باشادي بعضي از فيلسوفان و روانشناسان لذت را مقابل شادي حساب مي كنند، به نظر آنها اگر انسان از چيزي لذت ببرد همانقدر نيز شاد خواهد بود. درباره اين ديدگاه بايد اشاره كنم كه اولا لذت انواع مختلفي دارد نمي توان همه لذتها را در يك شكل در نظر گرفت. به عنوان مثال بعضي از لذتها موجب مدتها غمگيني و افسردگي مي شود، مثل گناهان يا تخلفات اجتماعي و يا مصرف مواد مخدر. يك فرد از مصرف مواد مخدر لذت مي برد ولي بعد از لذت مقطعي آن، دچار اندوه و پشيماني مي گردد و در مورد گناهان نيز وضع بدينگونه است. ولي لذتي موجب شادي خواهد بود كه اين لذت در چارچوب ارزشهاي فردي باشد. مثل كمك به انسانها، ايثار، هديه اين دادن نوع لذتها واقعا موجب شادي مي شود علت آن نيز اين است كه اين لذت در حقيقت نوعي رضايت است، يعني فرد از كاري كه انجام داده است راضي است و اين رضايت لذت بدنبال دارد. پس به بحث خودمان برمي گرديم كه شادي نتيجه راضي بودن است. آيا هر كسي كه مي خندد شاد؟ است بعضي خنديدن را عين شادي مي دانند ولي واقعيت چيز ديگري است. اولا خنده انواع مختلفي دارد. خيلي از خنده ها مخالف با شادي و نشانه نارضايتي است، بقول شاعر: خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است كارم از گريه گذشته است به آن مي خندم خنده تلخ موجب شادي نخواهد بود ولي خنده شيرين شادي موقتي را ايجاد مي كند. خنده شيرين از علائم شادي است ولي حتي خنده هاي شيرين موجب شادي پايدار نخواهد بود. شادي يك روند كلي و مثبت در طول زندگي است كه حالت به هم پيوسته دارد. چه بسا بعد از خنده هاي شيرين و شادمانه به افكار نوميدانه خود ادامه مي دهيم و احساس غمگيني مي كنيم. شاد بودن وارتباط آن با گريه ها بحث اينكه آيا گريه ها و عزاداريها شاد زيستن را از انساني مي گيرد يا نه بحث مفصلي است كه در فرصتهاي آتي به آن خواهيم پرداخت، ولي به اعتقاد ما هر نوع عزاداري مخالف شاد بودن و موجب غمگيني نيست و هر نوع گريه غم بدنبال نخواهد گريه ها داشت و عزاداريها انواع مختلفي دارند. چه بسا بعضي از گريه ها چون عاشقانه است و از سرعجز و ناتواني نيست، ذهن غمگين شخص را تخليه مي كند و موجبب ايجاد راحتي و رضايت در او شده و موجب شادي پايدار او مي گردد. انساني كه گريه مي كند ناشاد نيست و هر كس كه مي خندد شاد نخواهد بود. اثر و جايگاه گريه و خنده را جدا از انواع آنهابايد در روند كلي زندگي انسان و درصد رضايت او از اين روند كلي بررسي ولي بكنيم در يك نگاه كلي اكثر گريه ها شاد بودن را اگر چه به صورت موقتي، از بين مي برد. چگونه مي توانيم شادباشيم؟ براي شاد بودن دو شيوه اساسي را پيشنهاد مي كنيم كه براي همه انسانها ملموس و عملي است: الف -شيوه فكري و نگرشي ب - شيوه عملي و رفتاري شيوه فكري و نگرشي قبلا اشاره كرديم كه اگر از زندگي رضايت نداشته باشيم و همچنين از دست زندگي و اتفاقات آن شكوه و گلايه كنيم همانقدر نيز از شادي و شاد زيستن فاصله خواهيم گرفت پس بايستي در زندگي خود رضايت ايجاد كنيم. رضايت انسان از زندگي وابسته به داوريهاي اوست. يعني واقعيتهاي موجود، رضايت يا عدم رضايت ما را موجب نمي شوند بلكه داوري ما در مورد اين واقعيتها تعيين كننده رضايت يا نارضايتي ماست، پس رمز واقعي شاد زيستن دوري از داوريهاي منفي است. اگر كمي بيانديشيد متوجه مي شويد كه تمام نارضايتي ها، گلايه ها و رنجهاي شما نتيجه داوريهاي منفي شماست. اگر امروز دست از داوريهاي منفي در مورد ديگران، زندگي و حتي خودتان برداريد دچار نارضايتي نخواهيد بود و شادي واقعي را احساس خواهيد كرد. متاسفانه شيوه تربيت ما انسانها صحيح و منطقي نيست. انسانها مستبد و خودراي تربيت مي شوند، از كودكي به خاطر امر و نهي هاي زيادي كه بر او صورت مي گيرد و در رفتارهاي او دخالتهاي بيشتري مي شود او را قالبي بار مي آورد يعني كودك ياد مي گيرد كه قالبي بيانديشد و اين قالبي انديشيدن او را مستبد بار مي آورد و فرد مستبد همه چيز را با خودش و با باورهاي خودش مي سنجد و اين شروع بدبختي و درگيري و اختلافات و نارضايتي است. وقتي ما با عينك خودمان بر زندگي و رفتار انسانها نگاه مي كنيم و با ارزشها و قالبهاي فكري خودمان انسانها و رفتارشان را مي سنجيم و براساس درك محدود (و چه بسا بعضا غلط ) خودمان از انسانها و زندگي انتظاراتي داريم و اين انتظارات مطمئنا برآورده نمي شود، ناراضي مي شويم و شادي را از دست مي دهيم. از كجا معلوم كه ديگران بهتر از ما نمي انديشند، از كجا معلوم كه رفتار ديگران بهتر از رفتار ما نيست. پس براي شاد بودن اول بايد خودمان و نگرش مان را تغيير دهيم. اين ديگران نيستند كه ما را غمگين مي كنند بلكه داوري خودمان موجب ناشادي ما مي شود. بايد اين اصل مهم را بپذيريم كه انديشه هاي ما عين واقعيت نيستند و ممكن است اشتباه باشند. همان طوري كه گذشت زمان اشتباه بودن انديشه ها وتصميمهايمان را اثبات پس مي نمايد براي شاد زيستن بايد داوري نكنيم، اگر قصد داريم داوري كنيم خيلي درست و حساب شده و مثبت داوري كنيم وديگران را كه به نظر ما رفتار غلطي دارند با تمام وجود ببخشيم كه در دين مقدس اسلام خداوند مهربان و بخشنده است. شاعر نيز در وصف بخشش الهي مي گويد: باز آي هر آنچه هستي باز آي گر كافر و گبر وبت پرستي باز آي اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شكستي بازآي شيوه عملي و رفتاري همانطور كه افكار ما بر رفتارها و اعمال ما تاثير مستقيم دارد، حالتهاي ما نيز بر افكار و انديشه هاي ما تاثيرگذار پس است براي شاد بودن بايد رفتارهاي شادمانه و مثبت داشته شوخي باشيم خنديدن، كردن، صميمي بودن، محبت كردن جزء رفتارهاي شادي آفرين است، بايستي در روابط اجتماعي مان به اين مسائل توجه كنيم. همچنين شركت در جشنها، جلسات شاد و مراسم هاي شادي بخش احساسهاي خوب و شادمانه در ما ايجاد خواهد كرد و اين موجب شادي ما و حتي تغيير نگرش ما از نارضايتي به رضايت و از داوري منفي به داوري مثبت خواهد بود. بهتر است لبخند و صميميت را جزئي از رفتارهاي هميشگي خود قرار دهيم. پيامبر گرامي اسلام با آن همه فراز و نشيبي كه در زندگي پربركتشان داشتند هميشه لبخند به لب بودند. بهتر است در هر جمعي كه وارد مي شويم شادي و لبخند و محبت را با خودمان وارد كنيم و موجب شكوفايي احساس شادي در آن جمع شويم و خود نيز احساس رضايت و شادي كنيم. لازم است تعداد جشنها را بيشتر از مراسم عزاداري كنيم و عزاداريهاي خود را از خرافات و پيرايه هاي غلط پاك كنيم و مفهوم عجز و ناتواني را از فلسفه عزاداريها حذف كنيم. آن وقت عزاداري و گريه هاي عاشقانه براي امامان، هم موجب اعتلاي معنويت روحي و هم موجب شكوفايي انديشه هاي الهي در ما خواهد شد و اين نيز در مسير رضايت و شادي ما خواهد بود. جشن نوروزي زيباترين بهانه و بهترين فرصت براي ماست كه شيوه هاي زيباي نياكان خود را براي شادي و شاد زيستن احيا كنيم، با توكل به خدا غمها و نااميديها را از دل بزداييم و استوار و شاد بسوي آينده اي زيبا گام برداريم و فردايي زيبا براي خود و كشورمان بسازيم. بياييم همراه با پرندگان شاد سرود زندگي سردهيم و با شكوفايي گلها، گل اميد را در دلهاي خود بارور كنيم. بياييم با وجود مشكلات زندگي، شاد باشيم تا بتوانيم اين مشكلات را در پرتو شادي و آرامش و نشاط و پويايي از بين ببريم. بياييم با نو شدن طبيعت نگرش خود را نو و زيبا كنيم و دنيا را زيبا ببينيم، اين زيبا ديدن، شادي پايداري را براي ما به ارمغان خواهد آورد. صمد وليزاده