Hamshahri corpus document

DOC ID : H-790303-48251S8

Date of Document: 2000-05-23

از موسيقي ناب تا موسيقي پاپ! رضا مهدوي * بحث و جدل بر سر موسيقي ناب است و نمي دانيم موسيقي ناب (Pure)؟ چيست همان طور كه نمي دانيم موسيقي پاپ (POP) ؟ چيست ما هنوز عادت نكرده ايم كه موضوعي را از راه برخورد صحيح بشناسيم و تنها زماني به فكر آن مي افتيم كه در تنگناي خردكننده موضوعي گرفتار شده باشيم. آن وقت كمي ديراست! اگر واقعه را به درستي بشناسيم، وقوع و علاجش را هم مي توان شناخت. اگر موسيقي ناب صرفا يك برداشت ذهني است كه از پيرايش و پالايش سليقه هاي هنري مايه مي گيرد، درعوض، موسيقي پاپ يك پديده عيني پديده اي است كه موجوديت آشكار، رواج عام و كاربرد خيلي وسيع و گسترده دارد و تعريف خيلي روشني هم مي شود برايش يافت. موسيقي پاپ به اصطلاح درست و يا غلط مردم پسند، كلمه اي است كه در عرصه موسيقي برخوردهاي دوگانه اي با آن شده است. گروهي در مذمت و حقارت آن سخن گفته اند و عده اي ديگر در فضايل آن. بيرون از اين برخورد دوگانه، ترديدي نيست كه ما به انواع موسيقي محتاج هستيم و بايد با بالا بردن توليدات سالم داخلي (نه هر چيز دم دستي ) راه، را بر رسوخ نوع خارجي (البته نوع بد آن ) سد كنيم. امروزه دنيا تبديل به يك دهكده جهاني شده است و چه بخواهيم و چه نخواهيم، بسياري از توليدات مسموم از فرامرزها رسوخ خواهد كرد، پس چه بهتر كه خود چاره انديشي كنيم و با قضايايي چون موسيقي عامه پسند، پاپ و يا كوچه و بازار منطقي تر و عقلايي تر تصميم بگيريم و جايگاه هر كدام را نسبت به شان واقعي سنجيده و ميدان بدهيم. موسيقي پاپ از دو جنبه قابل اهميت است. اول اين كه اين نوع موسيقي به هر حال داراي يك اصول، روش و چارچوبهاي علمي خاص خود است و محدوديت جغرافيايي نمي شناسد و دوم، اين كه بخش مهم و قابل توجهي از موسيقي را شامل مي شود. در ادبيات ديني ما، موسيقي امر مختص نيست، بلكه امر مشترك است. يعني هم مي توانيم استفاده مفيد از آن داشته باشيم و هم غيرمفيد، همانند دو لبه چاقو كه يك لبه آن برندگي دارد و از دو جهت حسن و مضر و ديگر لبه آن خنثي. درواقع شيوه استفاده و هدفي كه موسيقي دنبال مي كند، اهميت دارد. از اين جهت موسيقي مستقيما و مستقلا حرام نيست. به عبارت ديگر اگر موسيقي با يك كلام منحرف و تخديري توام شود و در انتقال پيام نادرست موءثر واقع شود، در اين صورت موسيقي اي است مخرب و نادرست كه شارع مقدس نيز آن را نهي و نفي مي كند و وجودش را زيانبار مي داند. اين موضوع، موسيقي خاصي را مد نظر ندارد، بلكه هم مي تواند در حد و حدود موسيقي سنتي مصداق پيدا كند و هم موسيقي پاپ. مهم هدفي است كه در پي موسيقي مي آيد و موسيقي را هدفدار مي كند. بدون شناخت موسيقي و انواع آن، طبيعتا انتخاب، تصميم گيري و اظهارنظر بسيار مشكل خواهدبود. بايد دقيق و علمي موسيقي و خاستگاه آن شناخته شود و آن گاه محدوديت و حرمت آن مشخص گردد. موسيقي پاپ، نوعي موسيقي به ظاهر زنده و پوياي زمان ما محسوب مي گردد كه بسياري از مفاهيم را مي توان با آن بيان و القا كرد كه بيشترين مخاطبانش نسل جوان ساده پسند دور از انديشه والا است. اين نوع موسيقي را نبايد به عنوان تحقير براي توضيح انحطاط در موسيقي به كار برد. در طي اين دو دهه از گذشت انقلاب اسلامي در هر زمينه اي طبيعتا نوع نگرش و ديدگاهها دچار تغيير و حساسيت شد كه نياز به گذشت زمان داشت تا به وضع جديد و دور از تعصبگرايي رجعت كند. براي نمونه اجرايي كه از فوءاد حجازي در تالار انديشه صورت گرفت، اكثر ابعاد بخصوص در بخش نوازندگي ساكسيفون و بعد تنظيم و هماهنگي لازم بين گروه زيبا و دلپذير بود. در وضع فعلي، در شرايطي كه گوش ها از بساز و بفروشي هاي موسيقي سنتي نماي هجده سال گذشته به شدت اشباع شده، هجوم موسيقي نماهاي ساخت لوس آنجلس و حومه، مشكلي جدي به حساب مي آيد و ناتواني اهل موسيقي در تامين نيازهاي شديد هنري مردم بيش از گذشته به چشم مي آيد. شايد دليل استقبال بيش از اندازه گروههاي به اصطلاح پاپ در اين يكي دو سال اخير نيز شباهت اينها به آنها (!) باشد و مسلما دوره اي خواهد داشت و تاريخ مصرف آن نيز مثل خيلي چيزهاي روبنايي به زودي فروكش خواهد اما كرد بايد به دنبال علت و معلول گشت كه چرا اين گونه بايد بشود، پژوهشگران جواني نيز در حال حاضر عمر و سرمايه شان را صرف مي كنند تا شايد حداقل نسل جوان آينده، دچار چنين معضلات ازهم گسيختگي مرزهاي هنري نشود. البته ديگر در مرحله اي نيستيم كه بنشينيم و به كار تئوريك بپردازيم، تعريف استخراج كنيم و در آخر به دنبال تطبيق آن با مصاديقش باشيم. اين دوره، دوره كار و تلاش و سازندگي در تمامي عرصه هاست و جا دارد كه در موسيقي و انواع آن بيش از پيش كار و تلاش شود تا حداقل در آينده اي نزديك شاهد شكوفايي موسيقي پاپ مغزدار از نوع سالم آن باشيم. موسيقي پاپ به شرط سلامت و به دور از تقليدات آن سوي آبها در ظاهر و محتوا، مورد تاييد هرگونه فكر و انديشه سالم با هر سليقه اي است كه در راهنمايي نسل جوان و پويايي كشورمان نقش بسزايي خواهدداشت. ابن خلدون در جلد دوم كتاب خود مي گويد: و موسيقي از آخرين صنايعي است كه در ا جتماع و عمران پديد مي آيد... و نيز اين هنر از نخستين صنايعي است كه در هنگام ويراني و سير قهقرايي يك اجتماع از آن رخت برمي بندد و زايل مي شود و خدا آفريننده است.